شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
سلام حدود دو هفته پيش من تعدادي فايل براي قسمت دريافت فايل سايت فرستادم و براي اين كار وقت زيادي صرف كردم. فايلها تريلرهاي فيلمهاي هري پاتر بود (فيلمهاي اول، دوم و سوم) و به شاخه فيلم، تريلر و ترنسكريپت فرستادم. بعد از مدتي كه به سايت سر زدم ديدم هيچي به قسمت دريافت فايل اضافه نشده. ميخواستم ببينم كه آيا فايلها به دست شما نرسيده و مشكلي در قسمت دريافت فايل وجود داره يا اينكه رسيده و تأييد نشده و اينكه اگر تأييد نشده دليلش چي بوده و چه مشكلي داشته؟ خيلي ممنون ميشم اگه كه جواب سؤالم رو بديد.
ضمنا اول مشكلم رو به ايميلي كه در قسمت تماس با ما گذاشتيد يعني downloads@jadoogaran.org فرستادم ولي بعد از يه مدت برگشت به خودم و نوشته بود كه ميل باكستون پره. اگه ميشه به اين هم رسيدگي كنيد.
امروز داشتم به سايت توجه ميكردم(تا قبل از اين توجه نميكردم) كه متوجه شدم تعداد پاسخ هاي جديد در ايفاي نقش و هاگوارتز و تالار خصوصي و كوييديچ هركدوم 7 تا پاسخ مياد ولي براي باكس پاسخ هاي جديد در انجمن 10تا پاسخ مياد. خب چرا؟؟؟
ايفاي نقش كه فعال ترين قسمت سايته و كابراي هميشگي بيشتر با اون كار دارن، چرا 7 تا باشه؟ تعداد تاپيك هايي كه در ايفاي نقش ميخوره و خورده اگه مقايسه كني با بقهيه ي انجمن ها ميفهميد كه بايد فضاي بيشتري بدين به اين ايفاي نقش. پيشنهاد من اينه:
حداقل براي ايفاي نقش ،تعداد پاسخ هاي جديد به 10 برسه. گوشه ي صفحه ي سايت هست براي خودش . جا هم كه كم نداره.
2. اين معدن متروك متروپوليس با غاينكه ايفاي نقشه تقريبا ، ولي تو مطالب اشتراكي موجوده ...همممم اين يعني چي؟
یه موردی برای من دقیقا مثل گابریل پیش اومده ، یه بار همینجا گفتم پیگیری نشد !
نقل قول:
فکر می کنم این مشکل موقعی پیش میاد که کس دیگه ای با شناست آن شده باشه و تو نتونی این کارو بکنی ... چون یک بار شناسه من همینجوری آن توی کافی نت موند تا دو سه روز که دوباره برگشتم کافی نت و درستش کردم همینجوری مونده بود...! بازم خودت یک چکی بکن!
مگه هرکی کافی نت میره ، اول میره جادوگران بعدشم شناسه های سیو شده رو چک میکنه !!!! ضمنا یه پیشنهاد داشتم
در بالای فیلد های سمت راست سایت نوشته مثلا " پاسخ های جدید در هاگوارتز " یا مثلا در انجمن خصوصی .. به نظرم اگه این نوشته ها به صورت لینک در بیان و با کلیک روشون بشه به اون انجمن رفت .. اینجوری اگه تو کافی نت یا جایی به جز خونه باشیم سریع تر میریم تو انجمن ها !
با سلام خدمت مدیریت محترم ... میخواستم یک پیشنهادی بدم که چند وقتی بود تو ذهنم وول میخورد
می خواستم بگم که بعد از قهرمانی هر گروه در هاگوارتز یک تم در رابطه با همون گروه درست کنید و مثلاً تا دو هفته اون تم توی سایت باشه ...
مثلاً این ترم راونکلاو قهرمان هاگوارتز میشه و شما میتونید یک تم درست کنین که راونکلاوی باشه به عنوان قهرمانی اون گروه !
---------------------
به گابر : فکر می کنم این مشکل موقعی پیش میاد که کس دیگه ای با شناست آن شده باشه و تو نتونی این کارو بکنی ... چون یک بار شناسه من همینجوری آن توی کافی نت موند تا دو سه روز که دوباره برگشتم کافی نت و درستش کردم همینجوری مونده بود...! بازم خودت یک چکی بکن!
امروز وارد سایت شدم، (خاطره تعریف میکنم! ) بعد اومد صفحه ی اول پیام شخصی رو که باز کردم (یعنی منم پیام شخصی داشتم! ) اومدم برم یک صفحه ی دیگه که زد ورود کاربر ! ( معمولا وقتی گزینه ی "ورود اتوماتیک " رو تیک دار میکنم که یعنی همیشه، وقتی ده دقیقه میگذره توی سایت کاری نمیکنم این طوری میشه. ) بعد اینو زدم..
آقا مگه من تونستم آن شم؟ هی میزد با تشکر از ورودتون بعد صفحه ی بعدی میزد " ورود کاربر " ...!
خلاصه مجبور شدم یک سری عملیات ژانگولری انجام بدم و کلا سایت و کامم منفجر شدند. میشه یه توضیحی بدید دلیلش چی بوده و یکم رسیدگی کنید چون خیلی این مشکل پیش میاد!
کورمک عزیز لطف کن اگه با این سبک پستها برخورد کردی حتما بلیت بزن و لینک رو به مدیران بده تا اونها بررسی کنن تا در صورت نیاز پست ویراش و یا پاک بشه و به زننده پست تذکر داده بشه. این وظیفه ناظرانه که با این جور پستها برخورد کنن اگه نکردن از نظارت برداشته میشن
اممم سلام ضمن خسته نباشيد به مديراي سايت، ميخواستم انتقادي داشته باشم اينجا، راجع به بيناموسي تابلو و زياده از حد نوشتن بعضي دوستان. مطمئنا اين طرز نوشتن تا يه حدي براي فضاي طنز اشكالي ايجاد نميكنه. ولي وقتي از حد گذشت، واسه ي يكي مثه من كه چند سالي از عمرم رو به هري پاتر و دنياش اختصاص دادم و زندگيم نافرم باهاش گره خورده، يه جورايي دلزدگي و افسردگي رو در پي داره. نميدونم اصلا من به عنوان يه شخصيت ايفاي نقش تازه وارد در حدي بودم كه اين حرف رو بزنم يا نه. ولي حالا كه گفتم به اين خاطر بوده كه واقعا دلم ميخواد بدونم واقعا دنياي هري پاتري اينه؟ اينكه بيايم اينجا و پستايي بزنيم كه توي هر وبلاگي كه به هري پاتر هم ربطي نداره ميشه زد و خوند؟(اون هم چه كساني كه قلم بسيار گولاخي دارن) بيايم اينجا و به خاطر يه حرف رولينگ كه بعد از اتمام كتاباي هري پاتر بوده(بيناموسي دامبلدور) توي اكثر تاپيكها پستايي ببينيم كه حتي ربط مستقيمي با چيزي كه توي كتاب خونديم و با تخيل خودمون باهاش زندگي كرديم نداره. خب اعتراض من به فرهنگ خاص جاري شده در سايت نيست... اين اتفاقيه كه افتاده... ولي گاهي اوقات به حدي زشت و تابلو ست، كه من هم با اين همه علاقه، دلم از دنياي زيباي جادوگري چركين ميشه. نميدونم... من كه وقتي عضو شدم و تونستم وارد انجمن ها بشم و پستا رو بخونم، اولش ذوقم فروكش كرد( يه جورايي وا پس زده شدم) البته بعد از مدتي احساس كردم من هم ميتونم بنويسم.. اونجوري كه دلم ميخواد.. مرتبط با هري پاتر و جادو.. گفتم كه سايت فرهنگ خاص خودش رو داره..حتي شايد گاهي از شوخي هاي ظريف و اشارات رايج بين اعضا استفاده كنم... ولي فقط اشاره اونم ظريف... نه انقدر تابلو كه يه تازه وارد، وقتي با يه عالم ذوق هري پاتري مياد و عضو ميشه نبينه بناي نوشته هاي سايت روي يه جمله كه رولينگ توي يه مصاحبه گفته بنا شده، نه كتابهايي كه توشون، حتي يه اشاره ي كمرنگ هم راجع به اون جمله نكرده.
مرسي كه به حرفام گوش داديد (خيلي دلم ميخواد اين پست رو علي نيلي عزيز بخونه)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط كورمك مك لاگن در 1387/6/7 10:46:10
در كنار درياچه ي نقره ايي قدم ميزنم و با بغضي که مدتهاست گلويم را ميفشارد، رو به امواج خروشانش مي ايستم و در افق، طرح غم انگيز نگاهش را ميبينم، كه هنوز هم اثر جادويي اش را به قلب رنجورم نشانه ميرود.. كه هنوز نتوانستم مرگ نا به هنگام و تلخش را باور كنم.. كه هنوز بند بند اين تن نا استوار به نيروي خاطره ي لبخند اوست كه پابرجاست.. با يأس يقه ي ردايم را چنگ ميزنم و در برابر وزش تند نسيم، وجودِ ويرانم را از هر چه برودت و نيستي حفظ ميكنم.. از سمت جنگل ممنوعه، طوفاني به راهست و حجم نامشخصي از برگ و شاخه ي درختان مختلف را به اين سو ميآورد.. اخم ميكنم تا مژگانم دربرابر اين طوفان، از چشمان اشكبارم محافظت كند.. شايد يك طوفان همه ي آن خاطره ي تلخ را از وجودم بزدايد..