) و یک جوراب ساق بلند نارنجی و یک کلاه گنده نارنجی بپوشم فقط ...میدونید آخه من نارنجی رو خیلی دوست دارم ... کلاه هم دوست دارم ... کلاه به آدم شخصیت میده ...
اگر دقت کنید کلاه کلا" چیز عجیبیه ...
کلاه رو روی سر آدما میذارن ، کلاهشون رو برمیدارن ، کلاهشون قاضی میشه ، کلاه بازی میکنن ، کلاه انداز میشن ، کلاهشون تو هم میره ، و هزاران کلاه و سر و کله دیگه ...
کلاه هم مثل هر چیزی انواع داره ...
بعضی کلاها خوشگلن ... اصلا هم برای خوشگلی استفاده میشن ، مثلا یکی که یک کلاه نارنجی گنده میذاره رو سرش میخواد مثل من خوشگل بشه دیگه
بعضی کلاها به آدم شخصیت میدن ! مثلا اگر یک کلاه به سبک فیلمای وسترن بذارین سرتون همه با دیدن شما یاد کابوی ها میافتن ! یا اگر یک کلاه پارچه ای پر دار روی سرتون باشه همه رو یاد قبیله های وحشی سرخپوست میندازین ... کلاه های دیگه هم هست ، کلاه هایی هم هست که بهتون شخصیت های خوب میده ...
بعضی کلاها برای مقاومت در برابر بارون و برف و اینا استفاده میشن ! کلاهای خوبین ... جلوی بدی ها رو میگیرن !
بعضی کلاها هم مثل کلاه مرگخواراست ، جلوی خوبی های آدمی رو میگیره و کلا تبدیل میشه به نماد بدی ها ...
بعضی کلاها هم بوقین ... بوقین دیگه قبول کنید ... البته حتما شما هم توی تولد دوستاتون کلاه بوقی زیاد سرتون گذاشتین ! ولی اشتباه نکنید ...
آن یکی شیر است اندر بادیه / وآن یکی شیر است اندر بادیه
این کلاهی که من میگم از همه بوقی تره ... بوقی به معنی بد ، تف ، زشت ، بوقی ، بیشوووووووووووووور (!)
این کلاها رو نمیشه از سر کسی برداشت ، ولی باید بگم هرکس این کلاه رو استفاده کنه کلاه بزرگی سرش رفته ! این کلاها زشته ، نارنجی نیستا ... رنگش هم مثل خودش بوقیه ...
ولی میدونین ، این کلاها سر هرکس که بره رنگ اون آدم رو عوض میکنه ... مهم نیست سیاه باشن یا سفید یا مثل من نارنجی ... این کلاه رنگ همه رو عوض میکنه ... دیگه نه سیاهن نه سفید ، هفت رنگ میشن ، اونقدر رنگ و وارنگ میشن که دیگه نمیشه فهمید رنگ خودشون کدوم یکی بوده ...
همین الان یکی رو میشناسم که کلاه رو سرش نذاشته ، بلکه فقط از نزدیکش رد شده ، الانم هفت رنگه ... بیشتر ... شاید صد رنگه ... تازه همین الان خدا میدونه چقدر داره تلاش میکنه که اون کلاهه رو بگیره ...
کلاهه اونقدر بوقیه که ... فقط یک کلاهه هاا ... ولی مثل یک پرده پخش میشه روی تمام وجود آدم ... دیگه نه کسی آدم رو میبینه و نه آدم میتونه از پشت پرده کسی رو ببینه ... کسی که کلاه رو میذاره فقط خودش رو میبینه ...
شاید بعضیا بگن کلاه کلاهه دیگه ! ولی من میگم این کلاهه با بقیه فرق داره ... یه جورایی نحسه ! وقتی سرت میذاری فقط تو عوض نمیشی ... بقیه هم انگار یهو باهات دشمن میشن ... نه اینکه کلاهه خودش بوقیه ... همه اطرافش رو هم بوقی میکنه ... کلاهم کلاهای قدیم ...

تازه خیلی هم گندن این کلاها ... اوووووووووووووه ... حتی از کلاه نارنجیه ی منم گنده ترن ! ... اونقدر گندن که آدم خودش رو توشون گم میکنه ... خودش رو ، رنگش رو ، شخصیتش رو ...
حالا تازه این که چیزی نیست ، این کلاها وقتی سر یک نفر میره همه بدی ها رو از خودش بیرون میده ، طرف دیگه خودش نیست ، میشه یکی مثل همه کلاهدارای دیگه ...
این کلاها یک بدی دیگه هم دارن ، مثل اعتیاد میمونن ! آدم فقط یکبار سرش میذاره ها ، ولی تا آخر عمرش با اثرات بدش دست به گریبانه ...
کلاهه اونقدر بوقیه که روی هرچی کلاه بوقیه سفید کرده ! بی مروت به دوست و دشمنم رحم نمیکنه ... تر و خشک رو با هم شپلخ میکنه ... حالا قبول کردین این کلاهه بوقیه ؟
آدم لخت و بی پرده بره وسط خیابون می ارزه به اینکه هزار تا رنگ و لعاب داشته باشه ... یک کلاه گنده نارنجی میارزه به صدتا کلاه گنده تر صد رنگ !
امیدوارم هیچوقت از این کلاها سر کسی نره ! واقعا یک جور کلاه برداریه ... حالا خودتون بشینین کلاهتون رو قاضی کنید ببینین اگر این کلاهه نبود چه کلاه اندازونی میشد ... همین که تا حالاش اونقدر خوش شانس بودین که سمت کلاهه نرفتین باید کلاهتون رو بالا بندازین ...
در کل من اهل این کلاه بازیا نیستم ... اما اگر کسی میخواد از این کلاها بذاره سرش قبلش از من دوری کنه وگرنه کلاهمون تو هم میره هاااااا ... گفته باشم .. من که دیگه حتی کلاهمم طرف این آدمای کلاهدار بیافته نزدیک اون کلاه بوقی نمیشم ... !
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



لرد ... (اسمشو نبر)
دامبلدور بود .
.