هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: گر بمیرد ساحری از قبر او روید گلی...گر بمیرن ساحران دنیا گلستان می شود!
پیام زده شده در: ۱۸:۲۰ چهارشنبه ۲۱ دی ۱۳۸۴
#3

واگاواگا


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۵۳ چهارشنبه ۸ تیر ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۸:۲۸ دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
پیام: 276
آفلاین
آقا من در ادامه ی پست ققی زدم....دیگه خودتون اون فاصله ی بین فاصله مودی و سدریک و ققی با مرگ رو تو ذهنتون بسازید یک چیزی!!..

====================


مودی از روی سن پایین میاد و به سمت راه پله ها میره...خبرنگار ها به سمتش میرن و شروع می کنن به سوال پرسیدن...

_ جناب مودی از شبکه ی فمنیسم تی وی هستم.. من اصلا فکر نمی کردم شما یهو تغییر موضع بدین ..میشه علت این تغییر ناگهانی رو بهمون بگین؟
_ چیکار نمی کردین؟!!....هر هر هر(نکته خنده شناسی: ..نوعی خنده ی موزیانه است!)...ببین چی میگه!..میگه فکر!..هر هر هر!!..
ملت جادوگر هم شروع می کنن به خندیدن!..یکی از خبرنگار ها جلو میاد و میگه:
_ما مطلع شدیم که شما قراره در آینده یک مسابقه ی داستان نویسی با موضوع "دنیا بدون ساحره بهتر است یا ثروت" برگزار کنید آیا این موضوع صحت دا....
مودی وسط حرف خبرنگاره میپره و میگه:
_اول اینکه اون صحت چی بود گفتی!!...تبلیغات!!...می خواستی از چهره ی من سوء استفاده جسمی کنی!!..من این حرکتت رو تحریم میکنم و گراپ خودش شما را مورد عنایت قرار دهد!!...و در مورد مسابقه فکر کنم در آینده این ایده رو از خودم بنمایم خوب شد یادآوری کردین....
خبرنگار ساحره ای از بین جمعیت میگه:
_میشه در رابطه با استراتژی های آینده ی انجمن توضیحاتی رو بدین؟...
_من نمیدونم کی به شما مدرک خبرنگاری داده!!...من اصلا حضور ساحره رو در اجتماع حرام اعلام میکنم!...چه معنی داره یک ساحره بیاد تو اجتماع با سوالات مزخرفش بره رو اعصاب آدم!
_خیلی بی فرهنگید آقای مودی!!
ساحره این جمله رو میگه و گریه کنان از اونجا دور میشه!
_بیا!...تا یه چی بهشون میگی فوران میکنن!...من نمیدونم اصلا چرا بیخودی ما این انجمن رو راه اندازی کردیم!...اصلا ساحره چیه که برضدش انجمن تاسیس کردن!..من هی به این دوستان گفتم این کارو نکن ...بیا....حالا الان ساحره ها جوگیر میشن فکر میکنن چقدر مهم شدن برضدشون انجمن زدیم!....
یکی از خبرنگارا که جوگیر شده :
_تکبیر!!!!
ملت:
_مرگ بر ضد ولایت مد آی!....مرگ بر ساحره!..مرگ بر مجنون و خسرو !!....مرگ بر امریکا!!...
در همین لحظه مودی حس عجیبی بهش دست میده ....یک لحظه احساس میکنه که چقدر اون خبرنگار ساحره قشنگ بود!....سرش رو تکونی میده...چشماش رو مالش میده....دستی به سرش میکشه و میگه:
_ ببخشید من دیگه وقت ندارم..باید برم!...بعدا یک مصاحبه مطبوعاتی باهاتون برگزار خواهم کرد و به سوالاتتون جواب خواهم داد!...از همه به خصوص ساح....نه از همه ممنونم....
مودی به سرعت به سمت ققی حرکت میکنه...ققی در حال شمردن پول های فروش قرصاست و سدریک داره آخرین باکس رو میده به مشتری...
_نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!...شما حق ندارین!...ای نا رفیقا!...شما منو چیز خور کردین!....من اون بالا چی میگفتم؟..هاهاهان؟!
ققی و سدریک نگاهی به هم میکنن و لبخندی میزنن و سدریک میگه:
_ببین برادر!...تو دیگه آلوده شدی!..هیچ راهی هم نداری!...الان اسمت رفته تو لیست سیاه آداس!....تو هیچ راهی نداری!...بیا...
سدریک دست میکنه تو جیبش و یک سرنگ در میاره و جلوی مودی میگیره...
_این چیه؟
مودی نگاهی به سرنگ میندازه و ادامه میده..
_نه!...اون دفه گرد ققی مایه دادی حالیم نبود زدم ...الان دیگه زخم خوردتم !... دیگه گولتو نمی خو...!
ققی میپره تو حرفش و میگه:
_ ببین دیگه تو حق انتخاب نداری!...اگه میخوای تیکه تیکه نشی تنها کسی که میتونه ازت حمایت کنه اکسه!....سرنگو بگیر!..این قابل شارژه.....هر دفعه که احساس کردی نیاز داری یک میلی تزریق میکنی....وقتی هم تموم شد میری سرنگتو میدی به نزدیک ترین باجه ی روزنامه فروشی برات پر میکنه!!...دیگه هم حرف نزن!...یالا!...سدریک بده من براش بزنم یاد بگیره!
ققی سرنگ رو میگیره و فرو میکنه تو دست مودی!....مودی کمی تکون میخوره...و میگه:
_خب من برم با یه ساحره ای قرار دارم....
سدریک و ققی تعجب میکنن و ققی میگه:
_با کی قرار داری؟
_با آوریل...بچه ها کمربند دارین؟....
_آره واسه چی میخوای؟
_خب دست خالی که نمیشه رفت....باس یه چیزی باشه که یه جوری بزنمش از جاش نتونه پا بشه!...
سدریک و ققی نفس راحتی میکشن و سدریک کمربندشو در میاره و به مودی میده...
سدریک و ققی :...هر هر هر هر هر هر هر هر!!


تصویر کوچک شده


Re: گر بمیرد ساحری از قبر او روید گلی...گر بمیرن ساحران دنیا گلستان می شود!
پیام زده شده در: ۱۷:۴۴ چهارشنبه ۲۱ دی ۱۳۸۴
#2

لی جردن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۴۹ پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۶:۵۱ پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
از اون طرف شب!!!!!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 503
آفلاین
در مكان باز مي شه و نور خيره كننده اي به داخل سالن تاريك راه پيدا مي كنه!(قبل از ورود به دستور الستور همه ي چراغا خاموش شده بوده ان!!)
الستور:براي سلامتي خودتون صلوات دومو بريد تو كارش!
ملت در حال صلوات فرستادن
الستور:هووي ققي اين ساحره كيه دم در !!
سدريك:قيافه اش كه خيلي آشناس ... به نظر پگ منظورم نيمفا!
صداي جيغي به بلندي جيغ هاي آوريل لاوين!!! سالن رو ساكت مي كنه.....
" صداي جيغ : ققي "
ققنوس:اوه نه اين كه نيمفادوراس ... قرار بود با هم بريم بولينگ سرزمين عجايب!!!!
ملت:اي رهبر آزاده .... آماده ايم آماده!
الستور:بزنيدش!!
ملت جادوگر مي ريزن رو سر نيمفادورا ....
ققي:نه نزنيد!
سدريك:ققي
ققي:من الان بر سر يه دوراهي بزرگ قرار گرفتم....


فلاش بك....
ققي و نيمفادورا توي پارك نشستن و دارن زير برف بستني قيفي شون رو ليس مي زنن!
ققي:نيمفي من تورو تو اين دنيا از همه چيز بيشتر دوست دارم!!
نيمفادورا:منم همينطور عزيزم!


صدايي مازامولايي همه رو به زمان حال بر ميگردونه!
موذمال:به نام آن كه ساحره را براي كشتن جادوگر آفريد....
موذمال يه چاقو از جيبش در مياره و ميكنه تو شيكم اولين جادوگر....
بريزين تو....
مقدار زيادي ساحره همزمان وارد سالن ميشن...
صداي پاره شدن شكم جادوگرا و فرياد هاي دلخراش اون ها!



سدريك و ققي و الستور پشت تريبون قايم شده ان!
سدريك:چه خاكي بريزيم تو سرمون بچه ها!
ققي:من ميخام برم نيمفي جون رو نجات بدم...
الستور:خفه شين بايد از شيوه ي خودمون استفاده كنيم!
"كدوم شيوه !!! "
سدريك:اوه ماي گاد!! مادام ماكسيم....

مادام ماكسيم لحظه به لحظه به اون ها نزديك تر مي شد.
ققي و سدريك و الستور تا مرگ چند قدم ديگر فاصله داشتند..........


يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين


انجمن آنتي ساحريال
پیام زده شده در: ۱۶:۴۷ چهارشنبه ۲۱ دی ۱۳۸۴
#1

کاراگاه ققنوس


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲:۵۸ شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۹:۵۰ شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴
از خوابگاه پسران راونکلاو
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 75
آفلاین
خوب امروز یکی از ساحره از پست من ناراحت شد در هر صورت با نماینده ساحره(ماذمول) هم صحبت کردم و پست رو خوند و کلا راضی بود!!و عده ای دیگه هم گفته بیدن که پست پسته جنبه شوخی رو داشته باشید اگر اینجا با هم دیگه شوخی می کنیم جدی نگیرین بیرون از سایت مثل همیشه با هم دوستیم!!
-----------------------------------------------------------------------
سپیده دم صبح رگه هایی از نور رو روی سنگ فرش یکی خیابان لندن انداخته بود...
یه نفر در حالی که تو کوچه حرکت می کرد یه نفرو هم با خودش به زور می برد به جایی مخوف و نا معلوم!!
الستور:خوب چرا نمی گی کجاس اینجای مخوف!!من می ترسم!!جون مادرت منو نبر!!
ققی:آخه بگم که همه می فهمن کجاست مزش به اینه جاش مخفی باشه مخصوصا ساحره ها نفهمن!
الستور:ساحره ها؟!!...به اونا چه ربطی داره!!
ققی:ای یه سازمانی هست که دارن توش تصمیم می گیرن همه ساحره های سایت رو به قصد کشت بزنن...جوری که نصف جون بشن
الستور:خوب این چه ربطی به من داره من ساحره ها رو دوست دارم!!
ققی:تو مرجع دینی بیدی تو بگی ساحره ها رو بزنن می زنن...!!خوب کم کم داریم می رسیم
الستور:الان مگه کسی اونجاس که بیان به حرف من گوش بدن
ققی:آره نصف جادوگرا اونجان سدریک نگرشون داشته تو برسی!!
الستور:نه من نمی خوام تو رو خدا من اصلا نمی تونم به ساحره ها چیز بدی بگم
ققی: در حالی که در مکان رو باز می کرد گفت چاره تو دست منه!!
ققی و الستور وارد اتاق پشت سالن همایش شدند و صدای سدریک می ومد که داشت مردم رو دعوت به آرامش می کرد
سدریک:الان جناب الستور می رسن لطفا ساکت!!ساکت!
الستور:ققی اگه منو بفرستی اونجا من همش از ساحره ها خوب می گم
ققی:تو غلط می کنی...
ققی یه کشو رو باز کرد و چند تا قرص از توش در آورد و گفت:
-چند تا از اینا بخوری ردیفه!!
الستور:ققی تو دیگه چرا...نکنه مامان بابات طلاق گرفتن!!تو که اهل اکس مکس نبودی!!نکنه از خونه فرار کردی!!ققی من خودم تو رو از منجلاب فساد نجات می دم!!ققی تو اخه چرا این کارو می کنی
ققی:خف بابا اکس مکس چیه...این قرص آنتی ساحریاله
الستور:قرص چی؟!
در همون لحظه سدریک وارد اتاق شد
سدریک:مگه نشنیدی گفت آنتی ساحریال...ضد ساحرگی!!
تازه این چیزی نیست منو ققی از یه هفته پیش تا امروز انواع و اقصام قرص درست کردیم
الستور:من الان اینو بخورم چی می شه بعد؟!
ققی:هیچی نسبت به ساحره حس نفرت پیدا می کنی!!
الستور:من عمرا همچین چیزی رو بخورم!آخه شما چه جوری دلتون میاد با این گل های طبیعت اینجوری رفتار کنین!هان؟!
ققی پای الستور می کشه و الستور با کله میاد رو زمین و سدریک چند تا قرص می ریزه تو دهنش
ققی:زیاد نشد؟!!
سدریک:نه خوبه
الستور:اه اه چقدر این ساحره مسخره و خزن!
ققی و سدریک: آره باهات موافقم

ققی در سالن رو باز می کنه و الستور وارد همایش میشه و میره پشت تریبون
ملت:ای مودی آزاده آماده ایم آماده!!ای مودی آزاده آماده ایم آماده!!ای مودی آزاده آماده ایم آماده!!...الله اکبر
مودی:بله امروز در میان شما حاظر شدم تا در باره ی فضیلت های این ساحره های لعنت الله و علیه براتون صحبت کنم...
جادوگرا:دست ققی بر سر ما الستور مودی رهبر ما...دست ققی بر سر ما الستور مودی رهبر ما...دست ققی بر سر ما الستور مودی رهبر ما
الستور:خواهش می کنم...بنشینید...شما باید با این ساحره ها مقابله کنید...من شنیدم که یک ساحره ی بسیار زشتی که آواتارش را تار عنکبوت بسته برای یه عده جادوگر شرط گذاشته اگه من بیام باید همراهانم را بیاورم...او نمی داند که ما چندی است از دست این ساحره راحت شدیم...ای ننگ بر تو....من می دانم این ساحره دسیسه آمریکاست!!
ملت:مرگ بر ساحره مرگ بر ساحره مرگ بر ساحره
الستور:و پیام من به شما اینست که هر ساحره ای را در خیابان دیدید بزنید!بد بزنید!بزنید جوری که بلند نشود!!و بعد او رو در داخل جوب قرار دهید
یکی بین ملت دستش رو برد بالا
الستور:بگو پسرم...اسمت چیست
سوروس:من اسنیپم من دلم نمیاد دست رو ساحره ها بلند کنم
الستور:الا ای حال شما این مشکل رو با ققی در میان بزار
ققی:بله ملت هرکی دلش نمیاد بیاد پیش من قرص میل کتک زدن ساحره ها بهش بدم قیمتش فقط 10 گالیونه!!
الستور:خیلی باحاله ها...ببینید این علم چقدر پیشرفت کرده که این گونه قرص ها را می سازند
ملت:مودی مودی مودی مودی!!!
الستور:خوب من فعلا بروم!!اگر از نظر مسائل این موارد با من کاری داشتید می توانید با نمایندگانم ارتباط برقرار کنید...
ملت:
ققی:جادوگرای عزیز تو صف وایسن برای دریافت قرص ها...
--------------------------------------------------
و این گونه بود که انجمن کتک زدن ساحره ها(یا مخفف اکس یاX) به راه افتاد!!


ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در تاریخ ۱۳۸۴/۱۰/۲۲ ۲۲:۱۱:۰۸

از اون بالا کفتر میایَ یَک دانَه ققنوس میایَتصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.