هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: نقد الف دال
پیام زده شده در: ۱۶:۲۱ شنبه ۱۲ تیر ۱۳۸۹
#63

رون ویزلیold4


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۲۴ چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۹:۱۶ دوشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۰
از پناهگاه!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 234
آفلاین
نقد پست ۳۶ - تاپیک انفرادی - پاتریشیا وینتربورن

پاتریشیای عزیز،
شروع پستتون خیلی خوب بود و ارتباطش رو از حیث موضوعی با پست قبلی حفظ کرده بود.

نقل قول:
چطور میتوانست دلیل مرگ زندانی را بدون زیر سوال بردن کفایت خودش در اداره ی زندان توجیح کند ساید میتوانست بگوید زندانی احمق غذایش را نگه داشته و چند روز بعد از فاسد شدن خورده اینطور همه چیز حل میشد و وزیر به فکر بررسی بیشتر نمی افتاد.

موردی که در ابتدای پستتون به چشم می خوره و بعد از اونم در جاهای دیگه ی متن به وفور مشاهده میشه، بی توجهی، غلط املایی و نگذاشتن علائم ضروریه. این مشکل می تونه به طرز خیلی ساده ای، تنها با پیش نمایش کردن پستتون قبل از ارسال اصلی و خوندن دو یا سه باره ی متن حل بشه. صورت صحیح جملات بالا به این شکل هست:
چطور می توانست دلیل مرگ زندانی را بدون زیر سوال بردن کفایت خودش در اداره ی زندان توجیه کند؟ شاید می توانست بگوید زندانی احمق غذایش را نگه داشته و چند روز بعد از فاسد شدن خورده. اینطوری همه چیز حل میشد و وزیر به فکر بررسی بیشتر نمی افتاد.

ویرایش متن بالا ساده تر از اون چیزیه که قابل تصور باشه و با یک رو خوانی ساده و مجدد به طور کامل قابل رفع و حله.

نکته ی قابل ذکر بعدی که طی پست هایی که از شما خوندم، متوجهش شدم، قائل نشدن فواصل درست بین دیالوگ ها و پاراگراف هاست. توجه کن که فواصل سفید، چه در حاشیه و چه در طی متن ضروری هست و باعث گردش چشم خواننده و خسته نشدن اون میشه، که با رعایت نکاتی که در زیر به اون اشاره می کنم کاملا قابل حله. دقت کن:
-بین دیالوگ دو نفر باید یک خط فاصله وجود داشته باشه. ( دو تا اینتر )
-بین پاراگراف اصلی و دیالوگ های اشخاص، باید یک خط فاصله وجود داشته باشه. ( دوتا اینتر )
-دو پاراگراف با هم، یک خط فاصله دارند. ( دوتا اینتر )
-تنها در حالتی که شما در یک پاراگراف به توصیف و توضیح شخصیتی بپردازید، مجاز هستید دیالوگ بعدی رو که مربوط به اون شخص هست( یعنی اون شخص گفته ) رو بدون هیچ فاصله و تنها با یک اینتر بنویسید.


نقل قول:
ریچارد که از ترس مخمصه ای که در آن بود با عصبانیت داد زد:دیگه چی شده؟

خوندن و ویرایش مجدد پستتون به این علت مهمه که از اشکلاتی از این قبیل جلوگیری میکنه. این جمله صرف نظر از ایراد نگارشی، اشکال مفهومی داره. ریچارد که از ترس مخمصه ای که در آن بود با عصبانیت داد زد؟ منظور شما روشنه ولی باید دقت کنید که جملات و توصیفات رو به بهترین نحو ممکن ارائه بدید. ممکنه یک جمله به ۵ نوع نوشته بشه و در تمامی این ۵ نوع هم یک معنی رو بده، ولی شما باید بهترین جمله رو برای نوشتتون انتخاب کنید. به طور مثال جمله ی توصیفی بالا می تونست به این صورت نوشته بشه:
ریچارد که ترس و وحشتِ مخمصه ای که در آن گیر افتاده بود، او را به فریاد وا می داشت، با عصبانیت گفت:
- دیگه چی شده؟

نقل قول:
-قربان من از سردخونه میام زندانی زندانی به قتل رسیده بوده

نقطه یکی از علائم ضروری نگارش هست که تحت هیچ شرایطی نباید از گذاشتنش صرف نظر کنیم. حتماِ حتما سعی کن در پایان جملات و دیالوگ هات نقطه بگذاری.

نقل قول:
مسئول سردخانه: زندانی سه روز پیش کشته شده با یه نوع جادوی عجیب نمیتونم نظری بدم من تخصصی ندارم ولی بعید میدونم کار یه جادوگر باشه چون این جادو مال جادوگرا نیست

پاتریشیای عزیز، نوشتار مثل گفتار نیست که لحجه ها، تلفظ ها، مکث ها و تعلیق ها رو در خودش جا بده و شما برای انتقال این موارد باید از علائم نگارشی استفاده کنی. سعی کن با استفاده ی به جا از علائمی مثل ویرگول، تعجب، سه نقطه و غیره، این احساسات رو وارد متنت کنی تا مخاطب هم اون رو به طور کامل درک کنه. جمله ی بالا می تونست به طرز روان تر و بهتری نوشته بشه، مثلا:
-زندانی سه روز پیش کشته شده! با یه نوع جادوی عجیب. نمی تونم نظری بدم، من تخصصی ندارم... ولی بعید میدونم کار یه جادوگر باشه! چون این جادو مال جادوگرا نیست.
یا:
نقل قول:
-جادوش خیلی قوی بوده حدس میزنم که چوب جادویی در کار نبوده مثل جادوهایی که جنای خونگی انجام میدن.

-جادوش خیلی قوی بوده! حدس میزنم که چوب جادویی در کار نبوده، مثل جادوهایی که جن های خونگی انجام میدن...

نحوه ی جلو بردن پستتون خوب بود. به سوژه لطمه ای نزدید و اون رو در همون ابهام قبلی به جلو هدایت کردید. با پیش کشیدن مسئله ی قتل به وسیله ی یک عنصر یا به اصطلاح جادوی نا شناخته، هیجان جالبی رو به سوژه تزریق کردید که می تونه یک گره افکنی خوب و درست باشه. ایده ی مقصر جلوه دادن یکی از زندانیان هم بسیار جالب بود و می تونه سوژه ها و تنوعات زیادی رو در بر بگیره و در کل شیوه ی هدایت داستانتون به فرد بعدی این اجازه رو میداد که تخیلات خودش رو هم به دلخواه وارد داستان کنه. پایان یک نوشته بسیار مهم هست و شما به خوبی نوشتتون رو به پایان رسوندید. القای هیجان و تعلیق در مخاطب از نکات خیلی مهم نوشته هاست و شما هم سعی کنید به همین ترتیب اون رو حفظ کنید.
در کل خیلی خوب بود.
موفق باشی


[b][color=000066]نان و ستاره
نان در کنارم و ستاره ها دور،
آن دورها...
به ستاره ها نگاه می کنم و نان می خورم!
چنان غرق


Re: نقد الف دال
پیام زده شده در: ۱۳:۲۹ شنبه ۱۲ تیر ۱۳۸۹
#62

رون ویزلیold4


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۲۴ چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۹:۱۶ دوشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۰
از پناهگاه!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 234
آفلاین
نقد پست ۱۲ - تاپیک سرسرای عمومی - آشا

آشای عزیز،
با توجه به فعالیت نه چندانی که از شما در این مدت عضویتتون دیدم، باید بگم این پست به عنوان شروعی برای پیشرفتتون خیلی خوبه و من به شخصه خیلی به شما امیدوار هستم.

خب بریم سراغ نقد پستتون. نکته ی قابل توجهی که در ابتدا و با یک نگاه سطحی به پستتون توجه من رو به خودش جلب کرد، شلوغی و نامنظم بودن پستتون و استفاده ی بیش از حد از شکلک ها به جای توصیفات و دیالوگ نویسی ها بود. دقت کنید که نظم و قانونمندی پاراگراف ها و در پی اون فواصل ِ صحیح و به جا، باعث درک بهتر و البته رغبت بیشتر مخاطب برای خوندن پستتون میشه. برای رفع مشکل پاراگراف بندی ها و نگارشتون به موارد زیر توجه کنید:
-بین دیالوگ دو نفر باید یک خط فاصله وجود داشته باشه. ( دو تا اینتر )
-بین پاراگراف اصلی و دیالوگ های اشخاص، باید یک خط فاصله وجود داشته باشه. ( دوتا اینتر )
-دو پاراگراف با هم، یک خط فاصله دارند. ( دوتا اینتر )
-تنها در حالتی که شما در یک پاراگراف به توصیف و توضیح شخصیتی بپردازید، مجاز هستید دیالوگ بعدی رو که مربوط به اون شخص هست( یعنی اون شخص گفته ) رو بدون هیچ فاصله و تنها با یک اینتر بنویسید.
-علائم نگارشی به کلمه ی قبل از خود می چسبند و با کلمه ی بعد از خود یک فاصله دارند.
- علائمی مثل ! ؟ ... ، اگر دقیقا در جای مناسب و به جا استفاده نشوند، معنی و کاربرد اصلی خودشون رو از دست میدن و تنها باعث شلوغی و درهمی پستتون میشن.


نقل قول:
لايرا:واي...پناه بر مرلين!اين كارا چيه؟مگه زوره؟!اگه ما نخوايم غذا درست كنيم بايد كيرو ببينيم؟!
ناگهان سريوس از آتش روي اجاق سر درآورد و گفت: خوب نگران نباشيد فقط كافيه جن هارو يواشكي وارد آشپز خانه كنيد و خودتان همان جا بشينيد تا آنها غذا درست كنند بعد به اونا بگيد غذا رو خودتون درست كرديد

نکته ی بعدی دوگانگی نوشتار شما در دیالوگ هاست. دقت کنید. شما در ابتدا و در نوشتن دیالوگ لایرا از نوع عامیانه استفاده کردید و دقیقا بعد از اون در دیالوگ سیریوس به طور رسمی و جدی! توجه کن که همچین مسئله ای از دید خواننده به دور نمی مونه و باعث ایجاد عدم علاقه و دو دستگی در مخاطب میشه. نثر دیالوگ ها به طور معمول از نثر بقیه ی متن جداست و باید به طرز عامیانه نوشته بشه، مگر در مواقع خاص. درضمن من متوجه شدم که پستت بیشتر از دیالوگ تشکیل میشه که این اصلا بد نیست. فقط اگه مایلی نوشتنت رو به همین سبک ادامه بدی، باید دقت کنی که دیالوگ ها و کلا توصیفات و جملاتت رو به خلاصه ترین و مفهوم ترین نوع ممکن کاهش بدی. از نوشتن دیالوگ های غیر ضروری که نه تنها نقشی در روند اصلی داستان ندارند بلکه به عنوان حاشیه پرداخته میشن، جدا خودداری کن.

نکته ی بعدی که در پستت دیدم، استفاده ی بیش از حد از علائمی مثل تعجب و ۳ نقطه بود. این علائم اگه بیش از حد و در جاهای نا مناسب استفاده بشن معنی و کاربرد اصلی خودشون رو از دست میدن و درضمن باعث میشن پستت شلوغ و درهم و برهم جلوه کنه. سعی کن استفاده ی نا به جا از این علامات رو کاهش بدی و تنها در مواقع لازم، دقت کن که فقط در مواقع لازم، از این علائم استفاده کنی. در ضمن فراموش نکن که در پایان هر جمله ای اعم از دیالوگ تا متن باید نقطه بگذاری و برای وقفه ها و تعلیق های درون متن، حتما از ویرگول استفاده کنی.

مورد دیگه ای که لازم به ذکر دیدم، فضا سازی های اندک پستتون بود. سعی کن بیشتر به این موضوع بپردازی. حتی اگه تنها دیالوگ می نویسی، سعی کن قبل از دیالوگ هات به توصیف حالات فرد یا فضا و مکانی که در اون قرار داره بپردازی. در این صورت خواننده با خوندن پستت خودش رو در اون مکان تصور میکنه و ارتباط بیشتر و بهتری با نوشتت برقرار میکنه. فضا سازی نکته ی مهمی در نویسندگی هست که شما در هر حیطه و هر سبکی به اون احتیاج پیدا میکنی. سعی کن حتی اگه شده داخل دیالوگ هات این موضوع رو بگنجونی.

از موارد مثبت پست شما، کوتاهی اون بود که خواننده رو تشویق به خوندن پستتون میکرد. و اینکه شما نه چندان سریع و خیلی مناسب و به جا داستان رو به جلو هدایت کردید و با یک پایان خیلی خوب، دست نفر بعدی برای ادامه دادن سوژه رو باز گذاشتید. در واقع ایده ی وارد کردن اسنیپ به قضیه و دیدن دانش آموزان زمانی که از جن های خونگی برای پختن غذا کمک می گرفتند، بسیار جالب بود و اینکه در پایان ذهن خواننده رو به این موضوع درگیر میکردی که حیله و کلک بعدی دانش آموزان چه چیزی میتونه باشه؟!

پایان درست و به جای یک داستان خیلی مهمه و دقت کن که، داستان باید در جایی تموم بشه که دست نفر بعدی برای ادامه دادنش به طور کامل باز باشه و بتونه هرطور که مایله اون رو ادامه بده. و اینکه سعی کن همیشه در حساس ترین نقطه که بیشترین هیجان رو در بر داره، نوشتت رو به پایان برسونی و خواننده رو تشویق به ادامه دادن داستان و خوندن پست های بعد از خودت بکنی.

در مورد شروع پستتون هم یک نکته رو ذکر کنم که، بهتره همیشه سعی کنی ارتباط پستت رو با پست قبلی خودت حفظ کنی، به طوری که خواننده متوجه ادامه اون بشه و ارتباطشون رو درک کنه. توصیه می کنم که از آخرین جمله ی پست قبلی برای ادامه دادن داستان استفاده کنی.

به هرحال باید بگم که داستان رو خوب پیش بردی و من از شما راضی هستم. سعی کن پست های نویسنده های خوب سایت رو مطالعه کنی و به مواردی که اشاره کردم حتما دقت کنی.
موفق باشی


[b][color=000066]نان و ستاره
نان در کنارم و ستاره ها دور،
آن دورها...
به ستاره ها نگاه می کنم و نان می خورم!
چنان غرق


Re: نقد الف دال
پیام زده شده در: ۱۷:۳۸ جمعه ۱۱ تیر ۱۳۸۹
#61

فرانک لانگ باتمold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۰۹ جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۲۰:۲۳ شنبه ۶ آذر ۱۳۸۹
از بیمارستان سوانح جادویی سنت مانگو
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 132
آفلاین
لطفا این دو تا پست منو نقد کنید
شهر لندن
شماره های 66 و 64


اینجاست هاگوارتز
اینجاست گریف


Re: نقد الف دال
پیام زده شده در: ۱۷:۰۳ جمعه ۱۱ تیر ۱۳۸۹
#60

رون ویزلیold4


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۲۴ چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۹:۱۶ دوشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۰
از پناهگاه!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 234
آفلاین
نقد پست 22 - تاپیک کارخانه دستمال سازی اسکاور - ریموس لوپین

ریموس عزیز،
رول نویسی شما در این مدت پیشرفت نسبتا خوبی داشته و خواهش می کنم با تمرین و ممارست بیشتر، سطح نوشتنون رو ارتقاء بدید.

شروع پستتون ارتباطش رو با پست قبلی به درستی حفظ نکرده بود. بهتر بود از صحنه ای که هری به پنجره ی دفتر ایوان سنگ پرتاب میکنه، پستتون رو آغاز می کردید. شروع خوب یک نوشته باعث رغبت هرچه بیشتر خواننده برای ادامه دادن اون پست میشه و این خیلی مهمه.

نقل قول:
سپس ایوان از سر جایش بلند شد و به بیرون از پنجره نگاهی انداخت اما تا سرش را از پنجره بیرون کرد سنگی به طرف او پرتاب شد.ایوان بسیار عصبانی شد و از عصبانیت صورتش سرخ شده بود.

تکرار نام یک فرد در چنین فاصله ی کوتاه و نزدیکی، اصلا خوشایند نیست. سعی کن به جای تکرار یک نام واحد، از ضمیر سوم شخص یا... استفاده کنی.

نقل قول:
-مرتیکه عله مگه خودت خواهر و مادر نداری،که سنگ پرتاب میکنی ؟
هری که از این حرف ایوان بسیار ناراحت شده بود گفت
: -ببخشیدا،یعنی جنابالی داری ؟ اگه داری رو کن؟
ایوان که دیگر نمیتوانست خودش را کنترل کند
با عصبانیت سریع از پله ها بیرون رفت و خودش را به بیرون رساند و گفت: -چی میگی داش ؟ دوئل میخوای ؟ بیا وسط اگه راست میگی ؟

خب همینطور که از شواهد پیداست، باید یک بار دیگه این قوانین و اصول رو ذکر کنم. دقت کن:

-بین دیالوگ دو نفر باید یک خط فاصله وجود داشته باشه. ( دو تا اینتر )
-بین پاراگراف اصلی و دیالوگ های اشخاص، باید یک خط فاصله وجود داشته باشه. ( دوتا اینتر )
-دو پاراگراف با هم، یک خط فاصله دارند. ( دوتا اینتر )
-تنها در حالتی که شما در یک پاراگراف به توصیف و توضیح شخصیتی بپردازید، مجاز هستید دیالوگ بعدی رو که مربوط به اون شخص هست( یعنی اون شخص گفته ) رو بدون هیچ فاصله و تنها با ( یک اینتر ) بنویسید.


قوانین بالا بسیار ساده و در عین حال مشکل هستند. باید سعی کنی که در حین نوشتن به اونها عمل کنی. در ابتدا شاید کمی سخت به نظر برسه ولی بعد از مدتی به نظم نوشته هات عادت میکنی و به طور ناخوداگاه این قوانین رو رعایت میکنی. دقت کن که پست هایی که درهم و برهم نوشته بشن، نه تنها باعث سردرگمی خواننده میشن، بلکه باعث میشن مخاطب در همون ابتدا از خوندن پستت صرف نظر کنه. روی این مورد حتما کار کن.

نقل قول:
-مرتیکه عله مگه خودت خواهر و مادر نداری،که سنگ پرتاب میکنی ؟
هری که از این حرف ایوان بسیار ناراحت شده بود گفت
: -ببخشیدا،یعنی جنابالی داری ؟ اگه داری رو کن؟
ایوان که دیگر نمیتوانست خودش را کنترل کند
با عصبانیت سریع از پله ها بیرون رفت و خودش را به بیرون رساند و گفت: -چی میگی داش ؟ دوئل میخوای ؟ بیا وسط اگه راست میگی ؟

نکته ی قابل ذکر بعدی، شخصیت پردازی در داستان هاست. شما در اینجا صرف نظر از شخصیت افراد درون کتاب به دیالوگ نویسی پرداختی. سعی کن طبق رفتار، حرکات و حتی طرز فکر شخصیت ها براشون دیالوگ بنویسی. این نکته در دیگر دیالوگ های پستتون هم واضحه. به طور مثال:
نقل قول:
.لرد که یک چیزایی از ماجرا با خبر شده بود،با عصبانیت تمام گفت: -ببینم ای ایوان،چه خبر شده ؟ چه بلایی سر کارخونه ی اسکاور آوردی ؟

یا:
نقل قول:
لرد که بسیار عصبانی شده بود،گوش ایوان را محکم پیچاند و گفت: -حالا من به مردم چی بگم مرتیکه ؟ میخوای چیکار کنی ؟

همونطور که میبینی، لرد پست شما با لرد ولدمورتی که از سیاهی و ابهتش مردم از گفتن اسمش هم عاجز بودن، خیلی فاصله داره. روی شخصیت پردازی افراد کار کن. نکات برجسته ی هر فردی رو بیرون بکش و سعی کن در پستت بر روی اون نکات مانور بدی. نه اینکه صرفا هر طور که مایل بودی بنویسی و به دلخواه دیالوگ تعیین کنی. روی این مسئله کار کن.

مورد بعدی، وارد کردن شخصیت های غیر ضروری و خارج از داستانه که به روند سوژه لطمه های جبران ناپذیری وارد میکنه. شما بدون پرداخت مناسب و درست به دعوای بین ایوان و هری، یکدفعه ولدمورت با ابهت و مخوف کتاب ها رو که کلا دیدنش واسه مرگ خوارام سخت بود رو وارد داستان کردی، که همینجوری خوش خوشان اومده وسط دعوا! بودن لودو بگمن تا حدی قابل گذشت هست ولی لرد ولدمورت؟ و پشت سرش هم آلبوس دامبلدور؟! در واقع خواننده ی پست شما
، با خودش این تصور رو می کنه که نویسنده الله بختکی یه شخصیتایی رو وارد داستان کرده و اصلا هم فکر جریانی برای ادامه و گره افکنی در داستان و پرداخت شخصیت ها و... هم نکرده! من همیشه به همه این تاکید رو داشتم که سعی کنید برای هر کلمه و جمله و حتی دیالوگِ خودتون، دلیل و توجیهی داشته باشید. یعنی هر حرکت از دیالوگ نویسی گرفته تا وارد کردن شخصیت های جدید در صورت لزوم، دقت کنید که تنها در صورت لزوم، باید حساب شده باشه. امیدوارم که از این به بعد به این نکاتی که ذکر کردم، توجه و دقت بیشتری کنی.

نقل قول:
ایوان چشم قره ای به لودو کرد ولی لودو توجهی نکرد و همانطور ایستاده بود(). در همان لحظه که هری به آلبوس زنگ زده بود و شکایت کرده بود،سرو کله ی او نیز پیدا شد و اوضاع بدتر شد.

جملات بالا نه تنها از لحاظ مفهومی، بلکه از لحاظ دستوری هم اشکال دارند. دقت کن که افعال مشابه به قرینه ی معنوی حذف میشوند. یعنی چی؟ یعنی اینکه همونطور که در بالاتر به تکرار دو نام مشابه پشت سر هم اشاره کردم، در اینجا هم نکته ی مورد بحث، فعل هایی هست که شما به اشتباه در یک جمله و در جملات نزدیک هم، به یکسان، تکرار می کنید. سعی کن برای دوری کردن از این اشتباه یا از افعال دیگه ای استفاده کنی و یا در صورت لزوم، دو جمله با یک فعل یکسان رو باهم ترکیب کنی، به طوری که تنها احتیاج به استفاده از یک فعل باشه. طرز صحیح جملات بالا به این شکل هست:
ایوان چشم غره ای به لودو رفت، ولی او که در حین زنگ زدن هری به دامبلدور، همان جا ایستاده بود، به او توجهی نکرد...

نکته بعدی نوع نوشتن جملات و توصیفات هست. احساس می کنم شما به طور بداهه می نویسید و اینکه هرچی به ذهنتون خطور کرد رو به صورت جملات بسیار خامی بر روی کاغذ میارید. سعی کنید هربار پس از نوشتن متنتون چندین بار از روش بخونید و ویرایشش کنید. بعضی از جملات نیاز دارند که با یکدیگر ادغام بشن. برخی از فضا سازی ها و جمله ها باید به گونه ی بهتر و راحت تری نوشته بشن. بعضی از کلمات احتیاج به جایگزینی دارند و... روی این مورد حتما کار کن. یک نوشته هرچقدر هم که سوژه ی خوبی رو در بر بگیره باز به کلمات و نثر خودش پایبنده و این از هیچ راهی جز تمرین زیاد به دست نمیاد. سعی کن جملات و کلماتت رو به کوتاه ترین و مفهوم ترین طرز ممکن کاهش بدی.

درکل به نسبت قبل پیشرفت خیلی خوبی داشتی و این واقعا جای آفرین داره. خوشحالم که با درخواست نقد پست هات، به پیشرفت خودت اهمیت میدی.
موفق باشی


[b][color=000066]نان و ستاره
نان در کنارم و ستاره ها دور،
آن دورها...
به ستاره ها نگاه می کنم و نان می خورم!
چنان غرق


Re: نقد الف دال
پیام زده شده در: ۱۶:۳۰ چهارشنبه ۹ تیر ۱۳۸۹
#59

پاتریشیا وینتربورن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۰:۳۷ پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۹:۲۷ پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۴
از هاگوارتز
گروه:
کاربران عضو
پیام: 122
آفلاین
سلام اگه سرت شلوغ نیست پست منم نقد کن لطفاانفرادی پست 36


پ.و


Re: نقد الف دال
پیام زده شده در: ۱۳:۴۸ چهارشنبه ۹ تیر ۱۳۸۹
#58

رون ویزلیold4


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۲۴ چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۹:۱۶ دوشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۰
از پناهگاه!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 234
آفلاین
نقد پست ۱۲۱ - تاپیک مجموعه تفریحی مادام رزمرتا - جینی ویزلی

جینی عزیز،
پستتون مثل پستای دیگه ای که ازتون خونده بودم خیلی خوب بود. جریان رو به آهستگی در مسیر درستی به جلو هدایت کردید و در واقع ابهام و گره ای که در پست قبلیتون پیش اومده بود و سوژه رو به مسیر نادرستی گرایش می داد رو باز کردید. خیلی خوب بود.
مشکل خاصی از نظر مفهومی پستتون به چشم نمی خوره و تنها یکسری اشکالات ظاهریه که با کمی دقت بیشتر، به راحتی قابل حله. دقت کنید:
نقل قول:
در حالی که آهنگ تیتراژ پایانی محفل ققنوس رفته رفته به آهنگی اکشن تغییر پیدا می کرد،قیافه ها هم از بهت و حیرت به عصبانیت و ناراحتی تغییر حالت داد.دامبلدور که برق خشم در چشمانش می درخشید نگاهی به بارتی انداخت.بارتی با ناباوری نگاهش از چوبدستی به جیمز و از جیمز به چوبدستی نوسان می کرد.
آبر با قدم هایی سست به سمت جیمز رفت،روی زمین زانو زد و او را تکان داد و در عین حال گفت:نه!جیمز نه!چرا؟چرا حالا؟تو که تازه داشتی سر و سامون می گرفتی.
مرگخواران کم کم خودشان را جمع و جور می کردند و آماده ی هر کاری از طرف محفلی ها بودند.بلا آستین بارتی را که هنوز به چوبدستی اش زل زده بود گرفت و او را به عقب کشید.
آبر همچنان جیمز را تکان می داد و به دست و پا زدن های زیر دستش هیچ توجهی نداشت.

نقل قول:
-چرا اینقدر زود رفتی؟
-کجا؟

-کوفت!منو مسخره کردی؟
جیمز که سعی می کرد آبر را از خود جدا کند گفت:عمو حالت خوبه؟

متوجه شدی؟! اگه یکم دقت کنی، متوجه میشی که پستت از نظر پاراگراف بندی ها و حتی دیالوگ نویسی ها یکدست نیست. این نکته ی خیلی مهمی توی رول نویسیه و باید بهش به اندازه ی متن و مفهوم پستت اهمیت بدی. ما یک سری قوانین کلی برای نگارش داریم که با کمی تمرین و دقت قابل فهمه و به راحتی می تونه اشکال پاراگراف بندیهای پستت رو حل کنه. توجه کن:
-بین دیالوگ دو نفر باید یک خط فاصله وجود داشته باشه. ( دو تا اینتر )
-بین پاراگراف اصلی و دیالوگ های اشخاص، باید یک خط فاصله وجود داشته باشه. ( دوتا اینتر )
-دو پاراگراف با هم، یک خط فاصله دارند. ( دوتا اینتر )
-تنها در حالتی که شما در یک پاراگراف به توصیف و توضیح شخصیتی بپردازید، مجاز هستید دیالوگ بعدی رو که مربوط به اون شخص هست( یعنی اون شخص گفته ) رو بدون هیچ فاصله و تنها با ( یک اینتر ) بنویسید.


نقل قول:
آبر به آرامی جیمز را از خود دور کرد و با دیدن او که سرحال و سالم نشسته بود،فریاد زد و قدمی به عقب پرید.
محفلی ها با شنیدن فریاد آبر از حالت حمله بیرون آمدند و با تعجب متوجه جیمز شدند.

ببین دوست عزیز، این دو جمله هردو توصیفی بودند و به هم مربوط! یکی از اشکالات پاراگراف بندیت که قبل تر به اون اشاره کردم شامل این نکته هم میشه. سعی کن تمامی جملاتی رو که بدین شکل به همدیگه مرتبط و مربوطند رو در یک پاراگراف و درست پشت سر همدیگه بنویسی. دقت کن که فاصله گذاری های این چنینی که از قانون و قوائد خاصی پیروی نمی کنند، ممکنه علاوه بر به هم ریختگی ظاهری پستتون و سردرگمی خواننده، باعث عدم درک درست موضوع توسط مخاطب بشه. روی پاراگراف بندی هات حتما کار کن.

نقل قول:
جیمز که بلند شده بود و داشت خودش را می تکاند در پاسخ به نگاه های متعجب همه با خونسردی گفت:چیه؟

استفاده از ویرگول و یک وقفه ی کوتاه در جایی مثل این جمله، و به این شکل:
جیمز که بلند شده بود و داشت خودش را می تکاند، در پاسخ به نگاه های متعجب همه با خونسردی گفت:چیه؟
باعث راحت تر خوندن متن پستت میشه. سعی کن از این دسته علائم به خوبی و در جای درست و مناسبشون استفاده کنی. در ضمن دقت کن که علائم به حرف قبل از خودشون می چسبند و با حرف بعد از خودشون یک فاصله دارند.

در مورد نثر پستت و فضا سازی ها هم باید بگم که با وجود طنز بودن داستان، خوب از عهده اش بر اومدی و واضحه که در این مورد توانایی زیادی داری. سعی کن از همین نکته ی مثبت برای خودت یک نقطه ی پرش و اتکا درست کنی، چون به تجربه فهمیدم که تاثیر فضا سازی در هر نوع متن و شیوه ای شگفت انگیزه!

در کل خیلی خوب بود.
موفق باشی!


[b][color=000066]نان و ستاره
نان در کنارم و ستاره ها دور،
آن دورها...
به ستاره ها نگاه می کنم و نان می خورم!
چنان غرق


Re: نقد الف دال
پیام زده شده در: ۱۵:۰۰ یکشنبه ۶ تیر ۱۳۸۹
#57

رون ویزلیold4


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۲۴ چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۹:۱۶ دوشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۰
از پناهگاه!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 234
آفلاین
نقد پست ۲۰۵ - کافه تریا مادام پادیفوت - سیریوس بلک

سیریوس عزیز،
اول از همه بگم که رول نویسیتون خیلی خوبه و اگه اشکالی باشه تنها از جزئیات و بی دقتیه و بس!

شروع پستتون خوب بود و ارتباط خودش رو کاملا با پست قبلی حفظ کرده بود که این نکته ی مثبت و خوبی محسوب میشه.

نقل قول:
در انتهاي تالار، تخت با شكوهي قرار داشت و روي آن كسي نبود جز لرد ولدمورت!

به شخصه با این جمله موافق نیستم. این نوع نوشتار و اصطلاح با وجود اینکه صرفا اشکال نگارشی چندانی نداره، ولی بیشتر برای اشیاء به کار میره تا اشخاص. بهتر بود این جمله رو جور دیگه ای می نوشتین.

نقل قول:
لرد با اشاره دستش او را از حركت باز نگه داشت. چند دقيقه در چشم هاي يكديگر خيره شدند. تنها صداي فش فش ماري عظيم الجسه سكوت خوفناك آن مكان را مي شكست.

دقت کن. این سه جمله توصیفی کاملا به هم مربوط هستند و بهتر بود با ترکیب اونها، یک الی دو جمله ی بهتر، چه از لحاظ دستوری و چه از لحاظ عنصر زیبایی شناختی می نوشتی. این نکته نه تنها در مورد جملات هست، بلکه در مورد پاراگراف ها و پاراگراف بندی های نوشته هم صدق میکنه. سعی کن تا جای ممکن بین توصیفات و توضیحات مربوط و هماهنگ فاصله نگذاری. مثلا این نقطه ها در جمله باعث وقفه در خوندن خواننده میشه و ارتباط صحیح و درستی رو که باید، با نوشته برقرار نمیکنه. یا توی پاراگراف بندی اگه دو قسمت متشابه رو با فاصله از هم بنویسی ارتباطشون رو با هم از دست میدن. روی این مسئله یکم کار کن. جملات کوتاه خوب هستند به شرطی که بیشترین معنی و مفهوم رو در خودشون بگنجونند.

نقل قول:
سر انجام لرد شروع به صحبت كرد:
- لرد مي دونست كه در آخر كار خودتو مي كني و به اين جا مياي. از همون زماني كه اولين درخواست رو براي مرگخواريت دادي. فقط براي من جاي تعجبه كه چه طور تونستي يك مدت رييس اداره كاراگاهان و وزير سحر و جادو بشي.

اگر به متن کتاب ها و شخصیت لرد ولدمورت و دیالوگ هاش در داستان دقت کنین، متوجه میشین که در جاهایی از افعال اول شخص جمع خطاب به خودش استفاده میکرده اما هرگز خودش رو لرد و امسال این القاب خطاب نکرده است. شما هم سعی کنید به طبع کتاب و این موضوع که اغراق بیش از حد بر این شخصیت باعث تاثیر عکس کار خواهد شد، از زیاده روی های اینگونه صرف نظر کنید.

نقل قول:
- برو و وسايل ايجاد علامت شوم رو بيار.

پست شما تا اینجا نسبتا جدی بود، ولی در این نقطه به یکباره تغییر جهت میده و کاملا حال و هوای طنز به خودش میگیره! این دو دستگی باعث فاصله گذاری بین نوشته و خواننده میشه. بهتر بود به جای یک دفعه ای تغییر جهت دادن سبک داستان، از ابتدا با در نظر گرفتن شمه ی طنز، چه در توصیفات چه در دیالوگ ها، تا به آخر، داستان رو پرداخت و توصیف می کردید.

ترس و التهاب روفوس در مقابل لرد و بلاهایی که در انتظارش هستند، خیلی معقول و جالبه ولی دقت کنید با اینکه روند سوژه به تدریج خنده دار و سرگرم کننده میشه، به طور کلی از هدف اصلی و پایه ی داستان خارج شده! در اینجا ما یک ولدمورتی رو داریم که برای علامتی به این اهمیت و مهمی محتاج به وسایل مشنگی و زغال و ... هست، در صورتی که در کتاب ما ولدمورت رو جزو قدرمند ترین جادوگران سیاه اعصار می شناختیم! این تضاد ها در متن و رسیدن سوژه از یک داستان خیلی جدی به ماجرایی مضحک و خنده دار، باعث سردرگمی مخاطب شما میشه. سعی کنید یک پارچگی و یک دست بودن نوشتتون رو در تمامی ابعاد حفظ کنید.

از لحاظ دستوری و ظاهری پستتون مشکلی نداشتید و تنها می تونم پیشنهاد کنم -با اینکه خودم موافق نیستم- در جاهایی که سوژه اینطور یکدفعه ای حال و هوای طنز به خودش میگیره، از شکلک استفاده کنید. چون حتی خود من هم با خوندن اون قسمت از پستتون مردد موندم که الان منظور نویسنده طنز و شوخی هست یا جدی؟!

پایان نوشتتون هم نسبتا خوب و مناسب بود. داستان رو خیلی جلو نبردین و همین خوبه.
در کل خوب بود.
موفق باشی


[b][color=000066]نان و ستاره
نان در کنارم و ستاره ها دور،
آن دورها...
به ستاره ها نگاه می کنم و نان می خورم!
چنان غرق


Re: نقد الف دال
پیام زده شده در: ۱۵:۳۹ شنبه ۵ تیر ۱۳۸۹
#56

آشا


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۳۰ شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱۰:۴۶ جمعه ۹ تیر ۱۳۹۱
از هاگوارتز
گروه:
کاربران عضو
پیام: 109
آفلاین
اهم.....اهم..!
اين پست منو نقد كنين ممنون.
سرسراي عمومي


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: نقد الف دال
پیام زده شده در: ۱۷:۱۲ پنجشنبه ۳ تیر ۱۳۸۹
#55

ریموس جین لوپین


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۴۳ شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۸۹
آخرین ورود:
۱:۲۱ چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۹
از مرگ نمی ترسم !!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 126
آفلاین
سلام خدمت شما.چاکریم
این پست منو نقد کنید.زیاد هم خوب ننوشتم ولی نقد شه بهتره:
کارخانه دستمال سازی اسکاور ...
باتشکر


مرا از یاد نبرید.
شناسه بعدی : ویکتور کرام
تا ابد دوستت دارم


Re: نقد الف دال
پیام زده شده در: ۱۵:۰۰ پنجشنبه ۳ تیر ۱۳۸۹
#54

رون ویزلیold4


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۲۴ چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۹:۱۶ دوشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۰
از پناهگاه!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 234
آفلاین
نقد پست شماره ی 206 - تاپیک بیمارستان سوانح جادویی سنت مانگو - ماریه تا اجکامب

ماریه تای عزیز،

نثر پستتون بسیار گیرا بود و بدیهیه که با یکم کسب تجربه و مهم تر از اون خوندن پست های خوب دیگران پیشرفت سعودی می کنید.

در ابتدا و با یک نگاه سطحی به پستتون، مشخصه که باید روی دیالوگ نویسی ها و ظاهر پستتون بیشتر کار کنید. در نقد پرفسور سیسنترا هم به موارد و اصول پاراگراف بندی اشاره کردم، ولی باز هم تکرار می کنم:

-بین دیالوگ دو نفر باید یک خط فاصله وجود داشته باشه. ( دو تا اینتر )
-بین پاراگراف اصلی و دیالوگ های اشخاص، باید یک خط فاصله وجود داشته باشه. ( دوتا اینتر )
-دو پاراگراف با هم، یک خط فاصله دارند. ( دوتا اینتر )
-تنها در حالتی که شما در یک پاراگراف به توصیف و توضیح شخصیتی بپردازید، مجاز هستید دیالوگ بعدی رو که مربوط به اون شخص هست( یعنی اون شخص گفته ) رو بدون هیچ فاصله و تنها با یک اینتر بنویسید.
-علائم نگارشی به کلمه ی قبل از خود می چسبند و با کلمه ی بعد از خود یک فاصله دارند.
- علائمی مثل ! ؟ ... ، اگر دقیقا در جای مناسب و به جا استفاده نشوند، معنی و کاربرد اصلی خودشون رو از دست میدن و تنها باعث شلوغی و درهمی پستتون میشن.
- برای نوشتن دیالوگ های اشخاص باید از این علامت « - » استفاده کنید.


شما از طریق تمرین و دقت بیشتر، به راحتی می تونین این مشکل رو حل کنید. یادتون باشه که ظاهر مرتب پست و نثر شیوا به درک بهتر نوشتتون کمک می کنه و باعث میشه خواننده با اشتیاق و علاقه نوشته هاتون رو دنبال و مطالعه کنه.

نقل قول:
_چرا این قدر دیر کردین دکتر؟
این را پرستار تازه کار و جوانی که آکوآ نام داشت گفت.

نوع دیالوگ نویسیه شما در اینجا بسیار خوبه. توجه کنید که صرفا نوشتن نام گوینده برای گفتن یک دیالوگ جالب نیست و اینکار از معمولی ترین روش ها و در حقیقت نا پخته ترین نوع دیالوگ نویسی محسوب میشه. شما به همین ترتیب خوبه که سعی کنید با وجود معلوم و مشخص بودن گوینده، با توصیف و فضا سازی اون شخصیت و مکانی که در اون قرار داره، دیالوگ هاش رو بنویسید. اینکار باعث جذاب تر شدن هرچه بیشتر نوشته ی شما میشه.

نقل قول:
_چرا این قدر دیر کردین دکتر؟
این را پرستار تازه کار و جوانی که آکوآ نام داشت گفت.

_چه اتفاقی افتاده؟

پرستار در حالی که سعی میکرد موی بلند بورش را از جلوی صورتش کنار بزند گفت: یه اسکوئیب خرابکاری به بار آورده.
و دکتر را به اتاقی که اسکوئیب روی تخت فرسوده ی آن خود نمایی میکرد هدایت کرد.
_یه جشن خانوادگی جادوگری بوده. اون (اشاره به بیمار) در حالی که سعی میکرده به بقیه ی اعضای خانواده اش نشون بده که اسکوئیب نیست( این کلمه را چنان آهسته تکرار کرد که نمیشد آن را به وضوح شنید) چوب جادو رو برداشت و حالا...
_ و حالا چی پرستار؟
_به یه تقطه خیره شده و همش حرف از یه مرد با موهای بلند میزنه. ولی به نظر من دکتر اون طلسم شده.
_ اوه تو رو به ریش مرلین از این حرفا نزن آخه کی یه اسکوئیب رو طلسم میکنه؟ به هر حال فعلا بخوابونش تا بعد، شاید وقتی بلند شد بهتر شده باشه. پرستار جوان دستور را اطاعت کرد.

اشاره ی شما به اون بیمار فشفشه جالب بود ولی دقت کنید که یک رول نویس تا حدی اجازه داره در حواشی سوژه حرکت کنه. شما بهتر بود با یک اشاره ی جزیی تر، حتی به اندازه ی یک دیالوگ پرستار، به حواشی داستان بپردازید و ماجرا رو طبیعی تر نشون بدید، ولی نه اینکه بیشتر از حد لازم روی یک موضوع بی اهمیت مانور بدید و وقت صرف کنید. این نوع پرش های ناپخته باعث عدم ارتباط درست مخاطب با سوژه میشه و اون و مسیرش رو درست درک نمی کنه. روی این مسئله بیشتر کار کنید.

نوشتن دیالوگ های غیر ضروری هم که به روند داستان کمکی نمی کنه و تنها باعث طولانی تر شدن نوشته و سردرگمی خواننده میشه هم از این قبیل هست. مثلا ببین:
نقل قول:
_پرستار،اسمت...
_آکوآ هستم قربان.
_پرستار آکوآ تو میدونی چه جوری میشه از شر موهایی که هر چی کوتاشون میکنی ولی باز در میان خلاص شد.؟
_خب راستش فکر کنم که یه همچین چیزی رو تو کتاب مراقبت از موهای جادویی خونده باشم.
دکتر جونزرت در حالی ک سعی میکرد خوشحالی خود را پنهان کند گفت: تو فوق العاده ای و زود تو کارت پیشرفت میکنی. ممنون.
آکوآ:

و یا:
نقل قول:
باید همون بلایی رو که سر اون اسکوئیب لعنتی آوردم سر تو هم بیارم.
_ پس کار شما بود.
_البته که کار ما بود. اون لرد رو با مو دیده بود و میخواست به بقیه خبر بده. ما نباید این اجازه رو بهش میدادیم. اون وقت فکرشو بکن تو روزنامه ها نوشته میشد و لرد ابهت خودش رو از دست میداد اون وقت... و با صدای سرفه ی لرد حرفش را قطع کرد.
_ وراجی بسه ایوان کارتو انجام بده.
_ بله لرد سیاه.

سعی کن نوشتت رو به خلاصه ترین و بهترین و مفهوم ترین صورت ممکن ارائه بدی.

نقل قول:
جونزرت به سمت کتابخانه ی کوچکش که در دفتر خود داشت رفت و کتابی را با این مضمون پیدا کرد.با عجله پشت میزش نشست و مشغول ورق زدن شد. دل روده ی وزق گوشت خوار باعث ازدیاد موهای سر میشود. پر بو قلمون از رشد بی رویه ی موهای رماغ جلوگیری میکند. و... هنوز چیز به درد بخوری پیدا نکرده بود...

توضیح جزییات کوچکی از کتاب، در حالیکه که جونزرت بین خواب و بیداری به تصور کشیده میشد، کار بسیار جالب و خوبی بود. شما با این کار تونستین تا حدودی تاثیر پیدا کردن راحت جواب توسط پرستار رو از بین ببرین.

ایده ی خواب هم خیلی جالب بود. شما با اینکارتون باعث شدین خواننده در حالیکه ماجرا رو تموم شده تصور می کرد، متوجه بشه هنوز اتفاقی نیفتاده. این کار، تعلیق و طرح معما برای مخاطبتونه که نوشتتون رو بسیار جالب می کنه. سعی کنید با پایان های به جا و خوب همینطور که دست نفر بعدی رو برای ادامه دادن باز می گذارید، به خواننده هیجان القا کنید. در واقع نکته ی مثبت پست شما همین بود که جریان رو نه کمتر و نه بیشتر از حد لازم پیش بردین.

در مورد شخصیت پردازی و فضا سازی هم نکته ای وجود داره که باید یاد آور بشم. دقت کنید که حتما بر اساس شخصیت واقعی کارکتر ها دیالوگ هاتون رو بنویسید و یا فضا سازی کنید. شما در قسمت خواب شخصیت اصلی داستان، لرد ولدمورت با تمامی ابهت و سیاهیش رو بیشتر مضحک تصور کردید تا ترسناک. دقت کنید:
نقل قول:
پـــــــــــــــــــــــق... لامپ باز ترکید.
از وحشت جرئت نداشت تا چوب دستی اش را روشن کند.
_مثل اینکه دستورو اجرا نکردی.
صدای لرد در فضای اتاق طنین انداخت.
ایوان جلو آمد و با صورت برافروخته ای گفت: باید همون بلایی رو که سر اون اسکوئیب لعنتی آوردم سر تو هم بیارم.

ببین دوست عزیز، همونطور که خودت بهتر می دونی، لرد ولدمورت ابهت و نفوذی داشت که قدرتمند ترین افراد هم در برابرش سر خم می کردند و ما نباید این رو نادیده بگیریم. فضا سازی راجع به ولدمورت راحت نیست و باید در تک تک کلماتتون، هیجان، ترس، و مرموز بودن این شخصیت رو به خواننده القا کنید. توصیف شما در این قسمت خواننده رو یاد فیلم های ترسناکی میندازه که بیشتر از انچه ترسناک باشن خنده دارن. توجه کن که ولدمورت هیچ وقت حضور مستقیمی نداره و هیچ وقت امواج رعب و وحشتی که به همراه داره رو ترک نمی کنه. باید بتونی با کلماتت این حس رو به مخاطب انتقال بدی تا نویسنده ی موفقی باشی. در مورد بقیه ی شخصیت ها هم همین هست. چه آلبوس دامبلدور چه هرمیون چه بقیه... باید بتونی بر اساس شخصیت و کارکتر اون فرد، دیالوگ ها یا فضا سازی ها رو تنظیم کنی. به این مورد حتما دقت کن.

نقل قول:
با عجله از جایش بلند شد فقط تا شب فرصت داشت....

در ضمن ما فقط سه نقطه داریم، نه چهار نقطه! به علائم نگاری هم بیشتر دقت کن و سعی کن هر کدوم رو دقیقا در جای خودش استفاده کنی. استفاده ی بیش از حد از هر علامتی، منظور و معنی واقعی اون علامت رو از بین میبره و در خواننده هم تاثیری رو که باید، نمی گذاره. فراموش نکن که در پایان تمامی جملاتت نقطه و در مواقع درنگ یا وقفه از ویرگول استفاده کنی.

در کل خوب بود.
مطمئنم با یکم تلاش بیشتر خیلی بهترم میشی و جزو بهترین های ارتش و بعد از اون سایت قرار میگیری!
موفق باشی


[b][color=000066]نان و ستاره
نان در کنارم و ستاره ها دور،
آن دورها...
به ستاره ها نگاه می کنم و نان می خورم!
چنان غرق







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.