شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
سوابق ِ درخشانم هنوز هم قصه ی مادران است برای نوزادانشان در نی نی لای لای هایِ جادویی شان!
عمه خانوم! باور کنین بودن یه پاتر بزرگتر برای همه مفید و در پاره ای از مواقع لازمه! مثلا شما همین تاپیک پناهگاهو نگاه کن! این هری شما مدتی که بزرگتر بالای سرش نبوده رفته به تعدد زوجات رو اورده و از هر کدومم چندتا بچه داره!
البته خب ویزلی ها باخبر شدن و کار قبل از دادگاه به کتک کاری هم کشید ولی خب رای دادگاه این بود که یه مدتی باید هر دو زوجه رو توی یه خونه نگه داره تا ببینن چند مرده حلاجه! دابی رو هم گذاشتن به عنوان ناظر آزاد تا گزارش هر مشکلی که پیش اومد رو به دادگاه بده..
تازه یه شایعاتی هم وجود داره که بقیه ی پسرای محفلی هم دارن شیطنت می کنن! عمه خانوم به عنوان یه بزرگتر به این بچه ها رسیدگی کنین!
گریه می کنی چارلی؟! اونم این همه؟! اوه چارلی عزیز و دوست داشتنی.. بیا شاد باش پسرم.. بیا.. آها!
خب حالا که به اندازه ی کافی خوشحال شدی! برو توی تاپیک خاطرات یاران ققنوس یه پست بزن ببینم چقدر رول نویسی بلد شدی توی این مدت!
اژدهای شادی آور غران!
نقل قول:
سلام و درود به آلبوسیوس دامبلدور عزیز، عرضم به خدمت شما که، خدمت رسیدم اول برای عرض ادب و احترام و از اینجور چیزها، در ادامه بنده خواهان عضویت در محفل ققنوس می باشم، دلایلم برای اینکه ریا نشه نمیگم چرا، فقط یه صندلی به ما بدید ممنونتون میشم، هزار سال توی قبر خوابیده بودم، این کمرم خشک شده نمیتونم زیاد صاف وایسم، کمر درده و هزار درد و مرض و این چیزها، کلا خوشحال میشم درخواست من رو تایید کنید...
مستر پورال! من از بچگی خیلی به داستان شما علاقه مند بودم، فوق العاده بود آقا! تازه توسط بیدل نقال هم سفارش شدید و حسابی در نزد ما شناخته شده اید.. به خاطر همین می تونم بهتون یه ماموریت بدم که انجامش بدید..
بعد از انجام ماموریت هم برای اطلاع رسانی به من خودتون رو به زحمت نندازید، وسایل نقره ای خودشون شروع به جیرینگ جیرینگ می کنن و من خبر دار میشم.. اما ماموریت شما چی هست..
در تاپیک نوزده سال قبل، داستانی از سالهای بعد از تاریخ کتاب داره نقل میشه. کورنلیوس فاج زمان تدریس هری پاتر در هاگوارتز وزیر سحر و جادو بود و بعد به دلیل توجه نکردن به علائم برگشتن ولدمورت و نالایقی برکنار میشه.
حالا کورنلیوس دوباره وزیر سحر و جادو شده و عده ای دخترش رو دزدیدن، فاج برای آزاد کردن دخترش دست به دامن هری پاتر میشه که رئیس سازمان کارآگاهان شده.
سوژه هنوز پستهای زیادی نخورده پس می تونی با خوندن یکی دو تا پست در جریان داستان قرار بگیری.
موفق باشید!
چه کسی یادگار دیگری از مرگ می خواهد؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1392/10/8 13:40:15 ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1392/10/11 8:38:15
سلام و درود به آلبوسیوس لرد ولدمورت ببخشید، دامبلدور عزیز، عرضم به خدمت شما که، خدمت رسیدم اول برای عرض ادب و احترام و از اینجور چیزها، در ادامه بنده خواهان عضویت در محفل ققنوس می باشم، دلایلم برای اینکه ریا نشه نمیگم چرا، فقط یه صندلی به ما بدید ممنونتون میشم، هزار سال توی قبر خوابیده بودم، این کمرم خشک شده نمیتونم زیاد صاف وایسم، کمر درده و هزار درد و مرض و این چیزها، کلا خوشحال میشم درخواست من رو تایید کنید...
در ادامه خاطر نشان کنم در صورت رد شدن درخواست بنده، شما با ورد مخصوص و استثنایی من که هزار سال هم قدمت تاریخی داره(ورد کازبلانکا) رو به رو خواهید شد... با آرزوی بهترینها...
باتشکر آنتیوس پورال
چه کسی یادگار دیگری از مرگ می خواهد؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1392/10/11 9:21:38
شايد اون کسي که داره ميره من باشم ولي اين تو هستي که منو تنها گذاشت
حالا... قدم رنجه فرمودیم تا به استحضار برسانیم، تشریف آوردیم محفل! بی زحمت تو محفلتون اون مبل راحتیه که کنار آتیشه بده مال من شه! آ قربون دستت! تو گریف که این گودریک میگه زودتر رسیده و حاضر نیس مبل کنار شومینه رو بده من! اینجا لااقل یکی واس ما پارتی بازی کنه حرمت این ریش سفیدمونو نیگر داره!
بیدل! داستان نمادین سه جادوگر که گفته بودی زندگی خیلی از ما رو دگرگون کرد! به پاس این داستان زیبات سنگ زندگی مجدد رو بهت دوباره برمیگردونم.
آههههههههههههووووووووووووووووو (این یه سرفه ی خشک و خیلی بلند بود!)
پسر جان! بله! با توام پسر جان! آقای آلبوس! دارم با تو حرف می زنما! خیال کردی 150 سالته پس از همه بزرگتری؟ نیدونی یکی میاد که یه 900 سالی (بلکم بیشتر!) از عمرش می گذره و تو جلوش یه پسربچه ی فین فینی بیش نیستی؟
کتابام ریخت زمین! بی زحمت بگو یکی از شاگردات خم شه و برام بلندشون کنه. جون ندارم خو! بسکه از این پله های هاگوارتز اومدم بالا تا به این کله اژدری هات برسم جونم دراومد! با تمدن بیگانه نباش جانم! یه آسانسور جادویی واسه این مدرسه زپرتی سفارش بده خو!
حالا... قدم رنجه فرمودیم تا به استحضار برسانیم، تشریف آوردیم محفل! بی زحمت تو محفلتون اون مبل راحتیه که کنار آتیشه بده مال من شه! آ قربون دستت! تو گریف که این گودریک میگه زودتر رسیده و حاضر نیس مبل کنار شومینه رو بده من! اینجا لااقل یکی واس ما پارتی بازی کنه حرمت این ریش سفیدمونو نیگر داره!
سلام قصد دارم در مسیر پیروی از مدیر بزرگ آلبوس پرسیوال ولفریک برایان دامبلدور قدم بردارم پس من هم محفلی می شوم دیگر به امید جنگ با مرگ خواران
آقای دیگوری! البته برای جنگ این دفعه خیلی دیر رسیدی پسرم اما برای دفعات بعدی هنوز وقت داریم. سدریک عزیزم.. نمی دونم قبلا عضو جادوگران یا سایت دیگه ای بودی یا نه اما من لازم دارم تا پستهای رول از شما بخونم و فعالیتت رو در قالب سدریک دیگوری بیشتر ببینم.
فعلا لازمه فعالیت بیشتری در تاپیک های سایت داشته باشی و پستها رول بیشتری در قسمت ایفای نقش بزنی.. و اون موقع دوباره می تونی برگردی و در خونه ی گریمولد به روی شما باز خواهد بود آقای دیگوری!
تا بعد پسرم!
نقل قول:
سلام من اگه فعالیت کنم می ذاری بیام خونه گریمولندخسته شدم ازبس تو کارتون خوابیدم.
همان طور که قبلا گفتم و همین الانم برای سدریک گفتم و در آینده هم برای دیگرانی خواهم گفت. بله اگه فعالیتتون به حد مقبولی در ایفای نقش برسه می تونیم تو خونه ی گریمولد بپذیریمتون.