هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۱۷:۵۷ یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۴
#71
سلام
من 14 سالمه اصولا آدم جدی ای هستم و از نظر دوستام آدم متفاوتی هستم.
عاشق درس خوندن هستم و دوست دارم همیشه تو همه جا اول باشم
معجون سازی رو دوست دارم و استعداد خوبی در زمینه دفاع در برابر جادوی سیاه دارم اما تو گیاه شناسی استعدادی ندارم.
کویدیچ رو دوست دارم و دوست دارم توی پست جست و جوگر باشم.
عاشق اسلیترینم.
از گریفندورم بدم نمیاد اما اصلا دوست ندارم توی ریونکلا یا هافلپاف باشم.

اسلیترین!

مرحله بعدی شخصیت خودتون رو معرفی کنین!


ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در تاریخ ۱۳۹۴/۳/۱۷ ۲۳:۰۵:۳۰

تصویر کوچک شده


پاسخ به: کدام موجود جادویی از همه قوی تر و جالب تر به نظر میرسد؟ چرا؟
پیام زده شده در: ۱۶:۲۳ یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۴
#72
به نظر من شیردال و باسیلیسک و تک شاخ ها واقعا قوی و جالب اند.

ویرایش ناظر:

چــــــــــــــــــرا؟؟ دلیل؟ لطفا به عنوان تاپیک گوشه چشمی داشته باشید؛ پستتون پاک میشه به زودی و اگر خواستید دوباره همراه با جواب به چرا پست بزنید.

موفق باشید.


ویرایش شده توسط لیلی پاتر در تاریخ ۱۳۹۴/۳/۲۹ ۱۱:۴۶:۳۵

تصویر کوچک شده


پاسخ به: کدومیک از وسایل جادویی هری پاتر رو میخوایین داشته باشین؟ چرا؟
پیام زده شده در: ۱۵:۲۶ یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۴
#73
نقشه ی غارتگر و شنل نامریی و صد البته چوب دستی


تصویر کوچک شده


پاسخ به: از کدام شخصیت کتاب بیشتر خوشتان می آید؟ چرا؟
پیام زده شده در: ۱۵:۲۱ یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۴
#74
سلام
من از سوروس اسنیپ خوشم میاد چون تا آخر عمرش به عشقش (لی لی) خیانت نکرد و همیشه دوستش داشت و با وجود این که جیمز پاتر خیلی اذیتش کرده بود باز هم به خاطر لی لی از هری محافظت کرد.
از هرمیون خوشم میاد چون مثل خودم درس خون بود.
از ولدمورت خوشم میاد چون قدرتمند بود.
از دامبلدور هم خوشم میاد چون باحال بود.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: کارگاه نمایشنامه نویسی
پیام زده شده در: ۱۳:۵۰ یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۴
#75
در دستشویی پسرانه صدای گریه ی خفه ای به گوش می رسید.انگار کسی که گریه می کرد سعی داشت گریه اش را پنهان کند اما این مانع از آن نشد که میرتل روح مزاحم صدای او را نشنود.میرتل که حس کنجکاوی اش بر او غلبه کرده بود سرش را مخفیانه از یکی از توالت ها بیرون آورد و اطراف را نگاه کرد.پسری را دید که گریه می کرد و از موهای بور و چربش و پوست رنگ و رو رفته اش معلوم بود که از خانواده ی مالفوی است.
اما این امکان نداشت که یک مالفوی گریه کند.شاید او اشتباه می دید اما نه او دراکو مالفوی بود یکی از قلدر ترین پسر های مدرسه!
میرتل قدمی جلو گذاشت و به دراکو گفت:
-هی مالفوی!چرا گریه می کنی؟
-به تو مربوط نیست.
-چرا هست.اگه به من نگی می رم کل مدرسه رو پر میکنم که تو داشتی گریه می کردی.
-اگه این کارو بکنی پشیمون می شی!
-مثلا چی کار می کنی؟
میرتل این را گفت و با قیافه ای حق به جانب به دراکو خیره شد.میرتل یک روح بود بنابراین دراکو نمی توانست به او آسیبی بزند.
دراکو با خود فکر کرد که اگر موضوع را به میرتل نگوید میرتل آبرویش را میبرد و از طرفی او احتیاج داشت با کسی صحبت کند.
-میرتل اگه یه چیزی بهت بگم قول می دی به کسی نگی؟
-آره قول می دم.
-من دیروز به اجبار پدرم مرگخوار شدم و لرد سیاه هم به من یه ماموریت دادن و اون ماموریت اینه که...
دراکو نفس عمیقی کشید و خواست ماموریتش را شرح دهد که میرتل جیغ زد:
-تو یه مرگخواری؟کمک یه مرگخوار این جاست!کمک!
و بلافاصله به طرف یک توالت رفت و در آن شیرجه زد.دراکو داد زد:
-ولی تو قول دادی!
اما میرتل رفته بود و دراکو با خود فکر کرد که ای کاش رازش را به میرتل نگفته بود.



ببخشید می دونم خیلی بد شد انتظار ندارم تاییدش کنید.

هوم...خب به این نوشته نمیشد گفت بد!ولی در واقع موضوع خیلی جدیدی برای گفتن نداشت.پست کاملا جدی بود و کار خوبی کردین از شکلک توش استفاده نکردین.
راستی موهای چرب نشانه منه نه مالفوی ها!

تایید شد!


گروهبندی.



ویرایش شده توسط سیوروس اسنیپ در تاریخ ۱۳۹۴/۳/۱۷ ۱۷:۴۶:۵۲

تصویر کوچک شده






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۳-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.