از اولین سال اینجا عضو بودم و همچنان بعد ۱۷ سال به اینجا سر میزنم. دوستای خوبی پیدا کردم که همچنان در ارتباطیم یادمه اوج بازدیدهای اینجا مربوط میشه به زمان انتشار کتاب ششم، یادش بخیر
تولدت مبارک رفیق قدیمی … 🙂
دوستان مدیریت سایت اگر به هر دلیل قادر به پرداختن هزینه های نگهداری اینجا نیستید، یک ایمیل ارسال کنید.
ساعت 6 سرور جادوگران طبق قرار قبلی روی بچه ها باز شد و جمع شدیم. اول قرار بود هاگرید مجری باشه که خب مشکلاتی پیش اومد و صندلی رو به تام جاگسن داد ولی از اونجایی که جاگسن مجری بیکفایتی بود، من، رز زلر، ازش میکروفون و صندلی رو گرفتم.
برنامه با معرفی شروع شد. در ابتدا من خودم رو معرفی کردم و بعد از اعضایی که بیشتر میشناختم شروع کردم. اول با ریتا اسکیتر شروع کردم و بعد به جاگسن رسیدم. اینجا جرمی استرتون عزیز بهمون پیوست و بر عقیدهی من مبنی بر بیکفایتی آقای جاگسن مهر تایید زد. بعد از هاگرید خدا، ویلبرت اسلینکرد که برای مدتی رفته بود، بازگشت و معرفی شد. و بعد پروفسور اسنیپ به حضار سلام کردن. و از اینجا به بعد ممکنه به ترتیب یادم نباشه ولی لینی هکتور دگورث گرنجر، بلاتریکس بلک و سو لی معرفی شدن. که هرچهار تا دسترسی به میکروفون نداشتن. در اینجا بود که حسن مصطفی به ما پیوست و تولد هفده سالگی جادوگران رو به ایشون تبریک گفتیم.
پاتریشیا وینتربورن نفر بعدی در لیست معرفی بود و بعد ازمعرفی پیوز و مرلین فعلی ، لرد رو دیدم. طبیعتا لحظهی اول و تا مدتی بعد فکر میکردم شوخیه. که کاملا منطقیه، تو این چند سال عدهی زیادی سعی کردن خودشونو لرد جا بزنن که همین باعث شد من جدی نگیرم ولی خب جدا لرد بود. و برای اولین و احتمالا آخرین بار لرد در تولد حضور داشت و ما شاهد این اتفاق بودیم.
کاربر انیمهطور، لونا لاوگود هم اینجا بهمون پیوست ولیکن هری عزیز عذرخواهی کرد و نیومد. که همونطور که گفتم، به همه سلام رسوند، به بعضیا دوبار و به ویلبرت اصلا.
تیم آیلین پرنس، کتی بل و پِلاکس با تصویر و خیلی قوی ظاهر شدن. با معرفی آلنیس، افلیا، شیلا و لیسا لیست پایان یافت. گرچه بعضیها مثل آموس، سدریک و مادام ماکسیم وسط جشن بهمون سر زدن و رفتن. پروفسور دامبلدور هم با لباس مبدل لادیسلاو حضور کوتاهی داشتن.
بعد از معرفیها جرات حقیقت بازی شد. شخصا اینکه کی از کی بپرسه رو تعیین کردم و در غیاب این ناظر بیکفایت، از باکفایتیهاش گفتیم که پررو نشه. بعد از چندین دور جرات حقیقت صندلی مجری رو به خدا قرض دادم و خداحافظی کردم. فکر کنم ساعت 8 بود که خدا میزبان شد و تا ده گویا جمع جمع بوده. و اون اواخر لرد و خدا تنها شدن.
در این تولد فهمیدیم که جرمی سابقهی گویندگی داره و به گفتهی لرد منم صدام خوبه. به امید هلگا در سالهای پس از کرونا گوینده میشم.
به من که خوش گذشت، امیدوارم به شما هم خوش گذشته باشه. مرسی که اومدین و اگه کسی رو از قلم انداختم به بزرگیش ببخشه و تذکر بده.
برای دیدن عکسهای مراسم و لرد، به گالری مراجعه کنین.
جادوگران عزیز، هفده سال ناقابل گذشت. چه رازها که در دل خود پنهان داری و چه خاطراتی که در حافظهات به یادگار مانده است. برای همهمان خون دل خوردی و با سوز جگر نویسندگان و انسانهای فرهیختهای تربیت کردی که امروز هرکجا باشند، بدون شک تو را از یاد نخواهند برد. دورانهای مختلفی را به چشم دیدهای و گاها در دل خندیدی که جدال امروز و دیروز ما، بعدها چیزی جز حسرت از دست دادن لحظات بیاد ماندنی برایمان نخواهد بود. گرچه که همه اینها مارا ساخت و درسی بود برای فردای مان.
جادوگرانیهای عزیز، دوستانی که در گذشته با ما بودید و امروز در تاریخ و خاطرات جادوگران ماندگار شدید، عزیزانی که امروز از افتخارات جادوگران هستید و برای ما آموزگار بودید و هستید و خواهید بود، تازه واردین و قدیمیهای دوست داشتنی، گذر عمر غیرقابل امتناع است و همه ما رفتنی. اما از همگیتان ممنون و سپاسگزارم که در خلق خاطرات و لحظات زیبای من و سایرین شریک بودید و خالصانه دوستی ورزیدید.
خیلی از ما آمدیم و رفتیم، اما جادوگران به مسیرش ادامه داد و تسلیم نشد. امیدوارم همیشه سربلند و ماندگار باشی جادوگران عزیز. و برای تمامی جادوگرانیهای عزیز آرزوی موفقیت و سلامتی میکنم.
(نامهای از چندمین سیریوس جادوگران)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
We've all got both light and dark inside us. What matters is the part we choose to act on...that's who we really are