جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

48 کاربر(ها) آنلاین هستند (37 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
47 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[continious]] بستنی فروشی فلوریان فورتسكیو

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: بستني فروشي فلوريان فورتسكيو
ارسال شده در: شنبه 10 مرداد 1383 12:54
نمایش جزئیات
آفلاین
نمیدو گیرز میان
ونوس:اوناهاش
اسنافل:نه بخدا من نیستم اینه
رودی :چی من بزاریییییییییییید من تووووووووضیح میدم
ونوس:ببریدش
نمیدو گیرز:کدومشون
_هردو
رودی:من اینجا چیکاره بدم
من:قول میدم درست بنویسم از آلبوس دیشدنگدیریشو قرض می کنم
ونوس:نه شما نیگید! دیشدنگدیرش!!!
_اااااا گیر نده دیگه همون
ونوس:خوب ببریدشون
رودی :نه تورو خدا من این وسط چرا برم
من:بخدا قول میدم درست بنویسم من نبر سنت ماگو اونجا بوی گند میده حاله آدم بد میشه
خوب باشه اما آخرین بارت باشه
بلا:هوییییییییییییییییییییی اسی چکه کو؟؟
من:هان! کدوم چک من چکی ندارم برو مزاحمم نشو کار دارم
_پس کار داری! ÷وله منو میخوای بخوری مرلین بیا پولتو از اسی بگیر
مرلین در حالی که پشته دخل دراز کشیدهو سوهروسم داره هی بوسش می کنه_فقط ی گاز بستنی بده
_اااااااا ولم کن اه اه تف مالیم کردی . کسی منو صدا زد؟
_اره می خواستم بگم پولت دسته ایه
دینگ(چشایه مرلین شکل اس میشه)
من:آقا بیاد نامردی نکنیم به سه قسمت تقسیم کنیم
مرلین وبلا:هوممممممم باشه
هری پولشو مینویسه 10000000000000000000000گالیون
خوب بریم بانک
سوه روس مثله کرگدن میاد چک از اسی میگیره قورتش میده
سوه روس :
بلا:اسنیپ جان بیا بریم سنت مانگو
(ویرایشش کردم)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: بستني فروشي فلوريان فورتسكيو
ارسال شده در: شنبه 10 مرداد 1383 11:32
نمایش جزئیات
آفلاین
ونوس:از این کارت پشیمون میشی رودی!کرو...
که ناگهان کینگزلی می پره وسط(چقدر این بچه صحنه های هندی دوست داره! )
کینگزلی:نـــــــــــــــه!ونوس تو نباید یه همچین کاریو بکنی!شما هر دو در یک جبهه هستید!بیایید با هم پروانه ای باشیم
ونوس:اهو اهو من خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم!
رودی:منم همین طور،آخی،مهر محبت صفا صمیمیت دوستی
ونوس:
کارگردان:کات کات!دارید از مرز پی جی 13 رد میشید!میریم سکانس بعدی!
ونوس و هوق از در کافه میرن بیرون...
کارگردان دوباره:کات!کات!این چیه؟
نقل قول:

اسنافلز نوشت
_یه شرت داره
_چه شرتی؟

چی؟نه شما نگید!چی؟
شرت؟منظورت شرطه؟
اسنافل:نه بابا شرط که یه چیز دیگس!همونی که میری یه جای دور افتاده می گی وای چه جای شرطیه!
کارگردان:نه عزیزم اون پرته!
اسنافل:پرت؟پرت که معنیش فرق می کنه!مثلا الان بلا پرت چپ شما وایساده!
کارگردان:وای اسی دلبندم اون سمته!سمت!یکی فورا زنگ بزنه سنت مانگو بگه یه مورد هاد ویروس دامبل داریم!
بلا:هاد؟حاد؟آهای صاحب اینجا یه لحظه مبایلتو بده،مرسی...الو سلام سنت مانگو؟ما اینجا دو مورد خطرناک ویروس دامبل داریم...بله...آدرسو یادداشت کنید...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بستني فروشي فلوريان فورتسكيو
ارسال شده در: پنجشنبه 8 مرداد 1383 15:00
نمایش جزئیات
آفلاین
هوق دست ونوسو داره میکشه دوباره میاره تو مغازه!
ونوس:خب چیه؟
هوق:ببین ونوس همین آقاهه رودی منو زد!
ونوس:رودی؟رودی دیگه کیه؟اوا این که تاریکی خودمونه!سلام،حالت چطوره...بدون ما تو یاهو خوش می گذره؟
رودی:ای بدک نیست!
ونوس:ببینم تو هوقو زدی؟حالا زورت به بچه رسیده؟
رودی:هان؟چی؟من؟نه به جون دامبل من نبودم!
ونوس:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بستني فروشي فلوريان فورتسكيو
ارسال شده در: پنجشنبه 8 مرداد 1383 12:50
نمایش جزئیات
آفلاین
رودی یبار دیگه بگو اینجا آزکبانه من اومدم ؟ :no: باور نمیکنم
شق شوق دینگ دیش
سیریوس خودشو میزنه درو دیوار موهای خودشو میکنه گریه میکنه میخنده داد میزنه من اومدم آزکبان می÷ره بغل یدونه دیوانه ساز اونو بوس میکنه سوههههههههههههه
_من دیوانه ساز رو قورت دادم الان چی میشه؟
هوق دیوانه یازو بالا میاره دیوانه سازه بدونه ردا روی خودشو میگیره در میره
_راستی رودی من نمی دونم اگه دوست داری به خوده بلابگم
_بلا نه این حرفا چیه خودم بهت میدم بیا این چک سفید امضا
آهنگ امام علی بعد هری میگهبابایی گوشیو وردار دیگه
_جانم هری جان
بابا ÷لی استیشن3 من چی شد ؟
_همین الن میخرم برات ÷ولشو گرفتم
دینگ
_الو بلا ÷ولارو گرفتم سفید امضاس الان میام
(ادامه بدید)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: بستني فروشي فلوريان فورتسكيو
ارسال شده در: پنجشنبه 8 مرداد 1383 12:20
نمایش جزئیات
آفلاین
تق تق تق
دیوانه ساز : ملاقاتی داری
رودی : اخ جون ملاقاتی <img border="0" src="http://www.ashiyane.com/forums/images/smilies/cool.gif">یه کم نگاه میکنه میبینه هیچ کس نیست <img border="0" src="http://www.ashiyane.com/forums/images/smilies/confused.gif" width="16" height="21">با دقت بیشتری نگاه میکنه میبینه به پسر عمو ی عزیز ش معلوم نیست باچه جسمی (شفاف به نظر میاد ) جلوی در ایستاده
بفرمایید
سیریس : این خانم تون ما رو فرستاده 100 گالیون از شما اخذ کنیم
ردی : <img border="0" src="http://www.ashiyane.com/forums/images/smilies/eek.gif" width="20" height="21"> یه بار دیگه بگو چه قدر
سیریس : صد گالیون ناقابل<img border="0" src="http://www.ashiyane.com/forums/images/smilies/biggrin.gif"></p>
ردی : بابا یه کم دور بر تو نگاه کن
سیریس میبینه دو تا دیوانه ساز پشت در ایستادن یاد زندانی بودن خودش میفته شروع میکنه به لرزیدن
سیریس : که چی ت پول تو بده
رودی : ببین بابا این جا زندان هر چی پول دست اونه برو از همون بگیر
نتیجه اخلاقی : هیچ وقت از همسر من پول طلب نکنید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي
Re: بستني فروشي فلوريان فورتسكيو
ارسال شده در: پنجشنبه 8 مرداد 1383 11:21
نمایش جزئیات
آفلاین
بلا در حالیکه داره قاشق قاشق دماغ گلاسه می خوره زیر چشمی همه جا رو می پاد..مرلین پشت پیشخون نشسته و با مگس کش خودشو باد میزنه..یه دونه از این پنکه قدمیا به سقف اویزون کرده که سایه اش روی تمام مغازه میفته...
مرلین:هوممم...چرا هیچ کی نمیاد...هومممم،
بلا:هومم..می گم مرلین اگه این دماغ گلاسه رو نصف نصف بخوریم من یه کاری می کنم همه بیان تو مغازه ات!
مرلین سرشو به طرف بلا برمیگردونه و نگاهی به دماغ گلاسه می کنه: عمرا...من حاضرم هیچ کی نیاد ولی از اون دماغ گلاسه نخورم..
1 ساعت بعد...
مرلین پشت پیشخون داره چرت می زنه و یه حباب هم از دماغش آویزونه...

در مغازه کوبیده می شه..مرلین از جاش می پره با خودش میگه: اخ جون مشتری...چررررررررب!
مرلین: بفرمایید...چی میل دارید؟
اقاهه: مرلین؟
مرلین سرشو تکون میده
آقاهه: این برای شماس...اینو می گه و کاغذی رو دست مرلین میده و میره
مرلین:هووووم....قبض آب 2000 گالیون!
بلا با امیدواری: مرلین اگه بیای این دماغ گلاسه رو با هم بخوریم من کمکت می کنم..
مرلین: نمی خام .. من از پسش بر میام
1 ساعت بعد...
مرلین:هومم قبض گاز؟! 1000 گالیون؟
2 ساعت بعد..
قبض تلفن ثابت 60000 گالیون....قبض تلفن همراه 90000 گالیون...قبض برق 300 گالیون...قبض آسفالت! 200 گالیون...قبض تخلیه چاه900000 گالیون...عیدی رفتگر 200 گالیون...شرکت تامین مواد اولیه 50000 گالیون!

مرلین: اوومم بلا..من فکر کردم..باشه بیا نصف نصف..
بلا:نه دیگه الان خرجت زد بالا...همه شو با 3 لیوان اضافه خودت می خوری...
1 ساعت بعد..مرلین سرشو کرده تو لیوان و داره دماغ گلاسه می خوره.. :pint: :pint:
بلا: مرلین تلفن همراهتو بده...
بلا:الو...اسی؟ عالی بود..نقشه گرفت! 100 گالیون دستمزد رو برید از رودلفس لسترنج بگیرید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بستني فروشي فلوريان فورتسكيو
ارسال شده در: پنجشنبه 8 مرداد 1383 00:55
نمایش جزئیات
آفلاین
من یدونه سان شاین ورداشتم رو میزم نشستم با عینک دودی بستنی مجانی می خورم حالشو میبرم
_بزن الاغ کیس کوف به این میگن طلسم
کینگی:سیریوس کمک هرچقدر می خوای بهت ÷ول می دم
_اول بده تا ببینم چی میشه
_بیا اینم ÷ول بیچاره نا رفیق
_خوب بلا ÷س گفتی که اونشب با کینگی تنها بودی الان به مای ÷رسش میگم
_نه جان من نگو ما با هم فامیلیم منو بیچاره می کنه به خدا خالی بستم ببین منو نگو
_یه شرت داره
_چه شرتی؟
_هیچی ی بستنی دماغ گلاسه سفارش میدیم باید تا آخرش بخوری
_چی گفتی
_مای ÷رسش
_باشه بدید چیکار کنم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: بستني فروشي فلوريان فورتسكيو
ارسال شده در: چهارشنبه 7 مرداد 1383 18:14
نمایش جزئیات
آفلاین
بلا بالای دیوار دست و پا می زنه:هوی جزیره ریش...منو میاری پایین با جلوی جینی رازهایی رو بگم؟!
شکم به سرعت برمیگرده:ششییییششش..بلا...نکن همچین...
جینی: راز؟
بلا: اره راز...رازیکه اگه بهت بگم..دیگه تو روش نگاهم نمی کنی...راز اون شب بارانی!!!
مرلین: شکم اون شب بارانی...همون شبی که تو گفتی مرلین به جینی بگو من پیش توام؟ بعد خودت رفتی خونه ی بلا؟ بلا همون شبو می گی؟
جینی:چیییییییی؟ شب خونه بلا؟
فلور: من می دونستم...این بلا همش داره همه رو تور می کنه...
بلا: بله...جینی..بله مرلین همون شب...همون شبی که اومدی خونه ما...بعد اومدی بالا پیش من چون الن مرده بود...اومدی پیشم نشستی...رو تخت...بعد بهم گفتی که...
شکم:خوب باشه..باشه...میارمت پایین...
شکم بلا رو میاره پایین..
جینی: اون شب..شکم تو خیلی بی رومانتیکی...
بلا به طرف جینی میره:اوه عزیزم گریه نکن..اون شب شکم اومد خونه ما..پیشم رو تخت نشست چون من براش از سوروس معجون گرفته بودم..دارم بهش که یه کم مو رو سرش سبز بشه...همین...
شکم نفس راحتی میکشه و درگوش بلا می گه:مرسی بلا..
بلا:جزیره ریش...با من در نیوفت...بد می بینی!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بستني فروشي فلوريان فورتسكيو
ارسال شده در: چهارشنبه 7 مرداد 1383 18:03
نمایش جزئیات
آفلاین
کینگزلی با حرکت سریع چوبدستی میگه:چنگکیوس بلاییوس!
یدفه چنگک میره سمت بلا ،بلا با چنگک میره هوا میچسبه به قاف دیوار!
کینگزلی میگه:مرلین بنظرم بلا به دکور اینجا کمک کنه دقیقا مثل کله ی گوزن میمونه!
مرلین:راس میگیا همش میگفتم تقصیر بلا هه تو باور نمیکردی!
کینگزلی بر میگرده رو به فاج
کینگزلی:بونگا بونگی باتومبا؟
فاج:بربومبا نرتومبا جونه تومبا!
کینگزلی:هوووم! رتته پتت تومبا!
فاج:حتما تومبا!
فاجو دارو دستش کافه رو ترک میکنن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.
Re: بستني فروشي فلوريان فورتسكيو
ارسال شده در: چهارشنبه 7 مرداد 1383 17:51
نمایش جزئیات
آفلاین
شکم در حالیکه آب دهنشو قورت می ده: هومممم...من هیچی..مثه کنه چسبیدم به وزارت..رادیو وزارت زدم...هومممم...(جینی از اون پشت بالا پایین می پره)آهان زن گرفتم...از این کارا دیگه
فاج به زبون بونگایی رو به افراد خودش: بونگگاا تایلاا لاب لبالبااابااب
بلا: خوب شکم...با اون جزیره ی ریش چطوری؟ واقعا بهت میاد...خیلی خوشتیپ شدی...
مرلین از پشت سر فاج برای بلا خط و نشون می کشه
فاج: خوب مرلین..هوی مرلین...کافه گلاسه های ما چی شد؟هوی تو جزیره ی ریش...کافه گلاسه ها رو بیار...
شکم کافه گلاسه فاج رو ور میداره و میبره...
بلا آروم پاشو میاره جلوی شکم میزاره...
شششترررررررققق
شکم با کافه گلاسه ولو میشه...کافه گلاسه میریزه رو سر فاج...
فاج چنگک خودشو در میاره:هوممممممم.....بونننگااااااااااااااااا..یوووهاااااا افراد حمله...اون ریش دراز با اون جزیره ی ریش رو بگیرید...
مرلین و شکم یه نیگا به هم می کنن ..فاج چنگکشو از دور ول می کنه طرف شکم...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!