جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

186 کاربر(ها) آنلاین هستند (22 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
179 مهمانان 7 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

صد و یك راه برای ذله كردن همدیگه! (ریونکلاو)

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: صد و يك راه براي ذله كردنه کریچر!
ارسال شده در: جمعه 27 بهمن 1385 09:23
نمایش جزئیات
آفلاین
در دفتر فلیچ
همه جا آلات شکنجه گذاشته شده و روی در و دیوارش کاغذهای روزنامه ی چند قرن پیش که ملت رو مجازات می کردن دیده می شه!

ییهو فلیچ با یک دستی که سه تارو گرفته پرتشون می کنه توی دفتر!

کریچر تا در و دیوار می بینه گریه اش می گیره
اسکی هم تا چشمم باز می کنه با چیزهای وحشتانکی روبه رو می شه و شروع می کنه به ناخون جوییدن!
هری هم کم کم می خواد از کوره در بره!

فلیچ پشت میز پکیده اش می شینه و یک نگاه مشکوکیوسی به اون سه تا می ندازه!و ناخونکش رو با یک دستمال برق می ندازه!

کریچر: ما کاری نکرد!تاخصیر ما نبود!هری ما را اغفال کرد!من داشت تالار تمیز کرد هری بود برد بالا!

فلیچ یک خنده ی شیطانی می زنه!

اسکی: هووووووم یییییی!من یک چیز می دم در قبال اون من و کریچر رو آزاد کن

فلیچ: نچ!

اسکی: من یک دونه دستمال شکنجه گر دارم که خیلی ایوله بیا معامله!

فلیچ:هووووم!باید مذاکره کرد!

اسکی: خب ما داریم مذاکره می کنیم دیگه!می شه بیام تو گوشت یک چیزی بگم؟

فلیچ: هوم!

اسکی می ره طرف گوش فلیچ!
اسکی اخماش توهم می ره :ایشششش!نه منظورم اینکه (داره تو گوش فلیچ حرف می زنه)من این دستماله می دم بعد من و کریچر رو آزاد کن بعد با همین دستماله هری رو شکنجه بده آخرشم به آرزوت می رسی!

فلیچ به نشانه ی تایید سرشو تکون می ده!
اسکی جین فنگ دست کریچر و می گیره و یک دستمال پرت می کنه طرف فلیچ و می گه: بابابابابابابابای هری خوش بگذره!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید
صد و يك راه براي ذله كردنه کریچر!
ارسال شده در: جمعه 20 بهمن 1385 00:00
نمایش جزئیات
آفلاین
بدین ترتیب کریچ و اسکاور تصمیم میگیرن که هری رو از خواب بیدار کنن و از تالار ببرنش بیرون...

کریچر: خب دیگه چرا معطلی برو بیدارش کن!
اسکاور: من؟!
کریچر: نه پس من!...تو باید بیدارش کنی دیگه!
اسکاور: هیچ بایدی وجود نداره عزیزم!
کریچر: خب باشه پس سنگ جادو-کاغذ پوستی-قیچی ماگلی میریم!
اسکاور: بریم!

بدیت ترتیب اسکی و کریچ همین شکلی شروع میکنن به مبارزه و مجادله تا اینکه بالاخره کریچ میبازه و میره تا هری رو از خواب بیدار کنه...


کریچر: هی هری...هری پاتر...بلند شو!
هری: زووووووووپ....دور شو پست فطرت!
کریچر با خودش!: هری پاتر به کریچر گفت پست فطرت؟...یعنی کریچر اینقدر حقیر و بدبخت شده!؟...نه من نمیتونم تحمل کنم!

کریچر به سمت اسکاور میره و دستمال کتک زنندش رو میگیره و با اون خودشو کتک میزنه!

اسکاور: کریچر خودتو کنترل کن...کریچر تورو خدا...این شکلی میمیری!
کریچر: کریچر باید بمیره...هری پاتر به کریچر فحش ناموسی داد!!...یعنی کریچر به بهشت رفت!


در همین لحظه هری از خواب بلند میشه و میبینه که دو تا چشم قلمبه داره نگاش میکنه و یه نفر هم که شبیه آدم بود! بقلش وایستاده!

هری: هی دابی...اوه تویی کریچر؟...اینجا چی کار میکنی؟!
کریچ: هری پاتر در خطر بود!...دابی چون نیست من خبر رسوند!...هری پاتر در خطر بود...سیریوس خواست هری پاتر رو کشت!
هری: سیریوس که پدرخونده ی منه تازه مرده!
اسکی: اِ؟!...منم پدرخونده ی آنیتام!
هری: منو بلند کردین همینو بگین؟!

هری به همین صورت دستش به منوی مدیریت نزدیک میشه!!

اسکی: نه خب ببین هری جان...من الان دیدم که چو به همراه یه پسری از تالار خارج شد!
هری: چی؟!....شناسشو بگو!
اسکی: نه من میدونم کجا رفته بیا بریم دنبالش!

هری از تختخواب میاد پایین و پیژامشو میپوشه(نپوشیده بوده!) و بعد دمپاییاشو میپوشه و با کریچ و اسکی از تالار خارج میشه!


هری: کو کو چو؟!
اسکی: بیا بریم پیداش میکنیم تو یکی از کلاس های طبقه ششمه!

هری ناگهان خشمگین میشه و در حالی که راه میره پشتش همین شکلی مواد مذاب پخش میشه!

اسکی: کریچر بیا جلو یه وقت آتیش نگیری!
کریچر: کریچر آتیش نگرفت!...کریچر پوستش تر بود...کریچر هر روز کرم میزد!
اسکی: ایول بالاخره داری با خشکی پوستت مبارزه میکنی؟
کریچر: کریچر به حرف اسکی گوش کرد پس کریچر جوراب خواست!
اسکی: ها جوراب؟!...بیا حالا فعلا این دستمالو بگیر تا بعد یه جوراب واقعا بهت میدم!

اسکی دست میکنه تو داخل شلوارش و یه دستمال تبدیل شونده به جوراب در میاره و به کریچر میده!!


-کجا؟!(با یه صدای خوف بخونید!)

آرگوش فیلچ در حالی که یک عدد ناخنکش! در دستانش داره به سمت اون سه نفر میاد!

هری: هی آرگوس چو کجاست؟!
آرگوس: این وقت شب اینجا چی کار میکنید؟
هری: چی؟...نه میگم چو کو؟!
آرگوس: بیا اینجا ببینم پسره ی چشم سفید!...باید مجازات بشین!

آرگوس یه دستی هری و اسکاور و کریچر رو با هم میگیره و به سمت دفتر خودش میبره!!

------------------------------------------------------------------------------
در یک فرآیند ارزشی-دیر وقت! نمایشنامه طنز طنز نشد!...متاسفم براتون!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اسکاور در 1385/11/20 0:09:37
[url=http://godfathers2.persiangig.com/hammers/Pro
Re: صد و يك راه براي ذله كردنه کریچر!
ارسال شده در: پنجشنبه 19 بهمن 1385 19:03
نمایش جزئیات
آفلاین
موضوع جدید!!
-------
_ خـــــررر... پف!... خررر ... پف!...

کریچر به خاطر این صداهای ناباب، از خواب بیدار میشه و در حالی که چشماشو میماله و خمیازه ای هم میزنه تنگش(!) زیر لب غر میزنه:
_ این دیگه کودوم بوقیه که خر و پف...
و با دیدن هری که دهنش نیمه بازه و داره خر و پف میکنه، و در همین حین دستش داره میره طرف حذف شناسه کریچ، بقیه حرفش رو اینجوری عوض میکنه:
_ عجب صدای خوبی داره! به به! باید یه کاست بدیم بیرون از خر و پف هاش!!
و دست هری از روی حذف شناسه می یاد کنار و گوشه ی لبش لبخندی ظاهر میشه و با دستش سعی میکنه لپ کریچ رو بکشه، اما اشتباها بینی کریچ رو میکشه!
_ خر... پف!...
هری همینجور خر خر کردن رو ادامه میده!
کریچر هم که چاره ای نداره، بالشتش رو میگذاره روی سرش و سعی میکنه بخوابه، اما نمیتونه!
در همین حین اسکاور هم که اونطرف هری خوابیده بود، از صدای هری بیدار میشه و زیر لب میگه:
_ اه!.. این دیگه صدای نحس کیه که خر خر میکنه؟! شیطونه میگه...
و ییباره دست هری میره روی حذف شناسه و اسکاور غیب میشه! اما معلوم نیست که در عالم غیب و در چیز فرا زمینی ای به نام بلیت یا بلیط که مسئله این است، چه چیزهایی به هری گفته بوده که بعد از لحاظاتی با لبخند هری برمیگرده!
کریچ رو به اسکی که گیج و ویج بود:
_ پیس پیس!.. بیا اینور!... هو اسکی! بیا اینجا!
اسکاور اخم میکنه و میگه:
_ بی تربیت! من نومزد دارم! فرزند خونده دارم! آخه تو چرا دست از سرم بر نمیداری؟!! پسره ی بیناموس!
کریچ: منحرفی دیگه! میگم بیا اینجور راجع به این( اشاره به هری!) صحبت کنیم!
اسکی: خب باشه!

لحظاتی بعد:
کریچ و اسکی حسابی فکر کردن و با اینکه از مغر یک تیکه چوب و یه جن پیر، چیز درست و حسابی ای خارج نمیشه، اما خب! تونستند به این نتیجه برسند که باید برای هری پاپوش بدوزن تا ارگوس فیلچ که به تازگی از نبود دامبلدور برای شنکنجه ی دانش آموزان استفاده میکنه، مچ هری رو بگیره و یه درس درست و حسابی بهش بده! چون هری داره پسر بدی میشه!
-----
ادامه دهید!
البته ببخشید که زیاد خوب نشد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
منوي مديريت، حافظ شما خواهد بود!
بازنشستگی!
Re: صد و يك راه براي ذله كردنه کریچر!
ارسال شده در: سه‌شنبه 26 دی 1385 09:58
نمایش جزئیات
آفلاین
تا این که یه دفعه:
پنی:بچه ها اسکی کو؟؟
رزی در حال تخمه شکستن:من چه میدونم؟؟
فلور:تصور میکنیم در برفت!!
سرژ:اوهوی بگیرید این رعیت ها...!ا..اشتباه شد!!نه یعنی خب بگردید پیداش کنید!!
آوی:خب پیدا نمیشن!!
سرژ:جان من خودت گفتی؟؟
آوی:باور کن!!
سرژ:من خودمو میکشم!!من موهامو میکنم!!من ریشم رو ...ریشمو...من ریشمو ناز میکنم!!در رفت ملت خب پیداش کنید!!
اینجاس که شما به یک عدد مخترع نیازمند میشید!(خب چه میشه کرد!!معروفیت و هزار دردسر!!)
ویولت:بابا دو دقیقه آرامشتون رو حفظ کنید ببینم چه خاکی میتونم تو سرم بریزم؟؟
پنی:چیکار میخوای بکنی؟؟
ویولت:دستگاه چوب ربا دارم!!
رزی:که چی؟؟
ویولت از اون نگاه ها به رزی میندازه!!:خب باهوش!مغز اسکی از چوبه دیگه!!الان میاد اینجا!!
بیب بیب بیب بیب ...
ققی:این چیه؟؟
بری:به نظرم صدای اس ام اس موبایله!!
رزی:مگه کسی با خودش موبایل آورده؟؟
الک:بابا صدا از تو کمد میاد!!
صدای آروم هری:بعدا!!!
ملت ریونی به سمت کمد هجوم میبرند!!!...
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
شرمنده اخلاق ورزشی همتونم!!مزخرفترین پست ممکن بود!!شرمنده!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
But Life has a happy end. :)
Re: صد و يك راه براي ذله كردنه کریچر!
ارسال شده در: سه‌شنبه 26 دی 1385 07:17
نمایش جزئیات
آفلاین
توی کمد:
هری دیگه به حالت کباب شده دراومده!
کریچر:خوشم میاد گیرت انداختیم!کلی دلم خنک شد!روحم شاد شد نه هری؟!
اسکی:احمق این الآن جفتمون رو گیر انداختن !تو رم سر کار گذاشتن!
کریچر: فکر کردی میتونی گولم بزنی؟!موهاهاها!
اسکی که کم کم در حال سرخ شدنه از عصبانیت ،دستشو از توی جیبش به حالت اسلوموشن درمیاره ،مشتش میکنه و یه نگاه سریع و با اخم بهش میندازه و میاد که دستش رو به طرف صورت کریچر ببره که یه دفعه در باز میشه و نور و روشنایی وارد کمد میشه!با تعجب به طرف روشنایی برگشتن ،تصویر از حالت اسلوموشن خارج میشه!
اسکی:چرا نمیذاری یه ذره قضیه اکشن بشه؟!
و در همین لحظه پای یک نفر به صورت مستقیم وارد صورت اسکی میشه و مارکش که(چهار خونه) بود،روی پیشونیش نقش میبنده!
چو:اینم قسمت اکشن ماجرا!بیارینشون بیرون!
آنیتا و الکسا کشون کشون اونا رو میبرن بیرون!غافل از اینکه هری به سقف کمد چسبیده بود و دیده نشده بود!
========
مکان:کنار استخر!
ملت میان جمع میشن کنار استخر که یه دفعه میبینن استخر آب نداره!
فنگ که حواسش نبود با یک حرکت پرشی میپره و دچار شکستگی سر میشه!
آنیتا:ققی،حالا چی کار کنیم؟!اینجا که نمیشه آدم شکنجه داد!
ققی:مسئله ای نیست ما میتونیم اونا رو پرت کنیم توی استخر خالی!
در همون لحظه صدای سرژ بلند میشه:هوی!بگو ببینم اون ژیلت رو کجا قایم کردی نامرد؟!
بری:آره!کلید در زندان کجاست؟خودم خواب دیدم!
ققی:آقا صبر کن!شما هنوز این سر منو بهم پس ندادی!
اسکی:شماها چی میگین؟!من رو شماها خیلی حساب میکردم!ققی؟سرژ؟
ققی:خوب برو حساباتو ببند!
اسکی با ناامیدی: من حالا برای بری دیگه رفته بودم توی کار چک!
بری:خوب چک رو رد کن بیاد!
اسکی:دیگه حسابو بستم جون تو!نمیشه!
بری:پس بکشینش!
در همون لحظه کریچر میپره روی سر اسکی و شروع میکنه به زدنش!
ملت دورشون جمع میشن و آنیتا فورا راهنمایی رانندگی رو خبر میکنه میان ملت رو به خاطر پرکردن کادر جریمه میکنه و کارگردانو میندازه توی خرج و آخرش چون دیالوگ کم میاره همین طوری بی مقدمه پا میشه میره!
ققی:بسه!!!حالا بگید کی این کارو به عهده ی شما گذاشته!کی این نقشه ی شوم رو کشیده!
کریچر:ها؟!
اسکی:اون! و با دست به در اشاره میکنه و همه برمیگردن میبینین هیچ کس نیست اونجا!
اسکی برای این که قضیه رو جمع بکنه میگه:خوب رفت!ما میتونیم صبر کینیم تا اولین کسی ککه از این در اومد تو رو بگیریم ! مجبورش کنیم استخرو پر کنه و خودش بپره توش!
ققی:خوبه!موافقیم!
بینز زیر لب:این هری کجا رفت پس؟!کجا گذاشتنش!؟
تا میاد به همه اعلام بکنه ،همه زل میزنن به در و وینکی شروع میکنه به تعارف کردن آجیل به مردم! تا اینکه یه دفعه
....
----------------------------
واقا بابت اینکه اینقدر طول کشید بزنم پستو معذرت میخوام!بعدشم اینکه نمیدونم چرا جدیدا پستام میزان انرژی پتانسیل کشسانی شون رفته بالا
راهی به ذهنتون میرسه؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همه چیز همینه...
Only Raven
Re: صد و يك راه براي ذله كردنه کریچر!
ارسال شده در: شنبه 23 دی 1385 12:56
نمایش جزئیات
آفلاین
_ هری برو اونور گرمم شد!
هری که به علت تنگی جا در حال سرخ شدن و کمی فورانه. کریچر سریعا مثل پترس فداکار، انگشت سبابه اش رو میکنه توی گوش عله تا جلوی یکی از گدازه هاش رو بگیره!
اسکاور داد میزنه:
_ هوووی کریچ! سوختوندی( دومبولیسم!) خودت رو! ولش کن!
کریچر که داره از شدت سوژش قر کمر میره، میگه:
_ نه! آخه ارباب ... ارباب!! الهی کریچ فداتون بشه!... چرا فوران میکنین؟!!

اسکی به قیافه ی سرخ عله مشکوک میشه و نگاهی به دماسنجی که روش نصب بود میندازه و میبینه که اوه اوه! بله! دماش شده دمای جوش آب!!
چون احساس میکنه الانه که کریچ از شدت سوزش بمیره، سریعا یه دستمال از توی جورابش در می یاره و میکنه توی گوش عله!
اما زیر لب زمزمه میکنه:
_ واویلا!... این دستمال تا دمای 150 درجه رو بیشتر حمل نمیکنه...!
عله همینجوری سرخ تر میشد! اوضاع خفن بود!

اونور کمد:

بعد از اتمام رقص باگومبا، به سرکردگی ققی، همه میشینن دور آتیشی که قل مراد درست کرده بود و برای اینکه با اینا چی کار کنن، نقشه میریختن!
سرژ با فریادی بلندتر از فریاد خودش و در حالی که رکورد میشکست، داد میزنه:
_ اوهوی اسکی! نمیخوای حرف بزنی؟!!
اسکی هم متقابلا داد میکشه:
_ نــــــــــه!

ییهو شیشه های تالار ریون میشکنن! و همین امر باعث میشه تا این فکر به ذهن بچه های ریون برسه که اونها رو ببرن لب استخر! و چون خیلی مشتاق شنا کردن هستن، نذارن برن شنا، تا به حرفشون بیارن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
منوي مديريت، حافظ شما خواهد بود!
بازنشستگی!
Re: صد و يك راه براي ذله كردنه کریچر!
ارسال شده در: جمعه 22 دی 1385 21:57
نمایش جزئیات
آفلاین
بعد دستمال رو بین خودش و کریچر میگیره...
و ییهو میندازه رو زمین
اسکی : بیا این آخر عمری یه غذای توپ بزنیم آرزو به دل نمیریم
کریچ : بوقی این همه جادو کردی دستمال سفره درست کنی ؟
اسکی : پس فکر کردی میخوام آپولو هوا کنم
کریچ : کلی از وقتمون رو گرفتی یه فکری بکن تا از این کمد خلاص بشیم مثلا ما دو تا مدیر هستیم اینجا ها
اسکی : خوب به نظرت چیکار کنیم
هر دو به فکر عمیق فرو میرن
لحظاتی بعد
روزنه ای نور ( اصلا همچین چیزی داریم ؟ ) پدیدار میشه و کم کم نور زیاد تر میشه و ییهو یه موجود دیگه به داخل کمد پرت میشه و دوباره روزنه های نور مسدود میشه و در کمد بسته میشه
موجود : منم به شما ها پیوستم
اسکی و کریچ : هری پاتر ؟
هری : خوب منم اومده بودم تو تالار سرک بکشم ییهو منو انداختن این تو حالا اینجا چه خبره ؟ این ریونی ها چرا با مهموناشون اینطوری میکنن
....
-----------------------------------------------------------------------------------
ستاد حمایت از پست های کوتاه رو یادتون بیاد من حامیشم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور بینز در 1385/10/22 22:15:38
[b][color=0000FF]بينز نام
صد و يك راه براي ذله كردنه کریچر!
ارسال شده در: جمعه 22 دی 1385 16:04
نمایش جزئیات
آفلاین
(نکته خیلی خفن: کسایی که نمیدونن الان بدونن که اسکاور سازنده ی دستمال های همه کاره ی سحرآمیزه!)


-داخل کمد!-

کریچر و اسکاور داخل کمدن و همه جا تاریک تاریکه...
کریچ به شادی و هلهله ی بیرون کمد گوش میده و خوشحال میشه!!

کریچر: یوووووهووووو...اسکاور رو کردیم تو کمد!

اسکی یه دونه میزنه پس گردن کریچر و کریچر به این حالت در میاد!!

اسکی: این کمد چجوری باز میشه؟...ما باید بریم بیرون!
کریچر: این کمد با انواع ضد طلسم ها جادو شده و هیچ چیزی نمیتونه بازش کنه...اینجا گیر افتادی اسکی جون!
اسکی: خودت پس الان کجایی؟
کریچر: من الان بیرون کمدم دارم شادی میکنم!!
اسکی: آره خب اگر اینو نمیگفتی که کریچر نبودی!...ما باید خودمون رو نجات بدیم!


در بیرون کمد ملت دور کمد در حال رقص محلی قبیله ی گومبا بومبا هستن و میخوان کمد رو آتیش بزنن!!


در این لحظه تویه کمد اسکی دست میکنه پشت گوشش و یه دونه دستمال در ابعاد 4 در 5 متر درمیاره!!

کریچر: به عنوان سفره هم میشه ازش استفاده کرد!

اسکی یه نگاه خطرناک به کریچر میکنه و بعد دستشو میکنه تو گونی کریچر(همون لباس!) و یه دستمال دیگه در میاره!!

کریچر: شعبده بازی هم بلدی؟!

اسکی یه نگاه خطرناک دیگه به کریچر میکنه و بعد دست میکنه لای موهاش یه دستمال دیگه در میاره!

کریچر: چه کار میکنی؟!
اسکی: دارم جادو میکنم!
کریچر: آخه....!!
( )

در یک لحظه ی انتحاری اسکی سه تا دستمال رو میگیره و با هم مخلوط میکنه!...دستمال ها تبدیل میشن به یه دستمال با ابعاد 10 در 10 سانتی متر!

کریچر: چی شد الان؟!
اسکی: جادو کردم!
کریچر: مگه تو جادوگری؟!

در این لحظه اسکی یه دستمال از تو زیرشلواریش(!) در میاره میکنه تو دهن کریچر!!!
اسکی: زیاد حرف بزنی میگم دستمالام ببوقن بهت!


اسکی یه کم دیگه با دستمال جدیدش ور میره و نوازشش میکنه!
بعد دستمال رو بین خودش و کریچر میگیره...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اسکاور در 1385/10/22 16:07:37
ویرایش شده توسط اسکاور در 1385/10/22 16:08:57
ویرایش شده توسط اسکاور در 1385/10/22 21:44:44
ویرایش شده توسط اسکاور در 1385/10/22 21:45:33
ویرایش شده توسط اسکاور در 1385/10/22 21:48:13
[url=http://godfathers2.persiangig.com/hammers/Pro
Re: صد و يك راه براي ذله كردنه کریچر!
ارسال شده در: پنجشنبه 21 دی 1385 16:38
نمایش جزئیات
آفلاین
کریچر کولی هم در حالی که داشته ریش سرژو میکشیده میگه: "سرژِی خان به سلامت باد! غلط کردم خان والا!دیگه با وینکی تنهایی نمیرم بیرون! دیگه خوابای بد بد نمیبینم!عفو کنین"
همه یه نگاه مشکوکیوس به کریچر میندازن و در همین احوالات این سر و صداها به خوابگاه ناظران حاضر در تالار ریون (!) میرسه و باعث میشه تا پنی از خواب بپره! بلند میشه زنگ میزنه به یکی
و باعث میشه که گوشی یکی از ملت اونور زنگ بخوره!!!
_الو سلام! ببین من خواب دیدم بوق بوق بوق...
_آخ آخ بابام اومد!
_نه خداییش اینجا وسط تالار بابای تو چی کار میکنه؟
_ خب ببین این مال کارگردانی ضعیف این پسته! بیخیال!بای!
پنی تا گوشی رو قطع میکنه با نگاه خشمگین رزی مواجه میشه که داره میگه: من رو تو غیرت دارم بوقی!واسه چی زنگ میزنی به بچه ی مردم!
با یک صدای جیغ که بیانگر جریوس مینیمم بود رزی میره تا کار به جاهای ماکزیمم نکشه!
=================================
سیاهی مطلق بر دوربین حکم فرماست که ناگهان نور یک چراغ قوه همچون خورشیدی در میان آسمان دلِ ابری و گرفته اش شروع به درخشش میکنه!
اسکی که یه ذره گیج میزنه میگه:
رزی خانم اجازه؟ توی فیلما من همیشه دیدم لامپ میذارن! چراغ قوه دمده شده!
رزی یه نگاه ابرو بالا بنداز میکنه و میگه:
تو متوجه نیستی که الان زمستونه و ما باید صرفه جویی کنیم و به جای لامپ از چراغ قوه استفاده کنیم تا همه ی خونه ها بتونن گاز داشته باشن!(چه ربطی داشت؟ )
خلاصه که بیخیال این بحثا شو!
در این لحظه کاچی که کفش پاش نیست و به دلایلی باید براش بخریم ، همون طوری پابرهنه میپره وسط حرف رزی و میگه:
رزی خانم اجازه؟ ولی الان همه ی تماشاگر نماها منتظرن تا بدونن آخر تیکه ی قبلی چی شد....
ییهو (!) فینی* میاد جلوی دوربین و میگه:
ما نیاز به یه فلاش بک داریم ، سو وی موو تو دت تایم!**
همه همچنان با همدیگه درگیرن که رزی و پنی سر میرسن!
همه به صورت سوت بلبلی در میان و دوباره صحنه برمیگرده به اتاق!!!
فینی که میبینه این صحنه نیاز به توضیح داره میگه:
و از اونجایی که حذبیا پارتیشون کلفت بود همشون به ژرفای رختخوابهاشون برگشتن!
نور چراغ قوه که برای صرفه جویی بیشتر در این مدت خاموش بود دوباره روشن میشه....
_چرا اومدی تالار ما؟؟
_خب ریون خوبه! من دوسش دارم !خوبه!من دوسش دارم!خوبه! من دوسش دارم!
دستی سر اسکی را نوازش میکند و خش مخ اسکی برطرف میشود!
بعد دیگه قهرمان مدرسه هم که شد!تازه من تو همه ی گروها بودم قبلا فقط ریون نبودم!
کاچی ،پنی و رزی هم پچ پچ کنان و پچ پچ خوران اظهار نظر میکردند!!در آخر هر سه به این حالت به اسکی نگاه میکنند... بعد هر سه با هم میگن :
"کریچ تو کمد"
نور اتاق حرکت میکنه اندکی چپ و راست نموده ؛ دری رو باز میکنه و کریچ و اسکی به تاریکی اون تو ملحق میشن!
ملتی که توی پست های قبل و توی این پست بودن همچنین عوامل پشت صحنه و دست اندر کاران فریادی از شادی میکشن و کاچی هنوز متوجه نشده بچه ها علاوه بر آزار اسکی میخوان اونم آزار بدن!
====================================
*فینی جون چند وقت بود تو پستا نبود دلم براش تنگید خواستم توی پستم باشه!
**so we move to that time!!!

خودتون میدونین چند قرن بود پست رول نزده بودم!ببخشید خواهشا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مادام رزمرتا در 1385/10/21 21:51:16
Only Raven
Re: صد و يك راه براي ذله كردنه کریچر!
ارسال شده در: پنجشنبه 21 دی 1385 12:50
نمایش جزئیات
آفلاین
کله ی اسکی میخوره به لبه تخت و به صورت کاملا آنتحاری شپلخ میشه!
اهالی حذب که ابروهاشون رو بالا انداخته بودند و داشتند به شدت از خودش افتخار در میکردند، یک نگاه " تازه به دران رسیده!" به اسکی میندازن.
سرژ یه تار ریش برمیداره و سریعا دست و پای اسکی رو میبنده!
بعد اسکی رو ندازن روی فنگ، فنگ هم سوار ققی میشه و در حالی که بری ققی رو تریپ جاسم، داره حمل میکنه، سعی میکنه از در خارج بشه!

_ بیا بیا بیا... نه ! راست راست... حالا چپ!
بری داد میزنه:
_ سرژ درست آدرس بده! نفهمیدم، از کودوم ور گفتی؟؟... الان برم عقب؟
سرژ اروم میگه:
_ سسسسس!... آروم! الان برو چپ!
بری که نمیفهمه سرژ داره چی میگه، داد میزنه:
_ خب از اول بگو! الان میرم راست!

و بدون توجه که سرژ که داره مکررا روی خودش طلسم جریوس رو اجرا میکنه، میره سمت راست و برخورد فیزیکی شدید با شتاب 52.67 متر بر ثانیه، با کریچر میکنه و همه میریزن روی کریچر!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
منوي مديريت، حافظ شما خواهد بود!
بازنشستگی!