شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
ایمان هستم ۱۷ ساله از کرج اولین بار کتاب ۵ رو بابام واسم گرفت و منم هیچی ازش نفهمیدم بعد مجبور شدم برم از اولش بخونم که خوب داستان خیلی توووووووپ بود و خوشمان امد و کله کتابا و فیلهارو خوندمو و دیدم جاتون خالی عااااشق هرماینی میباشم درحد ریش دامبلدور عااااشق اسمه سدریکم دوستان درجریانن دیگه , اول سدریک پاتر بعد تو فنم سدریک ریدل الانم که سدریک دیگوری اصن ی وضییییی اووووم بیشتر ازین نمیتونم شرح بدم , بستونه تا همینجا
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
به یاد روزهای هری پاتریمون به یاد روزهایی که از طریق اینترنت،تلوزیون،رادیو،فامیل و یا حتی دوستان مدرسه ایمون با هری پاتر آشنا شدیم.به یاد روزی که چندین کتابفروشی رو گشتیم تا تونستیم هری پاتر و سنگ جادو رو بخریم.به یاد اون روزهایی که به بابامون التماس میکردیم تا ازش پول بگیریم و بریم کتاب هری پاتر بخریم.به یاد روزهایی که غصه میخوردیم که چرا هری پاتر تو ایران اکران نمیشه.کمی از اون روزها دور شویم...به یاد روزهایی که اینترنتو زیر و رو میکردیم و دنبال عکس و فیلم و خبرهای هری پاتری میگشتیم.به یاد فصل آخر کتاب شش (آرامگاه سپید)و گریه هامون برای مرگ مردی با نوای ققنوس.به یاد اشکهایی که برای مرگ دابی،فرد،سیوروس اسنیپ و خیلی های دیگه در کتاب آخر ریختیم و بیشتر از اینها برای پایان داستانمون. به یاد این چند سال زندگیمون که هری پاتری گذشت. حالا نوبت ماست...هرکدوم از ما باید یک هری پاتر در زندگی خودش باشه...این زندگی خنده ها و اشکهای زیادی داره اما ماهم مثل هری تا آخرش وایمیستیم تا به پیروزی و هدفمون برسیم تا برای خانواده هامون و جامعمون مایه ی افتخار باشیم. سدریک پاتر
ببخشید خیلی طولانی شد چون اولین امضام بود (موفق باشید)
سلام من رامینم تو تهران زندگی میکنم 13 سالمه و عاشق هاگوارتز و دامبلدورو اسنیپ هستم راستش قبل از اینکه کتاب ها و فیلم های هری پاترو بخونم و ببینم تعریفشو از دوستام شنیدم.... بعد از یک مدت کتابهای هری پاتر اومد به کتاب فروشی محلمون منم که کاری نداشتم کتاب های هری پاترو خوندمو خوشم اومد .... تمام کتابهای هری پاترو خوندم و تمام فیلماشم دیدم
حامد هستم. 15 ساله . شهر مرند (آذربایحان شرقی) .. سمپادی.. اول دبیرستان .. طرفدار پروپاقرص هری، هرمیون و اسنیپ ... تمام :kiss: :ball:
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
پارسال ایفای نقش هرماینی گرنجر بودم!! بیکارم کردن !!بـــــــیکار!! (البته از بروبچ جادوگران متشکرم چون واقعا زمان برای ایفای نقش نداشتم، رول نباید بیکار بمونه)
اسم موژان میرمحمدی من اولین بار کتاب اخر هری پاترو(یادگاران) خریدم ولی چون سردرنیاوردم کامل نخوندمش وولش کردم ولی وقتی مجموعه فیلمشو دیدم شروع کردم به دانلود کتاباش و الان تویه ذهن خودم تغییرش دادم ویه داستانه دیگه ی خصوصی ساختم خلاصه من یه دختر دوازده ساله ی تهرانی ام که با سه تا دوست دیگه ام اون داستان جدیدو مثل نمایشنامه کردیم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هرگز توجیه نکن دوستانت به ان نیازی ندارند و دشمنانت به هر حال ان را باور نمی کنند
مهدی 14ساله قم عاشق هری پتارم اول فیلمشو دیدم بعد کتابشو خوندم الانم در حال نوشتن کتاب 8 اون هستم عضو تازه واردم رمان تخیلی هم که تا دلت بخواد خوندم از نوشته های دارن شان بگیر تا رولینگ ببخشید این اسپمه ولی کجا پست های فعالو میتونم ببینم؟؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
برای شرکت در بزگترین همایش جادوگران سال اینجا کلیک کنید .
زوپس! بلاک! زمستان! دیگر اثر ندارد! حتی اگر شب و روز، بر ما برف ببارد!
دقيقا نميدونم از كي اين كوتوله عينكي وارد زندگيم شده ولي خيلي خيلي باشه كمتر از يه ساله. من واقعا عاشق كتاب هاي هري پاتر هستم و نميدونم چي داره كه باعث ميشه اينجوري منو به خودش جذب كنه. راستش من تا قبل خوندن HP از كتاب و كتابخوني متنفر بودم. دوستم كه اونم عاشق هري پاتره هر روز در موردش باهام حرف ميزد و من بي علاقه به صحبت هاش گوش ميدادم. دقيقا نميدونم چي شد كه يهو دلمو به دريا زدم و گفتم بزار ببينم كه اين هري پاتر كه ميگن چي داره؟ بعد از اينكه كتاب اول رو دانلود كردم و خوندم با اينكه حوصله 7 تا رو نداشتم ولي يه حسي بهم ميگفت ادامه بده. بعد از اينكه كتاب 7 رو تموم كردم هري پاتر به يه عضوي از بدنم تبديل شد. نميتونستم بهش فك نكنم. بعضي وقتا خوابشو ميبينم. بعضي وقتا هم كه جوگير ميشم يه چاقو تو دستم ميگيرم و الكي ميگم: اكسپليارموس!
آخر هر كتاب هم چندتا سايت پيدا ميكردم كه بهترينشون بلاشك اينجا هستش.
دو روز پيش هم خوندن "دارن شان" رو شروع كردم. اميدوارم اونم به اندازه HP منو مجذوب خودش كنه...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نویل لانگ باتم در 1392/5/21 13:41:21 ویرایش شده توسط نویل لانگ باتم در 1392/5/21 13:41:47