هری ایستاد و به سمت صدا برگشت. فرد و جرج داشتند به دنبالش میدویدند ...
- هری یک کار فوری و خنده دار باهات داریم ... اون نقشه غارتگر همراهته ؟
هری دستش را در جیب ردایش کرد و نقشه پوسیده ای را بیرون کشید. با گنگی آن را به سمت فرد گرفت و گفت : چیکارش داری ؟
جرج گفت : میذاری این افتخار نصیب من بشه ... بعد از مدت ها دلم میخواد من ازش استفاده کنم.
هری شانه هایش را بالا انداخت و آن را به سمت جرج گرفت. جرج درحالی که لبانش به لبخند شیطنت آمیزی مزین بود ، دستش را به سینه گذاشت و چشمانش را بست ، اندکی صدایش را صاف کرد و گفت : « من سوگند میخورم که کار بدی انجام بدم ! »
با برخورد چوبدستی فرد به نقشه نوشته های ریزی و خطوط درهمی در نقشه پدیدار شد و کم کم نقشه کامل هاگوارتس به همراه نقاط متحرک شکل گرفت.
فرد نقشه را از دستان هری بیرون کشید و گفت : «باید پیداشون کنیم ... صبر کن ... اینجا که نیستن ... طبقه سوم ... امممم ... راه های مخفی...
هری با سردرگمی از فرد به جرج نگاه کرد و گفت : میشه منم بدونم چی شده ؟
جرج در حالی که برق خاصی در چشمانش میدرخشید گفت : داداش کوچولومون عاشق شده !
همزمان با این جمله فریاد فرد شنیده شد : پیداش کردم.
هری و جرج به نقطه ای که او اشاره میکرد نگاه کردند و توانست دو نقطه بسیار نزدیک هم را در طبقه چهارم و یکی از راهرو های مخفی ببینند ! هری با دیدن نام آن دو لبخند پیروزمندانه ای زد و گفت : فهمیدم !
و بار دیگر به نام آن دو نقطه نگاه کرد : رون ویزلی ، هرمیون گرنجر
فرد خندید و گفت : هری فکر کنم وقتشه که مچ دو تا دوستت رو بگیری !
هری گفت : پس بزنین بریم بچه ها ...
و هر سه به سمت راهرو های مخفی طبقه چهارم به راه افتادند ...
ده دقیقه بعد
لبان رون و هرمیون از هم جدا میشه و هردو به سه پسری که دارند دیوانه وار به آنها میخندند نگاه میکنند ... هرمیون اشکش در میاد و روش رو برمیگردونه که توی صورت هری نگاه نکنه ... رون به سمت فرد و جرج میدوه و اونها در حالی که از ته دل میخندند فرار میکنه ...
رون در حالی که همه صورتش سرخ شده و دنبال اونا میدوه فریاد میزنه : « اگر بگیرمتون مجبورتون میکنم یک کرم فلوبر زنده بخورید !
»------------------------------------------------------------------------------
ببخشید من چون قبلا توی ایفای نقش بودم و بعد به دلیل نداشتن فعالیت خارج شدم به خودم جرئت دادم که مرحله یازی با کلمات رو بیخیال بشم و مستقیم اینجا پست بزنم ... امیدوارم تاییدم بکنید !
نوشته خوب بود و قابل تاييد! بي هيچ شكي! اما سوال: با همين شناسه عضو ايفاي نقش بوديد؟ چند ماه پيش؟ لطفا برام پيام شخصي بذاريد تا در مورد تاييد يا عدم تاييدتون تصميم بگيرم.
تاييد شد.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

) میگم چطوره رمزو بگم؟ کدوحلوایی لرزان؟ نه کدوحلوایی قرمز؟
کدوحلوایی باحال؟


ولی شما نباید
وای خدا نقشه ی نازنینم

( این جا تلمیح داره ها ... به تعداد هدایای جشن تولد دادلی ) !
. تازه ان تا بچه ی بی سرپرست هم ... ما باید برای اونا هم هدیه تولد بخریم .
!
؟

