جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

30 کاربر(ها) آنلاین هستند (21 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
30 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[continious]] بیگ بن (ساختمان عظیم لندن)

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: بیگ بن (ساختمان عظیم لندن)
ارسال شده در: یکشنبه 30 تیر 1387 20:34
نمایش جزئیات
آفلاین
صداي وحشتناك سقوط آسانسور با سرو صداي جادوگران و ساحره ها در هم آميخته بود!
فرياد بلاتريكس همه را وادار به سكوت كرد!
-ساكت باشين.من يه راه حل خوب پيدا كردم!
همه با اشتياق به بلاتريكس خيره شدن.باتريكس به دريچه روي سقف آسانسور اشاره كرد.
-اونجا رو نگاه كنين.اگه ما آني موني رو از اونجا پرت كنيم پايين مشكل حل ميشه.تازه براي اطمينان ميتوني بارتي رو هم همراهش بفرستيم.

جادوگران:


بارتي و آني موني:


بلاتريكس با خوشحالي دستور حمله داد:دستگيرشون كنين.

صداي فرياد التماس آميز آني موني در آسانسور پيچيد.

-من يه راه بهتر سراغ دارم.راستش با وجود اينكه بارتي گفته بود همراه آوردن جارو اكيدا ممنوعه من اين كارو كردم و جارومو با خودم آوردم.حالا ميتونم سوار جارو بشم.اينجوري توي هوا معلقم و وزنم از آسانسور كم ميشه.شما ميتونين خيلي راحت آسانسورو تعمير كنين.

بلاتريكس از شكست خوردن نقشه اش بشدت خشنگين شده بود.چوب دستيش را بطرف آسانسور گرفت.
-خوب.بپر رو جاروت ببينم.الانه كه برسيم پايين.

دقايقي بعد همه جادوگران سالم و سرحال به طبقه بيست و هفتم رسيده بودند.
بارتي دوباره سردستگي گروه را به عهده گرفت.
-خوب.همه ميدونين دنبال چي هستيم.خوب همه كشوها و كمد ها رو بگردين.نبايد دست خالي پيش لرد برگرديم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گراهام پريچارد در 1387/4/30 21:01:56
Re: بیگ بن (ساختمان عظیم لندن)
ارسال شده در: شنبه 29 تیر 1387 06:40
نمایش جزئیات
آفلاین
بارتی به همراه مرگخواران وارد وسیله ی بزرگ اهنین شد .

آنی مونی به طرز فجیحی به دکمه های اسانسور حمله ور شده بود.! انتونین مشغول بررسی اوضاع اسانسور بود و سایر مرگخواران در مورد این وسیله ی عجیب و اهنین صحبت می کردند.!

_مطمئنم که این وسیله از اینده اومده رودولف .
_اممم شاید هم از گذشته اومده باشه.
_ واقعا؟

بارتی با عصبانیت گفت :آنی نمی دونم چی فکر کردی ولی این ها دکمه هستند برو کنـار ...
بلاتریکس با خونسردی به دکمه ها خیره شده بود .عصبانی بود.عصبانی از این که ماموریت به این بزرگی به بارتی واگذار شده است در حالی که او خیلی بهتر از بارتی بود.
_خفـه شید.
بارتی فریادی کشید و ملت جادوگر از شدت ابوهت صدایش ساکت شدند.!
_حالا اول باید به طبقه ی پونزدهم بریم و بعد دکمه ی طبقه ی 12 رو بزنیـم.
بلاتریکس پوزخندی زد و گفت :بارتی این ممکن نیست.این طوری برمیگردیم به طبقه ی بیست و هفتم.!
_نه بلا این فناوری جدیده در ضمن پونزده به علاوه 12 هم میشه بیست و هفت .شما ها نمی فهمید من توی استعاد های درخشان درس خوندم می فهمم!

انگشتان کشیده ی بارتی به طرف دکمه های اسانسور رفت و کلیک شماره ی 15 فشرده شد.!
نارسیسا ایینه کوچکی را از کیف بیرون اورده و مشغول درست کردن حلقه ی طلایی رنگ موهایش بود.!
بارتی به گوشه ی راست اسانسور رفت.انی مونی به جای خودش برگشت و مشغول ور رفتن با دکمه ها شد .!
رودولف کف اسانسور نشست و جوراب هایش را در اورد.!
ملت جادوگر :

در فضای کوچک اسانسور بوی تعفن جوراب پیچیده بود.نارسیسا با رژ لب بی رنگش ور می رفت {اه این هم قلابیه!}

دینگ دینگ :طبقه ی پانزدهم.از شما متشکریم.خانم ها اقایان می توانید در این طبقه پیاده شوید.در غیر این صورت دکمه ی دیگری را انتخاب فرمایید.!

بـارتی به طرف دکمه های سمت چپی اسانسور رفت انی مونی به طرز مشکوکی با وسیله ی کوچک گردی ور می رفت

_برو کنـار اناکین برو کنار و سر راه من نشین.!

بارتی انی را با بی اعتنایی کنار زد و به ردیف دکمه ها خیره شد.!
دکمه ی شماره ی 12 سر جایش نبود و به جای ان یک سوراخ دیده میشد.!

صورت بارتی به سرخی گرایید و با عصبانیت گفت :اناکین میشه بگی برای چی دکمه ی اسانسور رو کندی؟!

_تقصیر من نبود ..من فکر کردم این موز حلقه حلقه شدس.خیلی وقته هیچی نخوردم..می دونی ؟
_

ناگهان نارسیسا به تابلوی کوچک بالای سر بارتی اشاره کرد و گفت :امم نگاه کنید انگار یک چیزی نوشته..نوشته ظرفیت اسانسور 500 کیلوست

بارتی که سعی می کرد خونسرد بنظر برسد گفت :خب این که اشکالی نداره.نارسیسا و بلاتریکس که وزنی ندارند.! رودولف هم که حالا خیلی داشته باشه 70 کیلوس..اگر نارسیسا و بلاتریکس هرکدام 50 کیلو باشند این میشود 170 کیلو..من هم که ترکه ای ماتریکسی و اینا { } خیلی داشته باشم 60 کیلوه که این میشه 230 کیلو..بقیه رو هم روی هم بگیریم صد کیلو میشه سیصد و سی کیلو..روندش می کنیم به چهارصد..صد تا تا پونصد تا جا داریم.!

بلاتریکس دندان قرچه ای کرد و گفت :بارتی نمی فهمم که ارباب برای چی ماموریت به این مهمی رو به تو واگذار کرده اما یک چیز رو خیلی خوب می دونم و اون اینه که انی مونی الان 250 کیلوئه و این دقیقه میشه ششصد و پنجاه کیلو نه چهارصد تا و از اونجایی که ما فقط با اسانسور می تونیم بیست و هفت طبقه رو بریم ماموریت منتفیه و من می تونم برم به ارباب بگم که ماموریت رو به من واگذار کنه !

بارتی :صبر کن بلا.انی ؟

انی


بوق ..گومب..دامب..سووت..:اسانسور به علت ظرفیت زیاد در حال سقوط می بـاشد.!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1387/4/29 6:51:49
عظیم ترین گنجینه ی هر انسان هوش سرشار اوست

این بار ثابت می کنم کی هستم

only raven .
Re: بیگ بن (ساختمان عظیم لندن)
ارسال شده در: شنبه 29 تیر 1387 05:39
نمایش جزئیات
آفلاین
جادوگران در مقابل چشمان مبهوت و خنده هاي تمسخر آميز ماگلها از پله هاي ورودي برج بالا رفتند.

-بارتي اين در باز نميشه.آلوهومورا...باز شو ديگه.

بارتي با خشم نگاهي به جادوگر انداخت.
-شايد براي اينه كه گرفتيش. اگه ولش كني باز ميشه.

جادوگر مورد نظر بارتي بالاخره دست از سر در برداشت.در به آرامي باز شد.بارتي و همراهانش قدم به داخل برج گذاشتند.بارتي با ديدن جادوگري كه با عجله به طرف پله ها ميرفت با تاسف سري تكان داد.

-مونتاگ داري كجا ميري؟ماموريت ما طبقه بيست و هفتمه.ميخواي بيست و هفت طبقه رو از پله ها بالا بري؟

مونتاگ با عصبانيت برگشت.
-خب پس چيكار كنم؟از جارو هم كه نميذاري استفاده كنم

بارتي كه ظاهرا از مسئوليتي كه توسط لرد به او سپرده شده بود رضايت كامل داشت لبخندي زد كه خشم مونتاگ را دوبرابر كرد.
-خب...براي همينه كه لرد منو مسئول انجام اين ماموريت كرده...دنبالم بيايين.

ملت جادوگربرخلاف ميلشان به دنبال بارتي حركت كردند.

-خب..همينجاست..رسيديم.به اين ميگن آسانسور...با من تكرار كنين..آ-سان-سور.

ملت جادوگر:

بارتي كه كم كم احساس خطر ميكرد دكمه آسانسور را فشار داد و منتظر شد.
ملت مشتاق و كنجكاو جادوگر در انتظار رسيدن وسيله جادويي شدند كه قرار بود آنها را به طبقه بيست و هفتم ببرد.

بالاخره وسيله جادويي رسيد و با باز شدن درها ملت آسانسور نديده جادوگر بدون توجه به ظرفيت آسانسور به داخل آن حمله ور شدند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بیگ بن (ساختمان عظیم لندن)
ارسال شده در: سه‌شنبه 25 تیر 1387 14:25
نمایش جزئیات
آفلاین
باد به آرامی موهای افرادی که از این سو به آن سو و از آن سو به این سو می رفتند و می آمدند را نوازش و می کرد و گویا رقصی را بین موهای سر آنها ایجاد کرده بود .

خورشید تابناک از پهنه ی آسمان با بخشندگی تمام انوار طلایی رنگ خود را به تمامی مردمی که در خیابان ها راه می رفتند ، صحبت می کردند و به کارشان می پرداختند و افرادی که در خانه ها ، یا شرکت ها و یا اتاقک ها در کنار پنجره های عظیم و حتی کوچیک مشغول کاری بودند ، ارزانی می داشت .

در این میان ، ساختمانی عظیم ، یک برج بلند قامت که خود را بر زمین گسترانیده بود و عظمت و شکوه خاصی به شهر می بخشید قرار داشت که باعث جلب شدن بسیاری از توریستان و افراد تازه وارد می شد .


... ناگهان صدای پاقی در فضای پر از سر و صدای اطراف بیگ بن را بر هم زد ، اما هیچکس متوجه این اتفاق نشد ، جز یکی دو نفر که ناگهان به شخصی برخورد کردند و با نگاههای متعجب خود او را ور انداز کرده و از آنجا دور شدند .

پس از آن اتفاق ، چندین بار صدای پاق دیگری هم آمد ، اما دیگر کسی متوجه نشد . چندین نفر ، با شنل های سیاه رنگ آنجا ظظاهر شده بودند و البته پس از ظهور در ملأ عام توجه افرادی رو به خود جلب کردند که به نوع لباس پوشیدن آنها می خندیدند ...


- عجب ماگلایی ... چقدر خنگن ، همش دارن به ما نگاه می کنن و می خندن . بزنم لت و پارشون کنم ؟
- نه ، ولشون کن . لرد مأموریت مهمتری بهمون داده . همه آماده این ؟
- آره ! بریم ... بچه ها بیاین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بیگ بن (ساختمان عظیم لندن)
ارسال شده در: سه‌شنبه 25 تیر 1387 13:38
نمایش جزئیات
آفلاین
بیگ بن یا همون Big Ben یکی از بلند ترین ساختمانهای جهان که در لندن قرار داره .
اینجا محلی کاملا مشنگی هستش ، اما مگه می شه جایی وجود داشته باشه و جادوگران در اون تردد نکنن ؟
در کل این تاپیک زده شد تا به اتفاقات این منطقه رسیدگی بشه و استفاده های زیادی چه فرهنگی ، هنری ، اقتصادی و ... رو از این منطقه و تاپیک ببریم

برای معرفی فضا و ... من خودم اولین رول رو در همین تاپیک ، پس از این پست ارسال می کنم ! منتظر اولین رول باشید .


*راستی ، لطفا از هرگونه خراب کردن سوژه ، دادن سوژه بد و ژانگولر بازی و ... خودداری نمایید و بگذارید تاپیک خوب پیش برود *

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گلرت گریندلوالد در 1405/2/21 10:49:55