جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

5 کاربر(ها) آنلاین هستند (3 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
5 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[continious]] حمام عمومی هافلپاف

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: حمام هافلپاف
ارسال شده در: پنجشنبه 10 شهریور 1384 23:05
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخي:اوهوم..اوهوم..قوانين دوئل...تا سه ميشمارم بايد برگردين همديگرو نشونه بگريني و بكشين :yevil:

1..2...3

پاتريشيا و هديه برميگردن و به طرف هم افسون ميفرستند كه به درو ديوار ميخوده(كلا خانوما تو هيچ چيزي استعداد ندارن)...ميپرن و جاخالي ميدن در برابر افسون هاي بعدي.اينقدر ميپرن كه...
شلپ....شلپ
ميافتن تو استخر
يهو سيبل از راه ميرسه و
سيبل:يوهووووو
شلپ
سيبل هم ميپره تو استخر
سرژ:زاخي..من تورو ميكشم بيا دوئل
زاخي:چرا؟ما كه خوبيم؟
سرژ:اي كيو..ما هم بايد به يه بهونه اي بپريم اخرش كه...
زاخارياس:1...2..سرژ افسون خطرناك نفرستي....3
سرژ:لوموس!!
و ميپره تو استخر
زاخي:اوداكداوا!!!
شلپ..ميپره تو استخر
يك ربع بعد(روي «ع» تاكيد كنيد)
سرژ و پاتريشيا يه گوشه تو اب دارن با هم حرف ميزنن..به ظنر ميرسه كه پاتريشيا داره تو اب ميرقصه..اوهو..نه داره تكنو ميزنه...هليكوپتري....كلش رفت..پايين.داره خفه ميشه..سرژ ميره زير اب و پاتريشيا رو بالا مياره (در حالي كه در اغوش گرفته)...
سرژ:پاتي...مواظب باش(خيلي عاشقانه)
پاتريشيا:باشه عزيزم
:bigkiss:

در طرف ديگر زاخارياس ..واي...با سيبل و هديه داره تو اب ميرقصه...البته تانگو...
سرژ فرياد ميزنه:زاخي خوش ميگزره؟
زاخي:
(دقت داشته باشين همه شخصيتها حجاب اسلامي را رعايت كدند و لباس تنشان هست)

يكي ميدوئه مياد تو و اين جو عاشقانه حمومي رو بهم ميزنه
ويليام ادوراد:سلام...من اگر خوب شنا كنم منو ناظر ميكنين؟

سرژ:اه
ويليام ادوارد شيرجه ميزنه تو اب ولي
ويليام:اخ..رفتم تو سوراخ
يك بچه غول از اب استخر بيرون مياد كه ويليام با كله رفته در سوراخ نشيمنگاهش
بچه غول:باب...مام...سوراخ من درد...
زاخي:هي سرژ...چقدر شبيه گراپ هست..نه؟
زمين به لرزه در مياد
گراپ مياد تو حموم:بچه من....تراپ..تراپ.
تراپ:باب...سوراخ من كرد درد
كنار گراپ يك زن اشنا به چشم ميخوره
پاتريشيا:هي..گراپ تو بچه داري؟
گراپ:...من مادام ماكسيم را دوست داشت....ازدواج كرد ماكسيم من
زاخي:مااااااااااااااااااااا
سرژ:مااااااااااااااااا

مادام ماكسيم:به خدا بچه ها...من هاگريد رو دوست دارم..اون به زور با من عروسي كرد
صداي اشناي مياد
هاگريد:گراپ..گراپ....ماكسيم كجايي؟
هاگريد وارد ميشه
(دقت داشته باشين همينجور پاتريشيا در بغل سرژ هست و زاخي جفت هديه و سيبل و ويليام اوارد در سوراخ تراپ)

سيبل:هاگريد...ماكسيم با گراپ عروسي كرده؟اره؟
هاگريد چي؟گراپ؟
گراپ:اره...خيلي دوست داشت بچه...
هاگريد:بچه دارم شدين؟
گراپ:خيلي دوست داشت بچه..تراپ را دوست داشت
هاگريد كه متوجه شده بود:هايـــــــــــــــــــــــــــــــــــي نفس كش!!!خيانت در امنت؟...خيانت برادر؟
گراپ:اره...مثل چي كار بكن؟( مثلا چي كار ميخواي بكني؟)
هاگريد كه هيكل عظيم گراپ را ديد :مباركه...ماكسيم بهت تبريك ميگم..اميدوارم خوشبخت بشين...به پاي هم پير شين

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
حمام هافلپاف
ارسال شده در: پنجشنبه 10 شهریور 1384 22:03
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخی:دیدی چی شد سرژ؟؟؟
سرژ:کو؟؟چی؟؟کی؟؟چی شد؟؟
زاخی:بابا حمومو میگم دیگه.اصلا کسی نمیاد اینجا.مثل اینکه باید درشو تخته کنیم.
سرژ:همش تقصیر تویه بی ادبه دیگه.انقدر بی ادبی حرف زدی دهن منم باز کردی.
زاخی:به من چه.اه اه اه.داره حالم به هم میخوره.هنوز از اون روز که از پشت گراپی دراومدی هنوز بو میدی.
سرژ:خودت بو میدی.بی ادب.
زاخی:میگم حالا نمیخواد دعوا کنیم.یه کاری کنیم همه بیان اینجا.من دیروز رفتم دیدم همه گرفتن خوابیدن تو تالار همشونم هپلی.
سرژ:مثل من؟؟
زاخی:آره دقیقا عین تو حالا چی کار کنیم تا بیان اینجا؟؟
سرژ:به نظرم یه استخر پارتی راه بندازیم.
زاخی:برو بابا تو هم با این پیشنهادت.این شکلی گیلیدی میاد اینجا.منم که غیرتی
سرژ:راست میگی مخصوصا در مورد پاتریشیا
زاخی: پس چرا نمیان اینا.بیا همشونو به زور بیاریم.من که داره اعصابم داغون میشه. یکی منو بگیره من اعصابم داغونههههههههههه
و زاخی میفته رو سرژ ده بزن
سرژ:بابا چرا منو میزنی.آیییی.ریکتوسمپرا....نه چه ربطی داشت...لوموس.....اکسپکتوپاترونوم....برو کنار بابا.
و یه مشت میخوابونه پا چشم زاخی
زاخی:آخ کمرم....آی کمرم.
سرژ پیش خودش:من زدم پا چشمش یا کمرش؟؟؟
زاخی:ای نامرد.چرا زدی تو کمرم..مگه نمیدونی کمر ای حساسیه.اگه الان فلج میشدم جواب مامان بابامو چی میخواستی بدی؟؟؟
سرژ:حالا که نشدی اگرم میشدی مینداختمت تو سطل آشغال تا کسی نتونه پیدات کنه.
زاخی:ای نامرد.آی کمرم.
همون موقع هدیه میاد...
هدیه:اینجا چه خبره؟؟زاخی تو چرا این شکلی شدی؟؟
زاخی موهاش مثل برق گرفته هاست و کتش پاره شده(بابا کت! )...
زاخی:از این بپرس..
سرژ:بابا تقصیر من چیه؟؟؟خودش حمله کرد منم جوابشو دادم.
زاخی:دروغ میگه.الکی منو زد...مامانننننن
هدیه:سرژ تو مگه خواهر مادر نداری بچه مردمو میزنی؟؟(چه ربطی داشت )
سرژ:به تو چه اصلا؟؟
هدیه:چی شاخ شدی؟؟؟
سرژ:به خانومو باش اومدی به من میگه شاخ شدی
در یک حرکت جانانه و به سبک بروس لی هدیه یه آبدولوسوچیاکی(چی چی؟ )میخواد بخوابونه پا چشم سرژ.....که ناگهان صحنه آهسته میشه ...
صحنه آهسته***
سرژ کلشو میقاپه...
سرژ:هنوز بچهای من یک جودوکار حرفه ایم.
هدیه:منم جودو کارم خب..بگیر که اومممممد...
هدیه میپره رو هوا و با پا میاد تو سینه سرژ و سرژ بیست قدم میفته عقب تر....
هدیه:ای نااااااامرد(صحنه آهستست توجه کنید...آهسته بخونین کسی نشنوه )من تورو میکشم.
و میدوئه تا سرژ رو که رویه زمین افتاده بود رو بزنه.
سرژ با یک حرکت از روی زمین بلند میشه و یه دفعه میبینه یه چیزی با سرعت داره میاد سمتش.
زاخی:سرررررررژ مواظب باش.
سرژ مدل مکس پینی(پانیشری ) میپره کنار.
هدیه از بقلش همین شکلی میره.
سرژ:این چرا داره همین شکلی میره؟؟؟
زاخی:هوووو....اد(با لهجه شیرین آذری بخوانید )کجا داری میری؟؟؟
هدیه به خودش میاد:ها...آها...ببخشید حواسم نبود.داشتم به یه چیز دیگه فکر میکردم
و برمیگرده تا دوباره به سمت سرژ بیاد....
سرژ:که این طور!!!
و هر دو با هم با سرعت به سمت هم میان.....10 متر...5 متر...2 متر...30 سانتی متر...1 سانتی متر.....
که یه دفعه پاتریشیا پیداش میشه....
پاتریشیا:اوهوووووووووووووی
سرژ و هدیه می ایستند...
پاتریشیا:هر کی شاخه بیاد با من دوئل کنه.
زاخی: اینجا چه خبره؟؟؟همه ورزش بلدن؟؟؟
سرژ:آخه دوئلم شد ورزش؟؟؟
زاخی:خب تیر اندازیه دیگه
زاخی پیش خودش:بزار منم آخر سر رو میکنم.
پاتریشیا با لباس کابوی ها میاد جلو.
سرژ و زاخی میکشن عقب دم در ورودی حموم.
هدیه این ور در پاتریشیا اون ور در.
هدیه:هی پاتی من تورو خواهم کشت.
پاتریشیا:هدی جون کور خوندی
زاخی:خب من قوانین دوئل رو اعلام میکنم:.....
-------------------
بقیش با شما

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: حمام هافلپاف
ارسال شده در: چهارشنبه 9 شهریور 1384 20:12
نمایش جزئیات
آفلاین
اخطار

از اين پس پست هاي غير رول پلين پاك خواهد شد
مواظب رفتار خود باشيد...اينجا حمام هست..جاي بحث نيست..جاي هال و صفا...ژوهااااااااااا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
حمام هافلپاف
ارسال شده در: چهارشنبه 9 شهریور 1384 17:01
نمایش جزئیات
آفلاین
خارح از رول:
ویلیام جون اگر میتونی بیا حمومو از ما بگیر!
بابا جان به جای این حرفا بیا دو تا نمایشنامه بنویس ما حوصلمون سر نره.فعلا که کسی نیست شما حداقل یه چیزی بنویس تا حداقل ما نگیم که شما فقط به درد خراب کاری میخوری.(شوخی کردم جدی نگیر)
-----------------
در ضمن سرژِی جون اگر مدیرا گیزر دادن با من.
ویلیام جون کی گفته میخوایم اینجا رو قفل کنیم؟؟؟
خود سرژ اینجا رو زده بعد قفلش کنه؟؟
اگرم من قفل کنم بعد سرژم لج و لج بازی تمام تاپیکای تالار رو پاک میکنه نه شوخی کردم.آخه تاپیک به این خوبی رو کی پاک میکنه.
به جای این حرفا یه نمایشنامه بنویس باحال و خنده دار تا ما به عقلت شک نکنیم
-------------------
لپ کلوم:بابا یه چیزی بنویس جای این حرفا حوصلمونو سر بردی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: حمام هافلپاف
ارسال شده در: چهارشنبه 9 شهریور 1384 16:22
نمایش جزئیات
آفلاین
چرا می خواین اینجا رو قفل کنید من تازه می خوام شروع کنم


برید بیرون چون حمام رو برای خودم کرایه کردم

فعلا بای بای

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویلیام ادوارد
سرمایه گذار سایت
جادوگران

منصوب شده توسط:
مدیران و گردانندگان
سایت

عضو شورای تشخیص مصلحت سایت جادوگران
حمام هافلپاف
ارسال شده در: شنبه 5 شهریور 1384 01:50
نمایش جزئیات
آفلاین
خارج از رول:
واسه چی سرژ جان؟؟
بابا این جارو زدیم یه ذره بخندیم!
چرا بلاک؟؟
چیزی نگفتیم که؟؟؟
شوخی بود!
در ضمن بقیه هم اگر میخوان اینجا پست بزنن شوخی بازار و خنده بازار و جوک بازارو اینا راه بندازین نمیخواد که جدی باشین!
اینجا برای جدی ها ممنوعه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مديران..شما شاهد باشين..زاخي منو اغفال كرد
سرژ..!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: حمام هافلپاف
ارسال شده در: شنبه 5 شهریور 1384 01:38
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخي...چقدر چكش ميزني..سرم درد گرفت ..

قبل از خوندن اين نمايشنامه طبق گفته گيليد سه بار بگين:من منحرف نيستم...منحرف نيستم...من منحرف نيستم
حالا با ديد مثبت بخونين
_____________________________
سرژ:اقا بيخيال معتادين بشيم...من فكري به ذهنم رسيد براي مردونه زنونه كردن
زاخي:چي؟
پاتريشيا:چي؟
سرژ:

نيم ساعت بعد
سرژ رفته بود از حموم بيرون و به هزار ترس و بيم پاتريشيا رو پيش زاخارياس(تنها) گزاشت

سرژ اومد تو حموم...يه تابلو تو دستشه
تبلو رو ميگيره مميزنه رو سر در حموم
روي تابلو:
به دليل كمبود بودجه دولت(دولت گيليدي) ما پول كافي براي جدا كردن ساحره ها و جادوگران نداشتيم...براي همين تا اطلاع ثانوي اينجا عموميه..مخطلته...عزيزان خودشان سعي كنند چشمهاي خودشان را درويش كنند

زاخي:سرژ..من كه پول داشتم
سرژ(دره گوشي):خفه...اين بهونس

پاتريشيا:يعن چي؟زاخي كه پول داره
زاخي:به من بدبخت بيچاره كمك كنيد..بابام مريضه..ننم مرده...با ماشين تصادف كردن ايد ديه بدم...خونم سوخته..كمك
صداي زنونه:لالا..لال..لا
سرژ:هديه اومد..پدرمون در اومده...الان هممونو زن شوهر ميده
هديه: اخ جون..هميشه كلاسام جدا بود..بالاخره يه جا مخطلته..
يه حوله بزگ روي خودش انداخته و راه ميره..رسيد به بروبچز
هديه:سلام بروبچز
زاخي و سرژ:سلام
پاتريشيا:سلام

هديه ارام ارام دستشو ميبره بالا ...ميبره طرف دكمه حولش(از اون حوله دكمه اي ها9 دونه دونه دكمه هارو باز ميكنه
در اين بين
زاخي و سرژ:
پاتريشيا:
هديه با حركتي ناگهاني حولرو از از روي خودش در مياره
سرژ:اخ جووووو...نه..اه...تو كه چادر داري
هديه: ..مخواستي نداشته باشم
زاخي كه نا اميد شده بود بر ميگرده و به قصد شيرجه زدم خودشو پرت ميكنه...ولي
اخ
سرژ:اي كيو..هنوز استخر نزديم..
زاخي دستشو رو سرشه و با دست ديگش گوشكوبشو ميگيه:استخريوس.توپالامويس.مخطلتيوس بيناموسيوس!!!!(ورد استخر بيناموسي مخطلت)
صدايي مياد:اااااااااااااياااااااااااااااا...
شخصي از در با سرعت وارد ميشه و
شلپ
ميندازه خودشو تو اب استخر
پاتريشيا:وزير اينجا چي كار ميكنه
گيليد:استخريوس بيناموسيوس!!!
سيبل وارد ميشه با مانتو
سرژ:اي بااب..اين مانتوت مارو كشت
سيبل:نميدونم چرا هميشه دي حال كندن مانتو هستم (كپي رايت از بهونه هاي سيبل براي كم كاري=طنز سياسي)
گيليد در اب:بيين ديگه...هر كي سفيد تره اول
زاخي: ..هوي مرتيكه..درسته وزيري...ولي ديگه ما هم بيغيرت نيستيما
گيليد:منظورم اين بود كه هر كي سفيد تره تميز تره و زود تر حموم ميكنه...در اخر هم اوناي كه كثيفا حموم كنن
با لگد مشت گيليدي رو بيرون ميكنن
سرژ ميدوه شيرجه ميزنه تو استخر
سرژ:اخ...چقدر گرم نرمه عجب سوراخي
يه قولي از استخر بلند ميشه:گراپ درد داشت...
كله سرژ در سوراخي در گراپ گير كرده هست
سرژ:اي كاش ميشد تا اخر برم توش..خيلي گمه
گراپ تلو تلو ميخورد
پخ
گراپ از پشت رو زمين ميافتد
سرژ:اخ جوون.فكر كنم رفتم
گراپ به پهلو دراز ميكشه و دستشو ميبره پشتش را سرژ رو در بياره..سرژ رو در مياره و پرت ميكنه
زاخي:سرژ..چقدر قهوه اي شدي..
پاتريشيا:ريشت قهوه اي شده..بايد بري حموم
________
فكر كنم شناسه من و زاخي فردا بسته ميشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
حمام هافلپاف
ارسال شده در: شنبه 5 شهریور 1384 00:53
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخی:ای بابا...مثل اینکه اینجا هم یه نورممد لازم داره!
سرژ:حالا تو چرا گیزر دادی به اون نور ممده بیچاره؟؟؟
زاخی:آخه حسابی کت و کلفته و مثل خر کار میکنه.
سرژ:مگه چیزه که میگی کت و کلفته؟؟
زاخی:نه چیز نیست ولی چیزشم کت و کلفته
سرژ: میخوای منو بترسونی؟؟؟مگه تو دیدی؟؟
زاخی:اونش بمونه میگم بهتر نیست که یه استخرم بزاریم وسط اینجا؟؟این شکلی خیلی خشک و خالیه ها!
سرژ:بابا تو خیلی عقل کلی! اینجا اسمش حمومه!بعد بریم توش استخر بزنیم؟؟
همون موقع پاتریشیا میاد به اون سمت و زاخی و سرژ که اصلا حواسشون نبود اونو نمیبینن!
تااااااااالااااااااااپ!!!!!!!
زاخی و سرژ میرن هوا از ترس!
پاتریشیا:هی فلان فلان شده ها! این صابونو از اینجا بردارین.آخ کمرم!کثافتای عوضیه ......(سانسور!)
زاخی:میگم سرژ!خوب شد ما با کمر نخوردیم زمین!
سرژ:چطور؟؟
زاخی:هیچی!آخه جای حساسیه!
پاتریشیا:بی ناموسا!!شما چرا رفتین اون بالا؟؟
زاخی و سرژ تازه میفهمن که به لوستر آویزونن!
پاتریشیا:مارو نگاه کن گیر عجب آدمای خنگی افتادیم!بابا اینجا چرا لوستر آویزون کردین؟؟
زاخی:آخه خیلی تاریک بود.
پاتریشیا:آی کیو منظورم این نبود که اصلا چیزی نزارین.منظورم اینه که یه چیز دیگه بزنین!
زاخی:
پاتریشیا:چیه؟؟چیزی شده؟؟
زاخی:مگه ما الان اینجا چیز زدیم؟؟
پاتریشیا:چی میگی تو؟؟من هیچی نمیفهمم!من بچه مثبتم
زاخی:خب منم هستم!
سرژ:بسته بی تربیت!من گفتم بی ناموسی یه ذره بنویس نه تا این حد!
زاخی:من که چیزی نگفتم.بین خودمون بود.جفتمون پسریم دیگه مشکلی نیست!
سرژ:پس پاتریشیا اینجا چیه؟؟
زاخی:منم داشتم به همین فکر میکردم.پاتریشیا تویه حموم مردونه چی کار میکنه؟؟؟
سرژ:رو سر در زدم بعضی مواقع خانمها هم میتونن بیان.
زاخی:اوکی ببینم بهتر نیست اینجارو الکتروتینکیکی بکنیم؟؟
سرژ:مثلا استاد ماگل شناسیه
زاخی:من دیشب رفته بودم یه دستشویی ای.دستتو میگذاشتی رو یه صفحه در دست شویی باز میشد.بعد از ده دقیقه خود به خود در دست شویی باز میشد.
سرژ:چقدر باحال!ببینم حالا اگر یکی بیشتر کار داشته باشه چی؟؟
زاخی:هیچی دیگه آبروش برباد میره! برای معتادا این کارو کردن.
پاتریشیا:معتادا؟؟
زاخی:
پاتریشیا:ولی فکر نکنم کسی بتونه تویه حموم که رطوبت داره منقل راه بندازه.
سرژ:منم موافقم
زاخی:ولی معتادای تزریقی چی؟؟؟
سرژ و پاتریشیا:
سرژ یا پاتریشیا:........
=================
بقیش با شما!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
حمام عمومی هافلپاف
ارسال شده در: جمعه 4 شهریور 1384 12:12
نمایش جزئیات
آفلاین
بالاخره تاپيكي دوست داشتم رو زدم...
اعتراف ميكنم كه اين تاپيك كاملا تقليدي است از حمام اسليترين!!!ولي حتي سوژه هاي تقليدي هم بعضي مواقع زيبا هستند
شما كه در اچ سي او پست نميزنيد...حد اقل در اينجا پست بزنيد...در ضمن...اينجا بيشتر طنز بنويسيد
هر كسي اولين پست رو بزنه..جايزه داره..اونم يه تار از ريش من
در ضمن...اينجا مردونست...ساحره ها در بعض مواقع ميتونند بيان
اگر مشكلي از نظر بيناموسي نوشتن داريد..نگران نباشيد...اون با من...مطمئن باشيد كه هر چه قدر بي ناموسي باشه بازم اسلامي تر از حمام اسليترينه
پس شروع كنيد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/8/15 1:02:23
ویرایش شده توسط پيتر پتي گرو در 1385/3/18 9:56:00
ویرایش شده توسط آناکین استبنز در 1385/6/11 12:06:25
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1403/3/22 23:46:41
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/2/20 18:08:13