-بـــــــــــــوم.
تکه ای از دیوار بر زمین ریخت. همه به بالا نگاه کردند. هیچ چیز نبود جز هدویگ که با سر حود را به دیوار کوبانده بود.
هدویگ:
استرجس گفت: هدویگ این چه کاری بود؟ بیا پایین سریع
هدویگ: باشه
سپس بال بال زد ولی به جای خودش پراش در اومد.
استر دید نه مثل اینکه اینطوری نمیشه. شروع کرد به کشیدن هدویگ. حالا اون بکش این یکی بکش. بعد از گذشت یک ساعت هدویگ در اومد.
به ناگاه پای استرجس درد گرفت برگشت. یک نامه عربده کش پشت پاش بود
استر:
- اینجا هم مارو ول نمیکنی؟
ناگهان صدای ترقی اومد. حالا به جای نامه ریموس لوپین قرار داشت.
پرسید: شما هم اینجایید؟
استر گفت: بله.چطور؟
ریموس گفت: هیچی. همینطوری. خب بریم؟؟؟؟
- نخیر ابله ها. اگر یک قدم به جلو بروید خواهید مرد
لوییس گفت: برو بابا
سپس به راه افتاد. بقیه هم پشت سرش به راه افتادند. ییهو دست مری به چیزی خورد
ناگهان زمین شروع به عقب رفتن کرد.بچه ها هم برای اینکه جا نمونند شروع به دویدن کردند.انقدر دویدند تا عرق از سر و روی همه شون ریزش کرد. اما آنها یک ذره هم جلو تر نرفته بودند.ا
مری گفت: چه جلب. چرا اینطوری شد. من اینجارو زدم
زمین از حرکت ایستاد. بچه ها بار دیگر به راه افتادند. چند لحظه پای همه بچه ها به چیز سفتی گرفت و آنها بر زمین افتادند. آن وسایل آنها را به عقب پرتاب کردند. دست بچه ها ناخواسته بر روی اجسامی قرار گرفت.ناگهان صدایی آمد:
این اجسام را بلند کنید وگرنه خواهید مرد.
ریموس گفت: اصلا تو کی هستی؟ هان؟
صدا: نمیخوام بگم
استرجس گفت: ولش کن ریموس بیا بلندش کنیم تا نمردیم
و سپس همراه بقیه زور زد. اجسام تک تک به هوا رفتند. ییهویی زیر پایشان خالی شد و بچه ها در زمین فرو رفتند. چند لحظه بعد در ورزشگاه دیگری بودند که کاملا شبیه ورزشگاه خودشان بود فقط با این تفاوت که تمامی وسایل دزدیده شده در آن بود به اضافه یک در. بچه ها اجسام را برداشتند.
ناگهان استرجس گفت: خب حالا چطوری بریم بیرون؟
پرسی در را باز کرد. ورزشگاه گریفیندور پدیدار شد.
همه بچه ها وارد ورزشگاه شدند. عجیب بود آن در به یکی از کمد های ورزشگاه میرسید.
استرجس تازه فهمیده بود دزدها چگونه وسایل را میدزدیدند. در نتیجه وقتی وارد شدند کاری کرد که فقط از داخل بتوانند باز گردند و در حقیقت کمد را یک طرفه کرد
بچه ها که از رفتن به آن مأموریت سخت خسته شده بودند شروع به تفریح و استراحت کردند تا فردا تمرینات را شروع کنند
----------------------------------------------------------------------------
یه پست زدم بردمتون توی یه جای دیگه. گفتم لاقل از این ارزشی بازی خارج شیم. منوچ و اونا جین دیگه؟ پستم یخورده بد شد. حالا اتفاق هایی که در زمان تمرین در مجموعه برایشان پیش میاید رو شرح دهید. استرجس اگه نباید این سوژه رو اینطوری تموم میکردم زیرش بنویس و بعدم پاکش کن