جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

19 کاربر(ها) آنلاین هستند (14 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
16
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  30 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  155 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  163 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  273 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  188 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: سه‌شنبه 22 اسفند 1385 20:20
نمایش جزئیات
آفلاین
من جهت راه اندازی دوباره این تاپیک ، اینجا پست می زنم. با اینکه پست هام به درد سیزده بدر می خوره! ولی دوستان کمک کنن....
......................................................
صبح شده (شایدم ظهر!) و همه وسط خوابگاه اینور و اونور افتادن. (احتمالا از تاثیرات :pint: )
هگر با یه خمیازه بیدار می شه و یه نیگاه به اطراف می ندازه.
مرلین :
مگورین : :brush: (البته تو خواب!)
روبرو هم هدی وایساده!
هدی:
هگر :
هدی:
هگر :
هدی:
هگر: و
هدی : تو از اون هیکلت خجالت نمی کشی. انقدر نیومدی که گیر فلچر افتادم. تو می دونی یک شب زندانی فلچر بودن یعنی چی؟
هگر: نکنه....
هدی: و :no:
هگر:خب خیالم راحت شد.
(یه وقت فکر بد نکنی ها........بی ادب....... چرا بد برداشت می کنی )
هگر : حالا چی شد؟ قرارمون با اون یارو به هم خورد؟
هدی : از گل هنر جنابعالی ...بله. ولی من دوباره باهاش قرار میزارم. باید یه جوری اون پولو جور کنیم وگرنه این لارتن خسیس جون به عزرائیل نمی ده. ما باید زودتر دارو رو بگیریم. مسابقات نزدیکه.
هگر : پس امشب با یارو قرار بزار. ببینم حالا پول توش هست یا نه؟
هدی : هی همچین.
------------------------------------------------------
عصر باشگاه........
استر: با این تمرینی که شماها می کنین باید برین با ماگل ها مسابقه بدین.
هدی و هگر :
استر: عین ابلها منو نگاه نکنین .برین سر تمرییییییییین!!!
هگر : به ریش مرلین قسم سه روزه میایم رو فرم.
استر: مگه نمی دونی مرلین جدیدا سه تیغه می کنه ابله!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
نارنجی رو بخاطر بسپار!

طنز نویسی به موجی از دیوانگی احتیاج داره...

چه کسی بود صدا زد : لارتن!؟
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: یکشنبه 6 اسفند 1385 19:31
نمایش جزئیات
آفلاین
- تا فردا ... هی بچه ها جمعش کنین دیگه می تونین برین بخوابین...
همه ی بچه ها در حال جمع کردن خودشون هستن و در گوشه ای از ورزشگاه:
- ببین من امشب ساعت دو میام دنبالت ... دو تا هو می کنم ... زود میای اینجا خب؟!
هاگرید در حالی که شلوارش(!) را بالا می کشد: باشه باشه یادم می مونه ...

--------------------------

ساعت 1:59 در خوابگاه هگر اینا:
صدای موزیک ملایمی به گوش می رسه و هاگر و مرلین دارن سراشونو آروم تکون می دن و هراز چندگاهی حرکاتی بس باناموسانه و در چهارچوب آسلام انجام می دن.

----------------------------------------

همون ساعت بیرون کنار ورزشگاه:
هدویگ رو یکی از شاخه ها می شینه و به ساعتش نگاه می کنه... یهو یکی از شاخه ها می پیچه دور پاش محکم می گیرش و موکوفونه تش به این ور و اون ور ... هدویگ داره تلاش می کنه که خودشو نجات بده چون یک دقیقه دیگه هاگرید منتظرشه و هدویگ خیلی به این جور چیزا تعصب داره!

----------------------------------------

یک ساعت بعد خوابگاه هگر اینا:
یه دی وی دی ده هزار وات با ده تا باند وسط خوابگاهه ... باندا دارن می لرزن...هاگرید و مرلین بیشتر بچه های گریف رو آوردن تو خوابگاه و دیوارا رو عایق صدا کردن تا یه وقت کوییرل متوجه نشه همه چراغا خاموشه و نور های رنگی بعضی وقتا رو چهره های آشنا(!) میفته همه ریختن وسط و حالی به هولی ... آهنگ دختر بندری ورژن جدید در حال پخشه ...

-----------------------------------------

همون ساعت خوابگاه استر اینا:
استر داره خواب می بینه و کلماتی چون مصاحبه، پخش، کی؟ و اینا رو به زبون میاره.

---------------------------------------------

همون ساعت یرون خوابگاه:
هدویگ که همه پرهاش ریخته و دو سه جای بدنش خراش برداشته و زیر چشش پف کرده به سمت یه درخت دیگه می ره خوب نگاش می کنه و وقتی مطمئن می شه بید کتک زن نیست می ره رو یکی از شاخه هاش:
- هو!.... هو!.....


------------------------------------------------

- زیر سر دختر بندری چارغده!
ملت:

------------------------------------------------

هدویگ یه نگاه به ساعتش می ندازه:
- هو..... هو.....

-----------------------------------------------

لارتن داره نوشیدنی کره ای(!) بین بچه ها پخش می کنه و اکثرا دیگه وسطن و جای سوزن انداختن نیست ... در این بین یه لحظه نور سیفید می ره رو چهره ی یکی ... و دوباره زود بر می گرده ... کوییرل!!!! احتمالا از تاثیرات نوشیدنی کره ایه!

---------------------------------------------

هدویگ: هو!هو!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مگورین در 1385/12/6 21:09:47
؟!
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: شنبه 5 اسفند 1385 17:17
نمایش جزئیات
آفلاین
ياهو



اين سو!

- هيس هيس دارم ، اخبار گوش ميدم!
استرجس كه دستاش رو زير چونش زده بود و داشت به اخبار نگاه ميكرد تا بلكه خودش رو اونجا ببينه با پرخاش همه را به سكوت دعوت ميكرد.

آن سو!
هگريد و هدويگ روي جايگاه مخصوصي كه براي گزارش مطبوعاتي بود نشسته بودند و دلشون نيومد بلند شن .
هگر : هه هه ! ياده يه خاطره از كودكيم افتادم!
هدويگ كه داشت با پرهاش با ميكروفون ها ور ميرفت گفت:
- خب تعريف كن!
- يادمه يه روز داشتيم با باك بيك بازي ميكرديم دستمو گاز گرفت، نقطه!
هدويگ : ! نشستي وره دله من روضه ميخوني ؟؟
هگر كوچولو : !

* ندايي از آسمان خطاب به هدويگ بلند شد : هوي هدي! با داوش ما چيكار كردي؟ بچه بنيه نداره! *

لحظه اي بعد تبسمي بر لبهاي هگر نقش بست رو به هدويگ كرد و گفت:
- حال كردي جسي چطور هوامو داره ؟؟
هدويگ : ايش !
سپس ميخواست بال بزنه و بره كه ييو مبايلش " تيك " صدا داد.
هدويگ به طرز خفني به اطراف نگاه ميكنه و شروع به خوندن "اس ام اس" ميكنه! در همين بين بعد از كلي سرخ و سفيد شدن ميبينه اون پيام براي كسي نبود جز ...
جز؟؟
جز؟؟
.
.
. جز؟؟
آفرين! اون پيام ماله پرسي و از طرف سارا بوده!
هدويگ: ! هووووشت پرسي! بيا باهات كار دارن!
پرسي كه داشت دمبل ميزد بدو بدو مياد و بدون هيچ حرفي موبايل هدويگ رو ميگيره و ميره!
حالا هدويگ بدو ، پرسي بدو! !

6 ساعت بعد!
استرجس هنوز داشت تي وي نگاه ميكرد!
گوينده اخبار : بچه برو كنار چشمت تركيد! بقيه ي اخبار فردا !
استرجس : فردا كي مصاجبه ي منو پخش ميكنين؟؟
گوينده : فردا اول ليست بازيكنارو اعلام ميكنيم! بعدش مصاحبه با شماها! اييييييييش ! برو ديگه!
استرجس : باشه پس تا فردا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جسيكا پاتر در 1385/12/5 17:45:57
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: شنبه 5 اسفند 1385 16:55
نمایش جزئیات
آفلاین
ورزشگاه

استرجس در حال سوت زدن است که ییهو !جمعیت کثیری از خبرنگارها می ریزند داخل ورزشگاه ...

استرجس در زیر پای خبرنگار ها که از شبکه های مختلف B.B.C
P.M.C! و چند شبکه ی مشهور دیگر( به دلایل امنیتی از ذکر آنها معذوریم!!!) همچنان مقاومت می کرد و سوت می زد و می گفت : کی اینها رو خبر کرده؟!!


هدویگ به خیال اینکه استر می خواهد به کسی که خبرنگارها را دعوت کرده جایزه بدهد گفت :

آقا ما !! ما آقا !!!

در همین حال یکی از خبرنگارها می پرد جلوی هدویگ و هاگرید و در حالی که به هیکل شونصد تنی هاگرید خیره شده :

شما ها برای مسابقه انتخاب شدید؟ نظزتون در مورد مسابقات چیه؟ چه برتری نسبت به دیگر گریفیها داشتید؟


هدویگ: اهم.... اهم.... اول سئوال آخر رو جواب می دم!! برتری...هوووم... من از همه جهات که حساب کنید برترم... از نظر .....

5 دقیقه ی بعد...

هدویگ همچنان در حال فکر کردن است ولی هیچ موردی پیدا نمی کند که او داشته باشد و دیگران نداشته باشد...

هاگریدخیلی زود!!! به کمکش میاید و می گوید :

یعنی واقعا" مشخص نیست؟!!

و چند تا فیگور آرنولد شوارتزینگری!! جلوی دوربین میاید...

خبرنگارها :

استرجس که نمی خواهد از قافله عقب بیافتد خودش را به زور وسط خبرنگارها می چپاند :

آقا ما هم مربیشونیم!!! و این هیکلی که شما می بینید به واسطه ی تمرینات بنده این شده!!!آقا این مصاحبه کی پخش می شه؟

خبرنگارها در حالی که به هیکل قناس استرجس نگاه می کنند:

و دوربین را دوباره به طرف هاگرید می چرخانند :

خب! نظرتون در مورد بازی ها چیه!!؟؟

هاگرید: خب بردن و باختن مهم نیست و مهم فرند شیپ و این تریپ برنامه هاست.

در حالی که هاگرید باور نمی کند که این حرف ها از زبان او بیرون آمده است استر جس دوباره خودش می اندازد وسط و می گوید:

بله !مهم بازی فرپلی است ولی خب ما جام را می بریم.آقا این مصاحبه کی پخش می شه؟

هدویگ : بله شما از همین الان می تونید بنده و هاگرید رو برنده حساب کنید.

استرجس: آقا یکی نیست بگه این مصاحبه کی پخش می شه؟

خبرنگارها پساز پرسیدن سئوالتشون از ورزشگاه خارج می شوند در حالی که استرجس پشتشون می پرسد:

آقا این مصاحبه کی پخش می شه؟

-------------------------------

شاد باشید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ـ «خدا را دیدی؟»

ـ «خدا؟… دیوانه شده­ای؟… کجا ست؟»

ـ «همین که می­پرسی «کجاست؟»، یعنی نخواهی دید!… بگذریم!…»
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: جمعه 4 اسفند 1385 22:01
نمایش جزئیات
آفلاین
ساعت 8 صبح ، سالن تیم ملی!
استر وایساده بود و داشت از عصبانیت .

ساعت 8 صبح ، خوابگاه ، وضعیت هاگرید و هدی + بقیه:

نیم ساعت بعد هاگرید در حال و هدی هم بی پر! جلوی استر بودن و در گوشه و کنار سالن هم بقیه برو یچ به حالت ولو بودن.
استر: امروز بخشنامه مسابقات اومده. مسابقات سه قسمته:
تومرحله اول باید دوتا وزنه شونصد کیلویی رو بیست متر حمالی کنین!
مرحله دوم باید بصورت حذفی مچ بندازین!
مرحله سوم هم سکرته و باید ندونسته برین سراغش.

-من باید اسم شما دوتا رو تا تاریخ پس فردا با جغد بفرستم کمیته برگزاری تا مثل استقلال نرفته حذف نشیم!

سه ساعت بعد ، توی جنگل ممنوعه.

هاگرید: داداش یه چیز می خوام خفن باشه. یعنی دو روزه 300 بتونم پرس بزنم!
لارتن: اول مایه رو رو کن!
هاگرید: عجب خسیسی هستی . جایزه رو بردم بهت می دم.
لارتن : باشه فقط یه چک بده که دامبلدور پشتشو امضا کنه!
هاگرید: ای نامرد! پس تو تا فردا دارو رو جور کن . منم پولو یه کاریش می کنم.
______________________________________
ببخشید سرتونو درد آوردم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لارتن کرپسلی در 1385/12/4 22:04:43
ویرایش شده توسط لارتن کرپسلی در 1385/12/4 22:19:15
نارنجی رو بخاطر بسپار!

طنز نویسی به موجی از دیوانگی احتیاج داره...

چه کسی بود صدا زد : لارتن!؟
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: جمعه 4 اسفند 1385 20:27
نمایش جزئیات
آفلاین
ياهو



با اجازه ي استاديد سوژه ميدهـــِم!
قويترين جادوگر جهان!


خورشيد خانم در حالي كه با پرتوهاييش برف ها را آب ميكرد در وسط آسمان ميدرخشيد و خودنمايي ميكرد! ... و گروهي از بچه هاي مدرسه آستين هاي لباس و پاچه هاي شلوار خودشون رو بالا زده بودند و كمبود ويتامين D خودشونو جبران ميكردند!

ناگهان زمين شروع به لرزيدن ميكنه ، همه ي افرادي كه در كنار رودخانه تكيه داده بودند متوجه لرزش آب رودخانه شده و پيش بيني يك تسونامي را ميكردند!
- !
اما نه! ... تسونامي فقط در دريا و اقيانوسها رخ ميداد!
- !
خلاصه ، چند ثانيه اي نميگذرد كه صداي " دي دي ديش ؛ ديش دي دي " به هوا برخاست! يك لحظه جماعت دانش آموز حس كردند آستكبار ماهواره انداخته !
- ولي باز هم نه!
اين صداي از جانب يگانه نوك طلا و بهترين ناظر سايت به گوش ميرسيد ، هدويگ عينك مگسي خودش رو بع چشم ميزنه و به موبايلش جواب ميده!
- جانم ؟
اونور تلفن : ! بيا ورزشگاه !
- بعدا !

پرسي بدو بدو ، كرم به دست مياد سمت هدويگ و ميگه:
- كي بود؟
هدويگ پشت چشمي نازك ميكنه و ميگه:
- مگه قراره با تو كار داشته باشن؟؟؟
پرسي نيشش رو تا بناگوش باز ميكنه ( دانشمندا از اين صحنه به عنوان نادرترين وقايع سال ياد كردند) و ميگه :
- به سارا شمارتو دادم!گفتم اگه كاري داشت زنگ بزنه ! !
هدويگ عينكش به حالت نيمه كج در مياد و ترجيح ميده دله بچه رو نشكنه و بال بال زنان به سمت ورزشگاه گودريك ميره!!

كمي بعد!
1...2...3 !
هدويگ با يه هل در رو باز ميكنه و ميره تو سالن ، ساكش رو يه گوشه اي پرت و به سمت استرجس كه با سوت به بچه ها تمرين ميداد ميره!
استرجس : چرا دير اومدي؟؟؟ 5 گاليون بايد جريمه بشي!! سپس روش رو سمت ريموس ميكنه و ميگه : يادداشت كن!
ريموس با حوله عرقش رو پاك ميكنه و مياد و از هدويگ بگيره.
هدويگ : 6 تا ميدم ! بقيه ش رو برو خروس فندي بخر! !

كمي بعد تر!
بعد از پايان تمرين ، همه روي سكوها نشسته بودند و منتظر حرفهاي پاياني استرجس.
استر در حالي كه تعدادي برگه دستش بود به سمت اونها مياد و ميگه:
- هوووم! يه مسابقه ي جهاني قرار برگزار بشه! از تمامي كشورها! بايد بعد از مرحله ي كشوري به جهاني اعزام بشين! من از گريفيندور هدويگ و هاگريد رو انتخاب كردم!
سوووووووووووووووووووووت ! !
بسه ! بسه !
بايد شما تلاشتونو دوبرابر كنين!
ضمنا ما هم ميتونيم به شما روحيه بديم! ... خب حالا ميتونين برين! تمرين فردا سر ساعت 8 صبح !

*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^
اميدوارم خوب باشه!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جسيكا پاتر در 1385/12/4 20:51:56
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: جمعه 4 اسفند 1385 15:57
نمایش جزئیات
آفلاین
سوسک به سختی همه چوبا رو با بدنش به گوشه ای هل می ده و با جیر جیر می گه :
- لولو بپر بخورشون !
و هیولا به سمت بچه ها حرکت می کنه .

ملت به سوی هم هجوم می برن و بی توجه به محیط اطراف و حتی بی توجه به قوانین آسلام ناب ، همدیگه رو بقل می کنن و در آغوش همدیگه مثل بید می لرزن !

در این میان منجی همیشگی گریف ، یگانه جغد خفن و جیگر و نوک طلای جامعه جادوگری ، داش هدی خودمون!(خود تحویلی-ورژن نامعلوم) فکری به ذهنش می رسه ... آستینای نداشتشو بالا می زنه و یه یامرلین! می گه و می پره جلوی هیولا .

هدویگ : بچه برو با بزرگترت بیا
هیولای قهوه ای!(رنگ ساله خب!) ، به هدویگ توجهی نمی کنه و توقف نمی کنه .

هدویگ : پخه ... پخه ... پیشته ... کیشته ! ... دِ این چرا نمی ره ؟!

هیولا کماکان به سمت هدویگ حرکت می کنه .

هدویگ : ... باید از روش سنتی قزوینی استفاده کنم !

و دستکشی از میون پرای ریخته اش! درمیاره و دستش می کنه .

صفحه برای چند لحظه شطرنجی می شه ... وقتی که به حالت عادی برمیگرده ، هیولا در حالی که اونجاشو گرفته!(بستگی به میزان انحراف ذهنی خواننده دارد!) به سمت ناکجا آباد فرار می کنه ... سوسک هم با دیدن شکست خفن ترین سلاحش ، پا به فرار می زاره و کلید اتاقش! هم از جیبش میفته رو زمین .

همه ابرا کنار می ره و سیاهی ها از بین می ره و آسلام ناب کوییرلی هم همه جا رو فرا می گیره و ملت هم از آغوش همدیگه درمیارن و کلیدو برمیدارن و میرن وسایل مسروقه رو هم برمیدارن می برن تو سالن ورزش .

.....

هاگرید دمبل شونصد تنی! رو روی زمین می زاره ... دستاشو به هم می زنه و می گه :
- خب اینم آخریش بود ... فقط باید یه شستشویی بدیمشون چون سال دیگه داره تموم می شه و قهوه ای از مد میفته !

ملت شاد و خوش و خندون میرن خونه هاشون .

قصه ما به سر رسید .

...

- قااااااار ... قااااار ... گرومپ !!!(افکت صدای برخورد کلاغ با تیر چراغ برق!)
(نکته تستی : کلاغه به خونش نرسید!)

===

یه آدم خیرخواهی یه سوژه جدید باز کنه .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: جمعه 4 اسفند 1385 14:45
نمایش جزئیات
آفلاین
در همین لحظه صدای هوشنگ آمد که می گفت...
استر: اهم! اهم!
نویسنده:
هدی که به تنش هیچ چیز ویژه ای نچسبیده بود (به خاطر آناتومی پرندگان! ) ، گفت: اگه گفتین الان چی می چسبه!؟
ملت:
لارتن و ریموس یه نگاهی به هم کردند، بعد هر دو چوبدستی شونو بردن بالا و گفتن: پخیوس!
هدی هم که طبق المعمول پراش هوتوتو ، بعدم با کله توی...
ملت:
استر: بسه دیگه . همه از جلو نظام!
تا اومدن راه بیفتن دیدن یه هیولای بد قواره و گنده وایساده جلوشون.(حالا چطور یه هیولا تو اونجا...گیر ندین دیگه!)
پشت سرشم سوکسه ! وایساده بود.
سوکسه: بخورشون لولو!
لوییس: ای لولوی بی اراده! تو با این هیکلت از یه سوکس حساب می بری؟
سوکسه: هه هه هه ه!
لارتن: چرا گریه می کنی؟
سوکسه : قل مراد داره می خنده! بعدشم (خطاب به لوییس) تو ترم چندمی قشنگ! که نمی دونی طلسم فرمان چه ها که نمی کنه.
استر: برو بچ هر چی تو الف دال یاد گرفتن ، الان وقتشه!
در همین لحظه مری چوبدستیشو میاره بالا که بگه بیهوشیوس که اشتباهی می گه : بیچوبیوس! که چوبدستی خودش و بقیه پرت می شه کنار سوکسه.
ملت:
سوکسه:
مری:
لارتن: و.....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
نارنجی رو بخاطر بسپار!

طنز نویسی به موجی از دیوانگی احتیاج داره...

چه کسی بود صدا زد : لارتن!؟
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: چهارشنبه 2 اسفند 1385 21:27
نمایش جزئیات
آفلاین
دوستان من تاپيك موضوع نسبتا خوبي دارد و ميشود روش كار كرد اما فكر كنم پست آخر ضميمه را خراب كرده براي ادامه با كمي تغيير ادامه ميدم !

_______________________________________________

هدويگ كه بر روي تخت بر پشت خوابيده و وزنه ي يك تني را براي دست گرمي امتحان ميكند رو به هاگريد كرده و :
به جون خودم كار خود اين يارو استرسس پسره خيال كرده ما خريم خودم ديدمش يه وزنه ي 5 كيلويي تو جيبش بود نميخواد ما قهرمان شيم ! اما كور خونده !‌
هاگريد با چهره ي مضطرب : اه چه حرفيه هدي شوخي ميكني آره بابا ! آخه از استرجس امين تر و دلسوز تر تو گريف ديدي گريف رو چسبيده ول نميكنه هر چي هم بچه ها ميگن ما هم ميخوايم بچسبيم دوست داره خودش تنهايي بچسبه !‌

هدويگ كه داره وزنه اضافه ميكنه :‌نه باب عمرن اون دلش براي گريف بسوزه اون براي نظارتش چسبيده به گريف !
هگريد صداي خفيفي از گلوش خارج ميشه !‌
BOOM!!
( آي كيو زالزالك ها به نظرتون اين صدا خفيفه ؟! نه بابا اين استرس كه با ماهيتابه به پشت سر هدويگ ضربه زده حالا پر ها هدي ريخته ! ( چه قدر سرعت پر در آريت زياده هدي !)

هدويگ كه سرشو باند پيچي كرده و زير لب حزيون ميگه نگاهش رو به استرس ميكنه با كمي مكث : اي وو چه پسر با شخصيتي با ما ازدواج ميكني ؟!

هاگريد كه دستانش را بر سر مباركش مي كوبد : اي باب هم جنس بازي تو مملكت اسلامي !

يهو از چاه فاضلاب سوسك مياد بالا :‌هم جنس بازي تو مملكت اسلامي من از منكرات شما رو توقيف ميكنم !‌

هدويگ : اي وو حيف كه اسلام دست و پاي من رو بسته و گرنه ( با حسرت به استرس نگاه ميكنه ) !‌
اما هاگريد به طرف چاه فاضلاب نگاه ميكنه يه وزنه ي 5 كيلويي از درب فاضلاب مشخصه ! و زير لب ميگه :‌پس ... سوسك !!

سوسك كه متوجه اشتباهش ميشه به طرف فاضلاب فرار ميكنه !‌

چاه فاضلاب !‌

همه خيز خيزان به پشت هم راه ميروند و تنشان را ماده اي نرم و چسبنده ي قهوه اي رنگ فرا گرفته !

_______________________________________________
ادامه :‌
1. رسيدن به مجراي فاضلاب !‌
2. درگيري با سوسك و پيدا كردن دفتر مديراي سايت كه توش وسايل ورزشي گريفه !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شناسه قبلیم
اگه میخواین سوابقمو بدونید حتما یه سر به اطلاعات اضافی من بزنید !
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: شنبه 30 دی 1385 17:28
نمایش جزئیات
آفلاین
-بـــــــــــــوم.
تکه ای از دیوار بر زمین ریخت. همه به بالا نگاه کردند. هیچ چیز نبود جز هدویگ که با سر حود را به دیوار کوبانده بود.
هدویگ:
استرجس گفت: هدویگ این چه کاری بود؟ بیا پایین سریع
هدویگ: باشه
سپس بال بال زد ولی به جای خودش پراش در اومد.
استر دید نه مثل اینکه اینطوری نمیشه. شروع کرد به کشیدن هدویگ. حالا اون بکش این یکی بکش. بعد از گذشت یک ساعت هدویگ در اومد.
به ناگاه پای استرجس درد گرفت برگشت. یک نامه عربده کش پشت پاش بود
استر:
- اینجا هم مارو ول نمیکنی؟
ناگهان صدای ترقی اومد. حالا به جای نامه ریموس لوپین قرار داشت.
پرسید: شما هم اینجایید؟
استر گفت: بله.چطور؟
ریموس گفت: هیچی. همینطوری. خب بریم؟؟؟؟
- نخیر ابله ها. اگر یک قدم به جلو بروید خواهید مرد
لوییس گفت: برو بابا
سپس به راه افتاد. بقیه هم پشت سرش به راه افتادند. ییهو دست مری به چیزی خورد
ناگهان زمین شروع به عقب رفتن کرد.بچه ها هم برای اینکه جا نمونند شروع به دویدن کردند.انقدر دویدند تا عرق از سر و روی همه شون ریزش کرد. اما آنها یک ذره هم جلو تر نرفته بودند.ا
مری گفت: چه جلب. چرا اینطوری شد. من اینجارو زدم
زمین از حرکت ایستاد. بچه ها بار دیگر به راه افتادند. چند لحظه پای همه بچه ها به چیز سفتی گرفت و آنها بر زمین افتادند. آن وسایل آنها را به عقب پرتاب کردند. دست بچه ها ناخواسته بر روی اجسامی قرار گرفت.ناگهان صدایی آمد:
این اجسام را بلند کنید وگرنه خواهید مرد.
ریموس گفت: اصلا تو کی هستی؟ هان؟
صدا: نمیخوام بگم
استرجس گفت: ولش کن ریموس بیا بلندش کنیم تا نمردیم
و سپس همراه بقیه زور زد. اجسام تک تک به هوا رفتند. ییهویی زیر پایشان خالی شد و بچه ها در زمین فرو رفتند. چند لحظه بعد در ورزشگاه دیگری بودند که کاملا شبیه ورزشگاه خودشان بود فقط با این تفاوت که تمامی وسایل دزدیده شده در آن بود به اضافه یک در. بچه ها اجسام را برداشتند.
ناگهان استرجس گفت: خب حالا چطوری بریم بیرون؟
پرسی در را باز کرد. ورزشگاه گریفیندور پدیدار شد.
همه بچه ها وارد ورزشگاه شدند. عجیب بود آن در به یکی از کمد های ورزشگاه میرسید.
استرجس تازه فهمیده بود دزدها چگونه وسایل را میدزدیدند. در نتیجه وقتی وارد شدند کاری کرد که فقط از داخل بتوانند باز گردند و در حقیقت کمد را یک طرفه کرد
بچه ها که از رفتن به آن مأموریت سخت خسته شده بودند شروع به تفریح و استراحت کردند تا فردا تمرینات را شروع کنند
----------------------------------------------------------------------------
یه پست زدم بردمتون توی یه جای دیگه. گفتم لاقل از این ارزشی بازی خارج شیم. منوچ و اونا جین دیگه؟ پستم یخورده بد شد. حالا اتفاق هایی که در زمان تمرین در مجموعه برایشان پیش میاید رو شرح دهید. استرجس اگه نباید این سوژه رو اینطوری تموم میکردم زیرش بنویس و بعدم پاکش کن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده