جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

10 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[educate]] نقد پست‌های انجمن محفل ققنوس

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 16 شهریور 1397 22:31
نمایش جزئیات
آفلاین


سلام لودو، زخمِ خنجرِ ویولت چطوره؟

لودو، می‌دونم که تازه‌واردی و این اصلاً درست نیس که با تازه‌واردا سخت‌گیرانه رفتار بشه. ولی راستشو بخوای، رولت اونقد پُر از اشکال بود که به نظرم بهتره همین اولِ کار یه تکون درست و حسابی به رولات بدی.

نکته‌ی اولی که می‌خوام بهت بگم، اینه که لودو... رولت اضافه‌وزن داره.
و همین الآن بهت نشون میدم «اضافه‌وزن توی رول» ینی چی.

نقل قول:
ﺍﻣﺸﺐ ﺩﺭ ﺳﺮ ﺷﻮﺭﯼ ﺩﺍﺭﻡ
ﺍﻣﺸﺐ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻧﻮﺭﯼ ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﺎﺯ ﺍﻣﺸﺐ ﺩﺭ ﺍﻭﻭﻭﻭﺝ ﺁﺳﻤﺎﻧﻢ
ﺑﺎﺷﺪ ﺭﺍﺯﯼ ﺑﺎﺍﺍﺍﺍ ﺳﺘﺎﺭﮔﺎﻧﻢ
ﺍﻣﺸﺐ ﯾﮑﺴﺮ ﺷﻮﻕ ﻭ ﺷﻮﺭﻡ
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻋﺎﻟﻢ ﮔﻮﯾﯽ ﺩﻭﻭﻭﺭﻡ


همین اول، این شعر به چشم میاد. چیزی که استفاده کردنش توی رولا، ریسکه. این شعر، نمونه‌ای از «اضافه‌وزن توی رول» هستش. ینی اضافه‌س. ینی حجم و وزن رولت رو بیخودی زیاد می‌کنه.

لودو، یه چیزی رو همیشه مد نظر داشته باش. اینکه «شنونده با خواننده فرق داره!»

انرژی‌ای که خواننده‌ی متن برای خوندن و درک متن صرف می‌کنه، خیلی بیشتر از انرژی‌ایه که شنونده برای شنیدن صداها صرف می‌کنه.
گنجایش تحمل خواننده خیلی کمتر از شنونده‌س.
کافیه خواننده یه پاراگراف اضافه و بی‌اهمیت بخونه، حوصله‌ش سر میره. در حالی که شنونده تحمل اینو داره که کلّی چرت و پرت بشنوه و اصلاً ککش هم نگزه.

برای همینه که همه به موسیقی گوش میدن. به انواع سبک‌ها هم گوش میدن. زیادم گوش میدن. یه آهنگ رو بارها و بارها گوش میدن. خیلیم دیر ازش خسته میشن.
و در مقابل، تعداد کتاب‌خون‌ها خیلی کمه. خیلیا به‌جز کتابای درسی، تا حالا کتاب دیگه‌ای نخوندن.

چرا؟
چون کتاب خوندن، چون خوندنِ متن، خیلی انرژی‌مصرف‌کننده‌تر از گوش دادن به موسیقیه.

نقل قول:
- ﻫﯽ ﺳﻼﻡ ﻟﻮﺩﻭ، ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺏ ﻣﺎ ﺳﺮ ﺯﺩﯼ، ﯾﻤﺪﺕ ﺍﺯﺕ ﺧﺒﺮﯼ ﻧﺒﻮﺩ، ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩﯼ ﻣﺮﺩ؟
- ﺳﻼﻡ ﺭﻓﯿﻖ ﺍﺯ ﺣﺪﺳﯽ ﺩﺭﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﺯﺩﯼ ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﭘﯿﺮ ﻧﺸﺪﯼ، ﺍﮔﺮﻡ ﺷﺪﯼ ﭼﺸﻤﺎﺕ ﺧﻮﺏ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻪ!!
- ﺣﺪﺱ ﺯﺩﻥ ﺣﻀﻮﺭ ﻟﻮﺩﻭ ﮐﺎﺭ ﺯﯾﺎﺩ ﺳﺨﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﺍﺯ ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮﻫﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺁﻭﺍﺯ ﺧﻮﻧﺪﻧﺖ ﺭﻭ ﺟﺎﺭﻭ ﻣﯿﻮﻣﺪ.
- ﻫﻮﺍﯼ ﻋﺎﻟﯿﯿﻪ ﺁﺭﺗﻮﺭ ﺩﺭﺳﺘﻪ؟
- ﺁﺭﻩ ﺣﻖ ﺑﺎ ﺗﻮﺋﻪ، ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻟﻮﺩﻭ ﺁﻟﺒﻮﺱ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻭ ﻓﺮﻣﻪ، ﺍﮔﻪ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﮐﻞ ﮐﻞ ﻧﮑﻨﯽ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺭﻭﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻭ ﻫﻤﻤﻮﻥ ﻣﯿﺸﻪ ﺗﺎﺯﻩ ﻭﺍﺭﺩ.
- ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﭘﯿﺮﻣﺮد.


این گفتگو در قالب متن و به عنوان بخشی از یه رول طنز، خیلی خسته‌کننده و اضافه‌س. کمتر خواننده‌ای حال و حوصله داره که همچین دیالوگایی رو بخونه. شنیدن‌شون و گفتن‌شون شاید خسته‌کننده نباشه... ولی خوندن‌شون چرا.

نمی‌تونم چارچوب‌های مختلف رو برات توضیح بدم، ولی رول‌زنی در چارچوب سایت جادوگران اینجوریاس که تا می‌تونی، از کِش دادنِ داستان بپرهیزی. البته این «کِش دادن» رو با چیزایی مثل «سوژه‌های فرعی» اشتباه نگیر. سوژه‌ی فرعی چیزیه که به مسیرِ سوژه شاخ و برگ میده و سوژه رو جذاب‌تر می‌کنه. ولی کِش دادنِ بیخودی و بیش‌ازحدِ یه موقعیت یا گفتگو، چیزیه که فقط باعث میشه مخاطب رولت رو ول کنه و نخونه.

خب، تا اینجا فهمیدیم که رولت حسابی اضافه‌وزن داره و باید چربی‌های رولتو بسوزونی. ینی هر پاراگراف، دیالوگ یا توصیف اضافه‌ای رو که باعث سنگینی و کُندیِ بیش‌از‌حدِ رول میشه، حذف کنی.

حالا نکته‌ی بعدی:

نقل قول:
ب=به ... ک=که ... بروی=بر روی
اینبار=این بار ... وردی=ورودی ... بزاره=بذاره
سبزی جات=سبزیجات ... خاکییه=خاکی‌ایه ... یمدت=یه مدت
حدسی درستی=حدس درستی ... عالییه=عالی‌ایه ... هممون=همه‌مون
خالیه=خالیِ ... ورودیه=ورودیِ ... شیشرو=شیشه رو
بقل=بغل ... دلهوره=دلهره ... کچلیه=کچلیِ


اینا غلطای املایی/تایپیِ رولته که جلوی علامت مساوی، شکل صحیح‌شونو می‌بینی. تعدادشونم متأسفانه خیلی زیاده و این به رولت لطمه می‌زنه.
«ب=به» و «ک=که» رو بارها تکرار کردی. کسره و «ه» رو هم چند بار اشتباه کردی و به‌جای کسره از «ه» استفاده کردی.

در مورد استفاده از پیشوند «می» هم یه چیزی بگم.
برای فعل‌های دو حرفی، «می» رو ترجیحاً به فعل بچسبون. مثلاً: «میزد» یا «میگم».
اگه فعل سه حرفی و بیشتر بود، «می» رو از فعل جدا کن. مثلا: «می‌درخشید» یا «می‌خوردند».

یه مشکل دیگه‌ای هم که داری، زمانِ فعلات هستش.

نقل قول:
ﺁﺭﺗﻮﺭ ﮎ ﺍﺯ ﺣﺮﻑ ﻟﻮﺩﻭ ﻭ ﮐﺎﺭﯼ ﮎ ﮐﺮﺩ ﺳﺮ ﺩﺭ ﻧﻤﯿﺎﻭﺭﺩ ﺷﯿﺸﺮﻭ ﭼﮏ ﮐﺮﺩ ، ﺭﻭﯼ ﺷﯿﺸﻪ ﯾﻪ ﻟﯿﺒﻞ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻭﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺭﯾﺰ ﺑﻮﺩ ، ﺁﺭﺗﻮﺭ ﻋﯿﻨﮑﺸﻮ ﺍﺯ ﺟﯿﺐ ﺑﻘﻞ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﮐﺎﺭﺵ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﻩ ﺏ ﭼﺸﻢ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﻭ ﺭﻭﯼ ﺷﯿﺸﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﻧﻪ


«چک کرد» مال زمان گذشته‌س. «در میاره» و «میزنه» و «میخونه» مال زمان حاله. خواننده اینجوری گیج میشه. یکی از این دوتا حالت رو باید استفاده کنی. یا گذشته، یا حال. نمیشه از جفتشون استفاده کنی.

ولی جدا از قضیه‌ی پیشوند و غلط املایی و زمانِ فعل، یه سری جاها هم یه جملات نامفهوم و مبهمی بودن که از بس خوندن‌شون و فهمیدن‌شون سخت بود که دقیقاً نمی‌فهمیدم منظورت چیه.
مثلاً:

نقل قول:
اگه ﺑﺎﻫﺎﺵ ﮐﻞ ﮐﻞ ﻧﮑﻨﯽ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺭﻭﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻭ ﻫﻤﻤﻮﻥ ﻣﯿﺸﻪ ﺗﺎﺯﻩ ﻭﺍﺭﺩ.

یا:
نقل قول:
آﺍﺍﻩ ﻟﻮﺩﻭ ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﻡ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﯾﻪ ﻣﻬﺮ ﺭﺩﯾﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺗﻮ ﭘﺎﺱ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻧﯽ


راستشو بخوای، رولت تا حد نسبتاً زیادی مبهمه. مثلاً همین جملات بالایی که برات نقل قول کردم. یا کلاً روند و اتفاقات رولت مبهم بودن. نه فقط این رولت. بلکه حتی رولای قبلیت. اونقد درهم و برهمن که بعضی جاها رو مجبور بودم چند بار بخونم تا بفهمم چی به چیه. بعضی وقتا هم هرچی می‌خوندم، چیزی نمی‌فهمیدم. به‌نظرم این بزرگ‌ترین ضعف رولاته. حتی بزرگ‌تر از غلط املایی و نگارشیِ متعدد!

مثلاً من متوجه نمیشم که چرا لودو اونجوری رفت سراغ دامبلدور و با هیجان مشغول صحبت کردن باهاش شد و اون وسط، اون جمله‌ی مبهمی که لودو توی ذهنش میگه، مفهومش چیه. بعد چرا یهویی رون می‌پره وسط صحنه و از بقیه کمک می‌خواد که از شر عنکبوتا خلاصش کنن.
صحنه‌هایی که توصیف می‌کنی، یه جورین. خواننده حس می‌کنه داره خواب می‌بینه و همه‌چی درهم و برهمه. طرز روایتت جوریه که انگار داری تخمه می‌شکنی و تُندتُند یه جوکی رو برای یکی تعریف می‌کنی.

غلطای املایی و علامت‌گذاری‌های نامناسب هم باعث میشن رولت خوندنش سخت‌تر بشه. ناخوانا بشه.
نذار اینجوری بشه! نذار بخاطر چندتا غلط املایی و نگارشی و جمله‌بندیِ غلط، مخاطبات رو از دس بدی!
می‌تونم نقد رولت رو طولانی‌تر کنم و اشکالات بیشتری رو بهت نشون بدم، ولی تا همینجا کافیه. اگه نکات زیادی رو بگم، فشاری که بهت وارد میشه، خیلی زیاد میشه و برداشتنِ قدمِ بعدی برات سخت میشه.
در نتیجه:

۱- شدیداً روی املات کار کن.

۲- به خوبی از ویرگول و نقطه استفاده نمی‌کنی. روی این‌یکی هم کار کن. به عنوان نمونه، پُستای لینی وارنر یا ویولت بودلر رو بخون تا شکل صحیح علامت‌گذاری دستت بیاد.

۳- جملات، دیالوگا و توصیفات رو واضح و خوانا و شمرده‌شمرده تایپ کن. درهم و برهم توضیح نده!

۴- به زمانِ فعلات دقت کن. گذشته و حال رو با همدیگه قاطی نکن. همه رو یا با گذشته بنویس، یا حال. با همدیگه قاطی نکن.

۵- رولت رو بعد از اینکه تموم کردی، یه دور "با دقت" بخون!

همین دیگه. برو ببینم چیکار می‌کنی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
How do i smell?
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 16 شهریور 1397 14:41
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام دوستای گلم...
پناهگاه رو بهم ریختم خفن طوری ...
لطفا نقد کنید ، ب گفته ی آلبوس دوست عزیزم ، دیگران نقد کنن تا الآن فقط آلبوس نقد کرده اینطوری بجا اصلاح دارم شبیه آلبوس میشم .

آلبوس جان بابا شما نقدتو بهم پیام کن لطفا ، بقیه ناظرا اینجا بفرستن ایرادی نداره.

دمتون گرم ، تائین تکلیف نمیکنما ، همش خواهشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: چهارشنبه 14 شهریور 1397 22:51
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست 73 زندگي و نيرنگهاي آلبوس دامبلدور نوشته شده توسط گادفری میدهرست


سلام گادفری عزیزم،

فعالیتت تو محفل حتی موقع هاگوارتز خوب بود و از زمان عضویتت کاملا ازت راضی هستم. نه تنها فعالیت با کمیت مناسب داری بلکه پست هات با کیفیت خیلی خوبی نوشته میشن. مشخصه که رو پست هات کار میکنی، در مورد سوژه هات فکر میکنی و با یه نقشه خوب داستان رو جلو میبری.
راستش رو بخوای وقت پست هات رو میخونم بعضی اوقات شک میکنم که تازه وارد باشی، چون علاوه بر سوژه و توصیفاتت، ساختار پستت هم خیلی زیبا هست. یه ساختار خاصی من انتظار دارم از نویسنده های محفل که شما اون رو رعایت میکنی. خط هات منظم و به اندازه هستن، دیالوگات جای مناسبی قرار میدی.
مهمترین مساله برام ولی استفاده نکردن زیاد از دیالوگ هست. نقد پست های دیگه محفلی ها رو که بخونی به اکثرا پیشنهاد میکنم که دیالوگ زیاد به معنی خوب بودن پست نیست. شما دیالوگ هات رو خیلی به اندازه استفاده میکنی، نه بیشتر و نه کمتر ازچیزی که نیازه. من شخصا دوست دارم که توصیفات خوبی بخونم و سوژه اونجوری جلو بره تا با دیالوگ.

نکته مثبت دیگه اون خصوصیت شعبده بازی شخصیتت بود که وارد این داستان کردی، خوبم تونستی پرورش بدی. یه شعبده باز حرفه ای به نظر میرسی که اهمیتی به موش های آزمایشگاهیت نمیدی. بازم جای کار داره ولی برای یه پست کافی بود، در ادامه تو پست های بعدیت منتظر توضیحات بیشتر در مورد شخصیتت هستم.

پست هات نکات مثبت خیلی زیادی داره. جزء برترین نویسنده های محفل هستی و تقریبا همیشه از خوندن پست هات لذت میبرم. یه چند تا نکته ولی میگم در ادامه که بتونی از اینم که هستی عالی تر بشی.

در مورد انواع سوژه ها یه صحبتی باید بکنم باهات. معمولا تو تاپیک ها یه سوژه اصلی برقرار هست و این سوژه چندین شاخه میشه چون همه شخصیت ها یه جا نیستن. نبرد هاگوارتز رو در نظر بگیر که مثلا اسنیپ یه گوشه داشت میمرد، هری یه جا داشت کشته میشد، رون و هرمیون یه طرف دیگه بودن و نویل و اینا هم یه جا دیگه. سوژه های جادوگران هم به این صورت هست و تو تاپیک فعلی، یه گوشه هری،یوآن و ریتا هستن، یه گوشه دامبلدور و چندین گوشه نامشخص محفلی ها.
وقتی توی داستان نویسی یه تاپیک ادامه دار شرکت میکنی، بهتره که همه این طرف ها رو خودت پوشش ندی، بلکه یه طرف رو بگیری و با همون طرف جلو بری تو یه پست. تو پست های بعدیت میتونی بری یه گوشه دیگه. وقتی تو پستت به همه جهات یه انگشتی میزنی باعث میشه که دست و بال بقیه یه ذره بسته بشه و یا مجبور بشن با فلش بک و این صحبت ها ادامه بدن. برای مثال تو همین پستت، تیکه آخرش دامبلدور رو آماده قرارش با گریندل والد کردی که طبق سوژه اوکی هست ولی این مهلت و اجازه رو از نفرات بعدی گرفتی که در مورد نحوه شکل گیری این قرار بنویسن. آیا هری و یوآن باعث شدن این قرار اتفاق بیفته؟ آیا گریندل والد و دامبلدور خودشون تصمیم گرفتن قرار بذارن؟ چطور شد که میخوان همدیگه رو ببینن؟

اگر یه طرف داستان رو بگیری و جلو بری، بقیه طرف ها رو میذاری که بقیه بتونن پرورش بدن. اینجوری سوژه تاپیک های ادامه دار با سرعت بالا جلو نمیره و وقت برای یه عالمه سوژه طنز باحال این وسط میذاره.


نکته بعدی محتویات نامه هست. معمولا و شخصا خودم ترجیح میدم که نامه ها تو قالب نقل قول باشن که برای خواننده کاملا جدا شده باشه و کسی رو گمراه نکنه. به این صورت :

نقل قول:
نمایش احساسی "پشمک و گِلی"

گِلی پس از قرن ها آب خنک خوردن، از زندان آزاد شده و حال می خواهد به دیدار عشق قدیمی اش پشمک برود. آن هم پشمکی که با دستان خودش او را به زندان انداخته بود ... راستی، ملاقات آن ها چگونه خواهد بود؟

این نمایش را از دست ندهید.

امشب، ساعت یازده، کوچه ی ناکترن

اجرای رایگان برای محفلی ها + شیرکاکائو و تی تاپ مجانی


به نظرم اینجوری هم بیشتر میرسونه که این اعلامیه یا نامه ای خارج از روند داستان اصلی هست و ازطرف یکی دیگه اومده. اینجوری که الان نوشتی البته اصلا بد نیست ولی به صورت شخصی من به اون صورت ترجیحش میدم.


پست خیلی خوبی بود گادفری عزیزم، منتظر پست های بعدیت هستم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: چهارشنبه 14 شهریور 1397 17:39
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام بر ناظران محترم محفل

این پست تقاضای نقد داره.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
برای آشنایی بیشتر با جهان داستانی و رمانم، 'دنیای نوکترنال کتدرال' به پروفایل لینکدینم مراجعه کنید.
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: چهارشنبه 14 شهریور 1397 17:19
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست 52 پناهگاه نوشته شده توسط آدر کانلی

آدر عزیزم،

یه مدت بود که فعالیتت کم شده بود و این من رو نگران میکنه. البته فک کنم با هاگوارتز درگیر بودی و به همین دلیل وقت کافی نداشتی. در هر صورت الان خوشحالم که دوباره با پست های خوبت برگشتی به آغوش محفل.

یه نکته ای در کل باید بهت بگم اینه که آدر عزیزم، شما جزء نویسنده های خوب محفل هستی و واقعا نیازی به تحلیل و بررسی پست هات نیست. شما سبک نوشتن خودت رو داری، که سبک خیلی خوبی هم هست و اکثر ایراداتی که من از بقیه میگیرم رو نداری.
سوژه رو خیلی خوب جلو میبری. همیشه این جزء یکی از قدرت هات تو نویسندگی هست. عجله هم نمیکنی و اهمیت نمیدی که چقد باید بنویسی تا داستان دقیق و خوب جلو بره. با حوصله از اول شروع میکنی به توضیح دادن سوژه ات و میری جلو تا تموم شه.
تو این پست طنز خیلی خوبی هم نوشته بودی. اینکه این همه توصیف کردی آدر چقد داره بدبختی میکشه و آخرشم همش به باد رفت خیلی خنده دار بود. اینکه تونسته بودی از سوژه دیگران هم وارد داستانت کنی بهم نشون میده که همه پست ها رو خوندی ازقبل. این واقعا عالیه که پست های یه تاپیک رو بخونی و ازشون تو پست خودت استفاده کنی. با اطمینان میتونم بگم که اکثر اعضای فعال جادوگران این کار رو انجام نمیدن. آفرین میگم بهت به خاطر پشتکار و دقت زیادت به این جزئیات.

یه چیزی که شاید بتونی روش بیشتر کار کنی توصیف شخصیت خودت هست. سوژه جدید تاپیک پناهگاه برای اینه که اعضای محفل بتونن رو شخصیت هاشون کار کنن، پرورشون بدن، چیزهای مختلف رو تست کنن و در آخر به بقیه محفلی ها و سایت نشون بدن که شخصیت ما این خصوصیات رو داره.
تو این پستت من خیلی کم دیدم که از شخصیتت توصیف کنی و از پست های قبلیت هم من چیز خاصی در مورد آدر نمیدونم. آدر یه شخصیت معروف کتاب های هری پاتر نیست که همه بدونن چه ماجراهایی داره و نیازی به پرورش نداشته باشه. از طرفی به همین دلیل خیلی دستت بازتر هم هست که هر بلایی میخوایی سرش بیاری.
چند تا خصوصیت به شخصیتت اضافه کن. مثلا پرخوری، یا کم خوری. ترس یا شجاعت. زیرکی یا خشونت و غیره. حتما هم نباید این خصوصیات مثبت باشن. برای مثال اگر توجه کنی به پست های من، دامبلدور من خصوصیات خوب خیلی داره ولی خصوصیات بدی مثل پیری هم هست توش که بهم اجازه میده هر موقع نیاز هست از هر کدوم استفاده کنم.

آدر رو به ما معرفی کن. آدر خودت رو. آدری که خودت میبینی وقتی بهش فکر میکنی. آیا آدر فرد کتابخونیه؟ آِیا اهل نوشیدنی خوردنه؟ آدر مجرده؟ بچه داره؟ کارش چیه جز محفلی بودن؟ توانایی هاش چیه؟ آیا میتونه تغییر شکل بده؟

میبینی چقد جای کار داره. تقریبا هیجان انگیزه که چقد میتونی شخصیتت رو مثل خمیر بازی شکل بدی. این تغییر دادن ها و تست کردن هات رو تو تاپیک های محفل انجام بده تا در آخر به یه شکل خوب برسی و بعد اون رو به کل سایت معرفی کن. اینجوری هم برای خودت خوب هست و هم برای من که میخوام از شخصیت آدر تو پست خودم استفاده کنم.

هرمیون رو خیلی خوب تونسته بودی سختگیریش رو نشون بدی. چرا سختگیری هرمیون قابل قبوله واسه ما؟ چون تو کتاب ها به این سختگیری بارها اشاره شده. اما در مورد آدر ما چیزی نمیدونیم.


امیدوارم این بررسی بهت کمک کنه تا به شخصیتت شاخ و برگ بدی.

در پناه عشق باشی عزیزم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: چهارشنبه 14 شهریور 1397 13:21
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام.

این رو نقد کنین لطفاً.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من رو از روی طرز فکر و گفتار و رفتارم بشناس ، نه از روی ظاهرم.
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 شهریور 1397 22:11
نمایش جزئیات
آفلاین
دنبلیتیم آلبوس جون ، هفته بعد مزاحمتون میشیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 شهریور 1397 18:31
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست 50 پناهگاه نوشته شده توسط لودو بگمن


لودوی عزیزم،

پستت رو چند بار خوندم، سبک خاص طنز نویسی داری که ازش لذت میبرم و اصلا نمیخوام که این خاص بودنش از بین بره.
از نظر جلو بردن سوژه، مشکلی به نمیرسه داشته باشی. البته با یکی دو تا پست نمیشه دقیقا متوجه شد و نیاز به بررسی های بیشتر هست. چند تا پست آخرت رو که ولی خوندم هم سوژه رو خوب جلو میبری، هم از اتفاقات افتاده تو سایت خوب وارد داستانت میکنی که همین به طنز داستان اضافه میکنه. جالب بود واسم که از درخواست عضویتت تونسته بودی یه سوژه جالب بسازی که همه نشسته بودن دور میز و فضا سنگینه.

علاوه بر اون، یه مشکلی که بین خیلی از تازه وارد ها مشهور هست، پرورش شخصیت یا همون شخصیت پردازی هست. شما خیلی خوب لودو رو به نمایش میذاری، خیلی سریع تونستی اون خصوصیاتی که میخوای رو جا بندازی. ما الان میدونیم که لودو شخصیت طنزیه که با همه شوخی میکنه، میدونیم که یه ذره مغروره و سریع میخواد به همه امضا بده چون فکر میکنه خیلی مشهوره. این موارد خیلی میتونه هم به خودت و هم به بقیه که در مورد شخصیتت مینویسن کمک کنه که سوژه های طنزشون رو پرورش بدن. بهت آفرین میگم که تونستی این دو مورد رو اینقد سریع پیشرفت بدی و به درجات بالا برسی.


چند تا مشکل هم ولی به نظرم رسید که اونها رو هم بهت میگم. بعد کم کم روشون کار می کنی و دوباره اینجا برمیگردی تا ببینیم چقد پیشرفت کردی و بهتر شدی تو این موارد. همینجا موقعیت خوبیه که بگم اینها همه نظر شخصی من در مورد سبک نوشتن جادوگرانی هست و بهت هشدار میدم که گوش کردن به یه نفر کار درستی نیست. باید از افراد مختلف درخواست نقد کنی تا بتونی به کمک هم سبک خاص خودت رو پرورش بدی. اینکه فقط به حرف های من گوش کنی باعث میشه که هفته دیگه به سبک من بنویسی و خاص بودنت رو از دست بدی. با این حال اگر دوباره برای بررسی و نقد به اینجا برمیگردی من انتظار دارم که پیشرفتی تو این موارد که میگم ببینم.


مورد اول نحوه استفاده از شکلک هاست. شکلک ها رو هرجا که بخوای میتونی استفاده کنی ولی باید بدونی که شکلک به تنهایی معنای خاصی ندارن و برای قوی تر کردن پیام نویسنده هستن. مثلا میگی :

دامبلدور چوب دستیش رو بررسی کرد و گفت:
-کی چوب دستی منو شکوند؟

من خواننده وقتی این جمله رو میخونم، متوجه نمیشم که دامبلدور چه حالتی داره. یا باید با توصیفات بهتر، بهم بفهمونی که حال و احوال دامبلدور چطوره، یا با کمک شکلک و یا هر دو. شکلک خالی، شکلک اشتباه و یا توصیف کم باعث میشه خواننده گیج بشه که منظور نویسنده دقیقا چیه.

دامبلدور چوب دستیش رو بررسی کرد و با ناراحتی گفت:
-کی چوب دستی منو شکوند؟

آخر پستت یه تیکه از چندین شکلک استفاده کردی پشت سر هم که طنز خوبی توش هست ولی چون توضیح بیشتری ندادی باعث شده فقط یه پایان نامناسب برای یه داستان خوب باشه.

---
مساله بعدی، میزان دیالوگ هاست. تعداد دیالوگ بالا متاسفانه خیلی مشهور شده تو سایت جادوگران و به توصیفات خیلی کمتر پرداخته میشه. البته شما مقداری توصیف انجام دادی که همین بهم نشون میده مثل من فکر میکنی که شخصیت ها باید توصیف بشن و فقط دیالوگ کافی نیست. نیاز هست که بگی هرکی چه حالتی داره، عصبیه؟ ناراحته؟ فریاد میزنه؟ اینها رو تونستی تا حد خوبی انجام بدی و از توصیفاتت تا حدی راضی بودم. چیزی که استفاده نکرده بودی توصیف صحنه بود. آشپزخونه گریمولد که همه نشستن دورش از نظر تو شکلیه؟ صحنه ای که شخصیت هات دارن توش دیالوگ میگن رو هم باید توصیف کنی. از وسایلی که اونجا هست استفاده کنی تا داستانت جذاب تر بشه. مثلا شاید صندلی که لودو روش نشسته یه پایش شکسته.
توصیفات صحنه هم میتونه سوژه های خیلی طنزی به پستت اضافه کنه. طنز بودن پست فقط به دیالوگ هاش نیست و میتونی بدون دیالوگ یه پست خنده دار خوب داشته باشی. با اتفاقاتی که سر شخصیت هات میاد.



در کل از پستت راضی بودم. مخصوصا به عنوان یه تازه وارد که به نظرم خیلی چیزها رو رعایت کرده بودی که خیلی اعضای قدیمی نمیکنن. غلط املایی رو من شخصا ایرادی نمیگیرم بهشون و میذارم به عهده خودت که بعد از ارسال پست یه دور بخونیشون و اینجور مشکلات رو بگیری. مشکلات املایی و نگارشی قطعا وجود داشت ولی. به جزء این مسائل، پست خوبی بود، همینجوری ادامه بده لودوی عزیزم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: دوشنبه 5 شهریور 1397 00:35
نمایش جزئیات
آفلاین
اوضاع بکامه منم لودوشونم /
پشتم حرف زیاده در حالی که من جلوشونم
آاا ... آره ...
-ااا رو آنتنیم؟ شرمنده اخلاق ورزشیتونم...
میخواستم نقادای عزیز پست شماره ۵۰ بنده در پناهگاه با موضوع تاپیک خونه تکونی نقد کنن. اصا همه نقدینگیا واس ماس از این ببعد همه نقدا برا ما خرج بشه .

الان آلبوس میاد میگه :
-اگرچه من متوجه نشدم این یه داستانه یا درخواست ولی ما به شکل درخواست نگاهش میکنیم.

داداشی لودو علائم نگارشیو دوسداره ، درخواستاشم مثل دیالوگ مینویسه بعد اجراشون میکنه .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: یکشنبه 14 مرداد 1397 04:41
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست 44 پناهگاه نوشته شده توسط ماتیلدا استیونز

ماتیلدای عزیزم،

خیلی زود دوباره پیشم برگشتی. هنوز نتونستم ببینم اون نکاتی که تو نقد قبلی گفته شد رو انجام دادی یا نه. پست های زیادی بینشون نیست که بتونم بررسی کنم. وقتی نتونم مطمئن شم که رو نکات قبلی خوب کار کردی و بهشون مسلط شدی، درست نیست که نکات جدید بگم. ممکنه بپرسی چرا؟ چون که مطالب جدید آموزشی زیادی یه دفعه جلوت قرار میگیره و باعث میشه که به هیچ کدوم عمل نکنی و یا تسلط کامل پیدا نکنی. این تجربه قبلا با محفلی ها دیگه داشتم و نتیجه اش جالب نشد.
من خیلی دوست دارم که اینقد با انگیزه هستی و دوست داری پیشرفت کنی. در حال حاضر یکی از فعال ترین اعضای محفل هستی که همین نشون میده چقد موفق بودی. سطح پست هات هم خیلی از قبل بهتر شدن و اصلا دیگه اثری از تازه واردی تو پست هات وجود نداره.
دفعه بعدی که خواستی دوباره اینجا سر بزنی، یه 5 تا پست تو انجمن محفل بزن. پست 6 ام دوباره بیا. من هر 6 تا پست رو میخونم و اگر دیدم نکات گفته شده رو تونستی تسلط پیدا کنی میریم سراغ مطالب بعدی. اینقد با انگیزه و استعداد هستی که سریعا بتونی نکات رو یاد بگیری و در این مورد شکی ندارم.

خب بریم سراغ پستت،

توصیفاتت بهتر شده بود این دفعه. نکاتی که تو نقد قبلی بهت گفته بودم رو تا حد خوبی انجام داده بودی، اگرچه هنوز جای کار داره. ولی اینقدر خوب بود که محیط دستشویی رو کاملا تو ذهنم به وجود آورد ( دستت درد نکنه بابتش در ضمن ). طنز خوبی هم تو پستت بود که باعث شد خیلی از جاهاش خندم بگیره. جالب بود واسم که اونجا رو انتخاب کردی اول پست ولی تا آخر دیدم که چه سوژه های طنز خوبی داشتی واسش.

دو تا پیشنهاد دارم برات ولی، اول اینکه سعی کن دیالوگ ها و توصیفاتت رو با هم قاطی کنی. 15 خط دیالوگ آخر پستت بود که باعث میشه خوندنشون یه ذره خسته کننده بشه. میتونی بعضی دیالوگ ها رو حذف کنی، یا تو یه جمله قرار بدی. وسطشون هم یه ذره توصیف قیافه کنی.

نقل قول:
-کار دارم.


این دیالوگت مثلا خیلی حیف شد توصیف قیافه نکردی واسش. خیلی جالب میتونستی کار کنی روش که مثلا قیافه ماتیلدا عوض میشه، خودش رو جمع و جور میکنه انگاری که به سختی جلوی چیزی رو داره میگیره و بعد میگه کار دارم. حالا این رو من همینجوری در لحظه گفتم، با شناختی که ازت پیدا کردم خودت خیلی بهتر میتونستی این توصیف ها رو انجام بدی.

مساله دوم، مشخصات شخصیت خودت هست. چنین تاپیک هایی برای این هست که شخصیت خودت رو پرورش بدی. مخصوصا شخصیت تو که جزء معروف ترین ها نیست خیلی جای کار داره. من الان چیز زیادی در مورد شخصیتت نمیدونم. آیا شجاع بیش از حدی؟ ترسوئی؟ عاشقی؟ خسته ای همیشه؟ تنبلی؟ خیلی باهوشی ؟ رو این ها میتونی کار کنی تو چنین پستی و شخصیتت رو جا بندازی. هم برای خودت و هم برای بقیه ماها که میخوایم بعدا از شخصیتت استفاده کنیم. یه خصوصیت طنز جالب هم میتونی واسه خودت انتخاب کنی. برای مثال آملیا ستاره شناس هست و با ستاره ها مشورت میکنه برای تصمیم هاش. باهاشون میتونه حرف بزنه و اینجور موارد. رز زلر می لرزه و ویبره میره و بعضی اوقات این ویبره ها باعث میشه خونه رو سر محفلی ها خراب بشه.
این دو نوع خصوصیات رو باید به خودت اضافه کنی. یه خصوصیت عادی مثلی باهوشی یا تنبلی و غیره و یه کار خاصی که فقط شخصیت تو انجام میده.
واسه جا انداختن اینا یه پست کافی نیست. اینجوری نیست که یه پست بزنی و انجام بشه. باید تو پست های ایفای نقشت و پست های عادیت به کارشون بگیری. یه مدت بنویسی باهاشون تا بالاخره واسه خواننده ها جا بیفته ماتیلدا چجور آدمیه.



الان با نقد قبلی، چند تا نکته مطرح شد که تو اون 6 تا پست بعدیت تو محفل دنبالشون خواهم بود. توصیفات صحنه و شخصیت های داستانت (که تا حد خوبی جلو رفتی ولی بازم جای کار داره)، میزان دیالوگ و توصیف کنار هم، خصوصیت های شخصیت خودت.


در کل از پستت راضی بودم، اثرات پیشرفت همینطور که بالاتر گفتم دیده میشه.

در پناه عشق دستشوئی تمیز کردن به گردنت نیفته دیگه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!