تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
پیام امروز
تا به حال خواب هری پاتری دیدید؟؟؟
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/05/02
آخرین ورود: جمعه 11 فروردین 1396 11:47
از: خوابگاه گریفندور،هاگوارتز
پستها:
78

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/04/27
آخرین ورود: پنجشنبه 23 آبان 1398 14:06
از: پنج صبح تا حالا علاف کردی مارا
پستها:
380

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/03/15
تولد نقش: 1393/04/16
آخرین ورود: یکشنبه 29 شهریور 1405 18:55
از: رنجی خسته ام که از آن من نیست!
پستها:
1125

یه بارم دوستم دید:
باهم داشتیم توخیابان قدم می زدیم که دوستم اعضای گروه وان دایرکشن دید_عاشق وان دایرکشنه-
رفت که امضابگیره دیدبه غیرازاون کسی برای امضاگرفتن نیامده گفت:ان پنج صفحه رابرای من امضامی کنید؟
یکی شون جواب داد:توازماامضامی خواهی؟
-طبق گفته ی دوستم دیگه طرفدارنداشتند-
دوستم گفت:البته.
اون هاهم بعدازامضاکردن ازش دعوت کردند برن غذابخورند داشت می رفت-منو ازیادبرده بود!!-
یه لحظه یادش امد منو جاگذاشته گفت:اِِ انا رانیاوردیم!
بهش گفتن:حالابیا بریم.
گفت:اون دوستمه نمی شه.
بعدبرگشت که بیاددنبال من که دیدمن دارم بایه پسری حرف می زنم!منم بهش لبخندزدم وباپسره رفتم.
صدام زد.
برگشتم پسره هم برگشت دوستم دیدهریه!!!
بعدباهری رفتیم هاگوارتز
باهم داشتیم توخیابان قدم می زدیم که دوستم اعضای گروه وان دایرکشن دید_عاشق وان دایرکشنه-
رفت که امضابگیره دیدبه غیرازاون کسی برای امضاگرفتن نیامده گفت:ان پنج صفحه رابرای من امضامی کنید؟
یکی شون جواب داد:توازماامضامی خواهی؟
-طبق گفته ی دوستم دیگه طرفدارنداشتند-
دوستم گفت:البته.
اون هاهم بعدازامضاکردن ازش دعوت کردند برن غذابخورند داشت می رفت-منو ازیادبرده بود!!-
یه لحظه یادش امد منو جاگذاشته گفت:اِِ انا رانیاوردیم!
بهش گفتن:حالابیا بریم.
گفت:اون دوستمه نمی شه.
بعدبرگشت که بیاددنبال من که دیدمن دارم بایه پسری حرف می زنم!منم بهش لبخندزدم وباپسره رفتم.
صدام زد.
برگشتم پسره هم برگشت دوستم دیدهریه!!!
بعدباهری رفتیم هاگوارتز
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/03/15
تولد نقش: 1393/04/16
آخرین ورود: یکشنبه 29 شهریور 1405 18:55
از: رنجی خسته ام که از آن من نیست!
پستها:
1125

جزئیات کاربر

دیشب هم خواب دیدم .. نمیدونم چرا این سدریک تو همه ی خوابای من هست ..
مدرسه تازه شروع شده بود و زنگ ریاضی بود بعد من مثل قسمت 5 هری پاتر گفتم که لرد سیاه برگشته و سدریک رو هم اون کشته بعد معلم میگه مطمئنین ؟؟ با چشمای خودتون اونو دیدین؟؟ بعد هری از میز بغلی میگه اره من دیدمش سعی داشت منو هم بکشه بعد معلم میگه پس اگه این طوره ما زمانو به عقب بر میگردونیم تا بتونین جون سدریک رو نجات بدین بعد میریم پیش مدیر مدرسه که دامبلدوره (عجب خواب قاطی بودا ) و همه چیزو بهش میگیم سوار یه چیز چرخ و فلک مانند میشیم و میچرخه و زمان به عقب بر میگرده بعد من و هری سدریک رو نجات میدیم و برمیگردیم به زمان خودمون که یهو لرد سیاه میاد و حمله میکنه و من از خواب بلند میشم
مدرسه تازه شروع شده بود و زنگ ریاضی بود بعد من مثل قسمت 5 هری پاتر گفتم که لرد سیاه برگشته و سدریک رو هم اون کشته بعد معلم میگه مطمئنین ؟؟ با چشمای خودتون اونو دیدین؟؟ بعد هری از میز بغلی میگه اره من دیدمش سعی داشت منو هم بکشه بعد معلم میگه پس اگه این طوره ما زمانو به عقب بر میگردونیم تا بتونین جون سدریک رو نجات بدین بعد میریم پیش مدیر مدرسه که دامبلدوره (عجب خواب قاطی بودا ) و همه چیزو بهش میگیم سوار یه چیز چرخ و فلک مانند میشیم و میچرخه و زمان به عقب بر میگرده بعد من و هری سدریک رو نجات میدیم و برمیگردیم به زمان خودمون که یهو لرد سیاه میاد و حمله میکنه و من از خواب بلند میشم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
TVXQ & JYJ FOREVER
Love Me Love Me


Love Me Love Me


جزئیات کاربر

خب من اصولا زیاد خواب نمی بینم اگه هم که ببینم صبح با آلزایمر از خواب پا میشم هیچی یادم
نیست حتی یادم نیست موضوع خوابم چی بوده !
ولی جدیدا یه خوابی دیدم که در حد یک صدم ثانیه اش هری پاتری بود
:
خواب دیدم توی یه ساختمان خیلی خیلی بلند بودم . از اونجایی هم که شدید از بلندی میترسم خدا خدا
میکردم نیوفتم پایین . یهو به خودم اومدم دیدم دارم میدوم که به طور کاملا خودجوشی رسیدم به یه
پنجره و نتونستم خودمو کنترل کنم و افتادم پایین و دقیقا همون جایی که شپلق با سر خوردم زمین
از خواب پا شدم . حالا میگین هری پاتر کجاش بود ؟؟؟ اون جایی بودش داشتم سقوط میکردما ... حس
کردم هری پاتر هم داره با من سقوط میکنه .
از همین الان به طور کاملا صریح اعلام میکنم که دیونه خودتونید
هر گونه مشکلات عقلانی توسط خودم رو هم تکذیب می کنم
نیست حتی یادم نیست موضوع خوابم چی بوده !
ولی جدیدا یه خوابی دیدم که در حد یک صدم ثانیه اش هری پاتری بود
:خواب دیدم توی یه ساختمان خیلی خیلی بلند بودم . از اونجایی هم که شدید از بلندی میترسم خدا خدا
میکردم نیوفتم پایین . یهو به خودم اومدم دیدم دارم میدوم که به طور کاملا خودجوشی رسیدم به یه
پنجره و نتونستم خودمو کنترل کنم و افتادم پایین و دقیقا همون جایی که شپلق با سر خوردم زمین
از خواب پا شدم . حالا میگین هری پاتر کجاش بود ؟؟؟ اون جایی بودش داشتم سقوط میکردما ... حس
کردم هری پاتر هم داره با من سقوط میکنه .
از همین الان به طور کاملا صریح اعلام میکنم که دیونه خودتونید
هر گونه مشکلات عقلانی توسط خودم رو هم تکذیب می کنم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مری الیزابت کاترمول در 1393/3/25 20:50:34
بــزرگــتــریــن دشــمــن آدمــی فــهــم اوســت
پـس تــا مــیــتــوانـی خــر بــاش . . .
تــا خــوش بــاشــی . . .
(یک امضای کاملا ریونکلاوی
)

من هر چی تلاش میکنم از پای جادوگران پاشم پاشیده نمی شم . محض رضای
خدا یکی بیاد منو بپاشونه :)
پـس تــا مــیــتــوانـی خــر بــاش . . .
تــا خــوش بــاشــی . . .
(یک امضای کاملا ریونکلاوی
)من هر چی تلاش میکنم از پای جادوگران پاشم پاشیده نمی شم . محض رضای
خدا یکی بیاد منو بپاشونه :)
جزئیات کاربر

من کلا به هر چیزی زیاد فکر کنم خوابشو میبینم ...
مثلا یه بار که داشتم کتاب نبرد با شیاطین رو میخوندم شب خواب دیدم لرد لاس داره دستامو قطع میکنه وای خیلی وحشت ناک بود حتی دردشو هم حس میکردم ..
یه بارم خواب لارتن کرپسلی دیدم ...
و همین چند شب پیش خواب هر پاترو دیدم .. خواب دیدم تو مدرسه ی خودمونم ولی لباسامون مثل مدرسه های خارجیه و حجاب تعطیل ..
بعدرفتیم توی کلاس بشینیم که دوستم گفت بیا پیش من بشن ولی من رفتم پیش سدریک دیگوری ونشستم و میز بغلیمونم هری و رون و هرمیون بودن و ما هم 5 نفری با هم حرف میزدیم و میخندیدیم که یهو معلم مطالعات اجتماعیمون اومد تو کلاس و شروع کرد به درس دادن ما هم شورش کردیم و گفتیم دوست نداریم درس بخونیم و از کلاس زدیم بیرون و کل مدرسه رو به هم ریختیم جالب اینجا بود که چوب دستی هم داشتیم بعد برای مراسم رقص داشتیم با همدیگه حرف میزدیم که بعدش دیگه همه چیز قر و قاطی شد ...
خواب زیاد از هری پاتر دیدم ولی تو هیچ کدومشون توی مدرسه جادوگری نبودیم توی همین زندگی معمولی ...
مثلا یه بار که داشتم کتاب نبرد با شیاطین رو میخوندم شب خواب دیدم لرد لاس داره دستامو قطع میکنه وای خیلی وحشت ناک بود حتی دردشو هم حس میکردم ..
یه بارم خواب لارتن کرپسلی دیدم ...
و همین چند شب پیش خواب هر پاترو دیدم .. خواب دیدم تو مدرسه ی خودمونم ولی لباسامون مثل مدرسه های خارجیه و حجاب تعطیل ..
بعدرفتیم توی کلاس بشینیم که دوستم گفت بیا پیش من بشن ولی من رفتم پیش سدریک دیگوری ونشستم و میز بغلیمونم هری و رون و هرمیون بودن و ما هم 5 نفری با هم حرف میزدیم و میخندیدیم که یهو معلم مطالعات اجتماعیمون اومد تو کلاس و شروع کرد به درس دادن ما هم شورش کردیم و گفتیم دوست نداریم درس بخونیم و از کلاس زدیم بیرون و کل مدرسه رو به هم ریختیم جالب اینجا بود که چوب دستی هم داشتیم بعد برای مراسم رقص داشتیم با همدیگه حرف میزدیم که بعدش دیگه همه چیز قر و قاطی شد ...
خواب زیاد از هری پاتر دیدم ولی تو هیچ کدومشون توی مدرسه جادوگری نبودیم توی همین زندگی معمولی ...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
TVXQ & JYJ FOREVER
Love Me Love Me


Love Me Love Me


نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

