شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
پستهای مرلین ، فلور دلاکور ، کورن اسمیت و دنیس رو نادیده بگیرید و بهشون امتیاز ندید ... اینا به صورت آزاد پست زدن .
دست شما درد نكند. دست شما درد نكند. هدويگ جان خوب است كه آرمهاي هر دومون را باهم دادند و هر دومون را در يك گروه انداختند. من هم عضو محفل هستم و بايد در همين مآموريت پست ميزدم و در زمان مشخص شده هم زدم. من امتيازم را ميخوام. لطف كنيد بيشتر دقت كنيد.
با تشكر*دنيس*
دنیس جان از قدیم گفتن بچه زدن نداره !!! به هر حال منم معصوم نیستم گاهی وقتا اشتباهاتی ازم سر می زنه ... اگه سر هر اشتباه یه نفر بخواد به یکی دیگه اینجوری بتوپه ، دنیا همش می شه دشمنی و جنگ ! به هر حال اشتباه از من بوده و فقط یه حافظه ضعیف ، که من اینجوری یادم بود که شما توی گروه پنجی ... امتیاز به شما هم داده خواهد شد . و باز هم می گم بچه زدن نداره !!! موفق باشی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هدویگ در 1385/8/11 11:44:56 ویرایش شده توسط هدویگ در 1385/8/11 11:52:44
قدرت رولو ببين توي سبك من، تعظيم كرد توي دست من پس تو هم بيا رول بزن با سبكم، ميخوام شاخ جوجه رولرا رو بشكنم
سلام به ناظران عزیز محفل می خواستم جواز زدن یک تاپیک رو بگیرم به نام : طلوع تاریک
موضوع : داستان از این قرار است که ولدمورت با تحقیقات زیاد و استفاده از کل مرگخواران خود تصمیم می گیرید به محفل شبی خون بزند و همه را بکشد از آنجایی که فقط دو مامور در محفل بیدار هستند و مراقب اوضاع هستند متوجه حضور مرگخواران می شوند در این بین یکی از مرگخوار ها یکی از نگهبانان را بی صدا می کشد ولی نگهبان دیگر زنده می ماند و ................
امیدوارم جواز بدید .
هوووم .... سوژت خوبه ... بد نیست ... ولی مشکلش اینجاست که با ده تا پست یا نهایتا بیست تا پست ، این سوژه پروندش بسته می شه ... و دیگه تضمینی نیست که بشه این تاپیک رو دوباره فعال کرد ... مگر با سوژه ای جدید ، که فکر کنم این روند زیاد خوب نباشه . سعی کن یه اسمی برای تاپیک انتخاب کنی که تقریبا دائمی باشه و بعدا عوض نشه ... چون اگه این داستان تموم شه ، اسم تاپیک باید عوض بشه احتمالا با سوژه جدید . و سعی کن طرح یه سوژه رو بریزی که دائمی باشه ... اگه تونستی ، دوباره بیا منو در جریان بزار تا ببینم چه می شه کرد
خلاصه ماموریت : دامبل و دوستان به آبادان رفته بودن برای خوش گذرونی ... دامبل آفتاب می گرفت و بقیه مشغول آب بازی بودن به غیر از فایرنز که رفته بود گشت بزنه ... فایرنز تشنش شد ولی نتونست اونو برطرف کنه و تصمیم گرفت بره حموم عمومی . فایرنز توی حموم ولدی رو دید و سریع آپارات کرد پیش دامبل اینا و اونا رو برد اونجا .. ولی جا تر بود و بچه نبود ! اونجا ملت محفلی یه جن آبادانی رو دیدن که بالطبع به دلیل آبادانی بودن خالی بند هم بود ! جن شروع کرد برای اونا خالی بستن و در میون حرفاش شباهت های اون با گیلدی هر چه بیشتر آشکار می شدن ! جن همینطور مشغول خالی بندی بود که کورن اسمیت با یه گله عرب ریختن اونجا ... کورن دنبال گیلدی می گشت و هی سراغ گیلدی رو از جن می گرفت ... جن عصبانی شد و مشتی به کورن زد و در نتیجه بین عربها و جن دعوا شد و محفلی ها هم به کمک جن رفتن .
در اون سوی آبادان کنار پالایشگاهی ولدی و افرادش اتراق کرده بودن ... ولدی که بعد از دیدن فایرنز فکرش خیلی مشغول شده بود تصمیم گرفت به حموم عمومی برگرده و دنبال فایرنز بگرده تا اونو بکشه ... پس به همراه مرگخواراش به سمت حموم عمومی به راه افتادن . وقتی که محفلی ها توی حموم دور هم نشسته بودن ، مرگخوارا ظاهر شدن ... محفلی ها فرار کردن و تامبالی هم توی حموم عمومی جا موند ... در نتیجه ولدی تصمیم گرفت اونو گروگان بگیره تا از این طریق محفلی ها رو تسلیم کنه ... محفلی ها ریختن توی حموم و جنگی در گرفت ... دامبل ولدی رو از پشت خفت کرد ، ولدی هم ورونیکا رو گروگان گرفت تا بتونه فرار کنه . ویل تامبالی پای ولدی رو گاز گرفت و در نتیجه ورونیکا آزاد شد ... همه ولدی رو که آبروش رفته اونجا رها کردن و رفتن پی کارشون .
بعد از یه ماه هم کارت پستالی از ورونیکا برای ولدی رسید که مضمونش این بود که ورونیکا و تامبالی با هم خوشبخت شدن و زندگی خوبی دارن !!!
این بود انشاء ما !
----
پستهای مرلین ، فلور دلاکور ، کورن اسمیت و دنیس رو نادیده بگیرید و بهشون امتیاز ندید ... اینا به صورت آزاد پست زدن .
ببخشید میخواستم بدونم با اینکه من توی ماموریت ها پست نزدم و شرکت نکردم ولی میتونم توی محفل همچنان بپستم؟ بخصوص مثلا اون تاپیک " روان خانه سیاه- سفید!!" ؟
به به ! ... جسی عزیز ! ... برای شرکت نکردن در ماموریت ، بیست امتیاز از شما کم خواهد شد ... ولی هنوز فکر کنم 230 امتیاز خواهی داشت و قطعا توی محفل می مونی و توی همه تاپیکا از جمله روان خانه سیاه - سفید می تونی بپستی ! موفق باشی و مثل همیشه فعال
شرح: ولدمورت سالها قبل يكي از جان پيچشهايش رو در جايي پنهان كرده بود... طي جنگي كه به وجود مياد ولدمورت به شدت آسيب ميبينه و احتياج به يكي از جان پيچشهايش ميكنه ... به افرادش دستور ميده كه برن و جان پيچي رو كه در خانه ي پنهان شده بود برايش بياورند ... افراد به سمت خانه ميرن ولي ميبينن محفلي ها در آنجا ساكنن...
افراد ولدي به خانه حمله ميكنن كه همرو بكشن ميبينن كسي نيست به زير زمين ميرن ولي جان پيچ در آنجا نبود.....به نزد ولدي باز ميگردن ....
پاينده باشيد استرجس پادمور
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!
ولدی و مرگخوارا در مکان نامعلومی با وصف "یکی از مکانهای تاریک مورد علاقه ادی!" نشسته بودن که ناگهان در میزنه. مک بون میره در رو باز میکنه و دستگاهی رو میبینه که توش شرح ماموریت گروه شماره 2 نوشته شده. ولدی خبری از سفارش دادن دستگاه نداره ولی چون در کاغذ اینطور نوشته شده نتیجه میگیره که داده بوده و تصمیم میگیره دستگاه رو آزمایش کنه. به دلیل اینکه مک بون در رو باز کرده اول روی اون انجام میگیره...و ماجرا همینطور پیش میره تا ولدی هزار تا مرگخوار اضافه درست میکنه...
اعضای محفل توسط دامبلدور از رسیدن دستگاه به دست ولدی مطلع میشن و چون ماموریتشو حکم میکرده تصمیم میگیرن اونو به دست بیارن. اونا دو نقشه میکشن: 1. دعوت نامه تقلبی به ولدی بدن تا بره سراغ ورونیکا در دیگاروس و اینطوری دستگاه رو بردارن 2. با همکاری با ورونیکا اونو مثلا گروگان بگیرن تا ولدی دستگاهو بده بهشون.
و اعضای محفل با قبول یکی از این نقشه ها، به راه میفتن تا به همان"یکی از مکانهای تاریک مورد علاقه ادی" برسن!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worried, Harry,»
said Dumbledore, his voice a little stronger despite
the freezing water. «I am with you.»[/font] [/b]
پروفسور دامبلدور به ما اطلاع داد که آنی مونی به دستور اربابش، در جستجوی وسیله ای به نام " بوق مرگ" است که اگر به دست لرد ولدمورت برسد و در آن بدمد، همه ی افراد روی زمین سیاه خواهند شد. بنابراین من و آنیتا مامور شدیم تا به محل ماموریت که اعماق فاضلاب های لندن بود بریم و زودتر از مرگخوار ها، آن وسیله را به دست بیاوریم. آنیتا سر راه، گرفتار مامور محیط زیست(کریچر) می شود و همان لحظه که مشغول بحث کردن با او بوده است، پروفسور مک گونگال هم به او می پیوندد که از بخت بد، کریچر جاروی او را هم توقیف می کند. آنیتا و مک گونگال که بدون وسیله ی نقلیه نمی توانستند به محل ماموریت بروند، از دامبلدور کمک می خواهند و او رونان را به عنوان کمک به دنبال آنها می فرستد. از طرفی دیگر، من هم در راه دچارمشکل می شوم و به ناچار در وسط جاده می مانم؛ که آنیتا، مک گونگال و رونان به من می رسند و همگی به اتفاق به سوی محل ماموریت رهسپار می شویم. در راه همگی متوجه می شویم که چیزی برای خوردن نداریم و کیف های محتوی غذایمان را جاگذاشته ایم. در عین حال، مرگخوارها کمی جلوتر از ما حرکت می کردند و ما هم که برای ادامه دادن، نیاز به غذا داشتیم( با توجه به اینکه راه مقابلمان هم بیابان خشکی بود) تصمیم گرفتیم تا به نحوی، از آنها غذا بگیریم...
خیلی ببخشین ها. ممکنه من اشتباه کنم اما فکر نکنم که اشتباه کرده باشم. چون پستهای قبلی رو خوندم. آقا من با دامبلدور حرف زدم به من گفت که بعد از تعویض ناظران احتمال عضو گیری زیاده. خب. ناظرا عوض شدن. البته فقط یکیشون. اما خبری نیست مثل اینکه. یکیتون بیاین اینجا بپستین من بدونم چه خاکی باید تو سرم کنم آخه.
استاد اعظم هیچ خاک خاصی نمی خواد به سرت بریزی ... فقط اگه قوانین جدید محفلو خونده باشی و واقعا به عضویت در محفل علاقه داشته باشی ،خیلی راحت می تونستی بفهمی که با پست زدن توی تاپیک از جلو نظام می شه عضو شد ... پس برو اونجا یه پست سفید تکی که ادامه نداره بزن ... و در ضمن من زیاد ذهنیت خوبی از نوشتنت ندارم ... پس ارزشی ننویس که شاید مثلا یه دو ماهی دیگه نزارم عضو محفل شی ... موفق باشی
توسط یکی از جاسوسان محفل به ما خبر رسید که عده ای خارجی وارد کشور شده اند که چوبهای جدیدی را دارا هستند. چوبهایی که با کمک آنها میتوان طلسمهای جدیدی ایجاد کرد. از آنجایی که لرد والده مورت به دنبال کسب آنها بود، از محفل نیز ما به عنوان گروه چهار نفره ای انتخاب شدیم تا اجازه ندهیم سیاهان با خارجیها وارد معامله شوند. در اولین تلاش خود ناموفق بودیم زیرا یکی از اعضای گروه یعنی اسپراوت، تمام غذاهایی که برای خارجیها تهیه شده بود را میل کرده بود و درنتیجه ما چیزی نداشتیم که به آنها بدهیم. مرگخواران که شامل مک بون پشمالو، ادی ماکای و آناکین مونتاگ بودند موفق شدند با آنها وارد معامله شوند، ولی در طی یک عمل زیرکانه که توسط ما انجام شد، اعتماد خارجیها نسبت به سیاهان سلب شد و ما دوباره وارد عمل شدیم. خوشبختانه این بار تلاشهای ما نتیجه داد و ما موفق شدیم چوبها را بدست آوریم. همان شب مرگخواران در طی یک نقشه خبیثانه تصمیم به دزدیدن چوبها که در مکان خارجیها بود شدند، که با جاسوسی اسپراوت و فهمیدن این نقشه، ما چوبها را عوض کردیم و آنها اشتباها چوبهایی را دزدیدند که طلسمها را از انتهای خود دفع میکرد. و بدین ترتیب ما با موفقیت به محفل بازگشتیم!
(پی نوشت : هر پاراگراف، نشان دهنده یک پست این ماموریت است)
من یه دو هفته پیش یه رول زدم تو اعضای محفل از جلو نظام، بعد شناسه ام بلاک شد، استر جون ویرایش کرد گفت: چون بلاک شدم تایید نمیشم. وا الله اگه دلیلت برای تایید نکردن من همین بود که بیا، این شناسه جدید من، نمیتونی بهانه این رو بیاری که شخصیتم فرق میکنه، نه همون شخصیت رو هم دارم.
مگر ایکه بخوای حالمو بگیری زحمت نوشتن اون رول منو هیچ کنی بگی باید دوباره بنویسم..که نامردیه...
با تشکر راستی، استر تو خجالت نمیکشی...نه تو خجالت نمیکشی...(شوخی)
سلام وقتي شناسه شما بسته شده بنده چي رو تاييد كنم؟؟ شما چون شناسه ي جديد ساختين بايد يك پست جديد بزنيد .... تا بررسي بشه !!!
ارادتمند استرجس پادمور البته چون پست قبلی شما نقد نشده و به عبارتی نسوخته ، می تونید برید همون پستو پیدا کنید و یه بار دیگه بزنیدش .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1385/8/6 18:41:58 ویرایش شده توسط هدویگ در 1385/8/6 18:51:21
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!