شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
در درجه اول، بابت تاخیر در پاسخگویی عذرخواهی میکنم. پروفسور دامبلدور مدتی در مرخصی به سر میبرند. پست درخواستهای اخیر هم ویرایش و پاسخ داده شد.
موردی که هست اینه که تمامی اعضا برای ورود به محفل، باید به سطح خاصی از توانایی نوشتن رسیده باشن. به همین منظور، موردی که پیشنهاد میشه اینه که اول از همه رولهای بیشتری بخونید. این بهتون کمک میکنه برخی قواعد نوشتار دستتون بیاد و حتی شاید تونستید با الهامگیری از برخی سبک، به نوشتن خودتون هم کمک کنید.
در ادامه، بیشتر بنویسید. انجمنهای متنوعی توی سایت وجود دارن، با تاپیکهایی که سوژههای متفاوتی درونشون جریان داره. تنها کافیه سوژهای که از موضوعش خوشتون میاد رو پیدا کنید و بعد باتوجه به تکپستی یا ادامهدار بودن تاپیک، رول بزنید. فقط توجه داشته باشید که منظور تاپیکهای ایفای نقشه.
بعد از پست زدن، به یکی از تاپیکهای درخواست نقد برید و برای پستتون درخواست نقد کنید. تقریبا در تمامی انجمنها چنین تاپیکی پیدا میشه و مورد معمولش، انجمن تالار خصوصیه. در صورت تمایل میتونید برای ناظر گروهتون جغد بفرستید و اگر درخواست نقد قبول میکنن، ازشون تقاضای نقد کنید. بعد از این که نقد گرفتید، مجدد به سراغ نوشتن برید و این بار نکات ذکر شده توسط فرد نقدکننده رو رعایت کنید. تکرار این روند و استمرار در نوشتن، میتونه موجب بشه در زمانی که شاید انتظارش رو نداشتید، به پیشرفت چشمگیری دست پیدا کنید.
بعد از اون در صورت تمایل میتونید همینجا درخواست عضویتتون رو ثبت کنید تا توسط ناظر وقت بررسی بشه. هرگونه سوالی هم داشتید، میتونید با ارسال یک جغد ازم بپرسید.
ارادتمند شما، ریموس لوپین.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Now my life is sweet like chocolate Like a lovely dream I live in it
سلامی گرم✨ به گرمی آفتاب سوزان تابستان✨ از هلگا هافلپاف به آلبوس دامبلدور عزیز: پرفسور دامبلدور عزیز،با آرزوی موفقیت و سلامتی برای شما و همه عزیزانی که توی محفل ققنوس فعالیت میکنند به عنوان یکی از کسانی که همیشه پشتیبان این محفل بوده و البته الان تازه وارده دوست دارم به محفل گرم و بزرگ ققنوس بپویندم و برای مبارزه با کسی که سیاهی رو برای مردم به ارمغان آورده داوطلب بشم، تا بتونیم نورو شادی را به قلب مردم و آسمان شهر برگردانیم. امیدوارم شایسته اعتماد شما باشم و بتونم عضو محفل بشم و البته در راه بازگرداندن امید و عشق همه ی تلاشم رو میکنم .🛡️🗡️
با آرزوی بازگرداندن نور زندگی و از بین بردن بردگی ، دوست دار شما هلگا هافلپاف💛✨
درود بر بانو هافلپاف. البته که همگی ما به عشق و امید نیازمندیم. به شخصه توانایی نوشتن بسیار خوبی رو در شما میبینم. گرچه هنوز جای کار دارید. بیشتر بنویسید و نقد بگیرید. معتقدم در مدت کوتاهی میتونید پیشرفت چشمگیری داشته باشید. هر موقع آماده بودید، برگردید و دوباره درخواست بدید. مشتاقانه منتظرتون هستم. به امید روشنی دلها.
سلام خدمت پروفسور دامبلدور عزیز. من تلما هلمز هستم.دختری که ولدمورت شرور تمامی خانواده اش رو قتل عام کرد. اون احمق(لرد سیاه) میخواد که تمامی ماگل و ماگل زاده هارو بکشه و فقط اصیل زاده ها بمونن.اخه یکی نیست بهش بگه احمق خود تو دورگه ای... اون کاری کرد که من تنها بمونم. تنها چیزی که از خانواده ام برام موند...یه ققنوسه!دیگه هیچی از پدر و مادرم ندارم.حتی یه عکس... من یکی از قوی ترین جادوگران هاگوارتز هستم.میتونم پرواز کنم و مثل شما یه ققنوس دارم. پروفسور من میخوام با اون بجنگم. میخوام عضو محفل ققنوس بشم تا بتونم ولدمورت و یاران خبیثش رو مثل بلاتریکس لسترنج رو از بین ببرم تا کسانِ دیگه ای مثل من بی کس و کار نشن. درسته همانطور که خون گودریگ و هلگا و روونا توی رگ هامه خونه سالازار رو هم صاحبم.به همین خاطر قدرت زیادی در انجامه جادوهای سیاه دارم ولی من نمیخوام بد باشم پروفسور.کمکم کنید. میدونم تازه کارم ولی نویسنده خوبی ام. یع ذره خشن رفتار کردم.ببخشید ژن های سالازار اوت کرده.
زیر سایه ی مرلین بزرگ...
سلام تلمای عزیز. بابت خانوادهت متاسفم. این راه با از دست دادن بسیار همراهه. ازت میخوام بیشتر بخونی و بنویسی. اینطوری با آمادگی بیشتری میتونیم به مقابله با تاریکی بپردازیم. تا اون موقع، از خود و ققنوس ارزشمندت مراقبت کن. در پناه روشنایی.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تلما هلمز در 1402/7/16 9:31:33 ویرایش شده توسط ریموس لوپین در 1402/7/24 23:54:07
سلااام پروفسور گرامی حال و احوالتون چطوره؟ خوبین خوشین؟ خب من تقریبا ی تازه واردم و میدونم برای اینکه عضو محفل بشم باید ی داستان سفید بنویسم ولی داستانم نمیاد ( حال ندارم ):/// نمیشه منو وارد کنید:) بخدا من سفیدم :)))))))))))))
سلام آلیشیای عزیز. بنده هم نور سفید رو درونت میبینم. اما برای ورود به محفل، نیاز داری ساحره توانمندتری بشی تا به راحتی به جنگ تاریکی بریم. پیشنهاد من اینه که بیشتر توی بخشهای ایفای نقش فعال باشی؛ بخونی، بنویسی و نقد بگیری. هر وقت احساس کردی به آمادگی لازم رسیدی برگرد و درخواست بده. در پناه روشنایی.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلیشیا اسپینت در 1402/7/11 9:19:32 ویرایش شده توسط ریموس لوپین در 1402/7/24 23:44:36
سلام من هیزل استیکنی هستم میخوام عضو محفل زیباتون شوم خیلی به دردتون میخورما😁 لطفاا
سلام فرزندم. البته که به درد میخوری، اما برای عضویت در محفل و جادوگر سفید بودن باید سفیدی و روشنایی بیشتری توی پست ها و شخصیت هیزل ببینم. من پیشرفتت رو زیرنظر میگیرم، تو هم بیشتر بنویس و نقد بگیر. بعد اگه دوباره در جستجوی راز ققنوس باشی باهم درموردش تصمیم می گیریم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1402/6/9 12:24:46
{زِندِگیــت هَمون رَنگـی میشِـہ که خودِت نَقاشـیش میکُنـے🎨🦋}
بابت تاخیر و خواب رفتن محفل شرمنده. والا من رفته بودم تو طبیعت که از فشار و استرس و این چیزای بد دنیای امروز دور بشم. یه غار قشنگی هم اون اطراف بود، رفتم داخلش به زیبایی ها و سفیدی های اطرافم و شماها فکرکردم و کم کم خوابم گرفت. نمیدونم چرا سرعت زندگی انقدر زیاد شده، خیلی بده که بعد یه چرت کوتاه انقدر همه چی تغییر کرده.
نقل قول:
تنها چیزی که برام به جا گذاشت یک گردنبند بود با نوشته ای در داخلش : ((زمانی که تاریکی حمله کرد به گذشته ات رجوع کن))
چه داستان غم انگیز و تاثیرگذاری ایزابل. متاسفانه تام هیچوقت ارزش عشق و خونواده رو درک نکرد. ولی خوشحالم که تو بهش پی بردی.
ما تو محفل با فعالیت و رول زدن، نقد گرفتن، ماموریت و مهم تر از همه تمرین سفیدنویسی و پرورش ویژگی های جادوگر سفید خودمونو قوی میکنیم تا به وقتش بتونیم با تاریکی مبارزه کنیم. تو هم به نظر اهل مبارزه میای و عزمت راسخه. پس بفرما داخل که دم در بده.
سلام پروفسور جیمزم یه مدت از محفل دور بودم ولی دلم تنگ همه رو گرفته . میشه بیام؟
سلام جیمز، چطوری؟ عه پس تنگ ماهی مارو تو گرفتی؟ متاسفانه فعالیت زیادی ازت نمیبینم جیمز. برای ورود به محفل سطح اولیه ی نیازه که من بتونم روی پرورش سوژه و سفیدنویسی اعضا حساب کنم. بیشتر بنویس و بخون و برگرد. در گریمولد همیشه به روی اعضای وفادارش بازه. الان نیمه بازه البته. الان بستم. منتظرت هستم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1402/4/19 21:42:10
سلام البوس جان من بعد از جنگ هاگوارتز و بعد از مردن و مرگ ان لردولدموت به خود امدم و به هاگوارتز برگشتم تا هم سری به دخترم بزنم هم به یاری دوستانم بروم تا مدرسه ای که خودمم و سه دوستم خشت خشت ساخته ایم را بسازم با این که از این بابت ناراحت نیستم بلکه خوشحال هم هستم چون ان مدرسه دیگر قدیمی شده بود و حتی خطر جانی هم داشت خلاصه از مالی (پرفسور مگ گونگال )درباره ی محفلی به نام ققنوس شنیدم و به این دلیل که ان محفل ضد لرد ولدومت هست من هم میخواهم به دانش اموزانم به پیوندم اگر اجازه میدهی من را قبول کن و راستی یک ریونکلاو ی مثل دختر زیبایم لونا لاوگود خیلی به دردتان میخورد اردتمند شما روونا ریونکلاو از کوه های اب رنگی روونا ریونکلاو (محل تولد)
سلام روونای عزیز. خوشحالم که به دنیای جادو برگشتی. اینجا مدرسه خودته، راحت باش. محفل مطمئنا به وجود افراد قوی و باهوشی مثل شما نیاز داره. اما گذرزمان باعث تغییرات زیادی شده. پیشنهاد من اینه که بیشتر بنویسی، نقد بگیری و بیشتر بخونی تا بتونی جادوگر سفید درونت رو بیدار کنی و دوشادوش بقیه اعضای محفل توی ماموریت ها و رویدادها شرکت کنی. من پیشرفتتو دنبال میکنم. بیشتر بنویس، سفید بنویس و اونوقت دوباره درخواست بده. منتظرت هستم.
تاییدنشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1402/4/19 21:36:25 ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1402/4/19 21:37:35