جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

11 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  76 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  191 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  209 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  303 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  205 خواندن  1 نظر 

پاسخ به: بهترین تازه‌وارد
ارسال شده در: یکشنبه 20 اسفند 1402 16:38
نمایش جزئیات
آفلاین
نیوت اسکمندر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من به آمار زمین مشکوکم...
اگر این سطح، پر آدمهاست...
پس چرا اینهمه دلها تنهاست؟


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 18 اسفند 1402 16:00
نمایش جزئیات
آفلاین
دومینیک عشق یک طرفه ای نسبت به پسرعموی گریفیندوری اش، فرد جرج ویزلی دارد، اما او از دومینیک متنفر است و مدام دنبال تحقیر اوست.
می شه اضافش کنین؟


در این مواقع بهتره کل معرفی شخصیت رو برای جایگزینی بیارین، چون مثلا من الان نمی‌دونم که این متن رو دقیقا کجای معرفی شخصیتت باید اضافه کنم. به هر حال خط آخر معرفی شخصیتت گذاشتم.

انجام شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1402/12/18 17:15:52
من به آمار زمین مشکوکم...
اگر این سطح، پر آدمهاست...
پس چرا اینهمه دلها تنهاست؟


پاسخ به: سه نشانه
ارسال شده در: پنجشنبه 17 اسفند 1402 19:25
نمایش جزئیات
آفلاین
لینی وارنر
----
خیال پرداز
نارگل
مجله طفره زن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من به آمار زمین مشکوکم...
اگر این سطح، پر آدمهاست...
پس چرا اینهمه دلها تنهاست؟


پاسخ به: خاطرات یاران ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 17 اسفند 1402 17:42
نمایش جزئیات
آفلاین
آرام تر سنگ بزن...
آنچه می شکنی شیشه نیست...
قلب انسان است...
درد دارد!
"
دومینیک، این یادداشت را روی میز پسرعموی گریفیندوری اش، فرد گذاشت و به سمت دیگر کلاس دفاع در برابر جادوی سیاه رفت. با امید به آن سوی کلاس چشم دوخت. امید داشت نامه اش، دل فرد را نرم کند.
صدای پسرعموی موقرمز و خوش قیافه اش؛ در ذهنش پخش می شد. واضح و روشن، گویی همین حالا جلویش ایستاده بود و با لحنی تحقیرآمیز، آن جملات را به زبان می آورد و دوستان گریفیندوری اش، ریسه می رفتند، گویی تحقیر شدن او،یک فیلم کمدی سرگرم کننده بود:
-ازم خوشت میاد؟ خب، متاسفم، ولی بهتره حد خودتو بدونی و به کسی علاقه مند بشی که هم سطح خودته، نه کسی که ازت خیلی بالاتره!
البته، نمی توانست به خودش دروغ بگوید. خودش هم مقصر بود... خودش هم مقصر بود که با وجود اطلاع از غرور پسرعمویش، در حیاط هاگوارتز و در مقابل دوستانش، به سمتش دویده بود و در حالی که شرشر عرق می ریخت، گفته بود به او علاقه دارد... نسبت به او احساس دارد... و فرد هم به بی رحمانه ترین شکل ممکن، او را خیط کرده بود. هرگز نمی توانست آن تحقیر را فراموش کند...
سر و صدایی از سمت در ورودی، او را به خود آورد. گردن کج کرد. پسرعمویش بود... قدبلند، عضلانی و خوش قیافه، با چشمان آبی، به رنگ آسمان و موهای قرمز فرفری اش که مدام آن ها را به هم می ریخت. قلبش، با بی قراری به در و دیوار سینه اش می کوبید.
فرد به سمت میزش رفت...قلبش با شدت بیشتری بی قراری کرد... حالا نامه اش را می دید... فرقی نمی کرد عکس العملش چه باشد... به هر حال آن را می دید...و همین مهم بود...
فرد، نامه را برداشت.(قلب دومینیک، با چنان شدتی در سینه اش پشتک و وارو زد که دردی در قفسه سینه اش حس کرد.)
فرد، خنده تمسخرآمیزی سر داد و دومینیک حس کرد قلبش ذوب می شود... اصلا هیچ اهمیتی نداشت که به او می خندید...
یکی از دوستان فرد،خم شد و در گوشش چیزی گفت که دومینیک مطمئن بود به خودش مربوط می شود.فرد دوباره خندید، از همان خنده هایی که دل دومینیک را از جا می کند و گفت:«آره... خیلی احمقه.»
دنیا روی سر دومینیک خراب شد... می دانست پسرعمویش هیچ حسی به او ندارد و از او اصلا خوشش نمی آید... ولی فکر نمی کرد نامه ای که تک تک کلمات آن، از اعماق قلب شکسته اش چکیده بودند، چنین تاثیری داشته باشد. در گوشه کتابش، بخشی از موسیقی ماگلی مورد علاقه اش را نوشت:
-تو فقط برای تفریح قلب منو شکستی... دلمو بردی و بدون هیچ احساسی ولم کردی...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من به آمار زمین مشکوکم...
اگر این سطح، پر آدمهاست...
پس چرا اینهمه دلها تنهاست؟


پاسخ به: آواتار ويزارد
ارسال شده در: پنجشنبه 17 اسفند 1402 16:26
نمایش جزئیات
آفلاین
دومینیک در حال لی لی کردن وارد آوتارویزارد شد. با دیدن اسکورپیوس، لبخندی به پهنای صورت زد و اندکی خم شد:«عصرتون بخیر، آقای مالفوی! یه آواتار می خواستم، اگه ممکنه! راستی اینجا چقدر قشنگه!»
اسکورپیوس که از این تعریف خوشش آمده بود، لبخندی نثار دومینیک کرد:«ممنون! لطفا این فرمو پر کنید!» و کاغذپوستی ای به دست دومینیک داد. دومینیک در حالی که تازه پی برده بود رفتار مودبانه، چه تاثیر خوبی دارد، با لبخندی، کاغذ را از دست اسکورپیوس گرفت و آن را خواند:
1-سبک آواتار کدوم باشه؟(واقعی،کارتونی،انیمه ای)
واقعی.
مشخصات:
یه دختر با موهای قرمز به هم ریخته و چشمای قهوه ای. اگه ممکنه، چهره بشاش و کک مکی داشته باشه. همراه با یونیفرم هافلپاف.
مکان آواتار:تو هاگوارتز، اگه ممکنه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دومینیک ویزلی در 1402/12/17 18:45:55
ویرایش شده توسط دومینیک ویزلی در 1402/12/17 19:22:19
من به آمار زمین مشکوکم...
اگر این سطح، پر آدمهاست...
پس چرا اینهمه دلها تنهاست؟


پاسخ به: گفتگو با ناظران تالار اصلی
ارسال شده در: جمعه 27 بهمن 1402 14:56
نمایش جزئیات
آفلاین
احتمالا خیلیامون وقتی کتابای هری پاترو می خوندیم، به این فکر می کردیم که در حق بعضی از شخصیتا، ظلم شده و لایق این حجم از نفرتی که دریافت می کنن، نیستن.
به نظر شما در حق چه شخصیتایی ظلم شده؟ اگه جای رولینگ بودین، راجع به چه شخصیتایی دیدگاه متفاوتی ایجاد می کردین؟
خوشحال می شم نظراتتونو باهام در میون بذارین❤❤
اگه ممکنه این متن جایگزین شه، ممنون میشم.

***
ویرایش ناظر: جایگزین شد.
موفق باشی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دوریا بلک در 1402/11/27 18:26:28
من به آمار زمین مشکوکم...
اگر این سطح، پر آدمهاست...
پس چرا اینهمه دلها تنهاست؟


پاسخ به: اگه جنسیت شخصیت های هری پاتر مخالف بود اونا چه شکلی می شدن
ارسال شده در: جمعه 20 بهمن 1402 19:29
نمایش جزئیات
آفلاین
خب... مواردی مثل اخلاق، گروه، چوبدستی و.. به احتمال زیاد تغییری نمی کردن. مثلا گریفیندوری می موند، چوبدستیش از همون جنس بود و...
ولی مسئله اینجاست که اگه ما هریت یا هیلاری پاتر رو به جای هری پاتر داشتیم، داستان چقدر تغییر می کرد.
شاید اولین تغییری که به چشم میاد، روابط عاطفی داستانه.
در صورتی که هری دختر بود، ممکن بود خط داستانی این باشه:
هریت وقتی تو سال چهارم سدریک دیگوری رو می بینه، عاشقش می شه،‏(فرض بر اینه که جنسیت سایر کاراکترها، همونیه که بود) و برای جشن یول بال، بهش پیشنهاد همراهی می ده، ولی سدریک میگه قراره با چو بره و هریتم به این نتیجه می رسه که چو دختر خوشگل و بی مصرفیه که اندازه یه گنجشک عقل تو کلش نیست.خلاصه این که تو قبرستون، سدریک کشته میشه و تاثیرش رو هریت، به مراتب بیشتر از تاثیرش رو هری کتابه.
خلاصه، سال پنجم هریت تو اندوه و شوک و ترس و خشم می گذره. خشم از آمبریج و اطرافیان، شوک بازگشت ولدمورت، ترس به خاطر ارتباطش با ولدمورت و اندوه مرگ سدریک.
سال ششم، متوجه می شه جرج که از اول ازش خوشش میومده، براش بیشتر از یک دوست یا برادر بزرگتر رونه. اون هم علاقش رو با اشتیاق پاسخ می ده. بعد از مرگ فرد، شخصیت جرج کلا عوض میشه، ولی همچنان عاشق هریته، هریتم عاشقشه. بعد هم باهم ازدواج می کنن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من به آمار زمین مشکوکم...
اگر این سطح، پر آدمهاست...
پس چرا اینهمه دلها تنهاست؟


پاسخ به: گفتگو با ناظران تالار اصلی
ارسال شده در: جمعه 20 بهمن 1402 18:25
نمایش جزئیات
آفلاین
ببخشید، میشه تاپیک شخصیت های درک نشده هری پاتر رو حذف کنین؟ حس می کنم بیانم خوب نبوده و الان نمی تونم پست شروعو ویرایش کنم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من به آمار زمین مشکوکم...
اگر این سطح، پر آدمهاست...
پس چرا اینهمه دلها تنهاست؟


شخصیت های درک نشده هری پاتر
ارسال شده در: یکشنبه 1 بهمن 1402 16:38
نمایش جزئیات
آفلاین
احتمالا خیلیامون وقتی کتابای هری پاترو می خوندیم، به این فکر می کردیم که در حق بعضی از شخصیتا، ظلم شده و لایق این حجم از نفرتی که دریافت می کنن، نیستن.
به نظر شما در حق چه شخصیتایی ظلم شده؟ اگه جای رولینگ بودین، راجع به چه شخصیتایی دیدگاه متفاوتی ایجاد می کردین؟
خوشحال می شم نظراتتونو باهام در میون بذارین❤❤

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دوریا بلک در 1402/11/27 18:25:17
من به آمار زمین مشکوکم...
اگر این سطح، پر آدمهاست...
پس چرا اینهمه دلها تنهاست؟


پاسخ به: گفتگو با ناظران تالار اصلی
ارسال شده در: شنبه 30 دی 1402 17:28
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام. ببخشید، مجوز می خواستم برای زدن تاپیکی در مورد بررسی شخصیت پرسی ویزلی. راستش به نظرم در حقش جفا شده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من به آمار زمین مشکوکم...
اگر این سطح، پر آدمهاست...
پس چرا اینهمه دلها تنهاست؟