-در این مورد کاری از دستمون بر نمیاد!
-می شه نرسید؟ یا حداقل کمتر برسید؟
-نمی شنویم چی می گی... در اثر صدای زنگ ممتد، دچار ناشنوایی موقت شدیم.
تام خطر را بطور کامل احساس کرده بود. تصمیم گرفت از در دیگری وارد بشود.
-ارباب من نبودم...اگلانتاین زد و در رفت.
لرد سیاه با ابروهایش به دست تام که هنوز روی زنگ بود اشاره کرد.
تام کمی دستپاچه شد.
-ارباب...قد خودش نمی رسید. اگلانتاین بسیار کوتاه قامته! از دست من استفاده کرد. حتی می تونم بگم سوء استفاده کرد. این کار به نظرتون درسته ارباب؟ سوء استفاده از یک مرگخوار وفادار و مستعد؟
لرد سیاه دستی را که روی زنگ بود جدا کرد...تام با خوشحالی دست دیگرش را برای گرفتن دستش دراز کرد... ولی چیزی نصیبش نشد.
-این پیش ما می مونه. بیست و چهار ساعت بعد می تونی بیایی و بگیریش. تو این مدت کارای خونه رو انجام می ده. تا تو باشی وقتی داری از دستت استفاده می کنی، قبلش از مغزت برای بررسی اوضاع استفاده کنی.
تام ناامیدانه به دستش خیره شد.
-ارباب...نمی دینش؟
-خیر!
تام چند قدم رفت...و برگشت.
-ارباب...بیست و چهار ساعت نشد؟
-دور شو تام!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج





زندگی من پای دیگهای معجونم رفت و من پای این کار پیر شدهام. هیچ کس سوز و گداز آتش زیر پاتیل را درک نمیکند جز منی که ساعتها، حتی پس از نیمهشب هم پای آن ایستادهام، درک میکند.
درد چشمهایم که با هر جرقه آتش بیشتر و بیشترمیشد و هرلحظه هیزم خشک قلبم، میسوخت. همان هیزمی که زیر پاتیل میسوخت، قلب من بود که با هر نگاه تمسخرآمیز مرگخواران میسوخت. 


حالا بریم آدامس بخریم.
کو؟کجاست؟
چون خیس که باشه، ترکای پای ملتو پر میکنه. جون بهشون میده. روح پاشونو...



تو گرین گوتز چیکار کنیم؟حساب باز کنیم؟
سرقت از گرین گوتز خفن ترین کاریه که میتونیم بکنیم.