شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
زمــستان یا تــابستان؟ زمستان به خاطر برف و باران دلپذیرش!
2. بــرای گرفتن انتقام این همه جوان از دست رفته چه می توان کرد؟ به کمک بانو آمبریج و کودتای باشکوه شان حق مان را از این وزیر معتاد بگیریم و او را به سزای اعمال زشتش برسانیم. (البته با کمک گرفتن ازکوره های گرمایشی جادوگر پزی )
3. نـظـر شما در مورد بانو آمبــریج! من بسیار خوشحالم که بلاخره از جامعه ی ساحره ها، بانویی بسیار با شخصیت مثل بانو آمبریج صاحب مقام وزیر سحر و جادو شد تا بتواند حق ساحره های مظلومی که جادوگران آنها را با بی رحمی آزار و اذیت می کنند بگیرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ بانو آمبریج نزول اجلال می فرمایند:
چطوری تو آبجی؟ چه خبر؟ بیا بغل دلور ! بیا ! خیلی خب ! مرسی. بسه دیگه بیا پایین. دست توی جیبم نکن. بیا پایین. بیا پایین. بسیار عالی. بانوی سبز، من تو رو برای سمت "ساحره شماره 2 (امور تنظیم سیستم های گرمایشی کوره جادوگر پزی)" در نظر دارم. امیدوارم همواره در این راه موفق باشی و دلت برای هیچ جادوگری نسوزه. مبادا خطایی کنی و مرلینی نکرده یک ساحره رو به اشتباه بندازی داخل کوره ها ! حتماً قبل از مصرف، پوست بکن قربانی رو و مطئمن شو طرف جادوگره و ساحره نیست. اصلا هم دلت نسوزه به حرف های طرف که میگم من زن و بچه دارم و این حرفا. قطعاً زن و بچه هم داشته باشه بدون اون نفس راحت تر میکشن. عمری با جورابش آلودگی هوا ایجاد کرد، هاگوارتز تعطیل شد، مدرسه بچه اش ! آخر ترم بچه اش 6 تا تجدیدی آورد انداخت گردن زنش که تو فلانی و به بچه تغذیه ندادی ببری مدرسه و مخش کار نکرد و افتاد !
به سازمان خوش اومدی. به زودی آیلین وارد عمل میشه و ماموریت هاتون رو ابلاغ میکنه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سلسیتنا واربک در 1392/10/6 17:08:24 ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در 1392/10/6 22:36:52 ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در 1392/10/6 22:39:22
هووووووووووووووووم!!! چشممان روشن دخترمان بدون اجازه ی مادرش فعالیت میکند.فعلا فرم را پر کنیم.بعدا برایش داریم. 1. زمــستان یا تــابستان؟ زمستان است نفس کز گرمگاه سینه میآید برون ابری شود تاریک چو دیوار ایستد در پیش چشمانت نفس کین است...... اهم ...اهم ... مثل اینکه اشتباه شد اینجارو با شب شعر اشتباه گرفتم .بله دخترم مگه بارش برفو نمیبینی ؟برف تو چه فصلی میاد؟ آفرین زمستون!آخه اینم سواله؟ آبروی خانواده رو بردی!!! 2. بــرای گرفتن انتقام این همه جوان از دست رفته چه می توان کرد؟ مورفین را با همه ی چیز هایش در مقابل چشم عموم ساحرگانی که زندگیشان بر اثر چیز از هم پاشیده در کوره ی جادوگر سوزی ریخته و به آتش بکشیم.
3. نـظـر شما در مورد بانو آمبــریج!
گربه های خوبی دارد!! محاسبه کردیم هرکدام از روباه های ما روزانه دوتا گربه مبخورند پس به عبارتی غذای روباه های ما تا آخر عمرشان تامین است!!
فلووووووووور بی اجازه مسئولیت قبول میکنی؟ بیا تالار ریون٬ تا حقتو بذارم کف دستت
فلور جان ! به مادرت پست "ساحره شماره 4 (ویتامین)" رو بده. همین الان براش حکمشو زدم، فیش حقوقیشم صادر میشه. در درگیری با جادوگرها، میتونید از مادرتون انرژی دریافت کنید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در 1392/10/6 14:30:31
دختــرکــی خــرامان خــرامان وارد ســازمان شــد وســازمان را خالی از هـر جنبنده ای ســاحره ای یــافت. اخم کوچکی بر ابروانش نــقــش بست که دلالت بر بی اطلاعی از دلیل خالی بودن سازمان داشت. که بالاخره با درک این که ساعت دو نیمه شب هیچ ساحره ای بی کار نیست در سازمان بنشیند رفع شد، سپس بــا قیافه ی متفــکــری بــه سمت دیوار ســفـیـد سازمان گام بــرداشــت و سرش را کمی کج کرد . چراغی بالای سـرش روشن شد!
- فــهـــمیدم!
موی بلندش را پشت گوش های زد چوب دستی اش را در دستانش گرفت و بــا لحن آهنگینی شــروع کــرد به ورد خواندن.
چــنــد ســاعت بـعـد
دختــرک چشمان آبی اش بالاخره از دیواری که دیگــر سفید نبود بــرداشت. سپس از ســازمان بیرون دوید تا ساحره هایی که تا چند دقیقه دیگر می رسیدند را با دیوار رنگی تنها بگذارد!
ساحره و ســــاحــــرگــان، اینــست مسئله!
در دو دولــت پیشین ساحره ها مورد ستم واقع شده و مظلوم بودند. نه به دولــت بگـمن که آسـلام را بر سرمان می زد، نه به دولت مورفین!
این مورفین چیز کــش که تمام خانواده مـان را چیزی کرد و انداخت گوشه ی خیابان و ما را بچه بغل تنها گذاشت... :|
مـگــر ما ساحره جماعت چه کرده ایم که این همه سال دسته گل تربیت می کنیم بعد مورفین معتادشان می کند؟
و آن گــاه است که بــانو دلو بر می خیزد،
فقــط ســه نفر... سه نفر باید بیاید تا ما ساحرگان زمــســتانی صــدایمان را جای جای جهان برسانیم!
بــرای گرفتن هـر یک از عنون ها این فرم را پــر کنید: 1. زمــستان یا تــابستان؟ 2. بــرای گرفتن انتقام این همه جوان از دست رفته چه می توان کرد؟ 3. نـظـر شما در مورد بانو آمبــریج!
آلیس عزیز چقدر خوشحالم شمارو اینجا میبینم. بابت عکسا متاسفم...لینکاش حذف شده چون قرار بود سوالای فرم عوض شن منم دیگه آپدیتشون نکردم... ماهیتابه؟انتخاب خوبیه به ویژه وقتی از پشت سر فرود بیاد تو فرق سر یه از همه جا بی خبر! تایید شد.
ساحره های عزیز ضمن معرفی عضو جدیدمون لازمه یادآوری کنم مثلا ما یه دوره تو تریای مادام پادیفوت داریما!تا الان هم که دو هفته گذشته فقط منو دافنه پست زدیم! خلاصه جریانو هم براتون اینجا می ذارم اگه خواستین سوژه رو ادامه بدین! سازمان ساحره ها قصد داره تا عضو جدید بگیره.برای اینکار نیازه از یه جا شروع به تبلیغ کنه و چون بیشتر اعضا مرگخوارن و نمی تونن به سادگی برای تبلیغ راه بیافتن تو خیابون قرعه به نام سینسترا می افته که تو هاگوارتز تدریس میکنه ولی سینی در حال حاضر تو تریای پادیفوته. مالی به ساحره ها میگه سینی افسرده شده چون نتونسته راهی پیدا کنه تا اسنیپ با دلورس که عاشق اسنیپ شده رو به رو بشن...
.نظر شما در مورد اسطوره ی خانه داری مالی ویزلی چیست؟ نظرم.....خوب در واقع این مالی این همه استعداد داشت اما دریغ از شکوفایی باز خوبه جنگ شد معلوم شد نه بابا مالیم بلده
2.در صورت مواجه شدن با این صحنه چه واکنشی نشان می دهید؟ من که صحنه ای نمیبینم
3.کدامیک از وسایل زیر را انتخاب می کنید؟به چه منظوری؟
الف)ساطور. ب)دمپایی. ج)ملاقه. د)سم. هـ)جارو. من شخصا ماهیتابه رو خیلی دوست دارم ولی از این موارد ملاقه جالبه
4.نظر شما در مورد صاحب این تصویر چیست؟ بازم عکسی نمیبینم
5.چه توقعی از سازمان حمایت از حقوق ساحرگان دارید؟ از ساحره های جیگر خودمون حمایت کنه جوری که همه ماستاشونو کیسه کنن
درسته با این حال فکر نکنم زدن پست در اینجا هم تاثیر چندانی داشته باشه چون ممکنه ناظرین انجمن ریونکلا اینجارو نبینن. به نظر من اگه براشون پیغام خصوصی بفرستین بیشتر جواب بده.
خیلی ممنون از راهنماییتون.به کی باید پیام بدم؟؟؟؟؟؟؟میشه اسم بگین؟؟؟؟؟؟
درسته با این حال فکر نکنم زدن پست در اینجا هم تاثیر چندانی داشته باشه چون ممکنه ناظرین انجمن ریونکلا اینجارو نبینن. به نظر من اگه براشون پیغام خصوصی بفرستین بیشتر جواب بده.
خیر آیلین عزیز... هم ما و هم این دوشیزه ی پیر شما ( ) به خوبی می دانیم که قصد هر دو مزاح بوده است و لاغیر، کمی کلکل خونمان افتاده بود! رفته بود در مایه های 4 روی 2 و درنتیجه نیاز به افزایش فشار کلکل می داشتیم.
دیدید؟ جان من دیدید؟ داشتند سر عمه خانم بینوا هوو می آوردند! خوب است قبلا گفته بودیم صاحاب داریم وگرنه الان مجبورمان می کردند غزلی در مدح ابروان تتو کرده شان بسراییم!
کلبه ی بامزه ای بود. خوش گذشت. لطفا شکلات دیوارهایش را بیشتر بفرمایید.