جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
22 کاربر(ها) آنلاین هستند (15 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
21
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
اگر جادوگر بودی چه قدر تغییر می کردی؟
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/12/16
آخرین ورود: شنبه 26 مرداد 1392 16:05
از: اسکاتلند در محل قلعه خانوادگی جدیدا هم با کنت همخونه شد
پستها:
54

جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/09/03
آخرین ورود: سهشنبه 27 فروردین 1387 21:37
از: کلاس ریاضیات جادوویی!
پستها:
215

در راستای کمک به انتونین گرامی
پست دو تا از دوستانمون اینگیلیسی بود که من چون دیدم ناظر گرامی پست ها رو ویرایش نکرده و زیرش فارسیشو نزدن گفتم یک کمکی کرده باشم البته اگر ناراحت نمی شوند .
توسط petonia feshfeshe در تاریخ ۱۷:۳۵:۴۰ سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶
اگر من یک ساحره بودم سعی می کردم یکی از بهترین دانش اموزان هاگوارتز باشم حتما به هری پاتر در جنگ با ولدمورت کمک می کردم و مثله لونا لاو گود یک عالمه عکس از هری پاتر می کشیدم . اخه من عاشق نقاشی کردنم .حتما عضو الف دال می شدم .اخر سرم در راه کشتن ولدمورت یا نابود میشدم احتمالا اسم من هم تو لیست بچه های رون و هری بودش .اخ اگه می شد .
توسط Hermion Geranger1 در تاریخ ۱۷:۰۲:۳۹ سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶
بنظرم خیلی خوب میشد اگر ساحره می شدم کلی کیف می داد .چه کارا که نمی شد بکنی........ ولی بعد یک مدتی میشد مثله همین حالا خسته کننده.
با تشکر
هرمیون گرنجر
اول:ممنون از کمکت،دوم:اون پستا 3 ساعت پیش زده شدن اگه صبر میکردی من الان که آن شدم بشون رسیدگی میکردم،در کل کار خوبی کردی،نیکی و پرسش؟
بازم ممنون
پست دو تا از دوستانمون اینگیلیسی بود که من چون دیدم ناظر گرامی پست ها رو ویرایش نکرده و زیرش فارسیشو نزدن گفتم یک کمکی کرده باشم البته اگر ناراحت نمی شوند .
توسط petonia feshfeshe در تاریخ ۱۷:۳۵:۴۰ سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶
اگر من یک ساحره بودم سعی می کردم یکی از بهترین دانش اموزان هاگوارتز باشم حتما به هری پاتر در جنگ با ولدمورت کمک می کردم و مثله لونا لاو گود یک عالمه عکس از هری پاتر می کشیدم . اخه من عاشق نقاشی کردنم .حتما عضو الف دال می شدم .اخر سرم در راه کشتن ولدمورت یا نابود میشدم احتمالا اسم من هم تو لیست بچه های رون و هری بودش .اخ اگه می شد .
توسط Hermion Geranger1 در تاریخ ۱۷:۰۲:۳۹ سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶
بنظرم خیلی خوب میشد اگر ساحره می شدم کلی کیف می داد .چه کارا که نمی شد بکنی........ ولی بعد یک مدتی میشد مثله همین حالا خسته کننده.
با تشکر
هرمیون گرنجر
اول:ممنون از کمکت،دوم:اون پستا 3 ساعت پیش زده شدن اگه صبر میکردی من الان که آن شدم بشون رسیدگی میکردم،در کل کار خوبی کردی،نیکی و پرسش؟
بازم ممنون
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1386/12/29 19:05:10
جزئیات کاربر

اگر من یک ساحره بودم سعی می کردم یکی از بهترین دانش اموزان هاگوارتز باشم حتما به هری پاتر در جنگ با ولدمورت کمک می کردم و مثله لونا لاو گود یک عالمه عکس از هری پاتر می کشیدم . اخه من عاشق نقاشی کردنم .حتما عضو الف دال می شدم .اخر سرم در راه کشتن ولدمورت یا نابود میشدم احتمالا اسم من هم تو لیست بچه های رون و هری بودش .اخ اگه می شد .
لطفا فینگیلیش ننویسید
لطفا فینگیلیش ننویسید
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1386/12/29 19:07:07
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/05/08
آخرین ورود: شنبه 28 شهریور 1388 14:56
از: یه جاهایی اطراف هاگوارتز
پستها:
12

بنظرم خیلی خوب میشد اگر ساحره می شدم کلی کیف می داد .چه کارا که نمی شد بکنی........ ولی بعد یک مدتی میشد مثله همین حالا خسته کننده.
لطفا فینگیلیش ننویسید
لطفا فینگیلیش ننویسید
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1386/12/29 19:08:39
از عضو بودن در این سایت احساس غرور می کنم.
جادوگران همیشه جاوید.
جادوگران همیشه جاوید.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/09/03
آخرین ورود: سهشنبه 27 فروردین 1387 21:37
از: کلاس ریاضیات جادوویی!
پستها:
215

قلبم درد گرفت آن خبر ناگهانی نمی توانستم باور کنم یک باره ایا من یک ساحره بودم ایا واقعا جک و جولیا پدر و مادر من نبودند؟هنوز هم نمی توانم باور کنم که من ازسانحه ای در دنیای انسانی متولد شدم پدر و مادرم را دوست داشتم ولی از دستشان عصبی بودم چرا به من نگفته بودند چرا ؟ولی من هنوز نمی توانستم باور کنم درک این مسئله برای ذهن کوچک من ممکن نبود دیشب که نامه ای از مدرسه ی هاگوارتز بدستم رسید پدرم برای ماموریتی به شهر لندن رفته بود و مادرم در مقابل چشمان بهت زده ی من با اشک به من چیز هایی گفت که سرم گیج رفت : دختر ،هرمیون جان ببین این نامه از مدرسه ی جادویی هاگوارتز است و فقط برای ساحره ها و جادوگران فرستاده می شود! با تعجب به مادرم نگاه کردم و او ادامه داد : 10 سال پیش تو فقط 3 سالت بود پدرت و مادرت در دهکده ی ما زندگی می کردند ما تنها خانواده ای بودیم که ان هارا به طور کامل می شناختیم تنها مشنگ هایی که از قدرت های جادوویی خانواده ات با خبر بودند در یک شب صدای جیغ و فریاد مادرت را شنیدم لباس و کلاه پوشیدم تا برم ببینم چه اتفاقی افتاده و لی دیر رسیدم گویا پدرت را کشته بودند و مادرت هم از وحشت مرگ پدرت جیغ می زد کسی که وقتی دید نمی تواند از صدای جیغ مادرت اسوده باشد و به ماموریت مخفی خود بپردازد او را هم فجیحانه کشته بود مادرت در حالی که اخرین نفس هایش را می کشید به من گفت : مراقب دخترم باش ازت خواهش می کنم ...لو.لو..سیو..مالفو.. و او اخرین نفس هایش را کشید و برای همیشه این دنیا را وداع گفت . ان روز ها برای همه ی ما سخت بود تو مدام بهانه ی مادرت را می گرفتی ما با یافتن افسون های بیهوشی و دفتر خاطرات مادر و پدرت تو را بیهوش می کردیم تا بی تابی نکنی .اره عزیزم ..و حالا هاگوارتز دوباره تورا به طرف جادو فرا می خواند ..دخترم باید بروی ! ان روز من کسی را که فکر می کردم مادرم است در اغوش گرفتم و بار دیگر اورا مادر خطاب کردم. و با صورتی اشک الود وسایل خود را جمع کردم امروز ساعت 8 شب باید حرکت کنم و برای اولین بار دور از کسانی باشم که فکر می کردم خانواده ی من هستند یاد خواب هایی افتادم که می دیدم یاد خیال پردازی هایی که می کردم همیشه با خودم می گفتم اگر من یک ساحره بودم حال این جیسون رو می گرفتم که همیشه توی مدرسه اذیتم می کند یک کاری می کنم که روی زمین جلوی همه شپلخ شود . اما حالا فکر های دیگری در سرم بود و به افکار کودکانه ی خود می خندیدم گویی در همین دو شب رشد کرده ام .من با جادو فقط و فقط انتقام پدر و مادرم را می گیرم و انتقام کسانی را که رنج بازگو نکردن این راز را 10 سال تمام تحمل کردند
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/09/03
آخرین ورود: سهشنبه 27 فروردین 1387 21:37
از: کلاس ریاضیات جادوویی!
پستها:
215

سلام دوستان
اگر اقای انتونین دالاهوف ناظر محترم انجمن جادو و جادوگری به بنده اجازه دهند در این تایپیک اعلام می کنم که از این پس برای جلوگیری از ارزشی بودن پست ها بهتر است یک داستان کوتاه مثلا 6الی20 خطی ارائه دهید که در ان بیان کنید که اگر ساحره یا جادوگر بودید چه قدر تغییر می کردید ! خوب این طوری به ما ربطی نداره که شما چقدر تغییر می کردید ولی اگر این داستانک ها نوشته شود خوب کمی تایپیک جذاب شده و بازدید کننده ها بیشتر پست هار ومی خونند چون سرگرم کننده هستند!
با تشکر
هرمیون گرنجر
مجوز این کار رو در ارتباط با ناظرین از اقای انتونین دالاهوف دریافت خواهم کرد
................
اگر اقای انتونین دالاهوف ناظر محترم انجمن جادو و جادوگری به بنده اجازه دهند در این تایپیک اعلام می کنم که از این پس برای جلوگیری از ارزشی بودن پست ها بهتر است یک داستان کوتاه مثلا 6الی20 خطی ارائه دهید که در ان بیان کنید که اگر ساحره یا جادوگر بودید چه قدر تغییر می کردید ! خوب این طوری به ما ربطی نداره که شما چقدر تغییر می کردید ولی اگر این داستانک ها نوشته شود خوب کمی تایپیک جذاب شده و بازدید کننده ها بیشتر پست هار ومی خونند چون سرگرم کننده هستند!
با تشکر
هرمیون گرنجر
مجوز این کار رو در ارتباط با ناظرین از اقای انتونین دالاهوف دریافت خواهم کرد
................
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هرميون گرنجر در 1386/12/28 14:11:04
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/03/13
آخرین ورود: چهارشنبه 29 آبان 1387 18:23
از: کهکشان راه شیری،منظومه شمسی،سیاره سوم(زمین)
پستها:
57

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/04/11
آخرین ورود: چهارشنبه 5 آبان 1395 12:26
از: شجره نامه ی خاندان بلک
پستها:
141

من اگه جادوگر بودم دوست داشتم زمان رو متوقف كنم و يا شايد از اون زمان برگردوناي هرمايني داشته باشم.
فكر نكنم تغيير آنچناني مي كردم.شايد يه خورده شاد و شنگول تر مي شدم چون كارهايي رو كه الان نمي تونم بكنم اونموقع مي تونم انجام بدم.
فكر نكنم تغيير آنچناني مي كردم.شايد يه خورده شاد و شنگول تر مي شدم چون كارهايي رو كه الان نمي تونم بكنم اونموقع مي تونم انجام بدم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط الادورا بلک در 1386/12/27 8:03:28
ویرایش شده توسط الادورا بلک در 1386/12/27 8:16:47
ویرایش شده توسط الادورا بلک در 1386/12/27 8:16:47
همه ی ما به واقعیت جادو ایمان داریم، اما جادوی ما چوبدستی هایمان نیست، بلکه قلبهامان است.
[img]http://i14.tinypic.com/2u94e
[img]http://i14.tinypic.com/2u94e
جزئیات کاربر

اگر جادوگر بودم میشدم یه نفر مثل اسنیپ
وفادار و قوی...
مثل اسنیپ خیلی دوست داشتم که استاد درس دفاع در برابر جادوی سیاه بشم...
کسایی رو که خوشم نمی اومد ازشون رو آزار روحی میدادم و با رفتارم آزارشون میدادم نه با قدرتم و جادویی که میتونستم انجام بدم...دقیقا شبیه اسنیپ و رفتارش با هری :D
البته اگر جادوگر میشدم خیلی با الانم فرقی نمیکردم مگر اینکه میتونستم کمی جادو کنم ولی اخلاقم رو نگه میداشتم فقط یکم خشن تر میشدم تا کمی ابهت داشته باشم
و یه گفتمان حسابی با این لرد ولدرمورت انجام میدادم
وفادار و قوی...
مثل اسنیپ خیلی دوست داشتم که استاد درس دفاع در برابر جادوی سیاه بشم...
کسایی رو که خوشم نمی اومد ازشون رو آزار روحی میدادم و با رفتارم آزارشون میدادم نه با قدرتم و جادویی که میتونستم انجام بدم...دقیقا شبیه اسنیپ و رفتارش با هری :D
البته اگر جادوگر میشدم خیلی با الانم فرقی نمیکردم مگر اینکه میتونستم کمی جادو کنم ولی اخلاقم رو نگه میداشتم فقط یکم خشن تر میشدم تا کمی ابهت داشته باشم

و یه گفتمان حسابی با این لرد ولدرمورت انجام میدادم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط زهرا اسنیپ در 1386/12/26 18:12:56
im back... again!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
:oop