کانلی بعد از شنیدن صحبت لینچ ساکت ماند و هیچ چیز نگفت.لینچ هم که از فرط عصبانیت سرخ شده بود به جستجوی گوی زرین پرداخت.لوسکی در حالی که هنوز بدنش درد می کرد.به آرامی به سمت درمان گران رفت.تماشاچیان ایرلندی با خشم به کانلی نگاه می کردند انگار او نبوده که گلی را برای ایرلند به ثمر رسانده بود.کانلی با دیدن این اوضاع به فکر جبران کردن افتاده بود اما ای کاش هیچ وقت جبران نمی کرد.تنها کاری که انجام می داد تکروی بود.و همین باعث شد بلوجر به بازویش اصابت کند.و سرخگون از دستانش خارج شده و به دست ایوانوا بیفتد.این بار هم می خواد گلی رو برای خودش و تیمش ثبت کنه.ناگهان صدای ریتا اسکیتر گزارش گر این مسابقه به گوش می رسه:خدای من.چه خطای بزرگی.
تمامی تماشاچیان به جایی که ریتا اسکیتر و داور نگاه می کردند.خیره شدند.زوگراف با ضربه ی دسته ی راکت مالیت را زخمی کرده بود.صدای سوت داور سکوت را در هم شکست.
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
12 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
|
3
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
لیگ برتر کشورهای کوییدیچ
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

با اینکه حدود یک ساعت از شروع بازی گذشته بود هنوز خبری از گوی زرین نبود ...
بچه های تیم ایرلند که با گل تروی روحیه ی بیشتری گرفته بودند به بازی ادامه دادن.زوگراف چند با چند ضربه به توپ بازدارنده خواست لینچ رو از مسیرش منحرف کنه اما توپها یکی پس از دیگری از کنار او رد می شدند.
ناگهان کانلی خطایی را روی لوسکی مدافع بلغار وارد کرد که با زدن ضربه ی پنالتی به گلی به نفع بلغارستا ن منجر شد!
لینج در حالی که سر کانلی عربده می کشید گفت:این چه وضعشه چرا انقدر خطا می کنین,درست بازی کنین دیگه...
بچه های تیم ایرلند که با گل تروی روحیه ی بیشتری گرفته بودند به بازی ادامه دادن.زوگراف چند با چند ضربه به توپ بازدارنده خواست لینچ رو از مسیرش منحرف کنه اما توپها یکی پس از دیگری از کنار او رد می شدند.
ناگهان کانلی خطایی را روی لوسکی مدافع بلغار وارد کرد که با زدن ضربه ی پنالتی به گلی به نفع بلغارستا ن منجر شد!
لینج در حالی که سر کانلی عربده می کشید گفت:این چه وضعشه چرا انقدر خطا می کنین,درست بازی کنین دیگه...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
احساس می کنم
درهر کنار و گوشه ی این شوره زار یاس
چندین هزار جنگل شاداب
ناگهان
می روید از زمین
باغ آیینه
احمد شاملو
only Raven
درهر کنار و گوشه ی این شوره زار یاس
چندین هزار جنگل شاداب
ناگهان
می روید از زمین
باغ آیینه
احمد شاملو
only Raven
جزئیات کاربر

مالیت از سهل انگاریش درمورد آن ضربه تا حدودی ناراحت بود.اما شعار تیم ایرلند این بود:حتی در بدترین شرایط هم ناراحت نباشید.
گرچه مالیت از عمد چنین کاری کرده بود و ارزش گل خوردن را داشت.توپ سرخگون در هیچ کجای زمین دیده نمی شد.کم کم داور نیز می خواست سوت استراحت را بزند تا سرخگون پیدا شود.سوت را به طرف دهانش برد.جسمی در آسمان به طرف دروازه نزدیک می شد.والکف هنوز درست نمی دانست که آن جسم چیست.لحظه ای به ذهنش رسید که شاید یکی از مرگخواران باشد با این فکر والکف دروازه را ترک کرد و کمی از دروازه دور شد.اما بادیدن کامل جسم متوجه شد که تروی است که همراه سرخگون هجوم می آورد.والکف سعی کرد خود را به دروازه برساند اما دیگر کار از کار گذشته بود.و تروی نیز گلی را در این بازی در کارنامه اش ثبت کرده.
گرچه مالیت از عمد چنین کاری کرده بود و ارزش گل خوردن را داشت.توپ سرخگون در هیچ کجای زمین دیده نمی شد.کم کم داور نیز می خواست سوت استراحت را بزند تا سرخگون پیدا شود.سوت را به طرف دهانش برد.جسمی در آسمان به طرف دروازه نزدیک می شد.والکف هنوز درست نمی دانست که آن جسم چیست.لحظه ای به ذهنش رسید که شاید یکی از مرگخواران باشد با این فکر والکف دروازه را ترک کرد و کمی از دروازه دور شد.اما بادیدن کامل جسم متوجه شد که تروی است که همراه سرخگون هجوم می آورد.والکف سعی کرد خود را به دروازه برساند اما دیگر کار از کار گذشته بود.و تروی نیز گلی را در این بازی در کارنامه اش ثبت کرده.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

سرخگون به دست ايوانوا ميافته.»
والكف به ايوانوا نگاه كرد و در دل گفت:
-« آفرين پسر، برو،برو،تو ميتوني».ناگهان بلوجري به شكمش بر خورد كرد و او را از روي دسته جارو پرت كرد.سوت داور مسابقه در ورزشگاه طنين انداز شد.صداي ريتا اسكيتر به گوش ميرسيد كه ميگفت:
-« چه افتضاحي، ماليت خطا كرد.در حالي كه سرخگون دست ايوانوا بود به والكف حمله كرد و .....»
داور مسابقه فرياد زد:
-«خطا. اين پنالتيه».و بعد رو به ماليت فرياد زد:
-«مگه نميدوني حمله به دروازهبان موقعي كه توپ دستش نيست، خطاست؟»
پشت ضربه پنالتي خود ايوانوا ايستاد.
-«حالا اين ايوانوا كه ميخاد پنالتي رو بزنه، ببينيم چيكار ميكنه.....گـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل.
والكف به ايوانوا نگاه كرد و در دل گفت:
-« آفرين پسر، برو،برو،تو ميتوني».ناگهان بلوجري به شكمش بر خورد كرد و او را از روي دسته جارو پرت كرد.سوت داور مسابقه در ورزشگاه طنين انداز شد.صداي ريتا اسكيتر به گوش ميرسيد كه ميگفت:
-« چه افتضاحي، ماليت خطا كرد.در حالي كه سرخگون دست ايوانوا بود به والكف حمله كرد و .....»
داور مسابقه فرياد زد:
-«خطا. اين پنالتيه».و بعد رو به ماليت فرياد زد:
-«مگه نميدوني حمله به دروازهبان موقعي كه توپ دستش نيست، خطاست؟»
پشت ضربه پنالتي خود ايوانوا ايستاد.
-«حالا اين ايوانوا كه ميخاد پنالتي رو بزنه، ببينيم چيكار ميكنه.....گـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=000066]من ديگه تو امضام هيچي نميزارم. هيچي هم نميگم.
به يه نوع ج�
به يه نوع ج�
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/05/18
تولد نقش: 1383/11/19
آخرین ورود: پنجشنبه 30 بهمن 1404 04:03
از: تو میپرسند !!
پستها:
3736

سلام خدمت تمامی دوستان عزیزم خبر دارید که الان سه روز مسابقه داره بین ایرلند و بلغارستان برگزار میشه امروز شب اوتو بگمن عزیز امتیازها رو اعلام میکنه و از هر تیمی که تمامی بازیکنان آن شرکت نکرده اند پنج امتیاز کسر میشه و امتیاز زننده پست ها رو کم میکنه . من شرکت نکردن اعضا ی تیم رو از چشم کاپیتان های تیم میبینم به خاطر اینکه کاپیتان باید در روز مسابقه به اعضای تیمش خبر بده حالا با اونایی که شرکت نکردن هم برخورد میشه .
خوب اوتو بگمن عزیز به من گفته بود که میخوام یه زیر لیگ درست کنم ولی از اونجایی که من اینو به شما گفتم و مخالفت کردید اون مسابقه رو نگه نداشتم و اگر این زیر لیگ درسته بشه تمام پست های مسابقه به اونجا منتقل میشه امروز که روز آخره باید شرکت کنید فردا امتیاز اعلام میشه و پس فردا مسابقه بین دو تیم گردباد و پادلمر گذاشته میشه .
با تشکر از همگی
یک کپی از همین پیام به سازمان ورزش و تفریحات جادویی و یک نسخه به تاپیک لیگ برتر منتقل میشه.
---------------------------------------------------------------------
با درخواست کاپیتان بلغارستان در نقش کرام پست میزنم که سیروس بلک باید بیاد و بزنه که من با همشون برخورد میکنم .
کوییگلی با سرعت به سمت حلقه های ایرلند میرفت لبخندی رو لبهایش خود نمایی میکرد بله لینچ کاپیتان ایرلند از خوشحالی در پوست خود نمیگینجید . حالا که دروزاه بان ایرلند برگشته بود تیم روحیه گرفته بود .
پس از چند دقیقه که تلف شد کرام احساس میکنه که گوی زرین رو در جایگاه تماشاچیان دیده پس بلافاصله به سمت اونجا حمله ور میشه ولی وقتی که نزدیگ جایگاه میرسه دیگه هیچ نشانی دیده نمیشه پس نا امید برمیگرده و جستجو میکنه در همین حین تروی مهاجم ایرلند به سمت دروازه بلغارستان میره و سرخگون رو پرتاپ میکنه گل گل به نفع ایرلند ولی نه سرخگون از کنار دروازه عبور کرد در واقع والکف با دستش او را از دروازه رانده بود در همین حین...
خوب اوتو بگمن عزیز به من گفته بود که میخوام یه زیر لیگ درست کنم ولی از اونجایی که من اینو به شما گفتم و مخالفت کردید اون مسابقه رو نگه نداشتم و اگر این زیر لیگ درسته بشه تمام پست های مسابقه به اونجا منتقل میشه امروز که روز آخره باید شرکت کنید فردا امتیاز اعلام میشه و پس فردا مسابقه بین دو تیم گردباد و پادلمر گذاشته میشه .
با تشکر از همگی
یک کپی از همین پیام به سازمان ورزش و تفریحات جادویی و یک نسخه به تاپیک لیگ برتر منتقل میشه.
---------------------------------------------------------------------
با درخواست کاپیتان بلغارستان در نقش کرام پست میزنم که سیروس بلک باید بیاد و بزنه که من با همشون برخورد میکنم .
کوییگلی با سرعت به سمت حلقه های ایرلند میرفت لبخندی رو لبهایش خود نمایی میکرد بله لینچ کاپیتان ایرلند از خوشحالی در پوست خود نمیگینجید . حالا که دروزاه بان ایرلند برگشته بود تیم روحیه گرفته بود .
پس از چند دقیقه که تلف شد کرام احساس میکنه که گوی زرین رو در جایگاه تماشاچیان دیده پس بلافاصله به سمت اونجا حمله ور میشه ولی وقتی که نزدیگ جایگاه میرسه دیگه هیچ نشانی دیده نمیشه پس نا امید برمیگرده و جستجو میکنه در همین حین تروی مهاجم ایرلند به سمت دروازه بلغارستان میره و سرخگون رو پرتاپ میکنه گل گل به نفع ایرلند ولی نه سرخگون از کنار دروازه عبور کرد در واقع والکف با دستش او را از دروازه رانده بود در همین حین...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
جزئیات کاربر

ديميتروف رايان رو جا ميزاره و به سمت دروازه ايرلند با تمام وجود شوت ميكنه.شوت پرقدرتی بود و حتما اگر کسی غیر از کوبیگلی در دروازه ایستاده بود توپ گل می شد.اما کوبیگلی با شجاعت تمام خودش رو در مقابل سرخگون قرار می ده.سرخگون به شکم کوبیگلی برخورد می کنه و دفع می شه.تماشاگران ایرلند فریادی از سر شادی سر می دن.اما بادیدن کوبیگلی که درحال فرود اومدن بود تمامی این فریادها خاموش می شه.کوبیگلی به شدت زخمی بود .اما انگار فقط می خواست کمی استراحت کند و به پستش بازگردد.تروی بادیدن این صحنه با حرکات دست به هم تیمی هایش علامت داد تا نگذارند توپ به دست بلغاری ها بیفتد.تا زمانی که کوبیگلی باز گردد.تیم ایرلند مدتی توپ سرخگون را دردست داشت و همان طور که تروی گفته بود در حال وقت تلف کردن بودند.باصدای فریادهای توده ی سبز تماشاچیان ایرلندی ها متوجه شدند که کوبیگلی باز گشته .....
من همین جا از تمام هم تیمی هایم تقاضا می کنم فعل تر شوند چرا که اگر تمام وظایف بر عهده ی یک نفر یا دونفر باشد به احتمال زیاد تیممان می بازد.
من همین جا از تمام هم تیمی هایم تقاضا می کنم فعل تر شوند چرا که اگر تمام وظایف بر عهده ی یک نفر یا دونفر باشد به احتمال زیاد تیممان می بازد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

والكف از نظر روحي به همريخته بود. اين دومين اشتباهي بود كه تو اين مسابقه مرتكب ميشد. ديگر روي نگاه كردن به بچههاي تيم را نداشت. ايوانوا سرخگون رو در اختيار ميگيره و به سمت دروازه ايرلند حمله ميكنه.ريتا اسكيتر كه از اين بازي والكف تعجب كرده بود گفت:
-«نميدونم چي شده كه والكف توي دروازه دچار مشكل شد. اون دروازهبان خوبيه، بهترين دروازهبان بلغارستان.خوب بگزريم، بريم سر وقت مسابقه، اين والكفناته كه سرخگون رو در اختيار داره، ايوانوا هم در كنارش حركت ميكنه.اوه نه، ماليت با يك بلوجري كه ميفرسته اونو سرنگون ميكنه... اما اين ايوانوا كه سرخ گون رو گرفته. چه بازيكنيه اين ايوانوا، به سمت دروازه ايرلند ميره.توپ رو ميندازه براي ديميتروف. ديميتروف رايان رو جا ميزاره و به سمت دروازه ايرلند با تمام وجود شوت ميكنه...........
-«نميدونم چي شده كه والكف توي دروازه دچار مشكل شد. اون دروازهبان خوبيه، بهترين دروازهبان بلغارستان.خوب بگزريم، بريم سر وقت مسابقه، اين والكفناته كه سرخگون رو در اختيار داره، ايوانوا هم در كنارش حركت ميكنه.اوه نه، ماليت با يك بلوجري كه ميفرسته اونو سرنگون ميكنه... اما اين ايوانوا كه سرخ گون رو گرفته. چه بازيكنيه اين ايوانوا، به سمت دروازه ايرلند ميره.توپ رو ميندازه براي ديميتروف. ديميتروف رايان رو جا ميزاره و به سمت دروازه ايرلند با تمام وجود شوت ميكنه...........
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=000066]من ديگه تو امضام هيچي نميزارم. هيچي هم نميگم.
به يه نوع ج�
به يه نوع ج�
جزئیات کاربر

بازیکنان تیم ایرلند به هیچ وجه ناامید نمی شن.همچنان می تازن تا مسابقه رو ببرن.این اولین مسابقه ی آنها با بلغارستان نیست.در بیشتر مسابقات ایرلندی ها سربلند بیرون آمدند.اینبار هم همین طور است.والکفنات این بار هم می خواهد گل بزند جلو جلوتر می ره.تمام بلغاری ها فریاد های ناامید کننده ای برای ایرلندی ها سر میدن.بلوجر با سرعت زیادی به والکفنات می خوره سرخگون از دستانش لیز می خوره و می افته پایین.رایان سرخگون رو در دست می گیره و در جهت عکس والکفنات پیش می ره یعنی به طرف دروازه ی بلغاری ها.والکف که بعد از شادی گل اول بلغارستان هنوز هیجان زده بود .با فریاد های مداوم رایان رو به حمله دعوت می کنه.رایان با ضربه ای سریع توپ رو از یکی از حلقه ها عبور میده.ریتا اسکیتر با صدای نه چندان شاد فریاد می زنه:گل دوم هم برای ایرلند ثبت شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

حالا اين ايوانوا كه توپ رو در اختيار داره.» والكف درون دروازه ايستاده بود و به بازي تيمش تماشا ميكرد. از اينكه اون گل رو خرده بود خودش رو مقصر ميدونست. به ياد تمرينهاي قبل از مسابقه افتاد كه چطور با جان و دل خودشونو براي اين دوره از مسابقات آماده كرده بودند. اما حالا كاپيتان تيم به خاطر يك لحظه قفلت باعث عقب افتادن تيمش شده بود و از اين بابت خودش رو مورد سرزنش قرار ميداد.در اين افكار بود كه صداي ريتا اسكيتر اونو به خودش آورد.
-«گل ...گــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل......چه گلي ميزنه اين والكفنات.آفرين پسر»
ورزشگاه به يكباره منفجر ميشه.پرچم بلغارستان در ميان جمعيت به پرواز در ميآيد.
والكف از خوشحالي سر از پا نميشناسه. براي يك لحظه تمام اون اتفاقات رو فراموش ميكنه و به شادي پس از گل ميپردازه.
-«گل ...گــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل......چه گلي ميزنه اين والكفنات.آفرين پسر»
ورزشگاه به يكباره منفجر ميشه.پرچم بلغارستان در ميان جمعيت به پرواز در ميآيد.
والكف از خوشحالي سر از پا نميشناسه. براي يك لحظه تمام اون اتفاقات رو فراموش ميكنه و به شادي پس از گل ميپردازه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=000066]من ديگه تو امضام هيچي نميزارم. هيچي هم نميگم.
به يه نوع ج�
به يه نوع ج�
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج