جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

18 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
14
مهمانان
4
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  107 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  220 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  224 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  311 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  214 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
ستاد مرکزي حذب ليبرات دموکرات جادوگرياليستي
ارسال شده در: پنجشنبه 24 فروردین 1385 01:40
نمایش جزئیات
آفلاین
مکان:خانه شماره دوازده گریمالد
زمان:حدود یک سال پیش


آلبوس دامبلدور:خب عزیزانم به محفل خوش اومدید.شما میتونین رو کمک ما حساب کنید.ما شمارو از خطر مدیران مصون نگه میداریم!
ققی:مرسی پروفسور!

در همان لحظه کریچر همراه با یک سینی چای از آشپزخانه وارد هال میشه.

آلبوس:اوه کریچر...چای رو بین دوستانمون پخش کن!

کریچر به سمت سدریک میاد و سینی رو به سمتش میگیره.سدریک چای رو برمیداره و شروع میکنه به خوردن.

کریچر از اونجا که هیچ چیز نمیفهمید شروع کرد به نگاه کردن آلبوس...

آلبوس:ای جن خانگی خنگ!...خب به بقیه هم تعارف کن دیگه!

کریچر که تازه فهمیده بود باید چی کار کنه به سمت ققی میره و چای رو به سمتش میگیره.ققی چای رو برمیداره.
بعد از یک دقیقه چای ها بین همه پخش میشه.

آلبوس: کریچر! حالا برو دست شویی رو تمیز کن!!

کریچر به سمت طبقه بالا حرکت میکرد که ناگهان صدایی از پشت سرش میشنوه...

- هی جن خونگی بی مصرف بیا اینجا ببینم!

کریچر برمیگرده و ققی رو در روبروش میبینه!
ققی در یک حرکت انتحاری تمام محتوای لیوان چای رو بر روی کریچر خالی میکنه و لیوان رو به صورت میکوبه!

- جن خونگی بی مصرف این چای بود تو درست کردی؟



و از آن روز به بعد کریچر هیچ وقت آن صحنه یادش نرفت و عقده ای شد و این عقده را در سالی بعد که مدیر سایتی به نام جادوگران شد میخواد خالی کنه که البته نمیتونه!

نکته:بینی کریچر به دلیل ضربه ی لیوان چای ققی به صورت دراز شده!(در عکس ها قابل مشاهده است!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شناسه ی جدید: اسکاور
Re: ستاد مرکزي حذب ليبرات دموکرات جادوگرياليستي
ارسال شده در: چهارشنبه 23 فروردین 1385 17:18
نمایش جزئیات
آفلاین
با عرض شرمندگی فراوان دوستان جلسه افتاد ساعت 10... ساعت 10 منتظرتون هستم



هوووووووووووووووووو‍ی كفی


اول برو كنار كفي ا‍ی شدم


يك بار ديگه اينجوري بپستي ميرم كفيه رو با تير ميزنم هااا

سيريوس

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سیریوس(God Father) در 1385/1/25 14:56:59
ویرایش شده توسط سیریوس(God Father) در 1385/1/25 15:00:15
[size=large][color=FF0099]كتاب خاطرات من از ققنوس:[/colo
Re: ستاد مرکزي حذب ليبرات دموکرات جادوگرياليستي
ارسال شده در: چهارشنبه 23 فروردین 1385 16:42
نمایش جزئیات
آفلاین
غير از كريچ هيچ كس نتوان داد نجات
دنيا را از دست ديوان دراز
بود ديو نامي به نام ققي
كه كارش هست چسب شدن چون سيلش
بگفتي كريچ بيافتاد به ياد
خاطره اي بس نكو مرد نام
به روزي كه بود ققي بچه اي
كريچ دشات ميكرد مديريتي
ققي وقتي كرد زباني باز
كريچ دشات ميكرد تايپ در اين سايت
ققي وقتي كه رفت چار دستو پا كريچ دشات ميكرد تاييد بچه ها
ققي وقتي كه داشت ميخورد غذا
اين جنه دشات ميكرد توليد غذا
گذشت و گذشت امد روزي مشنگ كه ققي امد عضو شد در اين سايته قشنگ
كريچ مهره تاييد به نامش نهاد
كاراگاه ققنوس وارد سايت بهاد
زدي 100 پست تو اي ققي اما شد شناست مفت مفتي
بشد شناسه ي تو نابكار حذف كاربر به جمع ارذلا
امدي جانت بر قبانم اما با شناسه ققي تنها نام
چون زد از لجت بر اورد
بدادي دست ستيزي با اين شفنگ
بشد نامتان در جنگو ستيز ققي نتوانست برد از كريچ
همين بود كلام اين شعر خكيم
سرودش حاج حيك كتا مگيس

دوست عزیز از چه آرایه ای استافده کرده بودی؟!!آرایه ابهامه...یا آرایه بوق شعر...با پست درست حسابی بنویس شعرم می نوسی دو سوتی ننویس فکر کن قشنگ یه وزنی داشته باشه یا حداقل وزن نداشت قشنگ باشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

هافلپاف هرم نبض زندگي ماست در شرجي عشق و اشتياق
Re: ستاد مرکزي حذب ليبرات دموکرات جادوگرياليستي
ارسال شده در: چهارشنبه 23 فروردین 1385 14:23
نمایش جزئیات
آفلاین
- آقا بگیر داره ضبط میشه .
در این لحظه دایی از جلوی دوربین رد میشه .
سدریک : دایی جوون شما اینجا چی کار میکنی ؟
دایی
تصویر میچرخه میاد روی سرژ .
سرژ : داره ضبط میشه ؟
زاخی : آقا بیاین همون خاله بازیه خودمونو بکنیم . این بند و بساط چیه راه انداختین ؟
سدریک : سرژ بگو.... !
سرژ : خوانندگان عزیز . سلام میکنم . امیدوارم روز خوشی رو پشت سر گذاشته باشین . همونطور که میدونید ما این برنامه رو راه انداختیم تا در مورد عکسهای کریچر و ققی صحبت کنیم که تازگی ها در سایت پخش شده . من از دوست خوبم آقای ققی دعوت کردم تا به این برنامه بیاید و در این مورد صحبت کند . آقای ققی خدمت شما هم سلام عرض میکنم .
....دوربین میچرخه روی ققی ... بلافاصله ققی به نشانه ادب تعظیمی میکنه که در نتیجه منقارش میره توی چشمه زاخی ...
ققی : آخ ببخشید زاخی جون فدای سرت . سلام بینندگان عزیز من در خدمت سرژ عزیز هستم . بفرمایید .
سرژ اولین عکس رو بزاریید :
بر روی تصویر عکسی ظاهر شد
تصویر تغییر اندازه داده شده
سرژ نظرتونو در مورد این عکس بگید . آیا این عکس واقعیه ؟
ققی : راستش این عکس مربوط به جوونیامه . یادمه قبلا که برای اولین بار چشمم به کریچر افتاده بود چون نمیدونستم چه جور موجودیه فکر کردم خوردنیه به همین دلیل همونجور که در عکس مشاهده میکنید کریچر رو به منقارم گرفتم و سعی در خوردنش کردم که البته بلافاصله فهمیدم که گوشت این جونور چقدر سفته .
سرژ : پس این تصویر واقعیه ؟
ققی : صددرصد .
سرژ : توضیح دیگه ای هم دارین ؟
ققی : بله اصلا چشماشو ببینین چطور چپ شده . پاهاشو ببینین چطوری هستش . قیافشو بینین چطور تعجب کرده . همه اینا نشانه ضعیف بودنشه .
سرژ : اما تصویر دوم .
تصویر تغییر اندازه داده شده
سرژ نظر خودتونو بگید آیا این تصویر حقیقت دارد ؟
ققی : والله این تصویر از بچگی های منو کریچره . بعد از اینکه فهمیدن کریچر خوردنی نیست و یه موجود زندست این عکس دو نفری رو با هم انداختیم .
سرژ : چرا تن به چنین ذلتی دادید ؟
ققی : خب راستش اون موقع ها من هم میتونستم پرواز کنم و هم راه برم در صورت اینکه این جن ، هنوز راه رفتن رو یاد نگرفته بود . به همین دلیل من اونو اینور اون ور میبردم . اگر در تصویر دقت کنید میبینید که هنوز پرهام در نیومده که خود نشانه از جوون بودنمه . اما این کریچر با این هیکلش هنوز نمیتونست راه بره و چهاردستو پا اینور اونور میرفت . منم چون که یه مدت عضو ( تهوع ) بودم تصمیم گرفتم چند روزی اونو سوار کنمو بیارمش سایت .
سرژ : وقتی که کریچ رو پشت خودتون حمل میکردین چه احساسی داشتی ؟
ققی : سعی میکردم فکر کنم که دارم زاخی رو با خودم میبرم .
سرژ و اما عکس سوم :
تصویر تغییر اندازه داده شده
سرژ : آیا این تصویر واقعیست ؟
ققی : صددرصد . اینجا ببینین . این کریچر درست بغل پام ایستاده . چرا ؟ چون که من تمام مدیرانو توی جیبای خودم جا دادم . ولی متاسفانه چون کریچ رو تنها یه جن حساب میکردم نمیخواستم اونو توی عکس بزارمش . اونم اومد پیشم التماس کرد و این چیزا . بالاخره قبول کردم که اونم گوشه عکس جاش بدم . البته مخصوصا گفتم فاصله آسلامی رو ازم رعایت کنه آخه کریچر یه جوریه
سرژ و اما عکس آخر که تا این لحظه به دستمون رسیده .
تصویر تغییر اندازه داده شده
- نظرتون راجع به این عکس چیه ؟ شما توی قفس چی کار میکنید ؟
ققی : دروغه . دروغه . نامردا . این عکس منتاژ شدست
سرژ : آیا شما این عکس رو تکذیب میکنید ؟
ققی : صددرصد . انرژی هسته ای حق مسلم ماست . پس در نتیجه احتمالا خواهر زاخی زن هوکی میشه و اگر ما این رابطه رو قبول داشته باشیم پس کرام در اینجا هیچ دخالتی نداره پس در نتیجه این عکس منتاژ شدست .
سرژ : از نظرات گرانقدر شما سپاس گذارم . واقعا استفاده کردیم . و شما تمام قسمت های پیچیده این مسئله رو برای ما روشن کردید و....
... در همون لحظه دوربین روبه دیوار رفت ....
آوریل : خب آقا شب همگی خوش بریم .
سدریک : بریم .
زاخی : هوووی سرژ از اونجا بلند شو دیگه داریم چراغا رو خاموش میکنیم .
سرژ : کجا بریم بزاریین خداحافظی کنم .
جمعیت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: ستاد مرکزي حذب ليبرات دموکرات جادوگرياليستي
ارسال شده در: چهارشنبه 23 فروردین 1385 11:47
نمایش جزئیات
آفلاین
تق تق تق (نویسنده : صدای برخورد چکش با میز)
ققی: جلسه رسمیه
سدریک :امروز گرد هم اومدیم تا در مورد برنامه های حزب برای سرنگونی کریچر صحبت کنیم
ققی: کی به تو گفت بی اجازه حرف بزنی؟ از اون گذشته کدوم برنامه ها؟
سدی برمیگرده و شروع میکنه با اوریل پچ پچ کردن
آنیتا: یعنی هیچ برنامه ای نداریم؟
ققی: هیچی هیچی هم که نه همون طور که دیدید ما یک عکس بزرگ کریچر رو زدیم به دیوار و باهاش دارت بازی میکنیم
انیتا: ولی من از این بازی خسته شدم بهتره یک حرکت جدید بریم
ققی: خوب ما هم اینجا جمع شدیم تا با هم فکری هم یک حرکت جدید بریم
ادی: یعنی تو هیچ فکری از خودت نداری؟
ققی: عجب کله خرایی (نویسنده : این یک فش کاملا بی ناموسیه)هستین ها میگم الان با هم فکر میکنیم
زاخی از گوشه ی میز: پس کی خاله بازی میکنیم؟
ققی: قرار نیست اینجا خاله بازیی بشه
زاخی: ولی من به امید این اومدم اینجا عضو شدم من برنامه داشتم حالا بیاین یکم خاله بازی بکنین من هم نقش پسر توپول سفید مفید رو بازی می کنم
حمید : موافقم
ققی: چی چیرو موافقم از این به بعد هر کی حرف بزنه اخراجه
بینز: برو عمو من برای افزایش پستام اومدم عضو شدم اگه قرار باشه چیزی نگم شما رو به خیر و ما رو به سلامت
ققی: هر کی ناراضیه میتونه بره بیرون
همه به جز کفیه و کفگرگی و اوریل و سدی که به دلیل صحبت با هم نشنیده بودند ققی چی گفت بلند میشن
ققی: وایستین بابا حالا من یک چیزی گفتم شما نمیتونین همین جوری بزارین برین , فرم پر کردین باید پاش وایستین
همه دوباره میشینن
ققی : چی داشتم میگفتم؟
گتافیکس : داشتی حرف مفت میزدی به جای این کارا بهتره با هم فکری هم یک راهی برای ضایع کردن کریچر پیدا کنیم اگرم نمیخواین من یکگ خاطره براتون تعریف کنم
ققی:
ققی: بله داشتم میگفتم باید با هم فکری هم کارهای جدید بکنیم ما هم اکنون حرکتهایی رفتیم مثلا تاپیک صد و یک راه برای ظله کردن کریچر
بینز میپره وسط حرف ققی: که خیلی هم درپیت بود
ققی: و همچنین طرح یکسان سازی آواتر هامون که این دومی خیلی خوب جواب داد
سوروس: ولی من فکر میکنم این کار بیشتر تبلیغیه برای کریچ وقتی هممون اواتر اون رو داشته باشیم نشون میده که اواتر اون خیلی باحاله و ما با اواترش کلی حال میکنیم که اونو جای اواتر خودمون گذاشتیم( نویسنده :سوروس اینجا رو خوب اومدی) بهتره همه اواتر من رو بزاریم خیلی هم شکیتره
ققی: نخیرم آواتر تو آدم رو یاد کارتونای دهه 60 میندازه اصلا هم نوستلاژیک نیست
سدی و آوریل همچنان دارن پچ پچ میکنن
ققی رو میکنه به سرژ : نظر تو چیه دوست من
سرژ که انگا تو یک دنیای دیگه ای : به نظر من سقوط آزاد دردش زیاده , شاید سیانور بهتر جواب بده
همه به جز سدی و آوریل که همچنان دارن با هم حرف میزنن :
انیتا با حالت عصب : بابا سدی تو داری چه غلطی میکنی
سدی: چی میگی دارم با اوریل عزیز صحبت میکنم
آنیتا : آوریل عزیز؟ خوشم باشه از کی تا حالا
سدی : به تو چه
آنیتا با حالت بغض : من و تو مثلا زن و شوهریم
سدریک با حالت شاکی : این چی میگه الکی الکی خودش رو چسبونده به من
آوریل: سدریک راست میگه
سدریک: نه عزیزم حرف مفت میزنه با یک امضا فکر کرده همه چیز تموم شده رفته
ققی: هوی سدی درست صحبت کن انیتا خانم یکی از بهترین رول نویسای ماست یک چیزی تو مایه های آتشفشان روله من هر وقت پستاش رو میخونم مثل عمله ها تا یک ساعت میخندم
کفگرگی: بابا مواظب پشت سرت باش ( با ابلهانه ترین حالت ممکن بخونید)
ققی تا برمیگرده یک چیزی میخوره تو صورتش
کفیه : ببینم از این به بعد دهنت اصلا باز میشه که بخوای بخندی یا نه
آنیتا که صحبتهای ققی آرومش نکرده :سرژ منم پایتم خواستی حرکتی بری خبرم کن
و سرش رو گذاشت رو میز و شروع کرد به گریه
بلیز: من حوصله ام سر رفت چه جلسه ی مزخرفیه همیشه جلسه هاتون همین طوریه؟
زاخی: من که از همون اول گفتم بیاین خاله بازی کنیم گوش نکردین
حمید : منم موافقم البته به شرطی که زاخی نقش پسر تو پول رو بازی کنه
ققی: حمید میشه دهنت رو ببندی این جلسه با جلسه های قبلی فرق میکنه اگر اونجا هر کاری میکردین ........... سدی تو هم دست از سر آوریل بردار یک ساعته داری چی میگی
سدریک: عجب گیری کردیم ها دارم میارمش تو خط تو به کار خودت برس هر تصمیم هم گرفتین من راضیم
گریه ی آنیتا بلند تر میشه
ققی: دیوونه ها مگه ما نیومدیم اینجا تا با هم , هم فکری کنیم مگه عضو نشدین که حال کریچر رو بگیریم؟
آرتیکوس: نه من به شخصه هر جا عضو گیری رایگان وجود داشته باشه پایه ام
ققی:
ققی: جلسه دیگه رسمی نیست هر غلطی خواستین بکنین
حمید : هورا بچه ها کفو برین تو کارش
ققی: قبلش شعارمون رو یک بار بگین
همه : همه برای ققی , ققی برای همه
حمید به حالت تک صدا : ققی برای همه
زاخی : بچه ها حالا یک بارهم شعار مخصوص من رو بگین
همه : زاخی مال من زاخی مال تو زاخی واسه همه اهل دنیا
حمید : خوب دیگه شعار بازی بسه بریم سر کار خودمون زاخی اون گوشه خونه ی تو میشه منم عباس اقا بقال محل میشم حالا بیا از من خرید کن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
Re: ستاد مرکزي حذب ليبرات دموکرات جادوگرياليستي
ارسال شده در: سه‌شنبه 22 فروردین 1385 21:59
نمایش جزئیات
آفلاین
من هميشه با حظبم فقط چون كه من يه مدت به خاطر انفولانزا ميترسيدم نيومدم اشكال داره ديگه خوتون به من حق بدبد اخه
البته من يه سوال ضد كريچي هم دارم:اي ققي تنها نتونستي پسش ور بياي؟

يه خاطره ضد كريچي هم هست

در 20 ژوئن سال 2006 يك شخصي به نام ققي به جرم حمله و مبتلا كزدن 100000 نفر وبمستر اعلا به انفولانزاي مرغي تحت تعقيب بود و برا سرش 1000000000 دولار جايزه گذاشتن ققي به خانه كريچ ميره و ميگه كريچ خواهش ميكنم اواتارتو به من قرض بده منو نشناسن كريچ با بزرگواري يه اواتار ميده به ققي وقتي خطر از بيخ گوش ققي ميگذره ققي نارو ميزنه
اقا حالا من عضوم؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

هافلپاف هرم نبض زندگي ماست در شرجي عشق و اشتياق
Re: ستاد مرکزي حذب ليبرات دموکرات جادوگرياليستي
ارسال شده در: سه‌شنبه 22 فروردین 1385 20:28
نمایش جزئیات
آفلاین
در راستای اینکه آنیتا حق کپی رایت منو پایمال کرده ((چون خیلی گشتم تا یه ققی به اون توپی پیدا کردم!!))
مجبور شدم عکس جدیدی از کفی ارائه بدم که در زیر میبینید
اینم از رهبر حظب شما!!!
بدون شرح:

تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: ستاد مرکزي حذب ليبرات دموکرات جادوگرياليستي
ارسال شده در: سه‌شنبه 22 فروردین 1385 18:42
نمایش جزئیات
آفلاین
اگر عضویت من پذیرفته شده باشد در خدمتم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=0000FF]بينز نام
Re: ستاد مرکزي حذب ليبرات دموکرات جادوگرياليستي
ارسال شده در: سه‌شنبه 22 فروردین 1385 17:53
نمایش جزئیات
آفلاین
کرام خیال کرده با آن عکسی که درست کرده است، می تواند ققی را از زندگی نا امید و مایوس کند. و باز خیال کرده کریچر نیز به داشتن چنین دوستانی هنرمند افتخار خواهد کرد! معلوم نیست کریچر چه به این کریم داده که اینقدر در توهم است!!
آما...
هر دوی آنها کور خوانده اند! چرا که دوستداران ققی بیشتر و بسی هنرمندترند!!
اینجانب، خبرنگار الزامی حظب و حذب( !) همان عکسی را که کریم خان، از ققی و کریچ گرفته بود، از زاویه ی دیگری گرفتم! باشد تا هر دوی آنان، علل خصوص کریچر ضایع شوند، بسی خفن خوفون!!
و ما نیز بسی حال کنیم، ایضا خفن خوفون!!
به افتخار ققی سه بار با فریادی بلندتر از فریاد سرژ بگویید:
_ قوهاهاهاهاهاها !!!


تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
منوي مديريت، حافظ شما خواهد بود!
بازنشستگی!
Re: ستاد مرکزي حذب ليبرات دموکرات جادوگرياليستي
ارسال شده در: سه‌شنبه 22 فروردین 1385 17:46
نمایش جزئیات
آفلاین
در کنفرانس:
پاتر: پس همه حاضرید که اسنیپ وبمستر بشه؟ هر کی حاضره 1 بزنه !
کرام:1
بی باک:1
کوییرل:1
مونالیزا:1
پاتر:1
ریموس:1
کریچر : من کاملا مخالفم ! عمرا ! اگه اینجوری بشه من استعفا میدم ! هکتون می کنم! من قبول نمی کنم ! ... نه ! نه !
پاتر : ما مجبوریم به نظرات دیگران احترام بگذارید !... پس اسنیپ وبمستر نمی شه !
--------
بدین گونه بود که اسنیپ کینه ای شتری با کریچر ببست!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شک نکن!