جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

20 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
15
مهمانان
5
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  67 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  146 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  256 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  250 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  335 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  235 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: یکشنبه 11 تیر 1385 15:49
نمایش جزئیات
آفلاین
1- یه نمایشنامه بنویسید که در اون چگونگی اجرای یکی از این دو تا ورد رو که گفتم رو شرح میدید. چه جدی چه طنز. 5 امتیاز داره!!


بروی تخت خوابم در خوابگاه دراز کشیده بود. همان طور که به کلاس طلسمات آن روز فکر میکردم ورقه ایی که مربوط به امتیازات تکالیفم بود و زیرش با خطی نه چندان خوانا تکالیفم را نوشته بودم می نگریستم!
سوال اول!
افراد را یکی یکی در ذهنم مرور کردم! چه کسی قبول میکرد در مقابل من بایستد تا این طلسم را بروی او اجرا کند و چه کسی حاضر بود 2 ساعت از وقتش را بدون جادو طی کند! هیچ کس و این محال بود!
راه حل های زیادی به ذهنم می رسید که البته هیچ کدام در آخر نتیجه ایی در بر نداشتند!
شاید می توانستم چیزی خود بوجود بیاورم ....چیزی شبیه به یک عروسک! ولی نه...فایده ایی نداشت... عروسک که جادو نمی کرد و در هر صورت من نمی توانستم نتیجه کار خود را ببینم!
شاید زمان زیادی می گذشت و من هنوز به برگه در دستم خیره شده بودم!
ناگهان جرقه هایی نمایان شد. شاید یه فکر خوب.....! اوه..بله! این بسیار عالی بود!
از جا بلند شدم.... به ساعتم نگریستم. نیم ساعت وقت تا زمان خاموشی باقی مانده بود. اگر عجله می کردم حتما موفق می شدم! نیک بی سر بهترین کسی که کم ترین احتیاج را به جادو داشت و تنها لازم بود کمی ملایمت به خرج بدهم! از تالار عمومی بیرون آمدم! همه در حال متفرق شدن! ناگهان در یک سو او را دیدم که به سمت پله ها می رفت. تا غیب نشده بود باید او را متوجه خود می ساختم!
سرانجام پس از در خواست های مکرر راضی شد که این کار را انجام دهم!
چوب دستی را بیرون آوردم! بار دیگر به ساعتم نگریستم...تنها 15 دقیقه! چشمان خود را بستم! متمرکز شدم.... چوب دستی مستقیم در میان چشمان افتاده نیک بود!
_نومجیکیوس!
نشانه رفتم!.....چشمانم را باز کردم. احساس می کردم تا حدودی در کارم موفق شدم! به صورت نیک نگریستم. کمی آشفته و سرگردان به نظر می رسید! چیزی نمی گفت. این طور حس می کردم که نمی داند کجاست! بدون هیچ حرفی از من دور شد. خواست از میان یکی از دیوار ها عبور کند اما دیگر نمی توانست!
خوش حال به سمت خوابگاه به راه افتادم!

2- شرح چگونگی اجرای "ماکانئون" که 2 امتیاز داره! به خاطر ادی!

ورد ماکانئون را باید بر خلاف طلسم های دیگر در کمال بی صبری و عصبانیت به کار ببرید. داشتن تمرکز باعث می شود طلسم پس از برخورد به شخص مورد نظر او را عصبانی کند تا حدی که ممکن از طلسم مرگ استفاده نماید.
این ورد باید مستقیم به سر فرد بر خورد کند. زیرا در این حالت اثر بیش تری دارد و قوی تر عمل میکند! سر رو نشونه می رید و به صورت ناگهانی که فرد هم قافل گیر بشه و یه ذره بخندید طلسم رو فریاد می زنید. در این صورت دیگه اون بدبخت فرصت سنگر گرفتن هم نداره و حتما بهش برخورد می کنه!

3- توضیح یک طلسم که باید مثل من توضیح بدید و عواقب درست انجام ندادنش رو هم بگید! میتونید به تاپیک ساخت طلسمات برید و کمک بگیرید! که 8 امتیاز داره!
راشم ماران:
طلسمی ساخته شده از افکار درونی شخصی صامت است. این طلسم توسط ماروس ریمان به صورت کاملا ناگهانی و به دلیل خواست درونی شخص ساخته شد. ماروس بیش ترین سال عمر خود را در اتاق کوچک خانه ایی گذراند. او که از جامعه جادوگری ترد شده بود خود را مغبون و اضافی حس می کرد. پس از چند سال او را دیوانه خواندند. تا بالاخره در یکی از روز های سرد زمستان که ماروس چوب دستی خود را در دست میگیرد و در ذهن چیزی را زمزمه میکند که منجر به پدیدار شدن حفره بزرگی در دیوار می شود.
او از آن جا بیرون می آید و ناپدید می شود.
برای گفتن طلسم برای مانند همیشه تمرکز داشته باشیم. در ذهن چیزی را که می خواهیم از صمیم قلب در نظر بگیریم. باید تنها خواسته درونی ما باشد. و طلسم را آهسته در ذهن و با آرامش می خوانیم!

عدم تمرکز و قصد به بازی گرفتن این طلسم منجر به تبدیل شدن خواسته مورد نظر به مخالف آن است. یعنی اگر ماروس تمرکز به اندازه کافی نداشت اتاق برای همیشه مانند یک زندان می شد و او دیگر نمی توانست بیرون آید!
گرمای این طلسم زیر 0 درجه و حدود -5 درجه سانتی گراد است. این طلسم انرژی بدن را می گیرد و گرم می شود!

مرلین دقیقا که بود؟! معروفترین داستان درباره ی او و خلاصه ای از آن داستان. و اینکه آیا او زنده است؟!
مرلین یکی از نخستین جادوگرانی ست که توانست چوب دستی را بوجود آورد. در زمان قبل از مرلین مردم از دست ها و چشمان و یا اعضای بدن خود به عنوان چوب دستی استفاده میکردند که این بسیار خطرناک بود. مرلین ابتدا با استفاده از سنگ می خواست قدرت درونی خود را که منجر به وجود آمدن جادو می شد را به سنگ منتقل کند. اما این در این کار نا موفق بود! او این عمل را بروی مقدار زیادی از مواد مختلف امتحان کرد و در پایان توانست خاصیت جذب کنندگی بالا را در چوب بیابد! البته چوبی که از درخت بلوط یا سرو بدست می آمد.
این چوب شکلی متفاوت با ظاهر امروزی خود دارد. تا جایی که در قدیم ماگل ها آن را به عنوان یک چوب خشک به سطل های زباله خود می انداختند!
از آن به بعد مردم یاد گرفتند که با کمک چوب دستی کارهای خود را بهتر و کم خطر تر انجام دهند. از آن به بعد مرلین تنها در فکر ساختن انواع طلسمات مختلف بود. او که تنها 36 سال داشت موفق به کارگیری انواع طلسم ها شد و از این رو از او به عنوان خدای جادو و یا یاد می کنند!
او با این اختراع توانست کمک زیادی به جوامع جادوگری کند و به کار آمد ترین خدمت را عرضه دارد! او نام خود را برای همیشه در تاریخ جادوگری که نخستین صفحات آن نیز به دست خود او نوشته شده است ماندگار کند!
معروفترین داستانی که در مورد نقل شده است این می باشد که:
گویند در زمان به دنیا آمدن مرلین جادوگری می زیسته است که قیافه بسیار مشابهی با مرلین داشته است. وقتی مرلین به دنیا می آید آن جادوگر پس از دیدن او از دنیا می رود!
بعد ها مرلین پس از تحقیق و جست و جو به نتیجه ایی می رسد که برای هیچ کس قابل باور نبود! آن جادوگر که آسارامتریوس نام داشته است یکی از بزرگ ترین جادوگران و قدرت مندان بوده است و هم چنین با نام های بسیار معتبری در میان مردم جا افتاده بوده است پس از دیدن مرلین آینده او را از چهره اش می خواند. پس به همین دلیل خود را می کشد تا در دنیای دیگر مراقب و نگهبان او باشد! روحی که به مرلین بسیار کمک های غیبی کرده بوده است!
مرلین پس از بازگو کردن این ماجرا مردم را از خود می راند چون مردم تصور می کردند مرلین روحیه ایی شیطانی دارد و باعث شده است آن ها بزرگترین حامی خود را از دست بدهند! بعضی نیز معتقد بودند که خود مرلین با چشمانی که از آن نور شیطانیت ساطع می شود مسبب این حادثه بوده است!
البته این ماجرا بعد ها از ذهن مردم پاک می شود زیرا مرلین بزرگترین و بهترین چیز را در اختیار آنان قرار داد!
بعضی ها معتقدند او در خانه ایی کوچک در یک جنگل دفن شده است و بعضی دیگر می گویند که او در قالب شخصی دیگری و با تغییر چهره هم چنان زندگی می کند! البته شایعات دیگری وجود دارد که البته هیچ کدام سند مشهودی ندارند! اما شخصا معتقد هستم که او آخرین سال های عمر خود را طی می کند!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: شنبه 10 تیر 1385 18:28
نمایش جزئیات
آفلاین
1- یه نمایشنامه بنویسید که در اون چگونگی اجرای یکی از این دو تا ورد رو که گفتم رو شرح میدید. چه جدی چه طنز. 5 امتیاز داره!!
بر طبق كتاب ها و آموخته ها نحوه ي اجراي طلسم نومجيكيوس كه توسط مرلين ساخته شد بدين گونه هست:
.پروفسور هرچند خودتون نحوه ي اجراي كامل اين طلسم رو گفته بوديد ولي چيزهايي رو هم ذكر نكرديد كه تكاليف به طور كامل آشكار نشوند.براي اجراي اين طلسم بايد تمركز كافي داشته باشيم.چوبدستيمان را مستقيم به بين چشمان حريف بگيريم. لرزش دستمان را به حداقل برسانيم.در ذهنمون بايد به سرمايي طاقت فرسا فكر كنيم كه حريفمان در آن گرفتار شده است سپس با صدايي رسا و بدون هيچ ترس و لرزشي در ذهنمون مي گيم:نومجيكيوس
اگر تمامي اين مراحل را به خوبي رعايت كنيم حريفميان به مدت 2 ساعت و 5 دقيقه حالتي به خود پيدا مي كند كه از انجام دادن هر گونه جادو عاجز مي شود.
عوارض جانبي اين طلسم بر روي خودمان:گيجي و منگي تا حدود نيم ساعت.شكم درد خفيف.

2- شرح چگونگی اجرای "ماکانئون" که 2 امتیاز داره! به خاطر ادی!

نحوه ي اجراي اين طلسم بسيار ساده است و به طوري كه حتي نياز به تمركز زيادي ندارد.چون همانطور كه مي دانيم مرلين اين طلسم را در عصبانيت بر زبان آورده است و هيچگونه تمركز در امجام دادن آن به كار نبرده است.كافيست كه چوبدستيمان را به سمت حريف بگيريم و فرياد بزنيم:ماكانئون.
اين طلسم حدود 20درجه حرارت دارد و به رنگ زرد ديده مي شود.


3- توضیح یک طلسم که باید مثل من توضیح بدید و عواقب درست انجام ندادنش رو هم بگید! میتونید به تاپیک ساخت طلسمات برید و کمک بگیرید! که 8 امتیاز داره!طلسمي كه مي خواهم معرفي كنم جزء طلسم هاي باستاني و بسيار قدرتمند است كه البته در زمان حال اصلا كاربردي ندارد و از طريق وزارت سحر و جادو بايگاني مي شود.اين طلسم بسيار خطرناك است و حتي از آوداكداورا هم وحشتناك تر است.درجه ي حرارت اين طلسم به 100 درجه مي رسد كه در نوع خود بسيار زياد است.اين طلسم احتياج به قدرت تمركز و تفكر زيادي دارد.براي اجراي آن هرچند امتحان آن اكيدا ممنوع است بايد چوبدستيمان را مستقيم به طرف شكم فرد بگيريم و به حات موجي شكل تكان دهيم.بايد در ذهنمان فقط مرگ و بدبختي و خلاصه چيزهاي وحشتناك ديگري تصور كنيم و در حالي كه تمركز كافي به خود گرفته ايم فرياد بزنيم :كوپوتولوس امانجينا
طلسم سفيدرنگ به حالت موجي شكل به داخل شكم فرد مي رود و در داخل آن همچون اره ي فرد را به دونيم تقسيم مي كند.اگر طلسم به درستي اجرا نشود نفرين به مت خودمان برمي گردد.اين طلسم توسط شخصي به نام اليور دالان دريك دارك در زمان مرلين ساخته شده.
نكته:1.براي اجرا حتما بايد فرياد زد.2.اين طلسم هيچ ضد طلسمي ندارد و هيچ جادوگري قادر به دفع آن نيست.


مرلین دقیقا که بود؟! معروفترین داستان درباره ی او و خلاصه ای از آن داستان. و اینکه آیا او زنده است؟!

مرلين جادوگر بزرگي بود كه حدود هزاران سال پيش زندگي مي كرد و پايه گذار اصلي جادو و جادگري در آن زمان بود به وري كه 70 در صد طلسمه ها ي مورد استفاده ما در زمان حضر ساخته و پرداخته مرلين كبير بود.ايشان حدود 100 سال زندگي كرد و در اين صد سال توانست خدمات زيادي را به دنياي جادوگري كه در آن زمان بسيار محدود بود بكند.ايشان توانستند جادوگران زيادي را كه در آن زمان به سياهي گراييده بودند از ميان بردارد.از جمله ي اين جادوگران مي توان از بزرگترين جادوگر سياه هزاره ها ي گذشته كه موفق به ساختن 30 جاودانه ساز شده بود همراه با جاودانه ساز هايش از بين ببرد.دنياي جادوگري اعتقاد خاصي به اين جادوگر بزرگ دارند و از ايشان به عنوان بزرگترين جادوگر چند هزاره ي گذشته ياد مي كنند.مرلين در دوران زندگي خود سخختي ها ي زيادي را متحمل شد.لازم به ذكر است كه ايشان حدود 10 زن داشتند كه بسياري از آنها مشنگ بودند.
زنده ياد مرلين بسيار جادوگر بزرگي بودند.يادش گرامي و روحش شاد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دارن الیور فلامل در 1385/4/11 12:21:33
[i][size=small][color=3333CC]هيچ وقت نگوييد كه اي كاش زندگي بهتر �
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: شنبه 10 تیر 1385 13:42
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه ی دوم!
آنیتا وارد کلاس میشه و بچه ها رو میبینه که دارن از روی همدیگه تقلب میکنند و مشقاشون رو کامل میکنند! هیچکی متوجه ورودش نمیشه و آنیتا مجبور میشه یه سرفه ای بکنه! بچه ها با شنیدن سرفه یک جیغ میکشن و بعد که میبینن دامبلدوره، در حالی که سوت میزنن، متفرق میشند!
آنیتا با جدیت، اما با لبخندی بر لب، میگه:
_ و بدین سان!... خب... جیکتون در نیاد، چون امروز خیلی کار داریم! درس امروز ما خیلی سنگینه و باید خیلی نکات رو بهتون بگم! پس تکالیفتون رو نیمه کاره رها کنید و فقط به من گوش بدید... درس امروز ما در رابطه با طلسمها و وردهای دوران مرلینه! پس گوشا باز و حواسا جمع! ... بعضیا هم فرند شیپ بازیشون رو هم برای بعد کلاس بذارند!
همون موقع صدای موبایل آنیتا در می یاد:" عزیزم گوشی رو بردا... دلم تنگه برات... عزیزم گوشی رو...! "
آنیتا به سرعت گوشی رو بر میداره و در حالی که سرخ و سفید میشه میگه:
_ ببین، الان من سر کلاسم! بعدا تماس بگیر عزیزم! ... بیق!
و بعد رو به بچه ها میگه:
_ هر چیزی جایی داره!... خب... ورد آموزنده ای که امروز می خوام بهتون یاد بدم توسط خود مرلین ساخته شده:
در زمانی که مرلین 47 سال عمر داشت، جنگ بزرگی در شرف وقوع بود، سپاه سیاهی بسیار بودند و سپاه سپیدی اندک. مرلین، به دنبال کشف وردی کارامد بود. و بلاخره پس از دو ماه تلاش بی وقفه، در 13 ژوئیه به خواسته ی خود رسید. اگر این ورد بر روی کسی اجرا بشه، اون رو به مدت 1 تا 2 ساعت که این میزان به توانایی جادویی فرد اجرا کننده بستگی دارد، از داشتن توانایی جادویی محروم میکنه، یعنی نمیتونه ورد یا طلسمی رو اجرا بکنه! مشخصات این ورد، به این صورت هست که:
به رنگ آبی بسیار روشنه، سرمایی معادل 2- درجه داره و برای اجرای اون، باید با تمرکز بسیار بالا_ که با یکی دو بار تمرین، میتونید به دستش بیارید_ چوبمون رو در راستای بین چشمان حریف میگیریم و در ذهن خود می گوییم "نومجیکیوس". توجه کنید که باید با اقتدار و بدون هیچ لرزه ای در دلتون این رو بگید. اگه هر کودوم از این کارهایی که من گفتم، یعنی نحوه ی گرفتن چوب، در دل گفتن، تمرکز و اقتدار، رعایت نشه، می تونه عواقبی از قبیل از بین رفتن حافظه یا جادوی خودتون بشه. پس باید با دقت انجامش بدید. البته تازگی ها میشه عواقب بد انجام دادنش رو با معجونهای خاصی از بین برد.... سوالی هست؟!
هرمیون دستش رو بالا برد و بعد از اجازه گرفتن، گفت:
_ آم... ببخشید پروفسور... من کتاب رو خوندم، اما هیچ چیزی راجع به تاریخچه ی ورد نوشته نشده بود!
آنیتا لبخندی زد و گفت: دوشیزه گرنجر! همه چیز رو که در کتابای درسی نمی نویسند!...خب، حالا طلسم جالبی که می خوام بهتون یاد بدم، "ماکانئون" هست! این طلسم، توسط خود مرلین درست شده و از بهترین طلسمهای جالبه! یکی از دستیارهای مرلین، "ژرژ ماکانئون" بود! ژرژ که اهل فرانسه بود، زیاد باهوش نبود و به قول ما، کارهای منگلی زیاد می کرد! یه روز که مرلین روی یک معجون عجیب کار میکرده، از ژرژ یک ماده ای رو میخواد تا از درون بوفه براش بیاره. ژرژ هم که دست و پا چلفتی، یه ماده ی دیگه رو می یاره!! مرلین اضافش میکنه و بوم!! معجون منفجر میشه و عین توی کارتونهای ماگلی، مرلین رو سیاه سوخته میکنه! مرلین عصبانی میشه و یک دفعه ای، چوبش رو به حالت تهدید به سمت ژرژ میگیره و با عصبانیت میگه" ماکانئون" ! ناگهان نوری شیری رنگ به ژرژ میخوره و تا یک ساعت بعد، ژرژ کارهای منگولانه و شومپتانه(!) انجام میده!! و به این ترتیب، مرلین یک طلسم دیگه درست میکنه!... خب؟!
اینبار کوییریل دستش رو می یاره بالا، اما تا دستش رو دراز میکنه، دستارش می یفته و ولدی از پس سرش پیدا میشه و داد میکشه:
_ خب خفه نشی!... همه که تغییر قیافه ی من رو دیدن!
کوییریل هم دستپاچه میشه، دستارش رو برعکس میذاره روی سرش!! و از سوال پرسیدن پشیمون میشه! و ادی به جاش می پرسه:
_ پروفسور...پروفسور... میگم نمیشه با آوی صحبت کنید یه ذره مهربونتر باشه؟!
آنیتا یه نگاه هفت اندر هشت بهش می ندازه و ادی نیشش رو به حالت آواترش میکنه و میگه:
_ همر بود!... چیزه، منظورم اینه که نمیگین طلسم رو چه جوری اجرا میکنند؟!
پ. دامبلدور لبخندی زد و گفت:
_ توی صحبتام گفتم! حالا تکالیفی که ازتون میخوام اینه که:
1- یه نمایشنامه بنویسید که در اون چگونگی اجرای یکی از این دو تا ورد رو که گفتم رو شرح میدید. چه جدی چه طنز. 5 امتیاز داره!!
2- شرح چگونگی اجرای "ماکانئون" که 2 امتیاز داره! به خاطر ادی!
3- توضیح یک طلسم که باید مثل من توضیح بدید و عواقب درست انجام ندادنش رو هم بگید! میتونید به تاپیک ساخت طلسمات برید و کمک بگیرید! که 8 امتیاز داره!
مقاله:
مرلین دقیقا که بود؟! معروفترین داستان درباره ی او و خلاصه ای از آن داستان. و اینکه آیا او زنده است؟!
سعی کنید به صورت کامل توضیح بدید!
پروفسور دامبلدور وسایلش را جمع کرد و وقتی که میخواست از کلاس خارج بشه، برگه ای رو به طرف سامانتا انداخت و گفت:
_ اینا نمرات تکالیفتونه!... همش درسته و همیچ اعتراضی پذیرفته نمیشه!!..البته شاید در جمعشون اشتباه شده باشه که...
" عزیزم گوشی رو بردار... دلم تنگه برات.... عزیزم گوشی رو بر..."
و آنیتا دامبلدور حرفش رو نیمه تمام گذاشت و در حالی که داشت از در خارج میشد، گوشی خودش رو برداشت و با خنده گفت:
_ سلام درک!...
و ملت دانش آموز بدون توجه به آنیتا، به سمت نمراتشون حمله بردند:

نمرات جلسه ی اول:
چارلی ویزلی:
1- نمایشنامه زیاد جالب نبود! 3
2- خوب بود اما کوتاه. 7
3- قسمت اول سوال رو خوب جواب دادید ولی قسمت دوم کامل نبود. 8
بلیز زابینی:
1- نمایشنامه جالب و خوب بود! 7
2- توضیح کامل و کافی بود. 8
3- قسمت دوم جواب رو کامل گفته بودی، اما از قسمت اول اثری نبود! 9
دویل:
1- به علت توهین به من و خانوادم، هیچ امتیازی نمگیری!( همر!)! چون زیاد به درس گوش نداده بودی و نمی دونستی که بعد از یک هفته میوه میده و طرز استفاده و رنگ رو اشتباه گفته بودی، 2 امتیاز!
2- رنگ ورد و طرز حرکت چوب دستی گفته نشده بود. 6 امتیاز
3- توضیحات نسبتا کامل بودند. 12
سرافینا:
1- نمره نمایشنامه کامل! 7
2- احتمالا اگه رنگ داشته، نگفته بودیش. 7 امتیاز
3- توضیحات کافی و با کیفیت بود. آفرین: 15 امتیاز.
لونا لاو گود:
1- نمایشنامه کامل و زیبا بود. نکات هم رعایت شده بود( مخصوصا خشانتم!!!) 7 امتیاز
2- توضیحات کامل اما کوتاه. 8 امتیاز
3- توضیحات کامل بود اما یک طرفه! 12 امتیاز.
هدویگ:
1- حالا ببین طلسمهای بعدی اسون هست یا نه، جغد کوچولو!!! 7 امتیاز!
2- عجب جغد بی نزاکتیه( همر!) این چه وردیه معرفی میکنید؟! هین؟! 7 امتیاز!
3- مقاله کامل! 15 امتیاز.
لوسیوس مالفوی:
1- دراکو وساطت کرد! و چون از حرارت و رنگ طلسم چیزی نگفته بودید، 5!
2- دراکو باز هم وساطت کرد وگرنه صفر میشدید!! نمره: 2!
3- توضیح خوب و مفید بود، اما زیاد توضیح نداشت: 12.
بلاتریکس لسترنج:
1- نمایشنامه عالی بود و با دقت درسم رو خونده بودید! 7
2- توضیحات کافی. اما رنگ رو نگفته بودید! 7
3- مقاله کامل و عالی! 15
جسیکا پاتر:
1- خب... زیاد جالب نبود! 4
2- توضیحات خوب، اما ناقص! شکل این طلسم دلخواه نیست! 6
3- اونچیزی رو گفته بودم رو نگفته بودید و اضافه توضیح داده بودید. توضیحات هم زیاد رسا نبودند. 6
دارن ایور فلامل:
1- نمایشنامه خوب بود! نحوه ی گرفتن چوب رو شرح نداده بودی! 6
2- عالی! 8
3- مقاله بسیار بی ربط بود! من گفته بودم قبل از مرلین و جادوهای مورد استفاده و ایناها! 1 امتیاز!( به خاطر آوداکداورا)
مورگان الکتو:
1- نمایشنامه بد نبود. 6
2- چون خیلی طلسمت سیاه بود(همر)، 7!
3- مقاله زیاد جامع نبود. 10
رونان:
1- خوبه خودت گفتی!!6!
2- تقریبا خوب بود. 7
3- مقاله خوب بود. 14
هوکی:
تا اونجایی که یادمه، دراکو( آخی، کجایی دلم تنگه!! (عق!)) از این کلمه استفاده میکرد!! تازه، عیبی نداره، بلاخره یه جن هم یه چیزی رو باب کرد دیگه!! حالا وقتی به من میگی پروفسور عق می زنی؟؟! یه نمره ای بهت بدم....!
1- نمایشنامه خوب بود! 7
2خوب بود! 7!
3- تقریبا خوب بود! 13
نکته: متاسفانه سوال اول رو بد مطرح کردم!! برای همین این جلسه نمره رو میدم!!
پروفسور بینز:
1- باید یکی از طلسمهایی رو که درس دادم رو میگفتید! 5!
2- زیادی عشقولانه بود و امیدوارم دومرتبه تکرار نشه! 7!
3- جالب بود! و البته جامع! 14!
ایگور کارکاروف:
چون تعریف کرده بودی،28 امتیاز بهت میدم!!!
1- نمایشنامه که باید راجع به وردی که توضیح دادم می بود!! 5!
2- توضیح کامل و عالی!! 8!
3- توضیحات عالی! 14!
اکتاویوس پیر:
1- باید راجع به طلسمی که گفته بودمم می نوشتی!! اما عالی بود! 7!
2- عالی! 8!
3- تقریبا کامل! اما به قسمت دوم زیاد کامل جواب نداده بودی! 12!
چو چانگ:
1- خدایا توبه!( ) 6!
2- محشر بود! 8!
3- اصلا درست جواب نداده بودی! فقط یه کم راجع به قسمت اول گفته بودی! 7!
الیور وود:
1- متاسفانه درست متنم رو نخونده بودی! اول دایره رسم می کنیم، بعد نور خارج میشه! زیاد هم باحالیسم نبود! 4
2- عالی، اما زیاد توضیح نداشت! 7!
3- میشه گفت عالی بود! 14!
آوریل:
1- حالا نمی ذاری بابام به خاله بازیش برسه؟! هان؟! پس منم بهت میدم: 7!!
2- عالی بود! طلسم جدید اگه بگی بهتره!! آفرین: 8!
3- خوب بود و با یک مثال گفته بودی! 12!
سارا اوانز:
1- میشه گفت خوب بود!! 7!
2- عالی بود! 8!
3- خب...خوب بود. 13!
هرمیون گرنجر:
1- خوب بود! 7!
2- خوب بود، اما از روی کتاب نبود؟! 8!
3- کامل! 15!
الیجاه دریک:
1- زیاد خوب نبود!4!
2- عالی اما کوتاه! 7!
3- اصلا خوب نبود! 7!
دیانا مالفوی:
1- آفرین، عالی بود!( البته به اضافه پارتی بازی های لازم!!) 7!
2- آفرین! 7!
3- می تونم بگم خوب بود، اما کم توضیح داده بودی! 13!
استرجس پادمور:
1- هی... بد نبود!! 6!
2- طلسم بدون اسم به چه ماند؟! به زنبور بی عسل! متاسفم، 0!
3- قسمت دوم سوال رو جواب داده بودی و زیاد هم کامل نبود!7!
اندرومیدا بلک:
1- یه جوری بود و نامفهوم بود! 6!
2- بد نبید!! 7!
3- آفرین! 14!
استرجس پادمور:
1-...
ببینم، دوبار پست میزنی که دو بار نمره بگیری؟!
رومسا:
1- ای بدجنس!6!
2- محشر بود! 8!
3- عالی بود! 15!
فلور دلاکور:
1- حالا دیگه به زندگی خصوصی من کار میگیری؟! همچین نمرت رو کم بدم! عالی بود و کلی خندیدم! 7!
2- ای بیناموس!! دومرتبه همچین چیزی ننویسیا! 8!
3- زیاد کامل نبود! ولی چون فمینیسمی، 8!
ادی ماکای:
1- اول که داشتم می خوندم، گفتم به به! بچه یه دفعه باناموسی نوشت که دیدم... !... اما:7!
2- ادی؟! خیلی با السامور نشست و برخاست کردی بچه!! 6!
3- زمین بندازنت، هوا بندازنت(!) بازم طنز می نویسی. اما خوب بود! 13!
مریدانوس:
1- چون زیاد از نحوه ی اجرای طلسم نگفته بودی و قصد داشتی کریچر رو اذیت کنی، 6!
2- واقعا بامزه بود!! 7!
3- از زمان حال نگفته بودی!! 13!
آرتیکوس دامبلدور:
1- آخی... پاپا بزرگ، حالت خوبه؟! بیا... بیا رستگاری بدم بهت که اینقدر مامی آرتی اذیتت نکنه! 7!
2- آفرین!! از طلسمای زمان بچگیت نوشته بودی؟! 8!
3- البته داداشی! مرلین، کسی بود که به جادو و جادوگری رونق داد! 0!
سامانتا ولدمورت:
1- ها ای چه بید؟! ها ای چرا وردها رو قاطی وزیتی؟!! 5!!
2- عالی ترین توضیح!! 8!
3- خب... به صورت دقیق نگفته بودی، اما خوب بود! 13!
پروفسور کوییریل(ایشون جوابا رو با پیام شخصی دادند):
جناب، اون تهویل اشتباهه! تحویل درسته!! دیگه نبینم غلط املایی ها! دلم می شکنه!!
1- بیچاره کریچر و هدی!! 7!
2- عالی بود! ایشالا رو خودت آزمایش میکنم، اثرش بهم ثابت بشه! 8!

در کل:
ریونکلاو: 226
اسلیترین: 219
گریفیندور:312
هافلپاف: 0

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
منوي مديريت، حافظ شما خواهد بود!
بازنشستگی!
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: جمعه 9 تیر 1385 13:00
نمایش جزئیات
آفلاین
1- گزارش کارتون رو برای اجرای یکی از این طلسم ها می می خوام که 7 امتیاز داره و به حالت نمایشنامه چه طنز و چه جدی باشه!
بعد از اتمام کلاس کوییرل به همراه تعدادی از دانش آ موزان از کلاس خارج میشه تا در محیط خارج از هاگوارتز طلسم جدیدی رو که یاد گرفتند بر روی درختان آزمایش کنند.
کوییرل به همراه کریچر و هدویگ وارد زمین سرسبز مدرسه میشن و بهد از نگاهی به اطراف تعدادی درخت کوچک که هنوز شوفه هایشان تبدیل به میوه نشده بود میرن.
کوییرل در حالیکه چوب دستیش رو به آرامی بالا میارد با صدایه بلندی میگه:خب اول از همه من شروع میکنم.اهم اهم آنتواددیتل
نور سبزی جرقه وار از چوبدستی خارج میشه
کریچر:بزار من امتحان ...
کوییرل:نه اول خودم یه باره دیگه امتحان میکنم.فکر کنم یه جا رو اشتباه کردم بزار فکر کنم که آنیتا دقیقا
هدویگ:پروفسو دامبلدور
کووییرل:آره همون بزار ببینم چی گفت.آها باید چوبدستی رو به تنه درخت بچسبونم تا تاثیر داشته باشه ...آنتواددیتل
نور سبز رنگی از نوک چوب دستی به تنه خشک درخت میخوره بعد از چند دقیقه تمرین که با جغد و جن انجام دادن کوییرل میگه:چطوره این طلسم رو رو شما هم یه امتحان بکنیم فکر کنم کریچ قدت بلند بشه.تو هم بالات بزرگتر بیاین اینجا...اوا چرا در رفتین

2- معرفی یک طلسم و طرز استفاده ی اون که 8 امتیاز داره.
هیپنوتیزمیوس
این طلسم برای به خلس بردن افراد بکار میره.این طلسم بر خلاف خیلی از نظرات که میگن مانند طلسم فرمان عمل میکنه دارای قدرت بسیار زیاد اما در زمان کوتاهی هست طوری که هر کس به راحتی میتونه اون رو غیر فعال یا خنثی کنه.
برای استفاده از این طلسم باید چوب درستی را درست در مقابل چشم بصورت دوار حرکت داد ت زمانیکه که چشم بسته بسه.برای اجرای این طلسم که باید حتما غیر لفظی صورت بگیره باید سه بار بصور منظم طلسم هیپنوتیزمیوس را پشت سر هم داخل ذهن بگویید.برای خنثی کردن این طلسم فقط کافیست از شماره یک تا سه رو به آرامی با تلفط گفت تا اثر طلسم باطل شود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 8 تیر 1385 01:51
نمایش جزئیات
آفلاین
1- گزارش کارتون رو برای اجرای یکی از این طلسم ها می خوام که 7 امتیاز داره و به حالت نمایشنامه چه طنز و چه جدی باشه!

به ساعتش نگاه كرد . من هنوز نتوانسته بودم ! وقتي پايان وقت را اعلام كرد ، به طرف ميز ها حركت كرد اما هنوز روي درختچه من وردي ديده نمي شد و مطمئنا تا هفته بعد هم حتي دريغ از يك دانه سيب!
وقتي به ميز ما رسيد من به كفش هايم نگاه مي كردم . شايد فكر مي كردم تنها جريمه گير آن روز من باشم. در همين لحظه او از كنارم رد شد و به ميز بعدي رفت . او مرا سرزنش نكرد!
وفتي دوباره آن بالا روي سكو رفت زنگ خورد و او در آخر يك لبخند زد و گفت : اگر كسي به چيزي احتياج داشت از ستاره ها كمك بگيره ...تا هفته ديگه منتظرم!
شب بود . همه به خوابگاه رفته بودن اما تنها من بودم كه هنوز در تالار عمومي در كنار پنجره همان جا كه درختچه ام بود به آسمان زل زده بودم. اما آن بالا هيچ چي نبود!!!
كم كم داشت خوابم مي برد كه با ناگاه ستاره ايي درست از وسط آسمان پديدار شد . من بسيار به هيجان آمدم چرا كه يادم آمد اسم آن ستاره دنباله دار چيست
و با هيجان فرياد زدم مكستيل!
اما ناگهان بخار نقره ايي رنگي از ته چوب دستيم كه در دستم بود به درختچه ام برخورد كرد .لحظه ايي بعد چه مي ديدم...... حالا آن درختچه در هاله ايي از حباب معلق بود!
بسيار خوشحال شدم . خواستم برگردم و از آن ستاره تشكر كنم اما آن ديگر رفته بود و تنها نقطه ايي در آن وسط مي درخشيد. شايد لبخند سحر آميز پروفسور آنيتا دامبلدور را به ياد من آورد!



2- معرفی یک طلسم و طرز استفاده ی اون که 8 امتیاز داره.


استريپتو مايسز

لاتين : Streptomyces

كاشف:
هنري سابستر

توضيحات:
هنري سابستر به همراه ماريان سابستر در سال 1805 ميلادي موفق به كشف اين طلسم شدند . طبق استناد به كتب آن زمان اين بزرگترين كشف هنري و ماريان در زمان حياتشان بوده است چرا كه گفته شده آن دو يك آزمايشگاه بزرگ داشتند و تعدادي طلسم ديگر نيز كشف كرده اند.

شيوه كشف:

اين طور كه در تاريخ نوشته شده در مورد شيوه كشف اين طلسم آمده است كه هنري مدتي دست از كار هاي روزمره خود كشيد تا يك طلسم براي تشخيص وجود گرگينه ها در محيط پيدا كند . چرا كه در آن سال شايع شده بود كه عده ايي از گرگينه هاي خطرناك از آزكابان فرار كرده اند و قسم خورده اند تا عده بيشتري را به خود ملحق كنند . هنري براي آن كه مردمان نواحي خود را در معرض امنيت قرار دهد به دنبال راهي براي كشف اين طلسم بود و سرانجام او در پاييز همان سال موفق به كشف اين طلسم شد.
اين كشف زماني اتفاق افتاد كه روزي هنري كتاب قديمي را در كتابخانه خانه شان پيدا كرد كه در آن يك ورد به صورت رمز نوشته شده بود و بالاي آن جمله ايي نوشته يود كه اگر به وجود گرگينه ها نيازمنديد اين ورد را بسازيد.
هنري آن ورد را از هم جدا كرد و حروف آن را جدا نمود تا كلمه استريپتو مايسز ساخته شد.
سپس به كافه خيابان پايين رفت و در ازدحام و شلوغي خود را آماده كرد تا اين ورد را امتحان كند!

حركت چوب دستي:

او چوب دستيش را به طرف يكي از افرادي كه لباسي سياه پوشيده بود و صورت خود را پوشانده بود گرفت و مستقيم به نوك چوب دستيش خيره شد و ورد را بر زبان آورد كه با ناگاه نوك چوب دستي روشن شد و اين طور نشان داد كه آن فرد يك گرگينه است. هنوز آن به درستي پي نبرده بود كه ناگهان آن مرد به صاحب كافه حمله كرد و سعي داشت آن را گاز بگيرد.و به اين ترتيب طلسم شناسايي گرگينه ها كشف شد.
اين طلسم هنوز هم در ميان كاراگاهان وزارت سحر و جادو رايج است گرچه گرگينه هاي آدم نما ديگر به آن شكل در مكان هاي عمومي ظاهر نمي شوند و بايد راه هاي جديدي را براي پيدا كردن آنان به كار برد!


3- مقاله که باید توضیح بدید در دوران قبل از تولد مرلین، بیشتر چه طلسم ها و وردهایی ساخته می شدند و اونها چه نقشی در زندگی حالا دارند، یعنی هنوز هم استفاده می شوند یا طلسمهای دیگه ای جای اونا رو گرفته ، که 15 امتیاز داره.

گفته شده كه قبل از مرلين كبير اولين شخصي كه دست به ساخت طلسم هاي بسيار ابتدايي و ورد هاي بسيار پيش پا افتاده زد شخصي به نام اوره تون بوده است كه حدود 600 سال قبل از مرلين مي زيسته است.
كار اين فيلسوف يونان باستان بعد ها مقدمه كار هاي مرلين را ايجاد كرد و باعث شد تا او دست به كار هاي بزرگ و كشف ورد ها و طلسم هاي ماندگار بزند.
طلسمي مانند ويندگارديوم لويوسا كه براي بلند كردن اجسام به كار مي رود و هنوز هم در زندگي امروزه ما كاربرد فراواني دارد اولين بار توسط اوره تون كشف شد. اين طلسم بسيار ساده در حساس ترين مقاطع تاريخ كمك شاياني به جامعه جادوگري كرده است. اما طلسم هايي مانند ايجاد نور ، درست كردن آتش و بر روي آب راه رفتن كه توسط مرلين كشف شده اند بر طبق گفته هاي خود وي در زير بناي آنها كارهاي تئوري اوره تون نهفته است.
فيلسوفان جادوگر عصر يونان باستان قبل از مرلين اگرچه خيال بافي هاي جادوگرانه زيادي داشته اند و علم جادو هيچ صحت و سقمي بر گفته هاي آنان نيست اما حتي بسياري از يافته ها توسط آنان بيان شده است .
گرچه امروزه با آن ساليان سال هزاران هزار سال تفاوت وجود دارد اما هنوز هم مي توان رد پاي بعضي از طلسم هاي آن دوره را در زندگي امروزه يافت!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
از دفتر خاطراتم :

از او می ترسم... گاه تصور می کنم با هیبتی عظیم در مقابل من ایستاده و م
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 7 تیر 1385 02:00
نمایش جزئیات
آفلاین
1- گزارش کارتون رو برای اجرای یکی از این طلسم ها می خوام که 7 امتیاز داره و به حالت نمایشنامه چه طنز و چه جدی باشه!
-هووم...حال نداشتم باب!... يه طلسم عجق وجق بهمون داد كه اجراش كنيم...چي بود...ها!مكستيل!اي بابا من چوبدستي دستم نيست،پس چرا تو توي اين هاله گير كردي؟!هووم...اين است آرتيكوس كه بدون چوبدستي جادو ميكند!خلاصه من اين طلسم رو بلد نبودم!مشقهامو خوب نوشتم...نوه نوه نوه ام بهم جايزه داد...يه رستگاري دومبولي داد!
-هوووي...آرتي داري با كي حرف ميزني؟كسي كه اينجا نيست!
مامان آرتي از ميان دري بهش نگاه ميكرد و آرتي...يك عروسك اژدها دستش گرفته بود و دور آن اژدها،خط ماژيكي نقره اي رنگ كشيده شده بود.
مامان آرتي در حالي كه سرش رو به حالت نااميدي تكان ميداد گفت:
-آخ كه چقدر خله اين بچه!مرلينم!يه پول به من بده...يه رستگاري به اين!ببينيم آدم ميشه يا نه!
در اينجا بود كه آرتيكوس غرق در ناراحتي،در دل گفت:
-اگر دو دقيقه دير ميومدي خودم رستگار ميشدم!چرا مامان ها اينجوري حال آدم رو ميگيرن؟!
در اينجا به پايان اين ماجرا ميرسيم!

2- معرفی یک طلسم و طرز استفاده ی اون که 8 امتیاز داره.
به لاتین: Peludp
به فارسی: پلودو
معنی: پرمو
این طلسم برای رویش موهای زائد در بدن شخص طلسم شده به کار میره...نکته اینه که باعث رویش مو به اندازه طبیعی نمیشه ...بلکه برای رویش موی زائد در تمام بدن و به صورت غیرطبیعی میشه...روی بازوها...صورت...پاها...مثل یه گوریل
نحوه اجرا: فقط باید چوبدستی به طرف شخص باشه بعد دست رو از آرنج خم کرده. 90 درجه به بالا و محکم بیاد پایین...و و رد هم دقیقا باید بین زمان اومدن پایین دست گفته بشه...

3- مقاله که باید توضیح بدید در دوران قبل از تولد مرلین، بیشتر چه طلسم ها و وردهایی ساخته می شدند و اونها چه نقشی در زندگی حالا دارند، یعنی هنوز هم استفاده می شوند یا طلسمهای دیگه ای جای اونا رو گرفته ، که 15 امتیاز داره.هووم...قبل از مرلين آيا جادوگري بوده كه بخوايم در مورد شكل زندگي آن و شكل جادوهاي آن بحث كنيم؟!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آرتيكوس الياس فرناندو الكساندرو دامبلدور

ملقب به سلامگنتئور(فنانشدني در همه دورانها)

[b][color=009900]آرتيكوس ..
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 7 تیر 1385 01:30
نمایش جزئیات
آفلاین
1- گزارش کارتون رو برای اجرای یکی از این طلسم ها می خوام که 7 امتیاز داره و به حالت نمایشنامه چه طنز و چه جدی باشه!

با اعتماد به نفس كامل به سمت كريچر برگشتم و خواستم مثل پروفسور رفتار كنم !!! چوب دستيمو به سمت گوش كريچ گرفتم ؛
_ خب جن خونگي عزيز ! تا چند لحظه ديگه نمي توني قلم پرتو تو گوشت فرو كني ... مكثتيل !
كريچ با تعجب نگاهي انداخت و سپس قلم پرش را به سمت گوشش برد و با حالتي پيروزمندانه به من پوزخند زد !!!
_ ببخشيد استاد ‌! من هر وقت هول مي شم سين هام مي زنن ! و دوباره تمركز كردم ؛
_ مكستيل !
طلسم به صورت بخاري كمرنگ از چوب دستي بيرون آمد و كريچ در حالي كه با قلم پرش كه در گوشش بود ، ور مي رفت دوباره به من لبخند جذابي! زد !!!
_ ...
اين دفعه با تمام وجودم فرياد زدم : مكستيل !
طلسم به كريچ خورد ، كمانه كرد و به سمت خودم برگشت ...
و كريچ با لبخندي كه تا بناگوشش مي رسيد ، براي من كه در هاله اي نقره اي گير كرده بودم ، دست تكان داد ...

2- معرفی یک طلسم و طرز استفاده ی اون که 8 امتیاز داره.

طلسم استيريوس ! (Starious)
براي اجراي اين طلسم چوب دستي رو مستقيم تو چشماي طرف مي گيريد ، پنج تا هرم فرضي با قاعده سه و نيم سانت رسم مي كنيد و طلسم رو فرياد مي زنيد !
اين طلسم باعث مي شه كه فرد برخورد كننده! با آن تا چند ساعت به رو به رو خيره شده و سرگرم شود ، اين طلسم بيشتر در بيمارستان ها و در بخش رواني براي سرگرم كردن بيماران خوددرگير استفاده مي شود !

3- مقاله که باید توضیح بدید در دوران قبل از تولد مرلین، بیشتر چه طلسم ها و وردهایی ساخته می شدند و اونها چه نقشی در زندگی حالا دارند، یعنی هنوز هم استفاده می شوند یا طلسمهای دیگه ای جای اونا رو گرفته ، که 15 امتیاز داره.

در زمان هاي گذشته و قبل از تولد مرلين ملت :
1. بيشتر از طلسم هايي با تنوع حروف كمتر ولي طولاني تر استفاده مي كردند ، مثل : قاقوقيقيقوق !
2. عده اي هم چون توانايي هماهنگ كردن اعصاب دست و دهنشونو نداشتند بيشتر از حركاتي كه با دست انجام مي شد و نيازي به تمركز نداشت استفاده مي كردند ، مثل : جفت پا ، كله معلق ، فنون رزمي و ...
3.البته يك سري طلسم هاي ساده مثل لوموس و ... هم بود كه در اون زمان استفاده مي شد اما به صورت خيلي طولاني تر شايد چيزي مانند لولومونالومانوس ! و همون طور كه همه مي دونن اين مرلين بود كه با تولد خودش و آفتابه اش تحول عظيمي رو تو صنعت! جادوگري ايجاد كرد .
طلسم هايي كه الآن استفاده مي شه ، طويل نيست ولي از لحاظ لفظي پيچيده تره و هماهنگي بيشتري رو لازم داره !
*** البته بايد نكته اي رو در اينجا متذكر شد ؛
از اون جايي كه عمر مرلين از قديمي ترين فسيل هاي موجود هم بيشتره ، بعيد به نظر مياد قبل از اون كسي وجود داشته كه از طلسم استفاده كنه !!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مریدانوس در 1385/4/7 1:32:21
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 تیر 1385 21:12
نمایش جزئیات
آفلاین
1- گزارش کارتون رو براي اجراي يکي از اين طلسم ها مي مي خوام که 7 امتياز داره و به حالت نمايشنامه چه طنز و چه جدي باشه!

درخت خرمايي توي خونمون بود! فضاي زيادي از باغچه رو گرفته بود و همه جا رو با برگهاش و شكوفه هاش كثيف ميكرد ولي هر سه سال يه بار ميوه ميداد! همه راهها رو براي زودتر ميوه دادنش امتحان كرديم اما جواب نبود كه نبود! تا اينكه در يك روز پاييزي پرفسور به ما ورد اينكار رو ياد داد! اونروز شوق و ذوق زيادي داشتم كه برم خونه و اون رو امتحان كنم! دويدم و دويدم! سركوهي رسيدم! دو تا خانوم رو ديدم! با برادر حميد تماس گرفتم و متوجه شدم كه راه رو اشتباه اومدم، سرم رو انداختم پايين و رفتم خونه!!
خلاصه رفتيم جلوي درخت! چوب رو گذاشتم روي تنه و با لحن كش داري گفتم: "آنتوادديتل"! هيچ اتفاقي نيفتاد! دوباره امتحان كردم! شب و روز امتحان ميكردم ولي هيچ اتفاقي نيم يفتاد! تا اينكه يه روز كه رفتم خونه ديدم روي تنه درخت جمله هايي هم شده:
"بچه پررو. من رو اوردي توي جاي سردسير كاشتي. نهال من رو به عنوان يه نخل زينتي خريدي! همين كه سه سالي يه بار برات ميوه ميدم از سرتم زياده ... "


2- معرفي يک طلسم و طرز استفاده ي اون که 8 امتياز داره.

جريوس!!
چوب دست رو خيلي استوار به سمت فرد مورد نظر ميگيريم و با صداي محكم داد ميزنيم: "جريوس"! نوري خاكستري با دماي سيصد درجه از چوب دستي خارج ميشود و به فرد مفلوك برخورد ميكند ... !!


3- مقاله که بايد توضيح بديد در دوران قبل از تولد مرلين، بيشتر چه طلسم ها و وردهايي ساخته مي شدند و اونها چه نقشي در زندگي حالا دارند، يعني هنوز هم استفاده مي شوند يا طلسمهاي ديگه اي جاي اونا رو گرفته. که 15 امتياز داره.

يكي بود يكي نبود!
قبل از تولد مرلين يه بزبزقندي بود كه با بچه هاش توي يه كلبه زندگي ميكرد! بزبز قندي قصه ما سه تا بچه داشت! شنگول، منگول و حبه قند!
اون يه روز براي جمع آوري علوفه به جنگل رفت! كه براي اينكار از ورد اكسيو استفاده ميكرد! اما امروزه از وسايلي همچون داس و ماشين كامپايل استفاده ميشود!
بچه ها توي خونه تنها بودن و بازي ميكردن! آقا گرگه اومد پشت در و گفت بچه ها منم، منم مادرتون! بچه ها با ورد گلاسيوس در رو به صورت شيشه در اوردن و تونستن تشخيص بدن كه اون مادرشون نيست! كه امروزه از وسيله اي چون آيفون تصويري استفاده ميشود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جي.كي رولينگ نقاش مصري قرن پنجم هجريه
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 تیر 1385 05:32
نمایش جزئیات
آفلاین
1- گزارش کار برای اجرای یکی از طلسم های معرفی شده!

من یکبار به همراه آوریل و چو و لونا و یونا و دویل و ادی و بینز و رزمتا و سدریک و ققنوس و.... و... و... و... آنیتا داشتیم از اطراف دفتر اساتید می گشتیم که آنیتا به طور مرموزی ناگهان کار ضروریش گرفت و رفت تو دفتر و من به همراه ملت خواستیم گشت بزنیم که ناگهان من گفتم!

هی ملت به نظرتون خوبه حال اساتید رو بگیریم؟؟


ققنوس: اینکه محشره نکنه توهم می خوای بیای حذب!
فلور: من ساز مخالفم مفهوم شد! من ساز می زنمو... ساز می زنمو ... ساز می زنم! حالا تار می زنمو ... تار می زنمو... تار می زنم!

و همه ی بچه ها می یان وسط!

من: هی ملت چه وضعشه من می خوام حال این اساتیدو بگیرم نمی دونید چقدر تکلیف می دن!

ملت: شروع کن!
من: بریم کمین بشینیم اوکی؟؟
همه می ریم پشت دیوار قایم می شیم و توهم می چپیم!

من چوب دستیمو آماده گرفتم!

ناگهان آنیتا بیرون می یاد از اون طرف تو تاریکی یک شخصی داره می یاد به سمتش و اوه ما ویور!
آنیتا می ره تو بغل طرف!و :bigkiss:

من همون لحظه... با صدای نسبتا آروم می گم مکستیل

یک حلقه ی نقره ای رنگ دور دراکو و آنیتا به وجود می یاد! و اونو محکم در حال تنفس مصنوعی بهم می چسپن!

و همه ی بچه ها رو زمین از خنده ولو می شن!

دو روز بعد آنیتا بعد از دوا و درمان های بسیار می تونه از اون حالت باحال در بیاد!

2- معرفی یک طلسم و طرز استفاده از آن:


طلسم ماکزیمم اند مینیموم جویوس!
این طلسم توسط پروفسور آلبوس دامبلدور به وجود امد تا بتونه ملت رو از وسط نصف کرده و جر دهد تا باشد از این کارها باشد و قسمت جر دهنده شده را با قسمت جر دهنده از فرد دیگر گنت بزنند بشود آدم دو چهره! این طلسم بسیار قوی بوده رنگ زرد و نارنجی و قرمز در سایزهای مختلف دارد! و حرارت آن 200 درجه است و قلب آدم را جر می دهد
چوب دستی رو وسط آن آدم مورد نظر گرفته و بلند فریاد زده ماکزیمم جریوس! و فرد از وسط جریده می شد !

3- مقاله ای در مورد طسم های ساخته شده در دوران قبل از تولد مرلین و میزان کارایی و استفاده ی آنها در زمان حال:

چون اون وقتا ملت جادوگر نمی دونستن جادوگرن!و چوب دستی نداشتن وردی به اون صورت به وجود نیمده فقط وردهای ابتدایی بپاز / باشو برای پختن و شستن!
که اونم ساحره ها ساختن چون جادوگرا هیچ استعدادی نداشتن ندارند و نخواهند داشت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 تیر 1385 00:40
نمایش جزئیات
آفلاین
1- گزارش کار برای اجرای یکی از طلسم های معرفی شده به صورت نمایشنامه طنز یا جدی ( 7 امتیاز)
تالار عمومی گریفیندور خالی بود. خودم را روی یکی از مبل های راحتی نزذیک شومینه خاموش انداختم و در حالی که به کارها و تکالیفی که باید انجام میدادم فکر می کردم، ،آهی کشدیم. انبوهی از کتاب ها ی قطور که لای هر کدام تکه کاغذ های فراون دیده میشد روی میز مقابلم به چشم می خورند. در حالی که فکر می کردم هرمیون چطور می تواند همه ی آن کتاب ها را بخواند و تمام کند، چشمم به دسته کارت انفجاری که بی نظم در گوشه ای از میز پخش شده بودند افتاد و یاد باخت دیشبم افتادم. این یادآوری جز این که حالم را بدتر بکند فایده ی دیگری نداشت. آه دیگری کشیدم و کتاب" طلسم های جادویی و کاربرد آنها" را باز کردم.
- طلسم مکستیل! به نظر نمیاد که اجراش خیلی سخت باشه!
بعد از این که کتاب و جزوه هایم را مرور کردم، نگاهی به اطرافم انداختم تا ببینم روی چه چیزی می توانم این طلسم را اجرا کنم.
نگاهم روی کارت انفجاری های جسی ثابت ماند. باخت دیشب هنوز آزارم میداد. چوبدستیم را به سمت آنها گرفتم و در حالی که زیر لب زمزمه می کردم" مکستیل" دایره ای در فضا در هوا کشیدم. به نظر می آمد که کارم را خوب انجام داده باشم!
2- معرفی یک طلسم و طرز استفاده از آن( 8 امتیاز)
طلسم فیدلیوس : Fidelius
این طلسم جهت پنهان کردن یک فرد یا یک مکان به کار می رود. به این صورت که با انتخاب یک رازدار ، و اجرای این طلسم بر روی آن فرد یا مکان می توان از پیدا شدن آن توسط افراد دیگر جلو گیری کرد. یعنی تا زمانی که فرد رازدار مکان آن فرد یا کان را فاش نکند و به دیگران نگوید، پیدا کردن آنها غیر ممکن است.
اجرای این طلسم به این صورت است:
برای مثال اگر فردی بخواهد مکانی را پنهان کند، ابتدا برای آن جا رازداری انتخاب می کند. سپس رازدار ، چوبدستی خود را به طرف مکان مورد نظر می گیرد و بعد چشمانش را می بندد و همه ی هواس خود را روی آنجا و موقعیتش متمرکز می کند، سپس ر همان حال که آرام زمزه می کند «فیدلیوس» به آدرس دقیق آن مکان فکر می کند. در همین حال، پرتویی قطور مخلوط از رنگ های نقره ای و طلایی و از چوبدستی او خارج می شود و به صورت هاله ای محو مکان را در بر می گیرد. در تمام این مدت فرد باید تمرکز خود را به طور کامل حفظ کند و چوبدستیش را کوچکترین تکانی ندهد؛ زیرا در غیر این صورت در وسط اجرای طلسم بیهوش خواهد شد. از این جهت اجرای این طلسم باید توسط جادوگران مجرب انجام شود.
3- مقاله ای در مورد طسم های ساخته شده در دوران قبل از تولد مرلین و میزان کارایی و استفاده ی آنها در زمان حال( 15 امتیاز)
اکثر طلسم هایی که ما اکنون از آنها استفاده می کنیم به دوران قبل از مرلین و یا زمان مرلین برمی گردند. البته هم اکنون نیز قسمتی در وزارت خانه وجود دارد که به ساخت و بررسی طلسم های جدید می پردازد. اکثر طلسم های قوی و سخت که تنها جادوگران ماهر و دارای قدرت جادویی بالا قادر به انجام آنها هستند، در زمره ی طلسم های باستانی که ساخت آنها به زمان قبل از میلاد مرلین ویا زمان او بر می گردد ، قرار می گیرند. اما اکثر این گونه طلسم ها در حال حاضر یا فراموش شده اند و یا افراد معدودی پیدا می شوند که قادر به انجام آنها باشند؛ زیرا در طی سالیان دراز ، قدرت جادویی در میان جوامع جادوگری کاهش یافته است. ساخت طلسم ها همچنین می توانست خیلی ناگهانی صورت بگیرد بنابراین نمی توان به طور خاص مشخص کرد که هر طلسمی در جه زمانی و توسط چه کسی و به چه دلیلی ساخته شده است، با توجه به این که همه ی طلسم ها نیز ثبت شده نیستند.(البته بسیاری از طلسم های معروف نیز با تاریخچه ی کامل آنها جمع آوری شده اند ولی مسلما این اطلاعات در برگیرنده ی همه ی طلسم ها نیست.) اما می توان حدس زد که بیشتر طلسم های ساده( نه طلسم ها باستانی که توسط جادوگران مشهور ساخته می شده است.) دوران پیش از تولد مرلین، باید در رابطه با کشاورزی، باغبانی ، دفاع در مقابل ماگلها(از قبیل پنهان شدن و ...) بوده باشند. که طبق نیاز های آن زمان که البته تا اکنون نیز نباید فرق چندانی کرده باشند ، ساخته شده اند. شاید در رابطه با موضوعی طلسم هایی فراوانی ساخته شده باشند که از نظر درجه ی کیفیت نسبت به طلسم ساخته شده ی اولیه برتری داشته باشند، اما این به این معنا نیست که طلسم های پیشین از بین رفته و یا غیر قابل استفاده شده باشند.(مگر این که اثرات سو آنها مشخص شود). برای مثال طلسم های زیادی برای قفل کردن در ها وجود دارد که سادهترین آنها آلوهومورا است. می دانیم که طلسم های قوی تری نیز برای این کار وجود دارند؛ اما این بدین معنا نیست که دیگر این طلسم هیچ کاربردی ندارد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رومسا در 1385/4/6 0:47:35