شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
1-يه تعريف جامع در مورد ادميزادگان و جانوران بنويسيد؟ آدميزاد از نظر خودشون ، يك جانور مهره دار ، پستان دار ، عاقل و ناطقه اما از نظر بقيه موجودات مثل اجنه و سنتورها و... آدميزاد يك حيوون دو پا ست كه خيلي به عقلش مي نازه و زيادي خودشو دست بالا مي گيره..اما از نظر آدمهاي منطقي و عاقل انسانها يكي از آفريده هاي خدا هستند كه از خاك درست شده اند و مثل اوناي ديگه هستند با اين تفاوت كه حرف مي زنند ، عاقلند و وداراي قدرت انتخاب و اراده هستند (حالا اونايي كه نقب مي زنن ميان هاگ چين؟؟؟ ) و در كل مشكل اصلي اينه كه چون خودمون آدميم نمي دونيم آدم چيه...چون بهش فكر نكرديم زياد.. ----------------------------------- 2.بگيد گرگينها ها ادمند يا جانور چرا؟ گرگينه ها از 2592000 ثانيه ي يك ماه حدود39600 ثانيه اش رو گرگند و بقيه اشو آدمند و چون كه ثانيه هايي رو كه اونا در اون آدمند خيلي بيشتره ما نتيجه مي گيريم كه آدمند(كي ميگه آدم نيستن بياد پيش من حالشو بگيرم ----------------------------------- 3.مقاله در مورد زندگي سنتورها؟ سنتورها مخلوقاتي هستند از گونه ي نيمه حيوانها ، به طوري كه يك بالا تنه ي انسان سوار بر كول يك اسبند. زادگاه اصلي اونا كله ي يوناني هاي باستان بوده( از مخ نداشته ي يه يوناني بيرون اومدن) و از قديم الايام وحشي بودن و فقط يكي از اونها متمدن بوده كه رنگ قهوه اي روشن داشته و اسمش هم كايرون (chiron ) بوده( اين قهوه اي روشناشون هميشه سنت شكن بودن) كه خيلي هم عالم بوده و مورد احترام همه بوده ننننننننه ولي تمامي سنتورهاي ديگر به طور گروهي و بعضا به ندرت جداگانه در جنگل ها مي زيستند و اگر آدمها رو مي ديدند مي كشتند . سلاح اصلي اونا تير و كمان است و در ضمن صورت فلكي ماه آذر هم يك سنتور هستش كه يك كمان كشيده در دست دارد(احتمالا نمايه اي باشه بياد كايرون) اما بر خلاف تمامي گله هاي سنتور جهان سنتور ها در انگلستان( در جنگل ممنوعه ي هاگوارتز) به شكل يه گله ي متمدن در اومدن كه در پيشگويي و ستاره شناسي استادند ولي هنوز هم همان رفتار خشن و وحشيانه رو با آدما مي كنن و در انتها اينكه سنتورها دوست ندارن زياد با آدمها دمخور باشن و كمي زيايد گوشه گيرند اهم ..يه سوال هم داشتم اگه حواب بديد خيلي خوبه: جانوران جادويي اصيل ايران كدامند؟ {الف)الاغ ب) گاو....... ب)گاو.......... ب) گاو}
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ادوارد بونز در 1385/10/11 16:57:49 ویرایش شده توسط ادوارد بونز در 1385/10/11 17:01:35
می تراود مهتاب..
"وقتش رسیده که همهی ما بین چیزی که درسته و چیزی که آسونه، یکی رو انتخاب کنیم." - پروفسور دامبلدور
1.يه تعريف جامع در مورد ادميزادگان و جانوران بنويسيد؟
آدمیزاد همون طور که خودتون گفتید موجود دوپایی هستش که دارای قدرت تفکره و میتونه خودش با عقلش همه چیز رو تشخیص بده و به درستی انتخاب کنه!(کتاب دینی چقدر به دردم خورد!) اما جانور ممکنه رو دو پا راه بره ، ممکنه فکر بکنه اما محدوده و مثل آدمیزاد نمیشه! جانور نمیتونه زمینه ی فکر و تصمیماتش رو انتخاب بکنه و کارهایی که میکنه واسش برنامه ریزی شده، اما جانوران این طوری به دو دسته تقسیم میشن: جانوران معمولی که ویژگی های گفته شده رو دارن و دوم جانوران جادویی! جانوران جادویی اکثریت توانایی فکر کردن دارن! مثلا جن ها و غولها...و این باعث پیچیدگی این بحث درباره جانوران میشه! اما باز هم کارهایی که جانوران جادویی انجام میدن گاهی عاقلانه نیست و اینا خودشون رو لو میدن! اما کلا تعریف دقیقی براش نیست! ----------------------------- 2.بگيد گرگينه ها ادمند يا جانور چرا؟
گرگینه ها همون آدم بدبختن که شدن جانور! در اما یه فردی که گرگینه ست یه جانوره چرا که با اینکه ممکنه بتونه روی دوپا حتی بایسته اما قدرت تفکرش به کل تعطیل میشه و کارهاش کاملا از روی بی عقلی هستش و به طور برنامه ریزی شده هار میشه ملت ر و آزار میده! خوب این جانور بودن اون رو نشون میده! ----------------------------- 3-مقاله در مورد زندگي سنتورها؟ سنتور ها جز جانوران جادویی هستند ،چرا که عقلشون کار میکنه و کارهای اونا مثل آدم ها میتونه باشه! اما ویژگی های جسمی اونها که چهار پا هستند ،باعث شده تفاوتهایی با انسان داشته باشن و گاهی رفتارشون متفاوت با رفتار آدمها باشه! موجوداتی که به صورت دسته جمعی در جنگل زندگی میکنن! و همه از یه قوانین و مقراراتی پیروی میکنن که خودشون مشخص کردن و اینا همش عقل اونا رو نشون میده! و اینکه عده ای از اون ها وحشی هستند (کلا وحشی هستن اما به روی خودشون نمیارن!) و یه دفعه قاطی میکنن و عده ای اهلی هستن! کلا با آدما رابطه ی خوبی ندارن! سرشون تو کار خوشونه! و خلاصه این طوری هستن! دیگه چیزی ندارم بگم!(بازم کتابای هری پاتر اینجا یه خرده یادش افتادم!)
1.يه تعريف جامع در مورد ادميزادگان و جانوران بنويسيد؟
آدمیزاد کسیه که جغد نباشه ! در کنار اون حداقل در حد مالدبر فهم داشته باشه ! این می شه آدمیزاد .
حالا کسی که جغد نباشه و در حد مالدبر هم شعور نداشته باشه می شه جانور !
و جغدا در این بین می شن فرشته و جیگر و مامان !
2.بگيد گرگينه ها ادمند يا جانور چرا؟
گرگینه ها آدمن . چون از یه ماه بیست و نه روزشو آدمن و یه روز می شن گرگ ... و تازه موقعی که گرگن هم می شه با معجون کنترلشون کرد ... در نتیجه آدم حساب می شن !
3.مقاله در مورد زندگي سنتورها؟
سانتور (به یونانی: Κένταυροι، تلفظ: کنتاوروس) در میان اساطیر یونان جز معروف ترین موجودات است. سانتور موجودی است نیمی انسان و نیمی اسب، با سر و دو دست و بالاتنهٔ انسان و بدن و چهار پای اسب، به این شکل که قسمت انسانی از جایی که گردن اسب باید شروع میشد به جای آن قرار دارد.
سانتور ها قدرت تکلم انسان را دارند و در رنگ های گوناگون یافت می شوند. سانتور ها با روش های ویژه ای از دید انسان ها مخفی می مانند. همچنین آن ها در جنگل زندگی می کنند و زیستگاه اصلیشان کشور یونان است.
سانتور ها روش های ویژه ای در استتار و مخفی ماندن دارند که این روش ها هنوز در پرده ای از ابهام قرار دارد. آن ها به صورت قبیله ای زندگی می کنند و از علومشان برای زندگی استفاده می کنند ... سانتور ها بر علوم سحر آمیز شفا و پیش گویی و همچنین نجوم تسلط خاصی دارند.
تیر اندازی سانتور ها با تیر و کمان زبانزد خاص و عام است. اکثر سانتور ها از برخورد و معاشرت با انسان ها خوشنود نمی شوند و خود را بسیار برتر از انسان می دانند و با انسان بر خورد خوبی ندارند که می توانی سانتوری را نام برد که در افسانه های یونان باعث مرگ هرکول شد. اما انواع دیگری نیز در میان افسانه ای یافت می شود مانند یکی از سانتور های داستان هری پاتر که با انسان بر خورد خوبی دارند.
1.تعريف جامع در مورد آدميزادگان و جانوران آدميزادگان جانداران پستانداری هستند که با دو پای خود بر روی زمين راه ميروند؛دو دست برای انجام کارها دارند؛دارای دو چشم برای ديدن،يک دماغ برای بو کشيدن،يک دهان،زبان و چندين دندان برای خوردن ميباشند. به راحتی و از طريق حرف زدن،با همنوعانشان ارتباط برقرار ميکنند؛دارای قدرت تفکر،تصميمگيری و انتخاب هستند؛با بهرهگيری از قدرت عقل،منطق،استدلال و ... روز به روز قادر به پيشرفت ميباشند تا به هدفی مشخص دست يابند. حال آنکه جانوران جاندارانی هستند که ميتوانند جزء گروه پستانداران،پرندگان،خزندگان،حشرات و دوزيستان باشند؛ويژگيهای ظاهری جانوران وابسته به نوع آنها متغير است...دست و پا،باله،دم،بال،شاخک و ساختارهاي متفاوت ديگر. در واقع يکی از کارآمدترين راههای تشخيص انسان و جانور،بررسی ويژگيهاي ظاهری است. روش برقراری ارتباط ميان جانوران نيز انواع گوناگوني دارد،از طريق امواج،مواد شيميايي روی شاخک و هزاران راه ديگر که درک آنها برای آدمی دشوار است.اکثر جانوران کارهاي خود را به صورت غريزي انجام ميدهند و فاقد قدرت تفکر و انتخاب ميباشند اما معدود جانورانی نيز يافت ميشوند که درجهی هوشی نزديک به انسان دارند. 2.گرگينهها آدمند يا جانور،چرا؟ در حقيقت هر گرگينه انسانی است که در اثر گاز گرفته شدن توسط گرگينهای ديگر به اين شکل درآمده.گرگينهها تا زمان بدر کامل ماه مانند انسانهاي معمولی هستند البته بعضی از آنها.در مورد موارد خاص ميتوان به "فنرير گری بک" اشاره کرد که حتی وقتی زمان بدر کامل ماه نيز فرا نرسيده بود،خويي گرگ صفت داشت. گرگينهها ميتوانند با خوردن معجون "گرگ خفهکن" در زمان بدر کامل ماه با وجود تغييرشکل به يک گرگ،کنترل اعمالشان را در دست بگيرند و وحشی نشوند اما در غير اين صورت همراه با تغييرشکل به يک هيولای تمام عيار تبديل خواهند شد که هيچ شباهتی به انسان ندارد. 3.مقاله در مورد زندگی سانتورها سانتورها جانورانی هستند با سر و نيم تنهی انسان اما از کمر به پايين شبيه اسب.داراي درجهی هوشی نزديک به انسان ميباشند،البته آنها هوش خود را برتر از آدمی ميدانند اما در حقيقت طالعبينانی بيش نيستند. هرگونه تجاوز به حريم زندگي آنها خشمشان را برميانگيزد و بیترديد عاقبتی دردناک در پي خواهد داشت،مگر اينکه متجاوز به اصطلاح خودشان کره باشد.
1.يه تعريف جامع در مورد ادميزادگان و جانوران بنويسيد؟
به نظرم بهترین کار تعریف جداگانه ی هرکدوم هستش ! پس با اجازه!
آدمیزادگان: آدمیزادگان یعنی کسی که از آدم زاده شده و متولد شده. ولی خود آدم یعنی کسی که دم و باز دم انجام دهد ، فکر کند، عقل و هوش او در دست خودش باشد ( به طور غریزی کار نکند! ) ، رشد و کمال او در دستش خودش باشد زیرا یکی از تفاوت هایی که انسان را از حیوانات و دیگر موجودات جدا می کند ، همین رشد و کمال هستش که در انسان رشد اندام های او ( صرف نظر از برخی اندام ها ) در دستش خودش است و کمالات او بی کران هست و کرانی ندارد و تا بی نهایت ادامه دارد ، ولی برای موجودات یا جانوران همه چیز یا غریزی و یا طبیعی هستن که البته کمال و ارزوی انها بعد از مدتی قطع می شود به طور یکه انگار دیگر آرزویی ندارند. رفتار انسان به دلیل داشتن عقل و هوش ، باید مناسب و انسان پسند باشد که البته این را می شه اثبات کرد، زیرا وقتی کسی اخلاق و رفتارش غیر عادی میشه و یا رفتاری شبیه به جانوران انجام می دهد، او را با لفظ جانور می شناسند و به زبان محاوره ای می گویند: عجب جونوری هستش! البته یک موضوع هستش که خواندن و نوشتن و یا گفتار بلد بودن یا بلد نبودنش دلیل انسان بودن یا نبودن نیست، زیرا در زمان های بسیار دور، انسان هیچ چیزی نمی دانست و معمولا از اشکال برای بیان صحبت های خود می پرداختند. البته باید بگم که جادوگران بعد از تکمیل کم و بیش انسان به وجود آمد.
جانوران: در زمان قدیم، جانور را به صورت یک موجودی می شناختند که چهار دست و پا راه می رود ، در صورتی که هیچوقت جانوران به همین تعریف بسته نمی شوند. برای جانور زیاد تعریف نمی شود آورد ( البته بیشتر تعریف ها رو در قسمت آدمیزاد آوردم ) . ولی با این حال تفسیر دانشمند هایی را بیان می کنم: یکی از دانشمندان پس از تحقیقاتی به این نتیجه رسیده که جانور یعنی موجودی که برای رفتار های خود قاعده ای ندارد و به دنیا امده که فقط زندگی خود را بگذراند. البته در بعضی از جانوران غریزه هست که یک حس نجیبی به خود می گیرد و علاوه بر خود به جان انسان ها نیز اهمیت می دهند مانند سگ ها. خوب این تعریف ها فقط برای تشخیص انسان از حیوان کافی هستش ، البته کامل و کافی نیستش!
گرگینه ها: ( انسان یا حیوان !)
طبق تعریف های گذشته به گرگینه ها می گویند ، انسان حیوان نما؛ خوب این یعنی اسنانی که در حین انسانیت ، حیوان نیز است. گرگینه ها فقط در زمانی که ماه کامل نشده و ظاهر انسانی دارند ، می توان به ان ها توصیف انسان داد زیرا در ان زمان هستش که می تونه رفتار خودشو کنترل کنه در غیر این صورت( زمانی که ماه کامل شده و تبدیل به گرگ شده است) دیگر عقل و هوشی ندارد که رفتار خود را کنترل و با دیگران به همان صورت یکه ان ها با او رفتار می کنند رفتار خود را شکل دهند.
سانتور ها:
سانتور ها هم نیمی انسان و نیمی حیوان ( اسب ) هستن که البته رفتار و کردار اسب ها طوری هست که بین انسان ها با لفظ نجیب جا گرفته است. سانتور ها بدنشان اسب و عقل و هوششان اسنان است. البته در این جا هست که ما نمی توانیم از روی ظاهر و چهار دست و پا بودن ان ها گفت که ان ها حیوان هستن. زیرا ان ها علاوه بر انسان بودن، یک سری اخلاق و توانایی های بیشتری هم نسبت به ان ها دارند و می توانند در مورد وضعیت ستاره ها و آب و هوا و... خبر دار بشوند. این سانتور ها نیمه انسان کامل هستن: این یعنی بدنشان نصفه انسان است ولی باطن و عقل و هوشش کامل است. سانتور های نیمه انسان کامل در جنگل ها زندگی کرده که البته معمولا اجتماعی زندگی می کنند. سانتور ها هم رفتار خود را در اختیار دارند و همین باعث شده که با هر انسانی هر طوری که دلشان می خواهد رفتار کنند.
پاسخ سوالات ( تکالیف ) این جلسه اول مراقبت از موجودات جادویی :
آدمیزادگان :
با تشکر چشم ها ، بینی ، دهان ، دست ها ، پاها و ... نمیتوان برای تعریف انسانها از دو پا و خون و استخوان استفاده کرد چون جانوارن هم این موارد را دارا هستند ! تفاوتی که انسانها را از سایر موجودات جدا می اندازد ! داشتن قوه انتخاب و تفکر اوست ! ولی جانوران فاقد این دو هستند ! البته نه کاملا فاثد ولی اندک تر از آدمیزادگان !
جانوران :
جاندارانی هستند که استیل بدنی و ظاهر هر یک با دیگری تفاوت دارد ، در واقع موجوداتی هستند که خصوصیات ظاهری آنان با انسان ها در بسیاری از موارد متفاوت است ، همچنین قوه انتخاب ، تصمیم و تفکر آنان بسیار ضعیف است و در بسیاری از جانوران این امر وجود ندارد ! سطح تصمیم گیری و درک آنان پایین است ، در اکثر موارد وحشی و غیر قابل کنترل هستند ، و زندگی یکنواختی دارند و نگه داری آنان کسل کننده است !
گرگینه ها :
گرگینه ها انسان هستند ، در واقع هنگامی که گرگینه ای انسانی را گاز بگیرد دندان او در بدن فرد فرو رفته و شایان ذکر است که بیماری او ناقل بیماری ای است که باعث میشود فرد هر ماه هنگام شکل گرفتن کامل ماه خصوصیات گرگ را پیدا کند : وحشی ، درنده خوی با همان ظاهر گرگ مانند (و به صورت جانور وحشی چهارپایی در میآیند که طبعی درنده داشته و فاقد وجدان انسانی است )! البته معجونی کشف شده که اگر فرد بیمار ( گرگینه شده ) هنگام کامل شدن ماه آن را بنوشد تبدیل به گرگینه میشود ولی ساختار ذهنی او با همان قدرت انسانی باقی میماند و انسانی در قالب گرگینه میماند ! نکته : اگر کودکی توسط گرگینه مجروح شود خصوصیات کامل گرگینه به او منتقل میشود ، هر میزان که سن فرد مجروح شده توسط گرگینه بالاتر باشد خصوصیات گرگینگی او ناقص تر خواهد بود .
سنتورها :
سنتورها جانوران شش دست و پایی هستند که نیم تنه آنها خصوصیات ظاهری انسانی و نیم تنه انتهایی آنان شبیه به اسب است ! آنان جانوران باهوشی هستند که توانایی صحبت کردن ، اندیشیدن و ... را دارند ولیکن همانطور که در سوالات پیشین گفته شده بود هیچ موجودی به اندازه انسان توان اندیشیدن ندارد ، اما سنتورها خود را موجوداتی فوق العاده باهوش به حساب می آورند . آنان خیلی معتقد هستند که فقط باید برای خود زندگی کنند ، از نظر آنان کمک کردن به یک انسان ننگ بزرگی به شمار میرود ، اگر یکی از آنان به کمک انسانها برود گله سنتورها او را ترد کرده و برده انسانها به شمار می آورند . آدمیزادگان به جاندارانی به نام انسانها اطلاق میشود . از خصوصیات ظاهری انسانها میتوان به دو دست و دو پای ایشان اشاره نمود ! در واقع خصوصیات ظاهری در تمامی جانداران متفاوت است ولی تنها انسانها خصوصیات ظاهری مشابهی دارند ! نه کامل شبیه به هم ولی چهره آنان در یک قالب است : همچنین در علم ستاره شناسی چیره اند در واقع توانایی این را دارند که با مشاهده حرکت ستارگان و محل حرکت آنان و اشکال آنان آینده را پیش بینی کنند ! آنها هیچ کسی جز خود را واقف به این علم نمیدانند .
خلق و خوی سانتور ها شباهتی به خلق و خوی انسان ندارد . آنها در طبیعت بومی ( بومی : پوشش گیاهی و جانوری هر منطقه که با منطقه دیگر تفاوت دارد ) خود زندگی میکنند ، از پوشیدن هر نوع لباسی اجتناب میورزند و با این که از هوش و خرد انسانی برخوردارند ترجیح میدهند دور از جادوگران و مشنگ ها زندگی کنند و بصورت گروهی و در گله های متفاوت . ( البته به قول بن نمیخوان خردشون رو به انسان ها بفروشند ) ، همچنین از قدرت بدنی بالایی برخوردارند ! همچنین در علم ستاره شناسی چیره اند در واقع توانایی این را دارند که با مشاهده حرکت ستارگان و محل حرکت آنان و اشکال آنان آینده را پیش بینی کنند ! آنها هیچ کسی جز خود را واقف به این علم نمیدانند .
جانداران دو پایی هستند که از پوست، خون، و استخوان تشکیل شده اند و میتوانند راه بروند حرف بزنند با هم ارتباط برقرار کنند فکر کنند انتخاب کنند و عمل کنند.
جانوران:
موجوداتی هستند که براساس نژادشون با هم تفاوت های ساختاری دارند مثلا اینکه ما جونور یه پا داریم جونور هزار پا هم داریم .... به طور کلی هر چیزی که دیدیم که شبیه انسان یا شبه انسان نبود و احیانا هیچی هم نمیفهمید به احتمال قریب به یقین جونوری بیش نیست.
ج2) گرگینه ها آدم هایی هستند که بخاطر نوعی بیماری مشهور به لیکانتروپی برخی از خلق و خو های گرگ ها رو پیدا میکنند و البته لازم به ذکره که ماهی یک بار هم تبدیل به هیولاهای کاملی میشوند.
از اونجا که آنها قبلا انسان بودند و حالا هم میتوانند مثل یک انسان رفتار کنند و خودشونو حتی کنترل کنند به همین دلیل ما این قضیه رو فقط به عنوان یک بیماری نام گذاری میکنیم و نتیجتا گرگینه ها هم ذاتا انسان اند.
ج3) سانتور ها موجوداتی هستند با نیم تنه اسب و سر انسان که عمدتا در جنگ ها زندگی مکنند. سانتور ها هم مانند انسان ها هوش بسیاری قوی دارند و میتوانند حرف بزنند اما عقاید خاص خود را دارند که سبب شده همیشه از انسان ها دور بمانند. سانتور ها معمولا به صورت قبیله ای زندگی میکنند و هرگز توهین به خود را نمیپذیرند. برای مبارزه یا شکار از تیر و کمان استفاده میکنند و مثل انسانها تغذیه میکنند. سانتور ها به وسیله جهت حرکت ستارگان و برخی صفات موجود در آنها پیشگویان خوبی هستند و میتوانند برخی از اتفاقات اینده را پیشبینی کنند.
با سلام از تاخير پيش امده عذر ميخوام چون از راه نقب هايه زير زميني ميومدم هاگ دير شد عناوين 5 جلسه
1.جانور چيست
2.تاريخچه اگاهي مشنگها از موجودات جادويي
3.جانوران جادويي در مخفيگاه
4.فايده جادوي جانور شناسي
5 .دسته بندي وزارت سحرو جادو
جلسه اول جانور چيست؟
بيشتر شما كه اينجا هستيد فكر ميكنيد كه جانوران يه موجود گنده پشمالو هست بايد بگم شما اشتباه ميكنيد اگه اين جوري بود ما بايد به كساني شبيه هاگريد هم ميگفتيم جانور
اصلا تعريف جانور خودش يه مسئله خيلي پيچيدست حالا شايد شما بياين منو مسخره كنين همون طور كه دانشجوهايه سال اول جادويه جانور شناسي هم استاداشونو مسخره ميكنن اما حالا بياين يه كم فكر كنين ايا واقا ميتونين يه تعريف مناسب گير بيارين
يه زماني ميگفتن اونايي كه رو دو تا پا راه ميرن ادمن اما خب اين تا زمان زيادي منسوب نبود چرا
چون تو جلسه اي كه قرار بود همه به اصطلاح ادما دور هم جمع شن و يه سري قوانين بذاريد اين غول هاي غارنشين بودن اومدن با اين چماغاشون سالنو سرويس كردن از 102000 نفر 99000 هزار نفر راهي بيمارستان شدن
اون افرادي هم كه سالم موندن خود غولايه غانشين بودن
تازه علاوه بر اونا اجنه خاكي و پري ها و ... هم خودشون موذلي بودن
رسيديم به چند سال بعد كه يه نفر اومد گفت هر كي بتونه به زبان ادمي حرف بزنه از ادميزادگانه
اما خب وقتي يه جلسه گذاشتن اين جروي ها بودن(در جلسه پنجم با اين گونه از جانوران اشنا ميشويد)از پروپاچه ادما بالا ميرفتن و يه سري كلماته خاصي كه بلد بودن رو ميگفتن
ديديد اينم نشد ديديد تعريف جانور چه مشكله
تا اينكه بعد ها يه نفر اومد و گفت ادميزادگام كساني هستند كه هوش درك قوانينو داشته باشن برا اينكه سر امتحان از دست اسامي حرص نخورين هيچ نامي نيوردم ببينين چه معلم گليم
سوالات:
1.يه تعريف جامع در مورد ادميزادگان و جانوران بنويسيد؟