در طول راه هدویگ به افرادی که در حال ورزش کردن با انواع دم و دستگاه های مختلف بودند نگاه میکرد که در این بین دستگاهی زیبا توجه هدویگ رو به خودش جلب کرد!
فردی در حال قِر دادن بر روی صفحه ی گرد فلزی ای میباشد!
هدویگ از دستگاه خوشش میاد و در ذهنش فکر میکنه که حتما باید بعدا یه سری هم به این دستگاه بزنه!
-گوشه سالن-
مربی: خب ببین...اول باید یه برنامه ورزشی مناسب برات بنویسم...بعدشم یه برنامه غذایی...باید تک تکش رو رعایت کنی!
هدویگ: اگه رعایت کنم مثل اون گنده هه میشم؟!
و فردی قوی هیکل رو نشون میده که در حال کار کردن با دستگاهی عظیم است!
مربی: ایشون قهرمان جهان در رشته ی عضلات انگشت شصت هستن!!...چطور جرات میکنی در موردشون این شکلی صحبت کنی؟!
هدویگ:
هدویگ دوباره نگاهی به فرد مورد نظر میندازه که داره با انگشت شصتش یه وزنه ی شونصد کیلویی رو بلند میکنه!
مربی: خب ببین...اسمت چی بود؟
هدویگ فکر میکنه که بهتره خودش رو خفنز جلوه بده!
هدویگ: واالله دوستان بهم میگن هدی پشت بازو!!(
)...خوش ندارم شما هم بهم نگی!مربی: آها...خب ببینی هدی پشت بازو!...این برنامه ی غذاییته...اینو داخل خونه حتما باید رعایت بکنی!
هدویگ کاغد رو از دست مربی میگیره و بهش نگاهی میندازه:
صبحانه: نون و پنیر و گردو و آب پرتغال
ناهار: دونه!!
عصرونه: اسفناج
شام: روغن قازقلنگ!!
هدویگ: ولی من این شکلی سوء تغذیه میگیرم!

مربی: باید تحمل کنی...یعنی توی جغد از شتر کمتری؟!...مگه تو در طول روز به غیر از دونه! چی میخوردی؟!
هدویگ: خب خیلی چیزا!...از آلوچه ی دیش دیش(!) گرفته تا پفک نمکی...از کاپوچینو گرفته تا نوشیدنی مادام رزمرتا!!...از فسنجون گرفته تا ماکارونی!...
مربی: خب خب بسه بسه!...منم اگر اینارو خورده بودم اندازه گاو! چاق میشدم!...دیگه نمیخوری اینارو!...همین برنامه ای که نوشتم رو رعایت میکنی...در ضمن مصرف روغن قازقلنگ رو بهت حتما پیشنهاد میکنم!
(با تشکر از وزیر مردمی برای گرفتن اسپانسر!)هدویگ بعد از گرفتن برنامه غذایی به لونش میره و زود میخوابه تا فردا صبح به سالن ورزشی بیاد!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج




داشتم ميمردما!