نقل قول:
هین....ای ول باب...من کوچیکتم برادر و قطعا انتقاداتت برام ارزش داره.هرچند یه سال گذشته ولی هنوز اسم بهترین نویسنده ی سال هشتاد و چهار در اون انتهای مغزم،خانه ی دوم،سمت راست،باقی مونده.
راستش رو بخوای،اگر رول همون نمایشنامه هست،من رول نویس خوبی نیستم.چون تا الان شش هفت تا نمایشنامه ی معروف رو خونده ام و میدونم که نمایشنامه چیه.
مثلا اگر نمایشنامه هایی مثل،غلاف تمام فلزیفبه ساریوو خوش آمدید،نجات سرباز رایان،دالان سبز رو مبنای امتیاز دهی قرار بدی و نوک قله را به آنها اختصاص بدی،من طبقه ی نهم زیر زمینم
من بیشتر داستان مینویسم تا نمایشنامه و تنها هنگامیکه قصد ارزشی بازی داشته باشم،از نمایشنامه استفاده میکنم
اما از حق خودم در برترین داستان نویس ،نمیتونم بگذرم.در این مورد خودم رو در سطح برترین های کل تاریخ جادوگران میدونم.البته باید یادآور بشم که من برای پست های قبل از عیدم(یعنی پست های سال گذشته)رنک گرفتم.الان صد درجه بین پست های سال پیش و پست های امسالم تفاوت وجود داره.چون با خودم عهد کردم دیگه روی پست وقت نذارم و همه چیرو به کمترین سطح و راحت ترین روش بیان کنم.
نقل قول:
خودم این رو بارها اعلام کردم.قبول دارم و قبول دارم و قبول دارم.فقط سر دلایلش با برخی دوستان مخالفم..الان باید همه تصمیم بگیرند و همه(چه قدیمی و چه جدید )دلیل بیارن که چرا این طوری شده.البته قطعا باز هم کار به دعوا میکشه .....چون متاسفانه جنبه، لا موجود(از مدیر بگیر تا کاربر)
نقل قول:
کاملا موافقم.هرچند مطمئنم که کالین عزیز دلگیر میشه.حالا از خز شدن سوژه بگذریم،این مسئله خیلی خطرناک هم هست.کافیه یه شاکی خصوصی کارش رو دنبال کنه.....من مطمئنم کسی به این توجه نمیکنه که اینا همش برای تفریحه و آسلام با اسلام فرق داره.
و اما به جون خودم من بیگناهم
.....فقط یه بار توی کلاس بینش و منکرات شرکت کردم(یه ماه پیش میشد).
جا داره از آب گل آلود ماهی بگیرم

اگر وقت کردید یه سری هم به اینجا بزنید.میخوام نظر همه رو بدونم
هری پاتر و شاهنامه
به جان اما واتسون اگه قصد دعوا و كل كل الكي داشته باشم ... آقايون و خانماي محترم همين الان بگم من شديدا بره اش احترام قائلم ... وبلاگ قشنگي داره ، مطمئنا يكي از فانتزي بازهاي خفنه كه من خودم انگشت كوچيكشم نيستم ، خيلي آدم توپيه ولي رول نويس خوبي نيست !! ... حداقل با چيزايي كه من از رول شناختم ميگم رول نويس خوبي نيستي !
هین....ای ول باب...من کوچیکتم برادر و قطعا انتقاداتت برام ارزش داره.هرچند یه سال گذشته ولی هنوز اسم بهترین نویسنده ی سال هشتاد و چهار در اون انتهای مغزم،خانه ی دوم،سمت راست،باقی مونده.
راستش رو بخوای،اگر رول همون نمایشنامه هست،من رول نویس خوبی نیستم.چون تا الان شش هفت تا نمایشنامه ی معروف رو خونده ام و میدونم که نمایشنامه چیه.
مثلا اگر نمایشنامه هایی مثل،غلاف تمام فلزیفبه ساریوو خوش آمدید،نجات سرباز رایان،دالان سبز رو مبنای امتیاز دهی قرار بدی و نوک قله را به آنها اختصاص بدی،من طبقه ی نهم زیر زمینم

من بیشتر داستان مینویسم تا نمایشنامه و تنها هنگامیکه قصد ارزشی بازی داشته باشم،از نمایشنامه استفاده میکنم

اما از حق خودم در برترین داستان نویس ،نمیتونم بگذرم.در این مورد خودم رو در سطح برترین های کل تاریخ جادوگران میدونم.البته باید یادآور بشم که من برای پست های قبل از عیدم(یعنی پست های سال گذشته)رنک گرفتم.الان صد درجه بین پست های سال پیش و پست های امسالم تفاوت وجود داره.چون با خودم عهد کردم دیگه روی پست وقت نذارم و همه چیرو به کمترین سطح و راحت ترین روش بیان کنم.
نقل قول:
1 - قبول داري الان بدترين دوره رول سايته .. اگه آره كه هيچي اگه نه دليل بيار و با يه زماني مقايسه اش كن!؟
خودم این رو بارها اعلام کردم.قبول دارم و قبول دارم و قبول دارم.فقط سر دلایلش با برخی دوستان مخالفم..الان باید همه تصمیم بگیرند و همه(چه قدیمی و چه جدید )دلیل بیارن که چرا این طوری شده.البته قطعا باز هم کار به دعوا میکشه .....چون متاسفانه جنبه، لا موجود(از مدیر بگیر تا کاربر)
نقل قول:
2- از نظر تو سوژه شديدا كهنه و تكراري آسلام ايده ي خوبيه ... آيا بهتر نيست همون پستاي قديمي رو بخونيم !؟
کاملا موافقم.هرچند مطمئنم که کالین عزیز دلگیر میشه.حالا از خز شدن سوژه بگذریم،این مسئله خیلی خطرناک هم هست.کافیه یه شاکی خصوصی کارش رو دنبال کنه.....من مطمئنم کسی به این توجه نمیکنه که اینا همش برای تفریحه و آسلام با اسلام فرق داره.
و اما به جون خودم من بیگناهم
.....فقط یه بار توی کلاس بینش و منکرات شرکت کردم(یه ماه پیش میشد).جا داره از آب گل آلود ماهی بگیرم


اگر وقت کردید یه سری هم به اینجا بزنید.میخوام نظر همه رو بدونم
هری پاتر و شاهنامه
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اش ویندر در 1386/3/4 23:41:00
ویرایش شده توسط اش ویندر در 1386/3/5 0:23:43
ویرایش شده توسط اش ویندر در 1386/3/5 0:23:43
[b][size=small][color=660000]گریه میکردم که کفش ندارم،یکی را دیدم ، پا نداشت[/c


