جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

9 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
7 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[chat]] منظومه چهارگانه اشعار

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: دیوان هافلپاف
ارسال شده در: شنبه 23 تیر 1386 13:55
نمایش جزئیات
آفلاین
بیا هافل ببین یاران ما را ***** همه شاد و خوش و خندان و دانا

در این وادی کنار هم نشسته ***** عشق هافل تو قلباشون نهفته

هلگا مامان بزرگ خوبمونه ***** تو شادی و غم ها اون پیشمونه

سوزان خوش قلبه و تیز و تمیزه ***** پیش هافلپافی ها اون عزیزه

هپی شوخ و شلوغه ,مهربونه ***** همیشه رو لباش خنده می مونه

اِما یه یار خوب و با صداقت ***** می نویسه قشنگ و با مهارت

نیمفا یه دختر پر کار و کوشاست ***** خوش خلقه, نازنینه بس که داناست

اریکا هم خشن,هم مهربونه ***** تیپش اسپرته , ورزشکارمونه!

سامانتا حساسه و عاشق پیشه ***** یه گل رز تو دستاشه همیشه

لودو که ناظره, بس مهربونه ***** همه دوسش دارن چون خوش زبونه

ماندی که اون یکی ناظرمونه ***** دستش کجه ولی تو دل می مونه!

دنیس سر تا پا خنده و هیاهوست ***** محبوب و پرهیجان و چه خوش روست

درک زیبا و عالی می نویسه ***** توی جدی نویسی اون رییسه

علیرضا جون هم گورکنمونه ***** همه دوسش داریم,شیرین زبونه

همه اینجا کنار هم بمانیم ***** بلند و یک صدا با هم بخوانیم

اگر گریفندور شجاع و شیره ***** اگر اسلی پر از زور و دلیره

اگر ریون پر از افراد داناست ***** فقط هافل پر از عشق است و والاست!

***

تقدیم به همه ی هافلی های گل!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=small][color=3300FF]دوست داشتن کسانی که دوستمان می‌دارند کار بزرگی ن
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: پنجشنبه 31 خرداد 1386 22:02
نمایش جزئیات
آفلاین
گریف یعنی شجاعت .... گریف یعنی صداقت
گریف یعنی که برخیز ... گریف یعنی رفاقت

گریف ما نماد است ... گریف ما مراد است
گریف ما ندارد ... درنگی از حسادت

گریف باشد یه تالار ... گریف باشد یه سالار
پر از تاپیک و موضوع ... گریف باشد یه بازار

گریف پر ز اساطیر ... گریف پر ز مفاخیر
گریف پر ز هیاهو ... گریف پر ز تفاسیر

گریف می سازدت او ... پس او را تو بخوان زود
بگو با هم چو باشید ... توان من را بسازید!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

ببخشید...من اصلا شاعر خوبی نیستم... فقط خیلی دلم می خواست توی این تاپیک بپستم! دیگه اگه وزن ها و قافیه هاش به هم نمی خوره به شاعری خودتون ببخشید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: پنجشنبه 31 خرداد 1386 08:46
نمایش جزئیات
آفلاین
هنگامی که مرلین کالین را از خطرات کارش آگاه کرد ، کالین مرلین گاه را پیدا کرد . جلوی آن نشست و به عاقبت هایی که کارش به همراه خواهد داشت فکر کرد :
وقتی کالین آن مرلین را بدید ............. فکر کرد به گفته ی مرلین پیر
کرد به منگاه با حسرت نگاه ............. گفت کو ای مرلین بیچاره سان ؟
گر فراموشم کند لطف گراب ............. می مانم مانند چغندر بی پناه !
وحی آمد این چیست که میگویی کالین ؟ ......... عقل رفته از سر تو ای کالین ؟
رو* از جلوی منگاه کنار ......... تا ببینی سود کردی یا زیان ؟!
ما بدیدیم آن چرا که تو ندیدی ........... دست *سان را بدیدی یا ندیدی ؟
در تو تنها لطف به مرلین که نیست ! .......... غیر مرلین سکه میخواهی همین !
نیست این کار کار هرکس ای کالین ! ........... هر که نشناخت تو را ما شناختیم جای او تو را کالین !!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*رو +برو
*دست سان = دسته ی سان = دسته ی آفتابه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آماندا لانگ باتم در 1386/3/31 8:49:18
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: دیوان هافلپاف
ارسال شده در: چهارشنبه 30 خرداد 1386 13:36
نمایش جزئیات
آفلاین
بود از هر بدی فارغ بود بهر همه رازق // همه اعضای آن شادان همه اعضای آن عاشق
همه حسرت خورند از آن بود رشک همه خوبان // گریف و اسلی و راون نباشد مثل آن خوش وان
بود رنگین و زیبا رو ، بود پاک و خوش و خوشبو // که در کل جهان هرگز نباشد یک گروه چون او
بباشد نام آن هافل ، همه دنیا ز آن غافل // که در جادوگران بهتر نباشد از همین هافل

چهار بیت تقدیم گروه برترین هافلپاف

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: چهارشنبه 30 خرداد 1386 08:01
نمایش جزئیات
آفلاین
بوی بارون ، بوی سبزه ، بوی خاک،
شاخه های شسته بارون خورده پاک،
آسمان آبی و ابر سپید،
برگ های سبز بید،
عطر نرگس رقص باد،
نغمه شوق جغدهای شاد،
خلوت گرم جغدهای مست،
نرم نرمک می شود اینک هاگوراتز،
خوش به حال هاگوراتز،
خوش به حال ریون ها و هافلی ها،
خوش به حال محفلی ها و مرگخوارها،
خوش به حال اعضای تازه وارد،
خوش به حال جام آتش،
ولی...
ای دریغ از من اگر مستم نسازد گودریک
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از گریف
گر نکوبید شیشه غم را به سنگ
گریف می شود شکوفا به هفتاد رنگ
.......................................................
اینم از زبان هدویگ:
بیا ای دل از این جا پر بگیریم
ره کاشانه ی دیگر بگیریم
بیا گم کرده ی دیرین خود را
سراغ از خانه گریف بگیریم
..............
در راستای بیداری اعضای گریفندور که ترم جدید داره شروع میشه ترم چهارم هاگوارتز امیدوارم که همه شرکت کنن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ویکتور کرام در 1386/3/30 13:53:57
کاشکی یه روز باهم سوار قایق می شدیم
دور از نگاه ادما هردوتا عاشق میشدیم
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: چهارشنبه 23 خرداد 1386 10:20
نمایش جزئیات
آفلاین
نام پست:الکسار،هانی،دریا
برگرفته از:جویبار،رود،دریا!
با تشکر از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که سال چهارم ابتدایی مسابقه شعرخوانی گذارده ما را به حفظ اشعار محمود کیانوش ترغیب نمود!و با تشکر از خود محمود جیگر و اشعارش!

الک در نقش جویبار
"هانی"یا همون "یه نفر" در نقش رود
پشه و شومینه در نقش سیاهی لشکر

یک روز الکساری*
باریک چون نواری
از کوه سر در آورد
گردید جویباری

با پشه و شومینه**
بر کوه شد روانه
از مارپیچ دره
میرفت اسگلانه

راهش که تنگ میشد
خیلی مشنگ میشد
با سنگ های سرسخت
فکر کلنگ میشد

راهش گشاد میشد
آبش زیاد میشد(بابا مثلا جویباره دیگه...عجبا!)
از دیدن یه نفر
بسیار شاد میشد

از نبش دره پیچید
رقصان دوید و خندید
شد غرق در خجالت
تا آن "یه نفر"رو دید

بی جنبه رفت از هوش
افتاد گنگ و خاموش
تا "هانی"مثل [...]
بر الک گشود آغوش

الک یه ذره ترسید
قلبش از توی سینه
پرید افتاد تو شلوار(همون!)
به روش نیاورد اما،خندید و گفت:ایـــــــنه!

وقتی ترس الک ریخت
با موجها در آویخت
هی پخش و پخشتر شد
با آب رود(!)آمیخت

چون روز و شب روان شد
کوشید و پرتوان شد
آن الکسار کوچک
دریای بی کران شد
____________________________
*:الکسار بر وزن جویبار
**:اینا هم فک کنین دوستاشن!
***:کلمه مناسب رو جایگزین کنید...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: شنبه 29 اردیبهشت 1386 12:26
نمایش جزئیات
آفلاین
در حالی که کالین در حال رفتن به سوی آدرسی هست که از لارتن گرفته صدای مرلین می آید که می گوید:


نرو نرو
تو هم نمی تونی بی سانه دووم بیاری نرو
تو هم مثل من بی آفتابه کم میاری
نرو...

نرو ، نرو
تو هم می پوسی ، می میری بی من نرو
تو هم طاعون گراپی می گیری بی من نرو
نرو...


نرو ، نرو
تو که می دونی من بی کالین ،
تو بی مرلین یعنی حسرت
تو که می دونی خالی می مونه
این همه منگاه و عادت
تو که می دونی کم می شه
تو که می دونی کم می شی
تو که می دونی هم آغوش قاسم می شی
نرو...


بری جواب کور ممدو چی میدی
حرف های قاسم مابانه رو تو گوش کی میگی
تو که می دونی توی این سانه بازی
من و تو هر دو بازنده ی بازیم

نرو که رفتنت صلاح ما نیست
ببین جدایی تو ریش ما نیست
نرو نذار بگن سانه یعنی حسرت
نذار که این گراپی بشه نفرت


نرو
......

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ـ «خدا را دیدی؟»

ـ «خدا؟… دیوانه شده­ای؟… کجا ست؟»

ـ «همین که می­پرسی «کجاست؟»، یعنی نخواهی دید!… بگذریم!…»
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: شنبه 29 اردیبهشت 1386 03:02
نمایش جزئیات
آفلاین
ششمين پست منظومه!!!!(بابا اي ول ايول داش لارتن ايول)
-----------------------------------------
در اين شعر مرلين که نگران ترک خوردن دسته آفتابه اش مي باشد کالين را از خود ميراند و کالين در به در در هاگوارتز به دنبال دابليو سيکه مرلين به وي گفته شنانش را از لارتن بگيرد ميگردد

رو اي کالين ،راهي دگر ياب...براي خود همي جايي دگر ياب
گرت خواهي که دزدان را بگيري...بايد در هفت دابليو سي نشيني
ببايد اولش يابي تو هاگوارتز...نشانش را دهد، لارتن در آغاز
همي لارتن يکي نارنج نشان است...که رنگ نارنجي در او عيان است
بشد کالين به هاگوارتز در همان دم...بديد يک مرد نارنجي دم در
بگفت خود را که اين لارتن نشان است....که رنگش با نشانش سازگار است
بگفت:اي لارتن دانا سوالي...بده آن را جوابي گر تواني
چو لارتن ديد کالين را يک نياز است...بگفت حال مايه تيله چاره ساز است
اگر ناتي(1) نداري در بساطت...ببايد جمع کني جول و پلاست
همانا چون قيافه کالين ديد...به چشم سرد او آثار خين ديد
بگفتا راهي ديگر هم بماند...همانا رنگ موهايت نماند!
بکن نارنجي مويت را تو امروز....گرت خواهي جوابت را همين روز
ببرد کالين به مويش چوبدستش...بکرد مويش به نارنجي به دستش
بگفت لارتن :همي اي همنژادم...بپرس تا آن سوالت را بدانم
بگفت کالين تمام حرف ديرين(2)...ز دزدي و ز آفتابه ز مرلين
........(در اين قسمت شاعر ذوقش به شعر نو برگشت و بقيه اش شعر نو گفت!)...
دم در بود که پرسيد کالين
اين دابليو سي کجاست؟
کالين مکثي کرد
لارتن ثانه اي به دست داشت که به رنگ نارنچي بود
و به انگشت نشان داد هاگوارتز و گفت:
((نرسيده به هاگوارتز
کوچه باغي است که از موي تو نارنجي تر است(و در پرانتز گفت خودم رنگش کردم!)
و در آن گراپ به اندازه پرهاي بال ممد نارنجي است!
مي روي تا ته آن کوچه که از پشت دابليو سي، سر بدر مي آرد
پس به سمت گل نارنجي مي پيچي،
دو قدم مانده به گل،
پاي فواره دامبل مي ماني!
و ترا احساس دابليو سي رفتن مي گيرد!
در صميميت سيال سانه،اِهمي مي شنوي!
مرليني مي بيني!
رفته دابليوسي،تا که آفتابه اش بردارد!
و از او مي پرسي
که دابليوسي کجاست!))
..................
1-نات يکي از واحد هاي پولي جادوگري(در اينجا به معني هر چي گاليون داري اخ کن بياد!)
2-ديرين(شعرهي قبلي!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: شنبه 29 اردیبهشت 1386 01:33
نمایش جزئیات
آفلاین
پنجمین پست از منظومه کالین و مرلین!
=============================
در اینجا مرلین بعد از دستورات لازم برای ترمیم کارخانه، به طرف در خروجی می رود و کالین می پرسد: کجا می روید!
مرلین می ایستد و بدون اینکه برگردد می گوید:

به سراغ من اگر می آیید،
پشت گریفستانم.
پشت گریفستان جایی است.
پشت گریفستان لوله آفتابه ها، پر جادو هاییست
که خبر می آرند، از دل سوخته آخرین سانه من(1)
روی شن ها هم، نقش های ته آفتابه های نورممدانی ظریف
است که صبح
به در منگاه عمومی رفتند.

پشت گریفستان، در WC باز است:
مرلین اینجا تنهاست
و در این تنهایی، سایه کور ممدی تا در منگاه جاریست

به سراغ من اگر می آیید،
نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد
دسته نازک آفتابه من!

==============================
1- مراد آخرین آفتابه ایست که در حماسه کارخانه سوزانده شد!

منگاه: در اشعار پست های قبلی به مرلینگاه تعبیر شده!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لارتن کرپسلی در 1386/2/29 2:30:08
نارنجی رو بخاطر بسپار!

طنز نویسی به موجی از دیوانگی احتیاج داره...

چه کسی بود صدا زد : لارتن!؟
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: جمعه 28 اردیبهشت 1386 15:43
نمایش جزئیات
آفلاین
پاسخ کالین به مرلین :

سانه ای خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب !!!
دور خواهم شد از منگاه *
که در آن هیچکسی نیست که
گراپی را از خواب بیدار کند

کالین از جاسم تهی
و دل از ارزوی یاری مرلین
همچنان آب خواهم کرد سانه را
نه به wc ها دل خواهم بست
نه به شیلنگ آب!!!

پشت سانه ها جایی است
که در آن پنجره ها رو به گراپی باز است
بام ها جای آسلامیون
که به فواره ی آسلامیت می نگرند
دست هر کودک ده ساله ی شهر ، سانه ی معرفتی است

پشت سانه جایی است
که در آن
جاهلان کوچه ممد اینا !
به یک آفتابه چنان می نگرند
که به یک شعله ،به یک خواب لطیف


پشت سانه جایی است
سانه ای خواهم ساخت...

-------------------------------------------------------

* منگاه = من + گاه = مرلین +گاه =مرلینگاه (چکشی از برای لارتن )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ـ «خدا را دیدی؟»

ـ «خدا؟… دیوانه شده­ای؟… کجا ست؟»

ـ «همین که می­پرسی «کجاست؟»، یعنی نخواهی دید!… بگذریم!…»