کمپانی زرشک تقدیم میکند
بازیگران:هدویگ،هدویگه،هووریس اسلاگهورن،لرد ولدی و جمعی از جغدان سیاهی لشکر
کارگردان و تهیه کنننده:سوروس اسنیپ(به یاد شادروان مالسیبر)
اسپانسر:جادوگرسل (jtn)
......................................................................................
دوربین روی هدویگ زوم کرده که در آسمان به پرواز در اوومده و هی اوج میگیره(این کاملا با به اوج بازگشتن فرق میکنه) و ملتی که در آسمونن به هدویگ سلام میکنن(نشان از معروف بودن هدویگ) و در حالی که هدویگ یک لبخند ضایع بر لب داره به دوربین چشمک میزنه.
هدویگ:

تصویر عوض میشه و یک جادوگر شکم گنده که همانا هوریس اسلاگهورن بوده در حال ورزش های سنگین(راه رفتن) در حیاط خونش بوده.که هدویگ میاد و روی درخت توی حیاطش میشینه. و هوریس میبینتش
تو فکر هوریس:باید بگیرمش .خیلی جغد تپلیه

و میره داخل خونش و تیرکمون سنگی ماگلیش رو میاره بیرون و به سوی هدویگ نشانه میگیره(اینجا یک آهنگ خفن که هیجان تماشاگر رو زیاد میکنه پخش میشه)
دوربین روی هدویگ که معصومانه در حال خوندن شعر ها بی سر وته هست زوم میشه
-هری ولدی رو چیکارش میکنه؟؟با آواکداورا ناکارش میکنه....دینای دینای نای....بسوزه پدر عشق.
(این بار آهنگه شدید تر میشه)
هوریس در حالی که حسابی لاستیک تیرکمون رو عقب کشیده:

هدویگ:

شپتلق(صدای به زمین خوردن هدویگ)
هوریس به سمت هدویگ میره و بلندش میکنه
صحنه عوض میشه (اولش صفحه مات هست بعد هی واضح میشه)
هدویگ خودش رو در بین یک عالمه جغد که اینجوری بهش نگاه میکنن
پیدا میکنههدویگ:جییییییییییییییییییییییغ من کجام؟؟
یکی از جغدا:تو جغد دونی هوریس اسلاگهورن
هدویگ که حالا به خودش اوومده:چی من اینجا چی کار میکنم؟؟

یکی دیگه از جغدا:اولش همه همینوو میگن بعد میفهمن چه خبره(دوربین رو جغده زوم میکنه و آهنگ ترسناکی بخش میشه)وقتی روز ده ساعت کار کنی وقتی شبا هوووریس بیاد دنبالت تازه میفهمی کجایی .رفتن از اینجا غیر ممکنه پس ساکت باش.
برای نشان دادن شدت خطرناک بودن هوریس، پس از اینکه جغد میگه "هووریس" یه چند تا جغد سکته میکنن میمیرن
ملت جغد پس شنیدن سخنان اوون جغد:دیگه نگووووووووو

در همین لحظه هدویگ که ته شهامت بوده:ملت ما باید با این هوووریس استکباری مبارزه کنیم ما به راحتی میتونیم اووون شکمش رو سوراخ کنیم.
ملت جغد در حالی که میلرزیدن:مزخرف نگوووووووووو بیا یگوشه بشین
در این حال یکی از جغد ها که از قضا مونث بوده میاد جلو
جغده:حق با شماست
هدویگ:چه خانم با شخصیتی...یعنی چیز .....آره حق با منه ولی اصلش حق باشماست.یعنی من همیشه میگم حق با خانوماست...ببخشید اسم شما چیه؟؟

جغده:هدویگه

هدویگ:چه تفاهمی من هم هدویگ هستم و قصد ادامه تحصیل هم ندارم
هدویگ و هدویگه به هم نزدیک میشن
پیام بازرگانی:
با خرید یک عدد سیم کارت دائمی جادوگرسل یک جین سیم کارت اعتباری جایزه بگیرید به علاوه در قرعه کشی آفتابه طلایی مرلین نیز شرکت کنید
***********************
هدویگ و هدویگه همینجور به هم نزدیک میشن که ناگهان در جغد دونی باز میشه
دوربین روی هووریس که در رو باز کرده زوم میشه
هووریس در حالی که به هدویگه اشاره میکنه:بیا بیرون

هدویگه:جیییییییییییییییییییییییییییغ
هدویگ:نترس عزیزم،منو ببر ای سیبیلوووو(نهایت از خودگذشتگی)
اسلاگهورن دستانش رو به طرف هدویگه میبره و پرشو میگیره میبره بیرون
صحنه دوباره عوض میشه و هدویگ کنار یک جغد نشسته
هدویگ:حالا باهاش چیکار میکنن
جغد:هووریس هر شب میاد یک جغده رو بره اعمال بیناموسی میبره با خودش
دوربین روی هدویگ زوم میکنه
هدویگکه خیلی غیرتی شده بوده:پدرتو در میارم سیبیلووووو

و در یک حرکت فوق انتحاری خودش و در جغد دونی رو از جا میکنه و به سمت اتاق هووریس میره
صداهایی از داخل اتاق:
-بی ناموس آشغال ولم کن......میخوام برم..........وااااااااااااااای این کارا چیه بیناموس............هوی ملت به دادم برسید
(به علت بیناموسی زیادی از فیلم گرفتن از داخل اتاق امتناع میکنیم)
و هدویگ به سرعت به داخل اتاق میره و در رو هم میبنده(تو این چند ثانیه که هدویگ در رو باز میکنه و میره داخل اتاق دوربین میره یه طرف دیگه که شما هیچی نبینید
)صداهایی از داخل اتاق:
-نه ولم کن .چیکار سیبیلام داری.....وای غلط کردم ......بیا اصلا این جغده رو ببر منو ول کن
-متشرکرم فرشته نجات من
-خواهش میشه آبجی
-هدویگ من دوست دارم

-من هم دوست دارم هدویگه

و به این ترتیب هدویگ و هدویگه در حالی که پر در پر یکدیگر دارن از اتاق خارج میشن
وسط حیاط
هدویگه:متشکرم هدویگ ما برای همیشه آزادیم و دیگه زندانی هووریس نیستیم
هدویگ:با من ازدواج میکنی
و در این لحظه صحنه بسیار رمانتیک میشه
هدویگ و هدویگه: :bigkiss:
و پس از تنفسات مصنوعی لازمه به پرواز در میان.دوربین هدویگ و هدویگه در حاله پرواز رو نشون میده
هدویگ:میخوام برات یه خونه بخرم
هدویگه:من خودتو میخوام،البته خونه رو هم میخوام

گوپیشو(صدای تفنگ)
هدویگه در حالی که تیر به قلبش خورده:آخ
هدویگ:هدویگه..هدویگه..هدویگه(با حالت اکو بخونید)
هوریس اسلاگهورن در حالی که تفنگ ماگلیش دستشه:

سکانس پایانی:
هدویگ بالای جسد هدویگه وایساده و اشک میرزه
...................................
لرد ولدی تنها جهت فروش بیشتر ذکر شده و به هیچ وجه در این فیلم حضور نداشته
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

شد!
اریکای نامرد و چند تا دیگه منو به زور از حموم کشیدن بیرون!هییعییی...!
میشه ساکت شی پیوز؟انگار نه انگار که امروز مرگ خوارا تو راهن!
الان نیم ساعته که از عصر گذشته و هنوز هیچ خبری از مرگ خوارا نیست!بورگین اون تلوزیون رو روشن کن بحوصلم سر رفت!
بورگین سریع کانال رو عوض کن 
بی ناموسا از حموم پا شدن یک راست اومدن اینجا!
لودو ... تو که فنجونی رو که مامانم برام سوغاتی آورده بود رو در به جای این فنجونه به اون مرگ خوارا ندادی؟!
امم چرا فکر کنم!
)اينجوري پشت ميز نشسته و منتظره كه لودو براش در مورد اين اتفاق توضيح بده مينروا هم بالاي سر لودو و دختره وايساده






جنازه ی مرا بسیار آبرومند دفن کنید و مراسم بسیار بشکوهی برایم بگیرید تا همه انگشت به دهن بمانند وکف بنمایند ، یه مشت هم برید بزنید تو دهن حاج ممد پارچه فروش محله...عجب مرد بوق صفتی بود، هی می گفتم تخفیف بده می گفت به جون شما این پارچه ای که من دارم می فروشم همه ش ضرره....خخخ .
شکل درآمدند ، در این حین دوربین به ترتیب روی صورت آن سه زوم میکنه ، آن ها در حالی که انواع واقسام فحش های چیز دار را بار بلیز نمودند بالاخره به صندوق رسیدند .



...بعد چوچانگم ضایعش کرده!:
....آخ آخ سرم
...چرا زد؟

