جيني اون راديو رو روشن كن ببينيم چه خبره . اين را خانم ويزلي در حالي كه داشت شام را آماده مي كرد خطاب به جيني گفت .
جيني بلند شد و گفت : چرا هميشه به من ميگي يك بار به رون بگو .
خانم ويزلي با عصبانيت نگاهي به رون كرد و رون به طرف راديو رفت و گفت : باشه مامان الان .
آقاي ويزلي كه روي صندلي لم داده بود گفت : رون راديو محفل رو بگير . مالي پس اين شام چي شد .
بقيه اعضاي محفل هم كه دور ميز بودند حرف او را تاييد كردند .
خانم ويزلي با لبخندي گفت : اگر نيمفادورا عزيز اشتباهي به جاي سبزي جلبك چسبنده توي غذا نريخته بود بايد بيست دقيقه پيش شام مي خورديم .
تانكس كمي سرخ شد .
ناگهان صدا راديو بلند شد همه از اون صدا جا خورده و متحير شدند .
صداي آلبوس دامبلدور كه نيم سال پيش مرده بود بار ديگر در راديو محفل بود و چيزي جديد مي گفت :
اعضاي عزيز محفل من مي دونم الان همتون تعجب كردين ولي نگران نباشيد ، من صداي خودم رو با جادو ضبط كردم و ترتيبي دادم كه هر وقت همه حضور داشتند ، راديو اين رو پخش كنه .
خب حالا همه گوش كنين ، من يه چيز هاي رو براي شما ها گذاشتم اول از همه مالي چون خانما مقدم ترند ، مالي عزيز من براي تو كاغذ يابنده گذاشتم ، توميتوني باهاش هر وقت كه مي خواستي ببيني دقيقا آدرس محلي كه اون زمان هر يك از اعضاي خانوادت كجاست .
رون كه تازه از حيرت بيرون آمده بود همراه با دوقلوها گفتند واي نه .
دوم براي تو مينروا مي دونم مديريت هاگوارتز براي تو از همه چيز با ارزشه ولي تمام جادو هاي دفاعي از مدرسه رو برات زير سنگ فرش گوشه اتاق مديريت گذاشتم .
بعد هم براي تو نيمفادورا كتاب تغيير شكل دگرگون ها به حيوان ها رو گذاشتم كه يادت ميده بدون هيچ جادويي هر وقت به خواهي مي توني به شكل هر حيوني در بياي كه اون رو در دفتر سابقم به راحتي مي توني پيدا كني .
هري ، رون و هرميون عزيز چيز هاي كه براي شما گذاشتم اگر هنوز به دستتون نرسيده بدونيد كه تا چند وقت ديگه به دستتون ميرسه .
ريموس براي تو شيون آوارگان كه خيلي ازش خاطره داري گذاشتم .
آرتور براي تو كتاب كمياب آشنايي با وسايل موگلي و يك ماشين پرنده گزاشتم كه فكر كنم حالا بايد به سوي خونت برن .
بيل و چارلي براي شما دوكتاب كه خودم نويسنشون هستم ولي هيچ وقت به دليل سوء استفاده ها احتمالي به چاپ نرسوندمشون كتاب رمز و طلسم ها براي رسيدن به گنجينه هاي مخفي براي تو بيل و كتاب انواع گونه هاي جادويي و طلسم هاي تاثير گذار رو آنها رو بري تو چارلي گزاشتم .
اما شما دو قلو ها ليست وسايل و طرز ساخت وسايل و جادوهاي شوخي كه خودم ساختم رو براتون گذاشتم كه همراه با وسايل پدرتون به خونتون مياد .
هاگريد براي تو يه اتاق ييلاقي داخل منطقه حفاظت شده حيوان هاي جادويي در ولز به جا گذاشتم كه مي توني تعطيلات بري اونجا .
و چيز هايي كه براي بقيه گذاشتم رو مي تونيد در كاغذ پوستي كه زير كفپوش اتاق طبقه بالا گذاشتم ببينيد
اشك در چشم هاي ها همه حلقه زده بود كه صداي دامبلدور گفت : اميد وارم دوباره شما را ببينم .
اینجا نقد شد.
4 از 10