جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

114 کاربر(ها) آنلاین هستند (110 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
114 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[chat]] باجه تلفن وزارتخانه (ارتباط با مسئولان)

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: ارتباط با ناظرين وزارت
ارسال شده در: سه‌شنبه 9 بهمن 1386 21:55
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام


تاپیکی با عنوان " حامیان دامبلدور " زده میشه !

ممنون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: دفتر ارتباطات با وزير
ارسال شده در: جمعه 5 بهمن 1386 00:51
نمایش جزئیات
آفلاین
همانا احسنتم چون دير وقت اين را ديدم اشتباه کرديم باشد جشن خود را برگذار کنيد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
Re: دفتر ارتباطات با وزير
ارسال شده در: چهارشنبه 3 بهمن 1386 19:31
نمایش جزئیات
آفلاین
قربان مکان آزکابان نمی باشد بلکه تاپیک تفریحات وزارت خانه میباشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: دفتر ارتباطات با وزير
ارسال شده در: سه‌شنبه 2 بهمن 1386 22:13
نمایش جزئیات
آفلاین
همانا شما آزاديد اي باب ولي همي مکان را از آزکبان به جاي ديگري منتقل نماييد همي چون آزکابان فضاي مناسبي براي بي جامه پارتي نداردي

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کالین کریوی در 1386/11/2 22:22:02
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
Re: دفتر ارتباطات با وزير
ارسال شده در: سه‌شنبه 2 بهمن 1386 21:47
نمایش جزئیات
آفلاین
یا وزیر مردمی.

همانا در راستای فعال کردن وزارت بنده در تاپیک آزکابان معموریتی دادم.

شرح:

همانا در تاپیک تفریح وزارت موضوع جدیدی دادیم با این موضوع:در این تاپیک یک بیجامه پارتی درحال رخدادن میباشد و
1-وزیر در آن حضور ندارد
2- هیچ گونه ریش مرلینی درآن پیدا نمیگردد

برای همین این ممنوع میباشد ولی چون ما کلا از کارهای ممنوع خوشمان میاید این بیجامه پارتی را برگزار نموده ایم ولی شما باید بدانید که وزیر و پرسی بزرگ نباید هیچ چیزی از این ماجرا بفهمند.

این ماموریت کمدی و کلا برای فعال کردن دوباره وزارت خانه میباشد و بنده از جززایر هونولولو بازگشته ایم برای همین در این پارتی حضور کامل داریم.

*تمامی اعضای ایفای نقش از جمله مدیران میتوانند درآن شرکت کنند.
پست ها زیاد ارزشی نباید باشند.

همانا گفتیم خبر دهیم تا وزیر نیز باخبر باشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: دفتر ارتباطات با وزير
ارسال شده در: شنبه 29 دی 1386 17:42
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام علیک جناب وزیر
هووم شما که امدر مصلحتی و به مصلحت احتیاجی نداری و ولی خیلی از مصلحتت بهتری .
هووم جای دیگه میخوای ببری من دارم خودمو به هر در میزنم که یه جا واسش پیدا کنم خودم پیدا کردم میبرم
ههوووم ولی شما اگه جای بهتری سراغ داشتید ما رو از لطفتو ن سرشار کنید که سنگ ما پشتوانه عمر شما باشد همی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شناسه ، شناسه ، شناسه.

هنگامی که به دنبال من آمدی تا تو را برای خودم انتخاب کنم ، حس خوبی نداشتم ، اما به خاطر خودت ، انتخابت
Re: دفتر ارتباطات با وزير
ارسال شده در: شنبه 29 دی 1386 05:39
نمایش جزئیات
آفلاین
اسلام عليک يا نيکلاس...
هوووم ما پول منشي نداريم و اين ثابت ميکند که ما مردمي هستيم و حتي محافظ هم نداريم...
تاپيک شما را زيارت نمودم و به ان دخيل بستمک و به نظر من به وزارت خانه نمي سازد و آن را به جاي ديگر تاپورت خواهم نمود باشد که سر افراز باشيد
هوووم من کيستم که رخصت دهم...همي تنها به علت مربوط نبودن به انجمن ديگري به زودي منتقل خواهيم نمود
--------------------
سلام بر تو مصلحت...همانا من فکر ميکنم که پرسي پسر آرتور بايد قرص هايت را با پوست بخوري همانا نام من کالين بن الکريوي پسر چارلي مردي مي آيد ز قزوينم البته ميدانم کمي نام مزخرفي است...ولي چه کنيم...ما از وزير مصلحت انتظار داريم حافظه اش قوي تر باشدي
من نيز با مصلحت شما موافقم همي...اما در مورد اتاق ضرووريات بايد به انديشه بنشينم که کدامين جا مناسب تر است تا آن را به آنجا تلپورت نمايم که نورش بيشتر با نور انجايش سازگار باشدي...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
Re: دفتر ارتباطات با وزير
ارسال شده در: جمعه 28 دی 1386 23:35
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام به تو ای وزیر ، نام مزخرفت چیست

در مورد تاپیک بازی جشن پاتر باید بگم که بنده به عنوان رئیس سازمان تشخیص مصلحت نظام با این ایده مخالفت میکنم همی ! به نظر من جای این ایده توی اتاق ضروریات هست ، نه اینجا وسط وزارت سحر و جادو !

همانا از شما خواستارم که یا بوقی نصیب این تاپیک نمایید ، یا آن را به اتاق ضروریات بشوتید !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: دفتر ارتباطات با وزير
ارسال شده در: جمعه 28 دی 1386 19:07
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام بر جناب وزیر
من چون دیدم منشی ندارین بدون وقت اومدم
البته قبلا تاپیک من رو دیدین
ولی برای کسب اجازه برای راه انداختن این تاپیک قرار بود اقدام کنم که الان بران شدم چنین کنم
خوب ما منتظریم وزیر عزیز رخصت؟؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شناسه ، شناسه ، شناسه.

هنگامی که به دنبال من آمدی تا تو را برای خودم انتخاب کنم ، حس خوبی نداشتم ، اما به خاطر خودت ، انتخابت
Re: دفتر ارتباطات با وزير
ارسال شده در: سه‌شنبه 18 دی 1386 02:12
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام بر اسکي ورزش مخصوص برف و زمستان....نه چيزه يعني پسر جرج دستمال فروش
بدان که ما از انسوي سرزمين کوهستاني و آنسوي ديگرترش و از همه آنجاهايي که نور مي تابد با خبريم...و ما جاسم هاي کلون شده داريم که در تمام نقاط دنيا آنها را کار گذاشته ايم...حتي در درياي کارائيب پيش آن جک اسپيرو ...حتي در کنار سوراخ مبارک آفتابه مرلين....و آن طلسم را که گرفتارشان کرده ما درست کرده ايم تا بتوانيم عله هاي کلون شده و سوپر گراپ هايي بسازيم که آنها را متوقف کند که تا يک ماه ديگر تکميل خواهند گشت...

و اما مهاجرت از منچستر به ليورپول يک دسته فاطي پاتر آماده کرده ايم که به سراغ غولها بفرستيم و به آنها رشوه دهيم و ميدانيم غولها فاطي پاتر بسيار دوست مي دارند و نورهاي فاطي پاتر ها با نورهاي آنجاي غولها يکي است...و براي ديمنتور ها هم يک مشت باباي هري آماده کرده ايم که باباي ديمنتورها را با گوزن شدن در بياورد

و اما بايد بداني که ولدي طرف خودمان است و دامبل هم همينطور و ما کلا به نرخ آسلام اش ميخوريم و غولهاي به راه افتاده براي تصويب بودجه وزارت دفاع است و ما به راحتي ميتوانيم آنها را محو کنيم...باجه تلفن داراي يک سپر امنيتي است و کل شهر هم يک سپر دفاعي ضد صخره دارد بسيار گولاخ(کپي رايت باي ققي) و غير قابل نفوذ....و اکسيژن در وزارتخوانه ما از دابليو سي ها تامين مي گردد و ما گاز هاش دو اس(h2s)و و و آب موجود در دابليو سي را که شامل دوتا حيدرجن و يک اکبر جن است مي گيريم و سپس از ترکيب آن ها با موازنه دوتا اکبر جن آزاد و يک اسيد خطرناک هاش دو اس او چهار آزاد مي کنيم که هر چيزي جز آفتابه و شيشه را در خود حل مي کند سپس دمايش را درسيستم بالا برده و سپس گاز متصاعد شده را گرفته و در کود هاي حيواني تا نشده که بمب هاي خفني است قرار ميدهيم و به سمت دشمن نشانه ميرويم و با سرعت در آن واحد که حتي از نور هم بيشتر است آنها را به آنجايي که نور از آن مي تابد و انسان کور ميوشد پرتاب مي کنيم و همه را در ان واحد سوسک نموده و به سوسک هاي سايت اضافه مي نماييم

و در راستاي دامبل بودن تو همه آگاهيم که من نيز کالين هستم و مرتب از هري عکس ها گرفته ام و من نيز رابطه ها با وي داشته ام و نيز اسمشو نبر را هم دوست مي دارم و ما کلا چون اهل منکرات مي باشيم همه سيفيد ها و سياهان را دوست مي داريم...

و من اي اسکاور تو را بسيار دوست ميدارم و بدان که فهميده ام الياس به پيشت امده و ميخواهد به تو بگويد که قدسي را ول کن و بچسب به خانم دکتر...ولي از انجا که من مرد آسلامم و ساتن(شيطان و نوعي پارچه) و اطلس کپکو نمي شناسم تو را با طلسمي گولاخ از دام الياس خواهم رهانيد و مهم قيمت کمک نيست و نفس عمل مي باشد.... سرژ همواره با اهورا حذبا زنده مي باشدي...و سلول خاکستريش گاهي زرد ميشود ولي هميشه بر ميگردد به خاکستري...

چه خاطره اي بود... آه خاطره اي گفتي و خاطره اي به يادم آوردي

يک روز در خانه نشسته بودم که تيلفون زنگ زد گفتم کيسته؟...گفت بابا نوذل استه به ريش سرژ گير کردم و هديه کريسمسم مانده بر دستم که بايد به اسکي برسانم...بيا که فقط تو مي تواني ...و من از منکرات خوذم را در ايکي ثانيه به برج ايفل در لندن رساندم وريش سرژ و بابانوذل را از هم باز کردم و برايشان کروکي کشيدم که کار شرلوک هلمز که از وقتي من آمدم شده پليس راهنمايي رانندگي را راحت کنم...سپس بابا نوئل گفت که دستم به دامنت که هديه اسکي را گم کردم برو يک چيزي پيدا کن و به او بده که اسکي امشب بي کادو مانده است..در خيابان به دور برم يک نگاه کردم و ديدم پشمي بر در منکرات لندن ريخته پپس به عجله آن را برداشتم و به بالاي خانه ات آمدم وآن را از بخاري به پايين انداختم...که يکهو ديدم اي ددم واي فنگ را انداخته ام!...و فنگ پايين افتاد و بر تو ظاهر گشت پس هر چه از دهانش در آمد بهزبان سگي به من گفت و تو نيز دابليو سي داشتي و به مرلينگاه رفتي و از همان نشانه متوجه تصادف سرژ گشتي و همانا در همان لحظه صداي فنگ با ديدن دابليو سي در ذهنت به نام کالين معني گرفت و مرا به خاطر آوردي....

در اخر آرزو ميکنم که اسکاور ئو دستمالهايش به من بپيوندند و فنگ را در کنار خود داشته باشم و کارخانه اي براي اسکاور در هاممبورگ بسازم که مستعمره قزوين است و وي به ما مجاني دستمال دهد و سپاهي به فنگ دهم که کار بي جامه پارتي هاي بدون حضور اعضاي وزارت خانه را بسازد...وکيلم؟آيا آرزويم را بر آورده مي سازي؟ و من با اغوش باز حذب را در اسلام پذيرايم و پرسي را بسيار حمايت ميکنم وبدان که حذب را هم و هر دو را دوست ميدارم و تو راهم...
---------------------------------
و اما پرسي عزيز همانا بينيه ات بسيار کامل بود فردا پستي خواهم زد گولاخ(کپي رايت باي ققي) و آسلاميوس در راستاي تشکر
---------------------
همانا اي بارتي تو را نيز سپاسگذاريم
همه بر سر جاي خود باقي هستند
ب-اگر وقت کنم حتما به زودي ...لطفا شما يکي بزنيد که ما ادامه دهيم
ج-بلي ما ميخواهيم براي وزارت دفاع بودجه بگيريم
د-اسلام خود چشمه است هم سرچشمه هم ته چشمه هم وسطش...
ه-بلي حتما و در برنامه داريم...برنامه دوم توسعه را خواهيد ديد...
و-ما پرسي را در جلوي خودمان قرار نمي دهيم بسيار جسام هست که به عنوان سپر استفاده کنيم و از پرسي چون شما و اسکاور و فنگ هر کدام بنا بر تواناييتان در کنار خودمان استفاده خواهيم نمودو سود خواهيم برد و خواهيم رساند
ز-عله همشهري ما و مردي از قزوين است...عله همواره آسلام بوده و هست و ما به وي عشق مي ورزيم و همانا بيشتر ازوي به اهورا حذبا يا شايد هم به عله...که همانا اين عشق در نوسان است و به نان آسلام بستگي دارد...با آلبوس دوست مي شويم که بيشتر به هري نزديک شويم...!!!!:hammmer:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب