ريموس لوپين خسته،درمونده و ناراحت در حال رفتن به كلاسش بود.صداي شادي بچه ها از تو كلاس ميومد و اين نشون ميداد كه اونجا بي صبرانه منتظر او هستن ولي افسوس كه نميدونستن او ديگه اميدي نداره..افسوس كه ناراحتي بهش غلبه كرده بود و سپاه شادي قلبش رو شكست داده بود.
ايگور كاركاروف كه هميشه در حال قدم زدن تو هاگوارتز بود داشت از دور اين شخصيت رو ميديد.از همونجا فهميد كه اين فرد خيلي ناراحته !
ساعت ها بعد!كلاس تاريخ جادوگري!
مدير مدرسه در كلاس رو به آرومي باز ميكنه و با سرعت ميپره رو صندلي معلميت..
-جووووون..دلم براي اين صندلي تنگ شده بود.وووييي چه حالي ميده..ايوووول!
ملت:
-خب بسته..بهتره بريم سر اصل مطلب..امروز ميخوايم يه درس مهم رو تدريس كنيم كه براي آينده تون خيلي مفيد هست.اين بر ميگرده به تاريخ قبل از موسسين هاگوارتز تا نابودي آنها.تاريخ خيلي بزرگ هست.تاريخ عظمت داره.تاريخ گنده ست.
-استاد اينا كه همه ش يه معني ميده..براي چي جمله بلد نيستي بسازي اومدي معلم شدي؟
-هوووم..پرسي گير ميديا..يه ذره ديگه گير بدي به دوستات ميگم اوندفعه برام ساكِ پرفسور كوييرل رو زدي.
-قربان قربان..ازش امتياز كم كنيد..امتياز زيادي بايد از اين دانش آموز گريفي كم بشه.
-دنيس تو كار من دخالت كردي باز؟اخراجت كنم؟
و اين چنين بود كه كلاس به پايان خود نزديك ميشد و هنوز تدريسي انجام نشده بود.
بعد از ساعتها بالاخره بحث ها خاتمه پيدا ميكنه و آخر از هيچ گروهي امتياز كم نميشه و فقط اين وسط مدير دچار سردرد ميشه.
!-خب اگر فكر كرديد من گول ميخورم و تدريس نميكنم تا شما هم تكليف نداشته باشيد،كور خونديد.يه سري برگه آماده كردم و اونا رو بهتون ميدم..خودتون مطالعه كنيد و تكاليفش رو انجام بديد.
مطالب درون برگه!
تاريخچه ارتباط دختران و پسران!
در تاريخ آماده است كه زمان هاي قديم ارتباط مردان و زنان بسيار ارتباط درست و بدون هيچ زشتي بوده ولي هر چه به اين زمان نزديك تر ميشيم،ارتباط اين دو جنس با هم بيشتر ميشه.
ميليونها سال پيش،جادوگري به نام مرلين به وجود آمد..اين فرد نياز شديدي به دختر داشت و براي اينكه ملت بهش شك نكنن مجبور شد شيوه ي جديدي براي دوست يابي پيدا بكنه.براي همين يه واژه اي به نام داف رو پديد آورد تا هم بتونه ارتباطش رو با اين نوع جادوگر ها افزايش بده و هم تحقيقات خودش رو تكميل كنه.پس ميفهميم كه ارتباط قديم همچون ارتباط هاي فعلي از روي كنكجاوي دو جنس هست و اصلا قصد بدي ندارن ملت.زمان ها گذشت و ارتباط جادوگران با داف ها بيشتر شد و كم كم وزارت خونه بخشي به وجود اومد تا با اين مشكل مقابله كنه..چون كم كم ساحره هاي عادي هيچ اهميتي نداشتن و اينا!
بعد از مدتها اين رونا راونكلاو و سالازار اسليترين بودن كه با ارتباط هاي پنهاني خودشون كه توسط گريفيندور فيلم برداري ميشده فاش شد اين ارتباطات كاهش يافت.
تكاليف اين هفته:
1-چگونگي دوست شدن راونكلاو و اسليترين رو در يه رول شرح دهيد.20 امتياز
2-آيا جن هاي خونگي هم حق اين ارتباطات رو دارند؟10 امتياز!(اين سوال رو به صورت تشريحي و با دليل جواب ميديد.
و اين چنين بود كه كلاس تاريخ جادوگري بالاخره تدريس شد.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج


يكي از چیزهایی که که میتونست به زیبایی پست کمک کنه نشان دادن خوشحالی مرلین و فرزندانش به صورت طنز هست. درضمن بهتر بود میگفتی چطور مرلین فهمیده باید چوب رو مورب چرخوند. چرا که در ابتدا گفته شده هنگامه چرخوندن بصورت دایره وار این ورد پدیدار شد
!
چطوري اينكارو كردي ؟!؟
