من آروم طوری که نه کرام بشنوه نه بقیه : یادت نره چی گفتما تو همش با من موافقی اوکی ؟
میریم وسط کافه میشینیم .
مادام پادیفوت : چی میل دارید
من: من فکر میکنم یک رانی خوبه
علی ملکی : او آره موافقم برای من هم یک دونه بیارید
کرام : برای منم یک قهوه
من: کرام یک چیز برای من تبدیل به معضل شده ... تو چرا سیاهی ؟
علی ملکی : آره موافقم چرا تو سیاهی ؟
کرام : من تکذیب میکنم ! من هیچ نسبتی با فامیل های کینگزلی ندارم
من :
منظورم اینه که چرا از سیاه ها طرفداری میکنی ؟علی ملکی : آره منظور هرمیون دقیقا" همین بود
کرام سعی میکنه یک سوژه گیر بیاره بحث را عوض کنه : اااااا مرلین را نگاه به جمع تنفس مصنوعی ها پیوسته
من: اون که مرلین نیست اون مردی سفید با ریشه
علی ملکی : آره موافقم
کرام : این خواهرت چقدر باهات موافقه !!
من: اوه میدونی ما از اول این وری بودیم , من و اون از نظر تربیتی به هم رفتیم
علی ملکی : آره موافقم مادر پدرامون یکی بودند
کرام :
من:
علی کلکی :
کرام: خوب من دیگه میرم تمرین کوییدیچ
منبلند میشم علی ملکیم همینطور
من : خوب خوشحال شدم ..
کرام و علی ملکی : من هم همینطور
کرام :
من : :-D میبینمت
کرام : خدافظ
کرام میره
علی ملکی : خوب بود ؟
من: آره فقط کمی زیادی موافق بودی کمی تابلو بود
علی ملکی : باشه درستش میکنم
در همین لحظه بلا چشمش به من میفته میاد سر میزه ما ....
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

: آره واقعا عجيبه!!!!!!!!!!!!
:bigkiss:

خب پس حالا همه بیاین بشینید نوشیدنی مهمون من...