شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
سلام , ببخشید می خواستم تغییر شناسه بدم به گلرت گریندل والد در گروه اسلیترین ... قبلا دیده بودم که اعضایی که حدودا یک ماهه عضو شدن یا تعداد کمی پست زدن می تونن شناسشونو عوض کنن !
* ممنون می شم اگه قبول کنید و شناسم رو به گلرت گریندل والد تغییر بدید *
معرفی شخصیت :
نام کامل : گلرت گریندل والد
گلرت گریندل والد گلرت گریندل والد جادوگر سیاه برجسته ای بود که دامبلدور بخاطر شکست دادن او مشهور شد، اما او دوست سابق دامبلدور نیز بود. دو نوجوان در سال 1899 درست بعد از بیرون آمدن دامبلدور از هاگوارتز، با هم آشنا شدند.
معاني اسم گلرت: احتمالاً اشاره به بیشاپ گلرت اهل بوداپست (1046-980) که در یک شورش ضد مسیحی در مجارستان شهید شد. یک تپه، غار و هتل چهار ستاره در بوداپست به یاد او نام گذاری شده است.
گریندل والد: یک دهکده کوچک در کوه های آلپ کشور سوییس است. این اسم همچنین می تواند به گرندل، هیولای غول مانند آنگلوساکسون در حماسه بیوولف اشاره داشته باشد. رولینگ نام گریندل والد را GRIN dell vald تلفظ می کند.
تاریخ تولد و مرگ تاریخ تولد: 1883 (دو سال کوچکتر از دامبلدور) .
تاریخ مرگ: 1998؛ در نورمنگارد به دست لرد ولدمورت کشته شد . سرنوشت گریندل والد در یادگاران مرگ مستقیماً گفته رولینگ در سال 2005 مبنی بر مردن گریندل والد در سال 1945 را نقض می کند.
خانواده تبار: به احتمال زیاد اصیل زاده
خاله بزرگ: باتیلدا باگشات نویسنده کتاب تاریخ جادو .
روابط: آلبوس دامبلدور در 17 سالگی عاشق او شد، ولی وقتی فهمید گلرت قادر به چه کارهایی ست «از او بسیار ناامید شد»
شکل ظاهري مو: موی بور و مجعد تا شانه .
خصوصیت بارز: نگاهی شاد و شیطان .
چوبدستی، غیره چوبدستی: ابرچوبدستی، یکی از سه یادگار مرگ که آن را از گریگورویچ دزدید.
مدرسه: دانش آموز درخشان در دورمشترانگ ولی در سال 1899 اخراج شد .
شغل: سعی کرد حکومت جادوگران بر مشنگ ها را بنا کند، ولی شکست خورد و تا آخر عمر زندانی شد.
دوران حبس: از 1945 تا 1998 در نورمنگارد، زندانی که برای زندانی های سیاسی خودش ساخته بود حبس شد .
شرح حال گلرت دو سال از آلبوس دامبلدور کوچکتر ، و در نوجوانی بور بود، موهای موج دارش را تا شانه بلند می گذاشت و نگاهی شاد و شیطان در صورت او وجود داشت .
گریندل والد در مدرسه دورمشترانگ دانش آموز ممتازی بود، ولی در سن 16 سالگی اخراج شد. در همان زمان تصمیم گرفت برای چند ماه به خارج از کشور سفر کند و با خاله بزرگش باتیلدا باگشات در دره گودریک زندگی کند چون مجذوب افسانه یادگاران مرگ شده بود و می خواست محلی را که ایگناتیوس پاورل در آنجا مرده و دفن شده جستجو کند). در طول اقامت در دره گودریک، گلرت با آلبوس دامبلدور 18 ساله صمیمی شد و او را هم بسوی نقشه هایش برای سلطه جهانی کشاند. آنها با هم درباره حکومت جادوگران بر مشنگ ها «بخاطر منافع مهم تر» و اینکه چطور یادگاران مرگ یعنی ابرچوبدستی، شنل نامرئی و سنگ زندگی مجدد را پیدا کنند فرضیه بافی می کردند. ولی دوستی آنها فقط چند ماه دوام داشت؛ گریندل والد بعد از کشتن خواهر روانی دامبلدور در یک دعوا، گریخت و دامبلدور به حماقت خود پی برد .
گلرت در طول مدت به قدرت رسیدنش به عنوان یک جادوگر سیاه، زندانی بنام نورمنگارد ساخت تا مخالفانش را در آن نگه دارد. روی سردر این ساختمان نوشته شده بود «بخاطر منافع مهم تر».
نبرد نهایی تماشایی بین دامبلدور و گریندل والد در سال 1945، آخرین سال جنگ جهانی دوم و سالی که ولدمورت هاگوارتز را تمام کرد، به وقوع پیوست. در پایان، دامبلدور دوئل را برد و چوبدستی گریندل والد، یعنی ابرچوبدستی معروف یادگاران مرگ را گرفت. این نبرد آنچنان واقعه مهمی بود که در شکلات قورباغه ای دامبلدور از آن بعنوان یکی از سه چیزی که دامبلدور بخاطر آنها مشهوراست، نام برده شده ( گریند والد در نورمنگارد زندانی شد و در آنجا ماند تا اینکه در سال 1998 به دست ولدمورت به قتل رسید . اولا این برای اعضای تازهوارد صدق میکنه! نه برای قدیمیها که شما نیوت اسکمندر بودین قبلا
و دوم در صورتی که میخواین گریندلوالد باشین، دلایل تغییر شخصیت خودتون رو باید بلیت بزنین! تایید نشد
تایید شد! بلیت ارسال شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط [fa]راجر دیویس[/fa][en]Roger Davies[/en] در 1387/1/28 0:02:42 ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/2/10 12:50:41
بنده هرمیون گرنجر قصد مهاجرت به گروه هافلپاف را داشته و درخواست انتقال به این گروه با مشخصات جدید را دارم :
نام:هپزیبا نام خانوادگی : اسمیت مشخصات ظاهری : خوش هیکل ،زیبا ،موهای بلند خرمایی چشمان عسلی و قد بلند.! اصالت : اصیل زاده ،یکی از نوادگان هلگا هافل پاف مشخصات اخلاقی: دختری بسیار مهربان ،خوشرو ،سخت کوش و یک هافل پافی اصیل چوب جادو: :پنجه ي گوركن استوايي پوشيده شده با كيتين شاخ اسب تك شاخ.35 سانتي متر. جنسیت : مونث توضیحات اضافه : هپزیبا اسمیت یکی از نوادگان اصیل هلگا هافلپاف است که شباهت بسیار زیادی از لحاظ اخلافی و ظاهری با وی دارد .همچنین او وارث چوب دستی هلگا هافل پاف بوده و یکی از سخت کوش ترین دانش اموزان هافلپاف است .همچنین امتحانات سمج را با بهترین نمرات پشت سر گزاشته و به نوعی نگهبان مخفی ارثیه ی هافل پافی هاست همان طور که پیشبینی شده بود یک نفر از نوادگان هلگا که بسیار به وی شبیه است خواهد امد و وارث هافل پاف خواهد شد .! .....
توجه :هپزیبا اسمیت قبلی خیلی وقته که فعالیت نکرده : من از بچه ها ی هافل پرسیدم!!
شما باید با شناسه جدید دوباره خودتون رو معرفی کنید تا این شخصیت به شما داده بشه. موفق باشی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/1/27 12:07:57
[b][color=FF6600]!و هرمیون گرنجر رفت و همه چیز را به هپزیبا اسمیت سپرد .
سلام... ببخشید... حالا حتما باید تو قسمت های بازی با کلمات و کارگاه...پست بزنیم؟؟ بی خیال بابا این قرتی بازی ا چیه؟! نام و نام خانوادگی: جینورا مولی ویزلی سال: فک کنم تموم کردم..؟! چوبدستی: چوبدستی فرد مرحوم رو بعد مرگش دادن به من. علاقه مندی ها: کوییدیچ...final fantastic رنگ چشم: قهوه ای رنگ مو: مثل تموم اجدادم:قرمز گروه: گریفیندور توضیحات: یکی از باحالترین و شوخ طبع ترین دانش آمزان هاگوارتز... یه سال از هری اینا کوچولوترم...اگه بخوام بیشتر از این بنویسم خیلی می شه...خودتون بهتر می شناسینم...نیازی به توضیح بیشتر نیست!
بله حتما باید پست بزنید تا بتونم شما رو وارد ایفای نقش کنم. به اینم نمیگن قرتی بازی میگن احترام به قوانین سایت.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/1/27 12:07:08
The Last Enemy That Should Be Destroyed Is Death "Strange Sisters"
"The Hands Of Destiny On A Clock Are Like A HEART"
سلام . راستش توی پیام شخصی که برای من فرستادن حرفی از کارگاه و بازی با کلمات و اینجور چیزها نبود... به من فقط گفتن بیام معرفی شخصیت کنم :
اوتو بگمن :
هافلپاف
با چشمانی آبی
برادر لودو بگمن ، موهای بود کوتاه و کورنلی دارد ، مدام در حال شوخی است و برعکس برادرش هیکل متناسبی دارد . از کوییدیچ متنفر است ، بارها سر بلاجر هایی که در اتاقش می افتادند با لودو بحث می کرد . اوتو جوانی شاداب و سرزنده و ولخرج است .
من به تایید در بازی با کلمات و کارگاه برای دادن این شخصیت به شما نیاز دارم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/1/27 12:05:59
گراهام پريچارد پسري ساده و معمولي است كه در سال دوم هاگوارتز مشغول تحصيل است.گراهام زندگي ساده اي را در كنار خانواده جادوگرش سپري ميكند.در سن يازده سالگي پس از دريافت نامه هاگوارتز با اشتياق به آنجا رفته و طبق تشخصي كلاه گروهبندي وارد گروه اسليترين ميشود.پدر گراهام كارمند ساده وزارت سحر و جادو و مادرش هنرمند است.تابلوهاي جادويي مادر گراهام شهرت جهاني دارد(البته در بعد جادويي).خانواده پريچارد هميشه سعي كرده اند خود را از جادوي سياه و مرگخواران دور نگه دارند.آنها طرفدار صلح و آرامش در دنياي جادوگري هستند.گراهام علي رغم اسليتريني بودنش هميشه سعي ميكند با دانش آموزان گروههاي ديگر با احترام رفتار كند.گراهام دانش آموز متوسطي است كه معمولا در درس تغيير شكل با مشكلات جدي روبرو ميشود.
من می خوام شخصیت سوزان بونز رو بگیرم از چند تا هافلپافی سوال کردم گفتن اونو جایی ندیدن بپسته پس من شخصیت اونو می گیرم.
نام و نام خانوادگی: سوزان بونز سال: سال اول هاگوارتز چوبدستی: 25 سانتی متر و از موی دم تک شاخ علاقه مندی ها: کوییدیچ رنگ چشم: قهوه ای رنگ مو: خرمایی گروه: هافلپاف توضیحات: در سال اول هاگوارتز یکی از کسانی بودم که با هری گروه بندی شدم و کلاه گروه بندی منو با پشتکار فراوان و خیالباف دانست و منو تو هافلپاف انداخت.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/1/23 12:51:27
شخصیتها رو بعد از اینکه معرفی کنند برسی میکنیم بعد گفته میشه که میتونن شخصیت رو بگیرن یا نه. شما آخرین پستتون در هشت فروردین امسال در ایفای نقشه بنابراین این شخصیت تا زمان عدم فعالیتتون به شما تعلق داره و به کسی داده نمیشه. موفق باشی
تک شاخ قبلی از چهاردهم اسفند تا حالا پستی نزده و تازه فقط یه پست تو ایفای نقش زده. بنابراین من شناسشو می گیرم.
نام: تک شاخ نوع حیوان: اسب تک شاخ سن: هنوز کره هستم ظاهر کلی: تک شاخی زیبا هستم که هنوز طلایی ام اما چیزی نمانده که به رنگ نقره ای در بیایم. چوبدستی: شاخ من قوی ترین نیرو ها رو داره. بنابراین چه نیازی به چوبدستیه. علاقه مندی ها: کوییدیچ توضیحات: تک شاخ در اول طلایی هستش اما وقتی کمی بزرگ تر میشه نقره ای میشه و در حالت بلوغ کامل سفید و درخشانه و بیشتر از ساحره ها خوشش میاد. شما اول باید در تاپیک های بازی با کلمات و کارگاه نمایشنامه نویسی پست بزنید و بعد از تأیید در اون دو تاپیک شخصیتتون رو در اینجا معرفی کنید.