1-یک رول بنویسید و در اون اولین برخورد ژیگولی ژیگانتوس و نینی نومونیا رو با گیاه "ژیگانتوس نومونیا" و طرز غلبه اونها بر گیاه رو نشون بدید! (25 امتیاز)
قووورت ! ( افکت سر کشیدن شربت سینه ! )
نینی نومونیا گفت : « ذات الریه زیاد شده ! »
سپس گیاهی عجیب جلویش ظاهر شد و نومونیا فریاد زد : « آواداکداورا »
گیاه پژمرده شد و ژیگناتوس از خواب بیدار شد. خوابی که دیده بود خیلی عجیب بود. به دوستش که در تخت بقلی خوابید بود نگاهی انداخت و گفت : « نینی ... نینی ! »
در آسمان باز شد و بچه نوزادی در آغوش ژیگولی افتاد ! او که حالانیشش به پهنای صورتش باز شده بود گفت : « اه ... نینی !!!! »
سپس کودک را بالا پرت کرد (!) و بلند شد و دوستش را بیدار کرد. نومونیا با با حوصلگی گفت : « چیکار داری این موقع شب ! »
ژیگولی : « راز ذات الریه فراگیر رو کشف کردم ، یعنی ... در واقع ... خواب دیدم ! »
نینی با حالتی کنجکاوانه حرکت ژانگولری انجام داد و مانند کسانی که ژیگمانتیسم دارن به ژیگولی گیرژ شد

ژیگولی گفت : « باشه باو ... برات میگم ! »
نینی با خوشحالی گفت : « خوب ... زودتر ! »
ژیگولی : « خوب ، تو یک گیاه شناس حرفه ای هستی و من در جایگاهی نیستم که برات تعیین تکلیف کنیم ، اما به گمانم اون گیاه جدیدی که تا حالا دو ، سه تا ازش اطراف دهکده روییده عامل این بیماریه ! »
نینی به فکر فرو رفت و گفت : «ایده جالبی ! راستش من به عنوان سرشناس ترین گیاه شناس کشور تا حالا همچون گیاه ندیده بودم ! گیاهش خیلی عجیب بود. بهتره فردا بریم ببینیمش ! ... ژیگولی ... ژیگولی ! »
دریچه ای در کف اتاق باز شد و آسانسوری بالا آمد و با رسیدن به روبروی نومونیا دینگ صدا کرد و یک دختر خانم ژیگولی از آن خارج شد ...
نینی دختر خانم را به سمت پشت دوربین (!) هل داد و به ژیگولی که حالا در خواب ناز بود خیره شد !
فردا صبح
ژیگانتوس و نومونیا ، به عنوان دو جادوگر سرشناس ، یکی در داروسازی و درمانگری و دیگری در گیاه شناسی ، به سمت تالاب های اطراف دهکده حرکت می کردند. ژیگولی به یاد داشت که آخرین بار یکی از آن گیاه ها را آنجا دیده است. سر انجام ژیگولی از دور گیاه عجیب و بسیار زیبایی را دید. نینی با اشاره او به سمت گیاه رفت و آرام به او نزدیک شد. سپس چوب جادویش را تکانی داد و خرگوشی از میان صحرا مقابل ظاهر شد. خرگوش را کنار گیاه قرار داد و منتظر ماند. حدود سه دقیقه بعد خرگوش به حالت بدی شروع به دویدن لنگ لنگان کرد. نینی با آرامش گفت : « پس مدت زمان لازم برای شروع بیماری سه دقیقه است ! »
نینی ژیگولی را به سمت گیاه هل داد و گفت : « ازش نمونه برداری کن ! »
سپس خودش چوبدستی اش را به سمت گیاه گرفت و گفت : « استاپلان ! » و سپس زیر لب گفت : « این ورد هر گیاهی رو سه دقیقه خواب میکنه ! »
ژیگولی با صورت به درخت مقابل خورد و بعد از دو دقیقه و پنجاه ثانیه که هوشیاری خود را بدست آورد شروع به نمونه برداری کرد و در دقیقه دو پنجاه و نه ثانیه و نصد و نود و نه هزارم ثانیه از گیاه دور شد

نینی نومونیا بعد از نمونه برداری های بسیار خواص بسیاری از گیاه را کشف کرد و راه مقابله با آن را نیز یافت. ژیگولی ژیگانتوس سه داروی مهم از این گیاه تهیه کرد که مهم ترین آنها داروی ضد ذات الریه بود !
2-دارک پرسیکا خطرناک تره یا ژیگانتوس نومونیا؟ با دلیل توضیح بدید! (5 امتیاز)
ژیگانتوس نومونیا بسیار خطرناک تر است. دلایل این امر زیاد است اما دو دلیل اصلی و مطرح به شرح زیر است :
1- این گیاه عامل ذات الریه است و ذات الریه گاها بیماری واگیر است در نتیجه باعث مرگ عده زیادی می شود ، در ضمن اگر این گیاه در روستایی بروید همه را آلوده می کند. در حالی که دارک پرسیکا فقط کسانی که بسیار به او نزدیک باشند را نابود می کند.
2- دارک پرسیکا فقط در نقاط خاص و زیست بوم های عجیب جادویی می روید در حالی که ژیگناتوس نومونیا در هر زیستگاهی قابل رویش و گسترش است و بیماری را پراکنده می کند.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج










.پیش از آنکه او بتواند گیاه را لمس کند یکی از شاخه های آن با حرکت سریع خود ژیگولی را در بر گرفت و او را محکم تکان داد و محکم به دیوار کاه گلی کوچه کوباند.
( مثلا متوجه شدند که زیر سه دقیقه خطری نداره!این الان مثلا خوشحالیشونه! )

! ( یعنی بگو! )







