شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
*سال و محل تولد: 23 جولاي 1989 در لندن، البته با اين فرض كه "هري پاتر" در 1990 به دنيا اومده باشه.
*گروه: گريفيندور
*چوب جادو: چوب درخت راج و ريسه ي دل اژدها. 6 اينچ. مقاوم و نرم. مناسب براي تغيير شكل.
*خصوصيات ظاهري: چارشونه ام و هيكل درشتي دارم، به گفته ي "رونالد ويزلي" شبيه غول غارنشين! موي سرم را هم مي بافم.
*پ.ن: طرفدار دو آتيشه ي كوييديچ ام و در دروازه باني مهارت دارم. وقتي سال ششم هاگوارتز بودم توي بيمارستان هاگوارتز بستري شدم چون شرط بسته بودم نيم كيلو تخم داكسي بخورم كه باعث شد نتونم در امتحان وروديِ تيم كوييديچ گريفيندور شركت كنم. هري از من خوشش نمي اومد و ميخواست ورد سكتوم سمپرا را روي من امتحان كنه. عضو باشگاه اسلاگ هم هستم؛ وقتي رابطه ي بين "هرميون گرنجر" و رون خراب شده بود، به دعوت هرميون به مهماني كريسمسي اسلاگهورنِ پير رفتيم ولي وسط جشن، هرميون من را قال گذاشت. به شكارِ دم باريك ها علاقه دارم. در نورفولك، همراه با عمو "تايبريوس" ام و وزيرِ فقيدِ سحر و جادو "رافس اسكريمجر" و "برتي هيگز" به شكارِ دم باريك ها رفتيم، تابلويي از من و عمويم در خانه اش زده شده كه "هوراس اسلاگهورن" پروفسور درس معجون هاي جادويي، اون رو باشكوه مي دونه...
شما هنوز در کارگاه نمایشنامه نویسی تایید نشدید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/5/19 12:25:10
در كنار درياچه ي نقره ايي قدم ميزنم و با بغضي که مدتهاست گلويم را ميفشارد، رو به امواج خروشانش مي ايستم و در افق، طرح غم انگيز نگاهش را ميبينم، كه هنوز هم اثر جادويي اش را به قلب رنجورم نشانه ميرود.. كه هنوز نتوانستم مرگ نا به هنگام و تلخش را باور كنم.. كه هنوز بند بند اين تن نا استوار به نيروي خاطره ي لبخند اوست كه پابرجاست.. با يأس يقه ي ردايم را چنگ ميزنم و در برابر وزش تند نسيم، وجودِ ويرانم را از هر چه برودت و نيستي حفظ ميكنم.. از سمت جنگل ممنوعه، طوفاني به راهست و حجم نامشخصي از برگ و شاخه ي درختان مختلف را به اين سو ميآورد.. اخم ميكنم تا مژگانم دربرابر اين طوفان، از چشمان اشكبارم محافظت كند.. شايد يك طوفان همه ي آن خاطره ي تلخ را از وجودم بزدايد..
نام:روفس اسکریم جیور rufus scrimgeur شغل: کاآگاه و وزیر سحر و جادو چوبدستی : 31 سانتیمتری از چوب درخت بائوباب و مغزی پر هیپوگریف گروه در هاگوارتز: گریفیندور روفس اسکریم جیور مانند یک شیر پیر با ابرو های پر پشت ، چشم های زرد و آثار بسیار زخم بر اثر نبردهایش در طی چندین نمونه ی بارز از یک مرد خشن و آبدیده است و یکی از پاهایش در نبرد ی توسط جادوی سیاه دچار آسیب شده و او تا ابد می لنگد. او قبل از اینکه وزیر جادوگری باشد یک کار آگاه ارشد بود. روفس اسکریم جیور برای آخرین شغلش در وازارت جادوگری معروف شد. او در سال 1996 تا 1997 به عنوان وزیر سحر و جادو به جامعه ی جادوگری خدمت کرد ، گرچه در این مدت کوتاه لرد سیاه آنقدر پیش رقت تا بالاخره وزارت سحر و جادو ی بریتانیا را تسخیر کند اما در آخرین لحظات وقتی وزارتخانه سقوط کرد همانطور که هری پاتر "پسری که زنده ماند" نقل می کرد او حاضر نشد به هیچ وجه محل سکونت هری و پناهگاه را به مرگخوار ها بگوید ، برای همین هری پاتر همیشه حس قدردانی خود نسبت به این کارآگاه و وزیر در سینه خواهد داشت. اگر بخواهیم مهم ترین وزرای سحر و جادو را رتبه بندی کنیم اسکریم جیور در رتبه ی بلندی جای می گیرد و این به خاطر دوره ی مهم وزارت او در دوران لرد سیاه است. آرتمیسیا لوفکین از 1798 تا 1811 گورگان استامپ از 1811 تا 1819 فاریس اسپاوین از 1865 تا 1903 نابی لیچ از 1962 تا 1968 ملیسنت بگنالد از 1980 تا 1990 کورنلیوس فاج از 1990 تا 1996 روفس اسکریم جیور از 1996 تا 1997 کینگزلی شکلبولت از 1997 تا (اطلاعاتی در این رابطه در دست نیست) تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/5/16 19:00:25
*سال و محل تولد: 23 جولاي 1989 در لندن، البته با اين فرض كه "هري پاتر" در 1990 به دنيا اومده باشه.
*گروه: گريفيندور
*چوب جادو: چوب درخت راج و ريسه ي دل اژدها. 6 اينچ. مقاوم و نرم. مناسب براي تغيير شكل.
*خصوصيات ظاهري: چارشونه ام و هيكل درشتي دارم، به گفته ي "رونالد ويزلي" شبيه غول غارنشين! موي سرم را هم مي بافم.
*پ.ن: طرفدار دو آتيشه ي كوييديچ ام و در دروازه باني مهارت دارم. وقتي سال ششم هاگوارتز بودم توي بيمارستان هاگوارتز بستري شدم چون شرط بسته بودم نيم كيلو تخم داكسي بخورم كه باعث شد نتونم در امتحان وروديِ تيم كوييديچ گريفيندور شركت كنم. هري از من خوشش نمي اومد و ميخواست ورد سكتوم سمپرا را روي من امتحان كنه. عضو باشگاه اسلاگ هم هستم؛ وقتي رابطه ي بين "هرميون گرنجر" و رون خراب شده بود، به دعوت هرميون به مهماني كريسمسي اسلاگهورنِ پير رفتيم ولي وسط جشن، هرميون من را قال گذاشت. به شكارِ دم باريك ها علاقه دارم. در نورفولك، همراه با عمو "تايبريوس" ام و وزيرِ فقيدِ سحر و جادو "رافس اسكريمجر" و "برتي هيگز" به شكارِ دم باريك ها رفتيم، تابلويي از من و عمويم در خانه اش زده شده كه "هوراس اسلاگهورن" پروفسور درس معجون هاي جادويي، اون رو باشكوه مي دونه...
قوانین ایفای نقش رو بخون: http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=5&forum=7
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/5/13 18:45:10 ویرایش شده توسط كورمك مك لاگن در 1387/5/14 8:32:00 ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/5/14 18:38:13
در كنار درياچه ي نقره ايي قدم ميزنم و با بغضي که مدتهاست گلويم را ميفشارد، رو به امواج خروشانش مي ايستم و در افق، طرح غم انگيز نگاهش را ميبينم، كه هنوز هم اثر جادويي اش را به قلب رنجورم نشانه ميرود.. كه هنوز نتوانستم مرگ نا به هنگام و تلخش را باور كنم.. كه هنوز بند بند اين تن نا استوار به نيروي خاطره ي لبخند اوست كه پابرجاست.. با يأس يقه ي ردايم را چنگ ميزنم و در برابر وزش تند نسيم، وجودِ ويرانم را از هر چه برودت و نيستي حفظ ميكنم.. از سمت جنگل ممنوعه، طوفاني به راهست و حجم نامشخصي از برگ و شاخه ي درختان مختلف را به اين سو ميآورد.. اخم ميكنم تا مژگانم دربرابر اين طوفان، از چشمان اشكبارم محافظت كند.. شايد يك طوفان همه ي آن خاطره ي تلخ را از وجودم بزدايد..
سلام نام:جن لقب:دابی سن:نا معلوم چوب دستی: ندارم! من یه جنم و جن ها چوب دستی ندارن!
گروه: نمی دونم جن ها هم گروه دارن؟اگه دارن گریفندور! من قبلا" در خدمت خانواده ی مالفوی بودم ولی به رقم لطفه هری پاتر الان یه جنه آزادم که برای خدمتم در هاگوارتز مزد می گیرم و هری پانر رو اربابه خودم می دونم و ازش اطاعت می کنم. من توی آشپزخونه ی هاگوارتز کار می کنم! و از رفتم به خونه ی مالفوی ها خیلی می ترسم!
دابــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی.
قوانین ایفای نقش رو بخون: http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=5&forum=7
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/5/13 18:45:04
گروه:ترجيح ميدم گروه نداشته باشم اما اگر امكانش نيست بذاريد بعد از عمري كه ديگران رو گروه بندي كردم حالا خودم رو گروه بندي كنم.
هووووم ... هوش و ذكاوت زيادي دارم ، هزاران ساله كه دارم دانش اموزا رو به گروه هايي كه لايقش هستن هدايت ميكنم .. شجاعت خاصي در انتخاب دارم .. و از طرفي تار و پودم از جادوي اصيل درست شده ، فكر كنم به درد تنها گروهي كه نميخورم هافلپاف باشه .. هووم .. چون ذكاوت بالام بر ديگر صفاتم پيشي گرفته خودم رو به راوانكلا ميفرستم.
معرفي كوتاه شخصيت:
بعد از مدت زمان كوتاهي از تاسيس مدرسه علوم و فنون جادوگري هاگوارتز ، بين چهار بنيان گذار اصلي ان بر سر تقسيم دانش اموزان اختلاف افتاد.
سالازار اسليترين تمايل داشت اصيل زادگان را مورد پذيرش قرار دهد ، گريفندور دانش اموز شجاع را پذيرا بود ، راوانكلاو به دانش اموزان باهوش علاقه داشت و هافلپاف هر كس با هر توانايي را پذيرا بود.
با بالا گرفتن اين مسئله ، چهار بنيان گذار به فكر راه چاره افتادند و در اين زمان بود كه كلاه گروه بندي متولد شد ، كلاهي جادويي از براي هدايت دانش اموزان به گروهي كه لايق ان هستند.كلاهي كهنه و پاره پوره اما با هوش و ذكاوتي مثال زدني.
_____________________________
*اگر اين نام براي شناسه نمايشي طولاني به نظر مياد ميتونيد از عنوان كلاه سخنگو نيز استفاده كنيد.
اين كلاه جزو اشيا به حساب نمياد بلكه جزيي از موجودات جادويي هست و بنده مطمئن هستم كه در بخش داستان نويسي هم اين شخصيت توانايي سوژه سازي زيادي داره.
تایید شد! بنظر نمیاد عضو تازه وارد باشی لطفا اگه شخصیت دیگه ای در ایفای نقش داری بهتره اعلام کنی قبل از اینکه هر دو شناسه بسته بشه. من این شخصیت رو فقط به دلیل معرفی خوبتون و دو پست قبلتون تایید کردم. امیدوارم فعالت خوبی در ایفای نقش داشته باشی. موفق باشی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط كلاه گروه بندي در 1387/5/13 10:42:05 ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/5/13 12:29:53
توضیحات:عضو محفل ققنوس، هم در دهه 1970 و هم در دهه 1990. او یکی از نگهبانان پیشتاز برای اسکورت هری از شماره 4 پریوت درایو به شماره 12 میدان گریمولد بود که به صورت یک ساحره موقر با شال سبز زمردی توصیف شده بود. در هفته های اول جنگ جادوگری دوم (اواخر ژوئن یا اوایل ژولای 1996) «به طرز فجیعی» توسط مرگ خوارها به قتل رسید ؛ سیوروس اسنیپ در زمان صحبت با بلاتریکس ادعا کرد که او املاین را لو داده است . قتل در نزدیکی شماره 10 خیابان دانینگ در لندن (مقر نخست وزیری) اتفاق افتاد .
تایید شد! معرفیت رو از فرهنگنامه درست کردم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/5/12 12:27:00