جیک جیک
آشپزخانه ی سلطنتی به شدت در سکوت فرو رفته بود ، هر یک از بانو ها در پی یافتن راهی برای طبخ غذای مناسب برای پیشکار چین بودند که به مریضی سختی دچار شده بود . یانگوم در حالی که زانوهایش را بغل کرده بود ، کتابی را می خواند .
- یانگوم ، همه ی بانو های اول قصر های مختلف نتونستن راهی پیدا کنن ! اون وقت من و تو می خواهیم راهی پیدا کنیم ؟

یانگوم نگاهی پر محبت به یونسنگ انداخت و گفت :
- یونسنگ ، توانایی های هر ادم با دیگران متفاوت و امکانش هست که ما راهی پیدا کنیم ؛ همونطور که پاچیو که دستیار آشپزخونه ای بود در زمان عالی جناب یونسان تونست بیماری ایشون رو درمان کنه ، فقط با هوش و ذکاوتش
...یانگوم چند صفحه جلو تر رفت و اندکی در فکر فرو رفت .
- پیداش کردم ! فهمیــــــــــــدم
!یونسنگ که از یانگوم خوشحال تر شد بود گفت :
- خب ، بگو ؟ چی کار باید بکنیم ؟
- ببین ، اینجا نوشته که بیماری انتهای روده با خوراک جغد درمان می شه ! طبق محاسبات من بیماری پیشکار هم باید با خوراک جغد نامرئیی که بهش سس سویایی که زیر گرما بوده ، اضافه شده خوبه بشه .
- خوبه ! سس سویا رو که داریم اما جغد نامرئی از کجا بیاریم ؟
یانگوم لبخندی زد و گفت : « اون با من...
»کتابخانه ی سلطنتی
- افسر مین ! یه زحمتی داشتم ... من فهمیدم که چطور بیماری پیشکار رو درمان کنم ولی نیاز به جغد نامرئی دارم ! شما می تونین برای من این رو تهیه کنین
؟افسر مین لیخند که تا گوش هایش می رسید زد و گفت :
- یانگوم ، من می دونستم تو از همه باهوش تری ! من به تو ایمان دارم
.- خب که چی؟! پر نشو ! می تونی تهیه کنی یا نه ؟
مین جانگهو که هنوز لبخندی احمقانه بر لب داشت به یاد جغد نامرئی که در قفس داشت افتاد و گفت :
- آهان ، آره ! یه جغد نارئی چند وقت پیش وارد خونم شده بود ، منم گرفتمش و گذاشتمش توی قفس . براتون می فرستمش .
یانگوم خوشحال صورتش را به افسر مین نزدیک کرد ، مین جانگهو هم متقابلا همین کار را کرد اما با صدای دختری که گیوم یونگ نام داشت متوقف شدند ...(
) آشپزخانه ی دربار
هــــه یـــــــــــــا هــــــــــو داراهه هــــــــــی یــــا هــــا هـــــ.... ( یانگوم در حال آشپزی )
یانگوم غذایی نامرئی که فقط قسمت هایی که سس روی آن بود دیده می شد را در ظرفی گذاشت و آن را در کنار مخلفات فراوان قرار داد . دوان دوان به همراه غذا به طرف اتاق پیشکار راه افتاد بدون اینکه بداند روز بعد همه از کسی صحبت می کنند که پیشکار را معالجه کرد ...
2 .
هومم؟ اتفاق های متعدد ممکن است برای پرسی افتاده باشد که چند مورد اونا رو در زیر می گم :
1. مجبور به خوردن همه ی کود ها می شه که این کار سال ها طول می کشه(؟) .
2. مجبور می شه که خودش هم کود تولید کنه که البته این کار هم ساعت ها طول می کشه (؟)
3. پس از تجزیه در عدم وجود اکسیژن خود پرسی هم به کود تبدیل می شود .
4. هیج کدام !
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج







)

)
بوقی خودت رو سریع برسون خونه!
!
!
؟
!

ولي اينكارو كه انسانها هم ميتونن بكنن!
داشتن به پشت سرش نيگا ميكردن نداشت! يك كدو از حياط پشتي به حدي بزرگ شده بود كه داشت كلبه رو زير خودش له ميكرد! بچه ها شروع كردن به فرار كردن و دنيس برگشت كه ببينه چه خبره! ولي دير شده بود... كدو روي سرش سايه انداخته بود و تا دقايقي ديگه پرس ميشد!