هرکی به هرچی فکر میکنه رخ میده دیگه؟ پس ادامه ...
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
دامبلدور با خوش حالی به سر حال و جوان بودنش نگاهی کرد و از خوش حالی در پوست خود نمی گنجید.
- من این زمان رو دوست دارم. میتونم بیشتر تام رو تحت کنترلم بگیرم.
و با قدم هایی استوار به سمت خانه شماره 12 گریمولد حرکت کرد.
خانه ریدل:
آنتونین پس از برخورد با میزی، محکم پایش را گرفت و با چشمانی اشک آلود به اتاق لرد هجوم برد و لحظه ای بعد جلوی لرد نمایان شد.
- کروشیو آنتونین! به چه جراتی سرتو میندازی پایین میای تو؟
آنتونین نفس نفس زنان گفت: اما ارباب ... خیلی مهمه ... باید زودتر ...
لرد با جدیت گفت: میری بیرون در میزنی و بعد از اجازه تو میای.
آنتونین با اصرار ادامه داد: مهمه ... نیروی نامرئی ... ارباب ...
- من حرفمو یه بار میزنم.
آنتونین بالاخره تسلیم شد و از اتاق خارج شد، در را بست و بعد از چند بار کوباندن بر روی آن فریاد زد: ارباب میتونم بیام تو؟ کار مهمی دارم.
لرد پوزخندی زد و گفت: نه باید آدم شی تا دفعه ی بعد این طوری نپری تو!
بلا که برای آوردن نوشیدنی عصر لرد به آنجا آمده بود با آنتونین پشت در بسته رو به رو شد و با غرور گفت: بی نزاکت.
و از ارباب اجازه خواست و با صدور اجازه ی لرد وارد اتاق شد. آنتونین با چشمانی گشاد شده به بسته شدن در خیره شد، دل را به دریا زد و فریاد زد:
- یه نیرویی داره میاد و بزودی کل کشورو فرا میگیره و باعث تغییراتی توی زمین میشه و هرچی بش فک کنیم همون میشه!
اولین چیزی که با شنیدن این حرف به ذهن لرد خطور کرد تنها یک چیز بود، میتوانستند با فکر نابود کردن محفل و دامبلدور، آن ها را از بین ببرند. بنابراین ناچارا برای گرفتن اطلاعات بیشتر در مورد این نیرو، به آنتونین اجازه ورود داد ...
آنلاینها
26 کاربر(ها) آنلاین هستند (20 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
25
مهمانان
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج




)

»










