جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

25 کاربر(ها) آنلاین هستند (14 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
22
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  66 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  143 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  255 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  249 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  331 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  234 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: پنجشنبه 8 مرداد 1388 08:05
نمایش جزئیات
آفلاین
یکی از شعر های ماگلی رو با کمی تغییرات متناسب با دنیای جادوگری کنید و بنویسید.

با تصرف و تلخیص از آتوسا صالحی!

در دل کاربر ها لب تشنه
خانه ی مدیران بارانی است
لا به لای سکوت خشک درخت
کاربری بیچاره زندانی است
**
آن سوی چشم های سرد و سیاه
پست در پست، رنگ در رنگ است
پشت هر مدیری که خاموش است
جشن و ساز و سرود وآهنگ است
**
در همین پای خسته کوییرل
میدود دوران فعالیش چو باد
از دل غم گرفته هری
پسری شاد میزند اکسپلیارموس!
**
گوش بگذار بر دل جادوگران
بشنو آواز مدیران را
جادو در نگاه تازه توست
در زمستان ببین بهاران را

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دراکو مالفوی در 1388/5/8 8:07:38
منم سالم بودم
حالا خوب نگاه کن
اعصاب که ندارم
داره دکتر میزنه با چوب رو زانوم


تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: چهارشنبه 7 مرداد 1388 15:23
نمایش جزئیات
آفلاین
سوال : چند نمونه از کارایی که ....

جواب :

کشیده زدن :

میدونی پروفسور، اینطوری خودمونی بگم، اینکه پوست دستت با پوست دست طرف برخورد میکنه و با تمام وجودت حس میکنی که طرف چه دردی کشیده خیلی صفا میده. مخصوصا اگه دست خودمونم درد بیاد دیگه میفهمیم که طرف بوقیده شد و کلی خنک میشیم.


تف کردن :

ببینید تف کردن کلا یه کاریه که بدون روش های ماگلی نمیشه.سوسلی میشه، یه چوب دستی تکون میدیم زود همش خالی میشه. بطور مثال در روش های جذاب ماگلی، چندین نوع عملکرد داریم از قبیل : ااااااااااااخ تف، تف ، تـــــــــــــــــف اخ، اوووووووووووووخکش ! این موارد باعث میشه آدم واقعا وقتی که مجرای گلوش تخلیه میشه کاملا حسش کنه


مردم آزاری :

این مورد که دیگه نور علی نوره! اصلا نمیدونی چه حالی میده.ببینید ما حتی میتونیم با چوبدستی این مورد رو تا حد کروشیو عمیق کنیم اما لا مصب، یه چنگول که از طرف با دست خودمون میگیریم، انگار زندگی تازه شده، همه چیز زیبا میشه. حتی گاهی وقتا میشه با نقاب اینکه خیلی طرف رو دوستش داریم بگیم : ای شیطون! و یه چنگول بگیریم ازش که حسابی بفهمه چقدر عزیزه


درگیری فیزیکی :

دوئل های جادوگری اصولا بر پایه تمرکز و ارسال صحیح طلسم هست. اما ما در دعوا های ماگلی میتونیم خیلی راحت تر باشیم. بطور مثال دیگه نیازی به تمرکز نیست، فقط نگاه میکنیم مثلا دماغ طرف رو هدف میگیریم و مشت رو حواله میکنیم. یا حتی در بعضی مواقع لزومی نداره نگاه هم بکنیم، مشت رو میفرستیم خدا خودش هدایتش میکنه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
seems it never ends... the magic of the wizards :)
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: چهارشنبه 7 مرداد 1388 10:59
نمایش جزئیات
آفلاین
یکی از شعر های ماگلی رو با کمی تغییرات متناسب با دنیای جادوگری کنید و بنویسید.


شاعر : خلیل جوادی!

قسمت هایی از یه شعر مشنگی : ( که جادوگرانی شده)

عله نشستـه ملت از مــرد و زن
ردیف ردیف مقــابلش واستــــادن

چرتکه گذاشتــه و حساب می کنـه
به کاربراش هاش عتاب خطاب می کنـه

میگه چـرا این همــه لج می کنیـد
راهتــونو بـی خـودی کج مـی کنیـد

زوپس فرستـادم کــه آدم بشیـــد
بــا دلخوشـی کنــار هـم جـم بشید

مردم بلاک شده رو باز کنیــد
بـا حمالی سایتمو آبــاد کنیـد

زوپس دادم بـریـــد عشق و حال کـنیــد
نـه اینکه جای زوپسو، ارزشی پر کنیـد(!)

مــن بهتون چقد رنکینگ دادم
نیومده خرج میتینگ دادم؟

من که هـواتونو همیشـه داشتـــم
فقط سه بار پامو رو سیم گذاشتم!

یه سرور سایت و این همه شلوغـــی؟
این همه شناسه های میلیونی؟

حقیقتـاً شماهـــا خیـلی پستـیـن
بی تربیت نباشین بی ادبو هستین!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جیمز سیریوس پاتر در 1388/5/7 11:00:42
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: چهارشنبه 7 مرداد 1388 10:42
نمایش جزئیات
آفلاین
ج ) چند نمونه از کارهایی که انجام دادنشون با دست بیشتر میچسبه رو بنویسید و توضیح بدید چرا روش ماگلی بیشتر حال میده !؟

کلن مجموعه زیادی از کارا هستن که با دست بیشتر حال میده.

انگشت در حلق کردن

در بعضی موارد دکی جون تشخیص میده باید انگشت در حلق کرد تا شخص گلاب به روتون متهوع بشه و خالش خوب بشه. در این موارد بسیاری از جادوگران و ساحرات(جمع ساحره) از نوک چوبدستی استفاده میکنن که خیل خوب جواب نمیده و باعث زخم شدن گلو میه. اگه از انگشت اسفاده به کلن بیشتر حال میده.

دست در پریز برق مشنگی کردن

در این مورد اگر از جوبدستی استفاده بشه اصن جواب نمیده اما اگر انگشت وارد عمل بشه یه احساس مورمور باحالی به آدم دست میده که باعث فوت ناگهانی هم میشه البته خیلی حال میده

دعوا کردن


در بسیاری از موارد مشت و لگد زدن خیلی بیشتر از طلسم حال میده. مثلن اگه بخوای یک مرگخوار رو شپلخ کنی اگ از مشت و لگد استاهد کنی مقدار زیادی هم جای مشت و لگد و اینا به عنوان یادگاری بر قیافه وی نقش میبندد.

غذا خوردن

البته این کار از جمله کارهای کاملن بی ادبانه و جلفه. البته اگ خودتون تنها بودید حتمن یه دفعه امتحان کنید چون واقعن خیلی خوش میگذره و لذت عجیبی داره. در کل لذتش رو میبرید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[color=FF0000][b]پس قدم قدم تا روشنايي از شمعي در تاريكي تا نوري پر ابهت و فراگير!
ميجنگيم تا آخ?
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 5 مرداد 1388 21:20
نمایش جزئیات
آفلاین
الف)یکی از شعرهای ماگلی رو با کمی تغییرات متناسب با دنیای جادوگری کنید و بنویسید.
هیپوگریفی از جلوه ی راسو بی قرار
گشت طربناک به فصل بهار
به جنگل ممنوع آمد،آهی سر داد
رقص کنان بال و پری برفشاند
پهلوی جانان چو بیافکند ردا
دید آن سانتور بی پروا را
خنده کنان گفت که ای بی خبر
تور ندیدم چو تو کوته نظر
روز نشاط است،گه کار نیست
وقت غم و کمان کشیدن نیست
تور بدین سان بدو داد جواب
غافلی ای هیپوگریف بی صبر و تاب
روز تو یک روز به پایان رسد
نوبت امتحانات پایان ترم رسد
همچو من ای دوست،سرایی بساز
بکن درس خواندن را آغاز
توبه هاگرید تکیه کنی من به دامبی
دیگر نبینی کارتون بامبی
بامبی دو سه روزیست تو را میهمان
می برد آن فیلم را شاهزاده ی پریان
چون که مهی چند بدین سان گذشت
گشت خریف و گه جولان گذشت
چهر بید کتک زن زرد شد از تندباد
باک بیک را نبود دیگر آرام و قرار
دید شده گه امتحانات
سر آمده آن تعطیلات
به امتحانات خود گند زد
بعداً سری به هاگزمید و هند زد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جان اسیر دل/دل اسیر دوست/دوست چه میداند/ دل اسیر اوست
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 5 مرداد 1388 15:38
نمایش جزئیات
آفلاین
چند نمونه از کارهایی که انجام دادنشون با دست بیشتر میچسبه رو بنویسید و توضیح بدید چرا روش ماگلی بیشتر حال میده !؟

قلقلک دادن :

در این کار ، شما بهتره از دستتون استفاده کنید . چون در غیر این صورت اون مدلی که می خواید طرف رو قلقلک نمیدید دیگه ! واسه همین کافیه انگشتانتونو باز کنید و یه خورده از روی بندهاشون خمشون کنید اون موقع طرف رو قلقلک بدید که بخنده . می تونید روی بدن شخص با انگشتانتون رقص بندری برید اما خب با جادو اینقد کیفور نمشید که طرف داره زجر می کشه !



کشیدن موها :

خیلی لوسه بخواید با جادو موهای شخصی رو بکشید ! اون چوب دستی که شعور نداره باب یهو طرفو کچل می کنه یا جای کشیدن موهاش ، نوازشش می کنه . به علاوه وقتی با دستاتون موهاشو بکشید میدونید کدوم قسمت موهاش حساسه و بیشتر دردش میاد و شما همون جا رو می کشید و دلتون قیلی ویلی میره . در ضمن لذتش در اینه که بعد از عملیات یه کپه از موهای طرف رو توی دستتون ببینید !



مسواک زدن :

خب از اونجایی که مسواک زدن هیجان انگیزه ، می تونید خودتون مسواک بزنید که تا توی حلقتونو مسواک بزنید و خوب مسواک بزنید و درست و بالا و پایین کج و راست بیا وسط ! نه ببخشید یعنی خیلی عالی مسواک بزنید و این جوری درجه ی نرمی مسواک زدن رو هم خودتون تنظیم میکنید . دیگه بعدش خون ریزی لثه نمی کنید !

کشیدن کاریکاتور از معلماتون :

خب واقعا لذت وصف ناپذیری به آدم دست میده وقتی میبینه با دستان توانمندش تونسته از معلم سفید و خوشگل مشگلش ، یه هیولا بسازه ! این کار با دست بیشتر لذت داره چون با کشیدن هر خط از اون قیافه ی لعنتی ، هزاران هزاران کیلو ژول انرژی مثبت وارد رگ هاتون میشه . اگه بخواید با جادو این کار رو انجام بدید ، فقط نتیجه ی کار و شعف آخرش مال شماست نه لذت حین کار .

آب بازی :

آب بازی فقط با دست ! شما بخواید با جادو شخص رو خیس کنید اون موقع احساس غروری بهتون دست نمیده که من طرف رو ترکوندم ! بهتره شخص رو با یک دستتون نگاه دارید و با دست دیگه تون ، هرچی از قبیل پلاستیک فریزی ، قوطی کنسرو ، تشت ، وان و .. را از آب پر کنید و روی شخص مورد نظرتون بریزید . می تونید با دستان مبارکتون سرشو بکنید زیر آب که هم موهاش به هم میریزه هم به سوی مرگ میره ! خلاصه آب بازی جاست با دست .

خب استاد جون ، بقیه اش دیگه دیگه ! باشه واسه جلسات بعد . تا اون موقع شما رو به مرلین بزرگ می سپارم .


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
گیلبرتو تصویری عالی از رفتار ما می دهد . به گفته ی او ، آدم ها مثل هندی ها بر روی زمین راه می روند . با یک سبد در جلو ، و یک سبد در پشت . در ?
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: چهارشنبه 31 تیر 1388 17:23
نمایش جزئیات
آفلاین
ماگل شناسی - جلسه سوم


- آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان ِ راه ناپیداست

من دگر به پایان نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست !

سلا به همگی !

ویولت با خنده اینا رو گفت و آروم آروم به سمت جلوی کلاس رفت . هنوزم تیپ عجیب غریبیش جلب توجه میکرد . ولی به عجیب بودنش عادت کرده بودن بنابراین دیگه کسی چیزی نگفت .

ویولت با گچ شروع به نوشتن روی تخته کرد و جیمز زیر لب به آبر گفت : واقعا که خیلی اسگله ، با یه تکون میتونه بنویسه که !

ویولت با خنده به سمت ِ جیمز برگشت : بعله ، فرمایش ِ شما متین ولی خیلی کارا هستن که انجام دادنشون با دست خیلی راحت تره . خب ، امروز میخوایم در مورد شاعران ِ ماگل صحبت کنیم . کسی چیزی ازشون میدونه ؟!

هستیا دستشو برد بالا : من بگم ؟ بگم ؟ بگم !؟

ویولت : به علت صحبت های سیاسی بیست امتیاز از هافل کم میکنم ! یعنی چی بگم بگم ؟!

ملت ِ هافلی :

ویولت نیشش دوباره باز شد : هه هه ، شوخی کردم میخواستم ببینم چطوری عکس العمل نشون میدید !

آسپ : هه هه و چیز ِ مرلین ... ام .. چیز ، ریش ِ مرلین !

هستیا هنوز مثل کسی که زیرش میخ گذاشته باشن بالا پایین میپرید : پروفسور ، من میشناسم ها ! یه شعر بخونم ؟

ویولت اجازه داد و هستیا با متانت شروع به خوندن کرد :

ما گفتیم که آب بده به باغچه هامون

ولی دیگه نه این شکلی که ، باغبون

اینطوری که آب نمیدن به باغچه عزیزجون

پس زود باش شلوارتو بکش بالا باباجون !

جمیعت کلاس به شکل :دی در اومده بودن و سعی میکردن خودشون رو کنترل کنن ، ویولت هم که بر اثر تلاش مفرط به رنگ بنفش در اومده بود با دست اشاره کرد که هستیا میتونه بشینه . ویولت یه نفس عمیق کشید و چند تا از کتاب هایی که با خودش آورده بود رو بالا گرفت : فروغ فرخزاد ، شل سیلور استاین ، پابلو نرودا و و و ... اینا همشون شاعرای ماگل هستن . شاعران ماگل با استفاده از احساسات لطیفی که داشتن قشنگ ترین شعرا رو نوشتن ...

کینگزلی آروم به ریتا گفت : آره ، لطافت تو شعری که هستیا خوند موج میزد !

ویولت گفت : شنیدم چی گفتی کینگزلی ، به خاطر این حرفت ده امتیاز از هافل کم میکنم . به خاطر حرف ریتا هم ده امتیاز دیگه کم میکنم . بوق هم خودتی ، به خاطر اهانت به استاده بیست امتیاز دیگه کم میکنم . هوووم ، گریف داره به ریون میرسه ، ده امتیاز هم از اون کم میکنم .

دراکو گفت : پروفسور ...

ویولت : اعتراض کردی ؟ ده امتیاز هم از اسلیترین کم میکنم ! دیگه ؟

نفس از قفس ِ هیشکی در نیومد و ویولت با همون استکبار برگشت به مبحث : بیاید در مورد شل سیلور استاین صحبت کنیم . شل سیلور استاین سال هزار و نهصد و سی و دو در شیکاگو متولد شد ، بیشتر شعرایی که مینویسه در مورد بچه مچه هاس و شهرتش هم به خاطر اوناس . این شاعر ماگل بین ماگل ها خیلی معروفه ...

دراکو : پروفسور ...

ویولت : ده امتیاز دیگه از اسلی کم شد . داشتم میگفتم ، و ماگل ها عموما خیلی دوستش دارن .

دراکو : پروفسور ...

ویولت : بیست امتیاز دیگه ، مالفوی با یک کلمه دیگه از کلاس بیرونت میکنم .

دراکو : آخه پروفسور تبدیل به سولفوریک اسید شد ، اهه ...

ویولت متعجب پرسید : چی تبدیل به سولفوریک اسید شد ؟

دراکو به حالت :دی : همون چیزی باید در مرلینگاه تخلیه شه !

ویولت : برو بیرون مالفوی ! واقعا که ، سیسی این بچه تو تربیت کن ! میگفتم ، از کتابای معروف ِ شلی سیلورستاین میشه به آنجا که پیاده رو تمام میشود ، نوری در اتاق زیر شیروانی ، قطعه گمشده ، آشنایی قطعه گمشده با دایره بزرگ و بالا افتادن اشاره کرد .

بعد به تخته اشاره کرد : این تکالیف شماست ، از اونجا که من طرفدار دموکراسی هستم هرکدوم رو که خواستید انتخاب کنید و انجام بدید .


الف ) یکی از شعر های ماگلی رو با کمی تغییرات متناسب با دنیای جادوگری کنید و بنویسید .

ب ) چرا پروفسور بودلر عوض ( ـی ) ( :دی ) شد یهو ؟!

ج ) چند نمونه از کارهایی که انجام دادنشون با دست بیشتر میچسبه رو بنویسید و توضیح بدید چرا روش ماگلی بیشتر حال میده !؟



هر کدوم سی امتیاز داره و غیر رول هم هست ، بهتون توصیه میکنم از این فرصت استفاده کنید چون این دفعه خیلی خیلی کمتر سخت گیری میکنم !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
But Life has a happy end. :)
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: چهارشنبه 31 تیر 1388 05:40
نمایش جزئیات
آفلاین
امتیازات جلسه دوم ماگل شناسی


گریفندور :

جیمز سیریوس پاتر :

30 امتیاز

خلاقیتت تحسین برانگیز بود ، دلم نیومد کمتر از سی بهت بدم .


گودریک گریفندور :

15+12 = 27

اگر میخواستم سختگیر باشم رولت کمتر نمره میگرفت . ضعیف بود و میتونه بهتر شه .

آبرفورث دامبلدور :

15 +13 = 28

هیوم ، زیادم روشش ماگلی نبود به عقیده من . فرستادن پاترونوس و اینا کاملا جادوگرانی بود ولی خب !

امتیاز کل : 28


ریونکلاو

گابریل دلاکور :

15 + 15 = 30

مثل همیشه قشنگ ! البته یه مورد نگارشی داشتی ، گذاشتن چند تا علامت تعجب و چند تا علامت سوال کنار هم زیبایی ظاهر رول رو کم میکنه . از تو بعید بود گابر ! ولی چون رولت قوی بود نادیده گرفتم . اون نکته ای رو هم که گفتی باهاش موافقم !

تازه به خاطر عدم ِ احترام گذاشتن به استاد میتونستم بهت صفر بدم !
روونا ریونکلاو :

15 + 10 = 25

متاسفم روونا . این امتیازت از رول بیشتر به خاطر شرکتت توی کلاس و زحمتی بود که کشیدی . خیلی کوتاه بود و از نظر ظاهری اصلا به دل نمیشست . طنزش ضعیف بود . میتونست خیلی خیلی بهتر باشه !

بادراد ریشو :

15 + 14 = 29

توام که بلاکی ، هیچ !

امتیاز کل : 28


هافلپاف

ریتا اسکیتر :

15 + 14 = 29

خوب بود ولی هم این که مشکل نگارشی داشت ( استفاده از چند تا علامت تعجب و چند تا علامت سوال ) و هم این که خواستگاری رو به این شکل مینویسن و ظریف هم این شکلیه !

هستیا جونز :

15 + 14 = 29

نو آوریت خیلی باحال بود و واقعا باهاش حال کردم . نمیتونم بگم ایراد مشخص داشت ولی اونقدر کامل و بی عیب و نقص نبود که بخواد نمره کامل بگیره .

كينگزلی شكلبوت :

15 + 15 = 30

روفوس اسکریمجیور :

14 + 11 = 25


امتیاز کل : 28


اسلیترین

نارسیسا مالفوی :

15 + 14 = 29

دو جا غلط تایپی داشتی و دو تا مورد رو هم تذکر بدم :

می دند و می گند رو لبه تیغن . نه گفتارین نه نوشتاری . اگه گفتاریه که باس میدن ( می دن ) و میگن ( می گن ) باشن اگرم نوشتاریه که باس می دهند و می گویند باشند . حالا خود دانی !


دراکو مالفوی :

15 + 15 = 30

خوب !
رابستن لسترنج :

15 + 14 = 29

کوتاه بود و سوژه رو زیاد پرورش نداده بودی . میتونستی خلاقیت و طنز بیشتری قاطی کنی که نکرده بودی .

امتیاز کل : 29

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
But Life has a happy end. :)
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 29 تیر 1388 16:09
نمایش جزئیات
آفلاین
چيز عشقي که در ابتداي جلسه ريتا بهش اشاره کرد چيست و نشانه هاي آن را نام ببريد . چطوري ميشود از خوردن ِچيز ِعشقي جلوگيري کرد ؟

بله... چيز عشقي، چيز خيلي بديست! اين چيز که در ميان ماگل ها از آن به عنوان شکست عشقي و خنجر عشقي و امسال آن ياد ميشود ميتواند موجبات افسردگي شديد شخص رو فراهم کنه!
چيز عشقي معمولا" مواقعي رخ خواهد داد که يکي از طرفين يک رابطه ي عشقي، دست به خيانتي دردناک بزند و اصولا زماني نشانه هاي آن مشخص ميشود که شخص عاشق، معشوقش رو ميبينه که دست در دست شخص ديگري در حال پياده روي است و او در حالي که پشت ديوار ايستاده و آنها را نظاره گر است، به سر خود ميکوبد و ميفهمد چيز عشقي خورده!
از نشانه هاي چيز عشقي، خودکشي هاي زيبايي است که به خصوص، از طريق تيغ و رگ و خون و... همراه با يک نامه يا فيلم خداحافظي انجام ميپذيرد
معمولا" کساني که چيز عشقي ميخورند، عصبي ميشوند، قرص ميخورند، گريه ميکنن و آهنگ تايتانيک گوش ميدن و فيلم لاو استوري نگاه ميکنند. البته وقتي عاشق ميشن هم اين کارارو انجام ميدن، اما اون موقع دچار احساسات هيجاني ميشن، اين مواقع دچار احساس حقارت و ضربه ديدگي
چيز عشقي ميتواند تا چند وقت گريبان گير شخص شود، اگر شخص پخمه باشد، نزد معشوق خواهد رفت و با زاري و ناله، نفرين هاي آبدار را نثار اموات طرف ميکند در آخر هم دوستت دارمي براي معشوقش ميفرستد و ميرود تا در کنج خلوت و تنهايي اشک بريزد! اما اگر شخص آب ديده اي باشيد، مشتي نثار طرف خواهيد کرد و به جاي گريه و زاري به دنبال کيف و خوشي خود خواهد رفت!

راه هاي جلوگيري از چيز عشقي:
1- سعي کنيد هميشه اول شما به طرف ضربه وارد کنيد تا بعدها آنجايتان نسوزد!
2- اگر روزي فهميديد چيز عشقي خورديد، براي جلوگيري از حوادث غير مترقبه بعد از آن، بلافاصله تجديد فراش کنيد! حالا با هرکي بيشتر دم دست بود!
3- از همان اول گربه را دم حجله بکشيد تا طرف هوس خيانت به سرش نزند!
4- از همه بهتر، اگر هميشه يالغور عزب اوقلي بمانيد هيچ وقت چيز عشقي نخواهيد خورد

B - به يک جادوگر به روش ماگلي ابراز عشق کنيد .

- خانومي شماره منو ميگيري؟؟
- نمنه؟؟

جرج با قيافه ي ماتم زده اي به دختر زل زد و صلواتي نثار اموات استاد درس ماگل شناسي کرد!
کوچه اي که جرج تو اون پناه گرفته بود، از يک طرف به خيابون جردن، و از طرف ديگه به کوچه ي دياگون منتهي ميشد! جادوگران زيادي هرشب با قيافه ها و آرايش هاي ماگلي، از دياگون به جردن ميومدند تا به روش هاي ماگلي حال کنند با خودشون! حالا نزديک غروب بود و کم کم جردن داشت شلوغ ميشد! ماشين هاي زيادي از جلوي جرج رد ميشدند که همگي سيستم هاي خفن داشتند و رينگ اسپورت هاي باحالي انداخته بودند و گوبس گوبس آهنگشون همه جا پخش ميشد اما هيچ کدوم از اينها برعکس قبل جرج رو هيجان زده نميکرد! او ميخواست فقط به ساحره اي که خيلي دوسش داشت ابراز علاقه کنه و مشاهداتش رو بکوبه تو صورت ويولت بودلر!

جرج با ناراحتي آهي کشيد و دنبال سر عشقش راه افتاد! داشت با خودش فکر ميکرد که چقدر راحت بود اگر يه معجون عشق به الي جونش ميداد و قال همه چي رو ميکند!

کمي که نزديک تر الي شد، با صداي ضريف و مهربوني که ميخواست به گوشش برسه گفت:

- خانومي حالا يه لحظه برگرد ديگه!
- چي ميگي تو؟!!
- اي بابا عسلم تو چقدر بداخلاقي!
- چي گفتم مگه؟!!
- جونم؟؟؟
- چته تو؟ حالت خوبه؟

جرج با قيافه ماتم زده اي به الي نگاه کرد و آه کشيد! بعد گفت:

- نمک در نمکدان شوري ندارد... دل من طاقت دوري ندارد!() الي من خيلي وقته دنبالتم! خيلي عاشقت شدم! اصلا نميتونم دوريتو تحمل کنم. الي من عاشقتم... الي اگه باهام دوست نشي من خودم رو ميکشم بعد ميام رو صورت تو اسيد ميپاشم()
- !!

جرج دوباره نگاهي به دختر مورد علاقه اش انداخت و ايندفعه مصمم تر گفت:

- الي به جون مامانم، من خودمو ميکشم. من بدون تو نميتونم! الي بيا شماره منو بگير! شبا بهم زنگ بزن! بابام نفهمه!!

دخترک که خيلي گيج شده بود گفت: وا... خب بده! چرا همچي شدي؟

جرج شلوارش رو که داشت از پاهاش ميفتاد (!) رو به زور بالا کشيد بعد دست کرد تو جيبش و يه حلقه بيرون آورد و گفت:
- ببين من ميخوام باهات ازدواج کنم! اصلا ميام خاستگاري. بيا اين حلقه هم دستت کن حالا! من تورو نشونت کردم ديه، اگه با کسي جز من بپري اسيد ميپاشم رو صورتت!

الي که ميديد مسئله خيلي جديه، عينکش رو برداشت و گفت:
- ببين اينجوري اصلا منطقي نيست! تو بايد توانايي هاي جادوييت رو نشون بدي! بايد بگي کي هستي من بايد تورو بشناسم رو هوا که نيس. من...

جرج دستش رو گذاشت رو دهن عشقش و گفت:

- نه عزيزم تو زندگي من هستي قربونت برم! اصلا بيا بريم! منطق چيه!! بيا عشق خودش همه چي رو درست ميکنه. گل من! خانومي! عسلم...

بعد دست الي رو گرفت و به زور دنبال سر خودش وارد کوچه اي کرد تا که به دياگون ميرسيد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
... بگذرم گر از سر پیمان
میکشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم...
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 29 تیر 1388 16:04
نمایش جزئیات
آفلاین
.1

چیز عشقی نوعی شکر خاص هست که در زمان عاشقی صرف می شه . کسانی که با یه نگاه عاشق میشن یا زن و شوهر های جوگیر در معرض خوردن این چیز قرار دارن .
وقتی کسی عاشق میشه به صورت ناخودآگاه اقدام به خوردن چیز عشقی می کنه و در بسیاری از موارد دستی دستی خودش و زندگیش رو به فنا میده ! چون بالاخره یه روزی ذخیره چیز عشقی طرف رو به اتمام میره و اندک چیز باقی مونده تبدیل به اکسیر تنفر میشه .

برای شناسایی کسی که چیز مصرف می کنه کافیه یه روز زیر نظر بگیرینش . تماس های مکرر با یه شماره خاص ، خوندن اشعار سهراب سپهری ، پرپر کردن گل ، امتناع از خوردن غذا یا پرخوری بی دلیل ، حواس پرتی و فرو رفتن به فکر ، خرید کتاب های روان شناسی درباره افزایش اعتماد به نفس ، پوشیدن لباس شیک و ور رفتن به موها برای خرید رفتن ، افسردگی شدید یا سرخوشی زیاد و.... از نشانه های فرد چیز خورده هستن که در بسیاری از نمونه ها مشترکن. این جور افراد به پدر یا مادرشون زیادی می چسبن و سعی می کنن کسب تجربه ای درباره روابط عشقی پیدا کنن .

اصولا پتانسیل خوردن چیز توی همه هست . حالا بعضی ها کمتر ، بعضی ها بیشتر ! یه سری هم هستن که مدام سعی دارن به دیگران چیز بخورونن . اولین گام اینه که از این افراد دوری کنین !
گام دوم اینه که اصلا خودتون رو مثل کینگزلی بزنید به بی خیالی ! بالاخره مرلین پس کله یکی می زنه که بیاد چیز عشقی شما رو بخوره . اگر هم نزد غصه نخورین ، قسمت نبوده .

2.2

ولدمورت بیچاره فقط سه جمله بلد بود:
سلام ، کروشیو ، خداحافظ !
روزگار می گذشت
ولدمورت با همین سه جمله سر می کرد
و کار هایش را راه می انداخت
تا اینکه....

(ببین دست روزگار آدم را به کجا می کشاند!)
یک روز ولدمورت بیچاره عاشق شد
کلی کتاب و لغتنامه خواند
روزها تمرین کرد
تا توانست یک جمله دیگر هم بگوید :
دوستتان دارم!

جمعه که شد
ولدمورت بهترین ردایش را پوشید
کلاه گیس جدیدش را روی کله اش گذاشت
موهایش را شانه زد
یک شاخه گل برداشت و به سمت دفتر مدیریت آپارت کرد

مودبانه در زد و منتظر شد
آنیت در را باز کرد
لرد تند تند گفت:
-سلام ، دوستتان دارم ، کروشیو ، خداحافظ !
بعد شاخه گل را برداشت و به سرعت آنجا را ترک کرد
ولدمورت بیچاره حسابی خوشحال بود که همه حرف هایش را به آنیت زده است !

برگرفته ازیکی از شعر های عمو شلبی
با یه عالمه تغییر!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!