جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

8 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

دفتر فرماندهی کاراگاهان

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: دفتر فرماندهی کاراگاهان!
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 شهریور 1388 22:07
نمایش جزئیات
آفلاین
10 مین بعد

روبیوس در اتاق کارگاهان ایستاده بود و داشت با کارگاهان(لودو . گلگو . سیریوس ) حرف میزد و ما با دقت به حرف هایش گوش می کردیم.

روبیوس:لودو تو باید برای ما جاسوسی کنید

لودو:در چه مورد

روبیوس:ارزشی ها وزیر مک گونگال رو تهدید به مرگ کردند و تو باید ببینی آنها چه نقشه ای دارند

لودو:من همیشه خدمتگذار شما هستم

روبیوس:اینقدر پاچه خواری نکن.اینطوری فکر کردی من تورو وزیر خودم می کنم؟

لودو:نه

روبیوس:

گلگو:من و سیریوس باید چی کار کنیم؟

روبیوس:تو و سیریوس باید بادیگارد های مگی باشید

در قرارگاه ارزشی ها

ابرکسس:این نقشه ی خوبیه که وقتی مگی داره سوار ماشین میشه ترورش کنیم

ریگولوس:منم می گم فکر خوبیه

و در این صورت تمام ارزشی ها تایید کردند

ابرکسس که داشت اطراف را نگاه میکرد نگاهش به یه سایه افتاد بعد دنبال جایی که سایه از آنجا درست شده است گشت و ناگهان نگاهش به لودو بگمن افتاد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده



[spoiler=hufflepuff]we love hufflepuff [/spoiler]

رفیق بی کلک:مادر [img


جادوگران فقط یه
Re: دفتر فرماندهی کاراگاهان!
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 شهریور 1388 21:19
نمایش جزئیات
آفلاین
سوژه جدید


.:: دفتر وزیر سحر و جادو ::.

مینروا مک گونگال با کلاه بلند و ابروان کشیده پشت میز بزرگ نشسته و روی یک خروار کاغذ خم شده بود.
- یا مرلین کبیر! چقدر کار ریخته اینجا. آخه یعنی یکی نبود بیاد به من بگه مگه مریض بودی یک قورباغه رو بزاری معاونت؟ هعیـــی.

مینروا یکی از هزاران کاغذ رو که با نشان مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز مهر و موم شده بود برداشت و مشغول خوندنش شد.
جام آتش از هفته آینده آغاز خواهد شد پس سعی کنید که گوی را هرچه سریعتر بفرستید. با تشکر پرسی ویزلی.

مینروا آهی میکشه و جواب رو برای پرسی مینویسه و پستش میکنه.
مینروا : آخــــی حالا باید یک نفسی بکشم.
و میخواد که یک قورت از چایی که حالا یخ کرده بخوره که...

تــــــــق!!
جغدی به شیشه اتاق وزیر کوبیده میشه و به صورت لت و پار وارد اتاق وزیر میشه.
مینروا : صد دفعه گفتم که روی شیشه ها باید ضربدر بزارین. ای بوقی ها پاک یادتون نره.

و آروم آروم به طرف جغد حرکت میکنه و متوجه میشه که نامه ای به پاش وصل هست پس نامه رو باز میکنه و مشغول خوندن میشه.

سلام ویزیر!
ما یک گروهک خیلی خفن و تروریستی هستیم که کلی فدایی داریم و کلی آدم کشتیم. نمونش بی نظیر خانوم و مشتی کندی هستن و تو هم باید به جمع اونا بپیوندی. ما گروه ارزشی ها هستیم که خیلی راحت آدم می کشیم و وزارت تو باید کن فیکون بشه.
پ.ن : بعد از خوندن اشهدت، وصیت نامه ات رو هم میتونی تنظیم کنی.


مینروا که به شدت عرق کرده نامه رو میزاره رو زمین و به سرعت به طرف دفتر کارآگاهان حرکت میکنه.

.:: دفتر کارآگاهان ::.

مینروا سریعا وارد اتاق میشه همه چهره های موجود در اتاق به سمت وزیر بر می گرده.
مینروا سریعا به سمت روبیوس هاگرید، رئیس تازه فرماندهان وزارت سحر و جادو حرکت میکنه و بدون هیچ مقدمه چینی مشغول حرف زدن میشه.
- خوب گوش کن روبیوس. امروز شاید اولین فرصت باشه که خودتو اثبات کنی. حزب ارزشی ها منو تهدید به مرگ کرده و تو هم سریعا باید بری به حذبشون و ببینی که چه کاری قراره انجام بدن تا ترور وزیر رو خنثی کنی.

روبیوس که متوجه وخامت اوضاع میشه سریعا پالتوی بزرگ و هزار جیب خودش رو میپوشه.
- چشم وزیر. فرمانده هاگرید و دوستان در راه نجات وزیر آماده جان دادن هستند.

-----------------
اعضایی که از قبل عضو کارآگاهان بودن با هر پستی که بزنن از 1 تا 10 امتیاز ( با توجه به کیفیت پستشون ) دریافت می کنن.
در آخر نیز با کمک وزیر رنک کارآگاه نمونه نصیب این شخص میشه.
و به سرعت از دفتر خارج میشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط روبیوس هاگرید در 1388/6/10 21:23:41
تصویر تغییر اندازه داده شده

[b][color=FF
Re: دفتر فرماندهی کاراگاهان!
ارسال شده در: پنجشنبه 5 شهریور 1388 14:54
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام بچه ها ... اميدوارم خوب باشيد ... من با اجازه از وزير محترم ديگه مسئول اين تاپيك نيستم و در اصل ديگه كاراگاه نيستم ... خواستم فقط اعلام كنم ...
خداحافظ

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...
Re: دفتر فرماندهی کاراگاهان!
ارسال شده در: چهارشنبه 4 شهریور 1388 18:12
نمایش جزئیات
آفلاین
خواهر بگمن تاييد شديد و باعث افتخار ماست كه عضوي مثل شما داشته باشيم .
در ضمن پروفسور گرابلي پلنك زحمت كشيدند و براي ما يه لوگو طراحي كردند كه بايد بزارينش توي امضاتون !


تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...
Re: دفتر فرماندهی کاراگاهان!
ارسال شده در: سه‌شنبه 3 شهریور 1388 10:27
نمایش جزئیات
آفلاین
او جغد اسنيپ بود ...

روفس: خودشه!!!

ترورس: نه، مال اون نيس.

سيريوس: نه، خودشه.

در همين حين كه آن ها داشتند جر و بحث ميكردند كه آن جغد مال اسنيپ هست يا نه كينگزلي جغد را بر ميدارد و نامه را باز كرده و با صداي بلند شروع به خواندن ميكند:

- من سيوروس اسنيپ هستم. پسره پيش منه. شما دو راه داريد. يا براي من سنگ كيميا ي جديدي رو پيدا ميكنين، يا بايد بجنگيد، يا من اونو به راحتي به لرد عزيزم ميدمتصویر تغییر اندازه داده شده،
روفس: تصویر تغییر اندازه داده شده

يا اينكه آلبوس دامبلدور رو چشم و گوش بسته براي من ميفرستيد.
براي من پول مهم نيست. تصميم خودتون رو بگيريد و با همين جغد و در پشت همين نامه براي من بفرستيد. اگر ميخوان جنگ كنيد بايد بگم ايندفعه مثل نبرد هاگزميد پيروز نميشيد. اگر كلك ملك بزنيد پسره رو ميكشم، به بدترين شكل ممكن. فقط 2 ساعت فرصت داريد تا جوابتون رو بفرستيد. من خودم دوست ندارم تا پسره به دست لرد بيفته به خاطر حرمت دامبلدور.

كينگزلي خواندن را به پايان رساند، سرش را بالا آورد و به ديگران نگاه كرد. در هنگام خواندن نامه همگي ساكت بودند.

كينگزلي: خب، حالا چيكار كنيم روفس؟

جيني: يادش به خير اون موقع ها ... :banana: ...

بچه هاي عله:

روفس: خــــــــــــــب ... اممممممممم ... نظر شما چيه؟

سيريوس: اون زماني كه عله مدرسه ميرفت ... ميدونين كه، سال پنجم رو تو ميدون گريمولد بود، پيش خودم؛ اون زمان وقتي داشت براي آرتور طرز كار دستگاه ردياب مشنگي رو توضيح ميداد، منم شنيدم؛ ميگفت كه اين رديابا مثل يك حبه قند كوچولو هستش كه ميتونه با يه وسيله ي ديگه كه اسمش كامپيوتر هست ارتباط برقرار كنه و محلي رو كه توش هست رو روي صفحه كامپيوتر نشون بده. من ميگم بريم يه كامپيوتر و يه ردياب جور كنيم در همين وقت كم، بعد وقتي خواستيم جوابو بفرستيم رديابو به شكل يه دونه در مياريم و ميديم جغده بخوره. چون من اين احتمال رو ميدم كه اسنيپ خونه خودش نباشه و اون طلسم هارو براي رد گم كني گذاشته باشه.

همه موافقت خود را اعلام ميكنند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سیریوس بلک در 1388/6/3 10:49:52
Re: دفتر فرماندهی کاراگاهان!
ارسال شده در: دوشنبه 2 شهریور 1388 03:41
نمایش جزئیات
آفلاین
1 - نام و نام خانوادگي: لودو بگمن


2 - انگيزه ي شما براي عضو شدن در اين گروه: شکار مرگخوار


3 - به طور خيلي خلاصه ، يك كاراگاه رو توصيف كنيد: شیک و بادوام


4 - انتقاد يا پيشنهاد: فعلا نیست.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هیچی به هیچی!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: دفتر فرماندهی کاراگاهان!
ارسال شده در: یکشنبه 1 شهریور 1388 21:51
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام . همون طور كه بهتون قول داده بودم توي اين تاپيك به شما امتيازاتي داده ميشه كه سبب گرفتن درجه ميشيد ...
من يه بار ديگه درجات رو براتون مينويسم :

سرجوخه .................................................... 0 تا 80 امتياز

گروهبان یکم ............................................. 80 تا 140 امتياز

استوار یکم ..............................................140 تا 200 امتياز

ستوان یکم ..............................................200 تا 250 امتياز

سروان ................................................. 250 تا 280 امتياز

سرگرد ................................................. 280 تا 300 امتياز

سرهنگ .................................................300 تا 340 امتياز

بعد از تموم شدن اين سوژه ، به كساني كه فعاليت خوبي داشتند ، درجه ي گروهبان يكم داده ميشه كه بايد اونا رو توي امضاتون قرار بديد ... ببخشيد كه وسط سوژه اين پارازيت رو انداختم ...

تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...
Re: دفتر فرماندهی کاراگاهان!
ارسال شده در: جمعه 30 مرداد 1388 10:56
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه سوژه :

كاراگاهان در محل كار خود متوجه يك نوع گروگان گيري ميشوند كه توسط اسنيپ اتفاق افتاده است بنابراين آنها تصميم ميگيرند كه به مخفيگاه اسنيپ هجوم ببرند ولي متوجه ميشوند كه اسنيپ با انجام طلسمي كه برروي در خانه اش انجام داده ، مانع ورود افراد به خانه اش ميشود بنابراين آنها تصميم ميگيرند كه به خونه ي عله برن و منتظر جغد اسنيپ بشوند ...
----------------------------------------------------------------------------------
ادامه ي ماجرا ...
همه كاراگاهان در باغ خانه عله ظاهر ميشن و بادهاني باز به عمارت نگاه ميكنن!
سر تا سر عمارت را درخت هاي پرتقال و ليمو تشكيل ميداد و در همين حين تمام كاراگاهان به جز روفوس و كينگزلي و روونا ، به سمت درخت ها هجوم بردند و همه ي ميوه را خوردند و يا در جيب خود جاي دادند ...
ولي وقتي متوجه چشم غره ي روفوس شدند ، همگي برگشتند و در همين لحظه جيني در حالي كه گريه ميكرد ، وارد حياط شد ...
- بفرماييد داخل ... بفرماييد ... جيمزمو بردند هي هي ...
سپس كاراگاهان وارد خانه ي با شكوه و مجلل عله شدند .
ترورس ميخواست به سمت اشيا قيمتي حمله ور بشه ولي سيريوس جلوي اونو گرفت .
- بوق تو سرت ... اومديم اينجا تحقيق نيومديم كه دزدي تو رو ببينيم ...
تروريست نه ... ترورس :
سپس كاراگاهان بر روي مبل هاي خانه ي عله نشستند .
در حقيقت بايد خانه ي عله را به يك عمارت اربابي تشبيه كرد ...
وجود لوستر هاي گوناگون و زيبا ، وجود فرش هاي قيمتي و گرانبها ، وجود تابلوهاي نفيس و ... سبب دوچندان شدن زيبايي خانه ي عله ميشد .
در همين حين كه كاراگاهان در حال نگاه كردن به عمارت بودند ، متوجه حضور يك جغد در اطراف خود شدند ...
او جغد اسنيپ بود ...




امتیاز : 5

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تره ور در 1388/6/4 16:04:43
خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...
Re: دفتر فرماندهی کاراگاهان!
ارسال شده در: سه‌شنبه 27 مرداد 1388 22:57
نمایش جزئیات
آفلاین
كينگزلي برخاست و به ارامي در شروع به قدم زدن كرد!

رفوس: چه خواسته اي از عله مي تونه داشته باشه؟!!
ترورس : شايد پول ميخواد ، شايد چوبشو ميخواد شايد زنشو ميخواد!
سيريوس:هوووووممممممم !
كينگزلي : بايد بريم دنبال اسنيپ .

كينگزلي پالتويش را از روي صندلي برداشت و به سمت در رفت و پشت او روفوس و بقيه كاراگاهان به راه افتادند ... .

هوا گرگ و ميش بود و كاراگاهان با هر نفسي كه ميگشيدند بيشتر احساس سرما ميكردند ، كسي صحبت نميكرد و همه تمام توانشان را گذاشته بودند تا با بيشترين سرعت ممكن به مخفي گاه اسنيپ برسن.

پس از يك ربع راه رفتن مداوم همه كاراگاهان در مقابل دري كوچك ايستاده بودند كه توجه هيچ كس را جلب نمي كرد !

رفوس : با يك حركت انتحاري ميريم تو خونه!
سيريوس : طلسم ها ... ممكنه براي ما تله گذاشته باشه!
روونا : كاراگاهي عشقش به همينه بچه !

روونا با خيالي اسوده به سمت در حركت كرد ولي همين كه ميخواست در را از جا بكند به هوا پرتاب شد و چندين متر ان طرفتر به زمين افتاد ؛ درحالي كه برف را از روي صورت و پالتويش تكان ميداد برخاست.

سيريوس: برو بوقتو بخور تو !
رفوس : همه دستاشونو به هم بدن ميريم خونه عله اينا ... هووي ترورس تو بايد دستتو به من و كينگزلي بدي كه دز بي ناموسي پست پايين بياد!
ترورس:

پاقينا

همه كاراگاهان در باغ خانه عله ظاهر ميشن و بادهاني باز به عمارت نگاه ميكنن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خدا يكي ؛ زن يكي ، يكي !

"تا دنیا دنیاست ابی مال ماست / ما قهرمانیم جام تو دست ماست"
Re: دفتر فرماندهی کاراگاهان!
ارسال شده در: یکشنبه 25 مرداد 1388 11:32
نمایش جزئیات
آفلاین
موافقت شد !
ولي از اين به بعد هر كس عضو اين تاپيك شد خوب فكرهاشو بكنه چون عضو شدن توي يه تاپيك الكي نيست !
پس لطفا قبل از عضو شدن خوب فكرهاتون رو بكنيد !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط روفوس اسكريم جیور در 1388/5/25 12:04:53
خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...