جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

9 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

پایگاه مرکزی ارزشی‌های خودگردان دوست‌دار ماهی مرکب

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: پایگاه مرکزی ارزشی های خودگردان دوستدار ماهی مرکب
ارسال شده در: جمعه 6 شهریور 1388 00:05
نمایش جزئیات
آفلاین
ابرکسس که از سوپر سر کوچه چنتا ساقه طلایی گرفته بود و با خوشحالی داشت میومد به دفتر حزب سر بزنه، مارکوسو میبینه که با سرعت تمام داره فرار میکنه!

ابرکسس: پیشت! مارکوس...

مارکوس برمیگرده و کارت شناسایی ولدمورتو که ابرکسس سنجاق کرده بود به سینه ش میبینه و فک میکنه ابرکسس ولدمورته!

مارکوس: آه ارباب! خوب شد اومدین! ارزشیا منو شکنجه کردن! اونجام هنوز درد میکنه! ببینین چه کبودی شده... (و اونجاشو به ابرکسس نشون میده)

ابرکسس: خدای من! ولی اینکه چیزی نیست... (و انجای خودشو به مارکوس نشون میده)


مارکوس از دیدن این صحنه غش میکنه و بی هوش میشه! ابرکسسم مارکوسو میندازه رو دوشش و میره به سمت دفتر حزب!

چند دقیقه بعد، دفتر حزب:

ابرکسس از محل منفجر شده ی در وارد میشه و مارکوسو میندازه رو میز جلوی در!

ابرکسس: ملت! براتون شام آوردم! امشب دیگه گشنه نمیخوابیم!

آرگوس یه نیگا به بالا تا پایین مارکوس میندازه: یعنی میگی مارکوسو بخوریم؟

فینیاس: منم که کلی تخمه خوردم! میل ندارم...

ابرکسس: هوم؟ نه بابا! مارکوسو نمیگم. ساقه طلاییا رو میگم!

همه یه نفس راحت میکشن و خیالشون راحت میشه که مجبور نیستن مارکوسو بخورن!

ریگولوس: خب حالا این مارکوسو چی کار کنیم؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده


[b][s
Re: پایگاه مرکزی ارزشی های خودگردان دوستدار ماهی مرکب
ارسال شده در: پنجشنبه 5 شهریور 1388 23:56
نمایش جزئیات
آفلاین
ریگولوس بیگودیش رو برمیداره و می کنه تو دماغ مارکوس!
و مارکوس از در میره بیرون و پشت سرشم نیگا نمی کنه...

سیریوس توی اتاق نشسته و اوهو اوهو میکنه: هیچ کی منو دوس داره!
ریگولوس میاد میشینه بقل داداشش و بغلش می کنه و کلی لاو برادرانه می ترکونه: برادر من، جون من، من که همون اول اسمتو بردم!
آرگوس از اوج ارزشی بودن این صحنه برادرانه همون جا بالا میاره!
و فینیاس دچار یبوست می شه.

ریگولوس بی توجه به وقایع پیرامون ادامه میده: سیریوس عزیزم، برو 3 تا پست ارزشیتو بیار بده من، بررسی می کنیم جوابشو زود بهت میدم!
اگرم جای خواب نداری، کلید ویلا رو بدم بری توش بخوابی! فقط یادت باشه، لرد سیاه اونجا در حال ادامه تحصیله!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�
Re: پایگاه مرکزی ارزشی های خودگردان دوستدار ماهی مرکب
ارسال شده در: پنجشنبه 5 شهریور 1388 23:22
نمایش جزئیات
آفلاین
مارکوس ناگهان فریاد میزنه:
- دیگه از دستتون خسته شدم.شما به مرام ارزشی توهین کردید.ارزشی رو هم خز کردید.اصلا خز رو هم شما خز کردید

و با چوبدستی خودش در رو منفجر میکنه و بیرون میره.

به این ترتیب مارکوس فلینت از این گروهک خارج میشه.

و بقیه که کپ کردن همینطوری به در نگاه میکنن.

شلپ!!(افکت افتادن بیگودی های ریگولس)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: پایگاه مرکزی ارزشی های خودگردان دوستدار ماهی مرکب
ارسال شده در: پنجشنبه 5 شهریور 1388 22:43
نمایش جزئیات
آفلاین
سيريوس وارد اتاق ميشه و ميگه: ما هم كه ماستيم. بابا يه اشاره اي يه حرفي يه دادي سخني نكته اي درسي آزموني ...

لوسيوس: خيله خب بابا بس كن ديگه.

- چي چي رو بس كن نه كاري نه باري. اصلا" شما حمايت نميكنيد از اعضاي تازه وارد. من سه ساعت عضو شدم يه اشاره هم نميكنيد...

در همين حين ماركوس كه اعصابش خراب بوده يهو رماتيسم مغزيش اوت ميكنه و شروع بع لرزيدن ميكنه. لرزش ماركوس با لرزش صداي زنداني هاي زير زمين يكي ميشه و كم كم داره خونه رو پايين مياره كه ريگولس با شجاعت و جسارت تمام فرياد ميزنه:

سكووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: پایگاه مرکزی ارزشی های خودگردان دوستدار ماهی مرکب
ارسال شده در: پنجشنبه 5 شهریور 1388 17:45
نمایش جزئیات
آفلاین
فیلچ لخ لخ کنان و غر زنان جلو میاد و یقه ی پرسی رو می چسبه و یه تیپا هم به مارکوس می زنه و می کششون دم در ، بعد یه لحظه گیج میشه و برمی گرده :
- پیزل ویزولو گفتید ببرم شکنجه این جیغ جیغو رم بذارم دم در؟یا جفتشون رو ببرم زیر زمین؟

فینیاس در حالی که سرش هنوز تو پرونده هاست : آره جانم ... هر کاری که دوست داری بکن!

فیلچ هم خوشحال از این که " هر کاری دلش بخواد می تونه بکنه " جفتشون رو یکی با تیپا و یکی یقه کشان به زیر زمین راهنمایی می کنه!

پرسی : نـــــــــــــــــه! ریگولوس ... خواهش می کنم ... بذار کنارت بمونم!

و از شدت ناراحتی درو چنگ می زنه تا فیلچ نتونه اونو با خودش ببره!

اما فیلچ توجهی نمی کنه و پس گردن پرسی رو می گیره ...
صدای جیغ اعصاب خورد کن کشیده شدن ناخون روی سطح به گوش می رسه و هر سه از در رد میشن!

جای ده خراش خون آلود روی در می مونه ...


چند دقیقه بعد!

در و دیوار حزب از شدت جیغ هایی که منشاءشون زیر زمینه شروع می کنه به لرزیدن!

چند نفر غیر ارزشی که اومده بودن خودشون رو ارزشی جا بزنند با ترس به هم دیگه نگاهی می ندازند!

فینیاس داره خانوم نوریسو برای بازی کردن با جوهر دعوا می کنه !

لوسیوس داره بیگودی های ریگولوس رو برای زودتر حالت گرفت فوت می کنه!

و ابرکسس داره با دقت پرونده ها رو تو بایگانی مرتب می کنه

اون چند نفر عقب عقب می رند و یهو می خورند به فیلچ که تازه داشته از در میومده تو!

فیلچ دستای خونیشو با یکی از تی شرت های بدون استفاده ی ابرکسس خشک می کنه : جفتشون رو برای استراحت از پا آویزون کردم! نفر بعدی کیه؟

غیر ارزشی ها جیغی می زنند و با سرعت از پایگاه پا به فرار می گذارند!

ریگولوس : راستی فیلچ ... حالا که اومدی بالا بی زحمت جای اون خراش های عشق رو هم از رو در پاک کن ! می بینمشون مور مورم میشه ... خیلی غیر اصیل زاده اییه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارزشی قوزدار

[img]http://
Re: پایگاه مرکزی ارزشی های خودگردان دوستدار ماهی مرکب
ارسال شده در: پنجشنبه 5 شهریور 1388 17:26
نمایش جزئیات
آفلاین
ریگولوس بیگودی بسته به سرش:

همون طوری که پدربزرگ گفتند، این حزب، از تمامی کسانی که مایل به عضویت هستند، باید نمونه پست! و رزومه دریافت کنه.
بنابراین، تمامی متقاضیان، باید 3 پست ارزشی خودشون رو در 3 تاپیک مختلف و فعال، به ما به عنوان رزومه لینک بدن، تا بعد از بررسی و سبک نوشتار و مطابقت با معیارهای ارزشی، در مور عضویت تصمیم گیری بشه.


از ابهت سخنرانی غرای ریگولوس، پرسی بی هوش میشه و از 10 متر اون ور تر ، به صورت جلوه داری خودشو پرت می کنه رو ریگولوس
ریگولوس: ایششش، آرگوس، بیا این پسره رو ببر زیرزمین، بهش بفهمون که من هیچ علاقه ای بهش ندارم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�
Re: پایگاه مرکزی ارزشی های خودگردان دوستدار ماهی مرکب
ارسال شده در: پنجشنبه 5 شهریور 1388 17:10
نمایش جزئیات
آفلاین
مارکوس: همتون رو له می‌کنم! من خیلی خفنم! من از این شکلک چکشیا می‌زنم همه جا! آوادا ول می‌دم! موهاهاهاها!

لوسیوس پاهاش رو گذاشته رو پاش و داره کتاب "مجردی رو عشق است! همین امروز مجرد شوید"‌رو می‌خونه.

مارکوس: هوی به من توجه کن مالفوی کثیف! آوادا می‌زنما؟! ده تا حزب می‌زنم! ارزشی‌های ده، بیست، سی، چهل

ریگولوس از توی دستشویی: کسی بیگودیای منو ندیده؟

لوسیوس: آبرکسس داشت ازشون استعمال می‌کرد؟!

فلینت: یاااااا لهتون می‌کنم! حزبتون رو آتیش می‌زنم! ضعیفا! ضد رول خفن ماها...

آبرکسس میاد وسط اتاق فلش دنس زدن...

لوسیوس: اَه جد بزرگ تازه این‌جا رو خشک کرده بودیم! نه جد بزرگ خودتون رو تکون ندین که خشک نکنین! خواهش می‌کنم! اکسپکتوپاترونووووووم!

آبرکسس مثل گربه خودش رو تکون می‌خوده و مارکوس فلیت خیس خالی میشه.

فلینت: یاااااااااااااااا! می‌کشمتون! آواداکداورا!

در همین موقع فینیاس در رو می‌شکنه و داخل می‌شه و آواداکداورا صاف می‌ره تو شکمش!

فینیاس: آآآآآآآآآآآآآاخ اسید معدم! مالفوی مال مردم ‌خور مفسد اقتصادی! مگه نگفتم با من شوخی دستی نکن!

لوسیوس خیلی خونسرد داره کتاب رو ورق می‌زنه: بلک پیرخرفت! من نبودم! اون یارو بود! (با دست فلینت رو نشون می‌ده)

فینیاس: این یارو؟ کی هست اصلاً؟ مهم نیس حالا این پرونده‌ها کجاس؟

آبرکسس دست می‌کنه تو شرتش و تمام پرونده‌ها رو درمیاره...

فینیاس: البته باید قبول کنم با وجود مال مردم‌خوردن توی بایگانی مالفوی‌ها خانواده موفقی هستن!

فینیاس داره پرونده‌ها رو نگا می‌کنه و فلینت همین‌طور داره دم در خودش رو تیکه پاره می‌کنه منتهی کسی بهش توجه نمی‌کنه.

ریگولوس در حالی که داره از خوشتیپی برق می‌زنه از توی دستشویی میاد بیرون: اوه پدربزرگ!

فینیاس: اوه نوه عزیزم! اِهم چی می‌گم من! آهان! چرا همه اینا مهر تأیید خوردن؟

فلیچ: مهر تأیید نیستن جناب بلک! خانم نوریس دس کرده بود تو مرکب یه حالی به فرم ثبت‌ناما داده!

فینیاس: که این‌طور... آرگوس جان یه یارویی دم دره خیلی سر و صدا می‌کنه! بی‌زحمت ببرش پایین شکنجش کن ببین تجهیزات زیرزمین خوبه یا نه، عصری که نماینده شرکتشون میاد امضاء بزن تحویل بگیر

فلینت: چطور جرأت می‌کنین خیلی خفن و خر زورم!

فینیاس دستش رو میاره بالا و بیست جلد از سری اول کتاب خاطراتش بالای کله‌ی فلینت ظاهر میشه و می‌ریزه روش و زمین سوراخ میشه می‌يوفتن زیرزمین!

ریگولوس: پدربزرگ؟!

فینیاس: خیله خب بابا خودم کف‌سازی می کنم! ریگولوس نوه عزیزم به اعضای تازه وارد اعلام کن که حزب اول باید چند نمونه کار ازشون جاهای مختلف ببینه! باید بیان به عنوان مدرک و رزومه ارائه بدن و اگه بعداً باهاشون حال کردیم قدمشون روی چشم!

ریگولوس: بیگودیام بگیره چشم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
usquequaque putus

ارزشی پیر و قرقرو

تصویر تغییر اندازه داده شده

[b][size=medium][color=0000FF]حزب ارزشی‌ها؛ ق
Re: پایگاه مرکزی ارزشی های خودگردان دوستدار ماهی مرکب
ارسال شده در: پنجشنبه 5 شهریور 1388 17:09
نمایش جزئیات
آفلاین
خوب؛ سیل مشتاقان زیاد بود و من به عنوان یک اصیل زاده و وفادار و هسته مرکزی حزب، به وفاداری اکثر شما شک دارم. چرا که فعالیت ما حدود 2 هفته هست شروع شده و هیچ یک هیچ حمایتی نکردید..پس این معلوم میکنه که یک ارزشی واقعی نیستید. ولی از اونجایی که من یک اصیل زاده ام، به شما فرصت میدم که وفاداریتون رو به حزب ثابت کنید.
و تاکید می کنم بر لزوم قرار دادن لوگو در امضا، در غیر این صورت از شما پست حمایتی زده نخواهد شد و به عنوان یک ارزشی شناخته نخواهید شد.

پرسی، همون طوری که سر لوسیوس مالفوی گفتند،اهداف شما به احتمال قوی جاه طلبی شماس و من به حس و گفته ی سر لوسیوس اعتماد می کنم.
و در ثانی، شما وسط تاپیک حزب در وزارت خونه، در مورد دفتر توجیهات نوشتید، که این اولین نقض مواد اساس نامه اس، و این مبین این نکته است که شما یک ارزشی نیستید. و آرگوس عزیز شما رو به بیرون هدایت می کنند.

بقیه دوستان، بار دیگر بر گفته سر لوسیوس صحه می زارم که اینجا با مدیران هیچ خصومتی نداریم و فقط و فقط با نحوه یفای نقش سایت اختلاف نظر داریم.

پس، هر کس با این عنوان اومده، از ما نخواهد بود و هیچ گونه حمایتی از جانب ما نخواهد شد.

و مارکوس فلینت، اینجا همه اصیل زاده هستند، حداقل هسته مرکزی حزب، پس شما به هیچ عنوان حق ندارید از الفاظ نامربوط استفاده کنید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�
Re: پایگاه مرکزی ارزشی های خودگردان دوستدار ماهی مرکب
ارسال شده در: پنجشنبه 5 شهریور 1388 16:44
نمایش جزئیات
آفلاین
برو بوقی

نذار استعفا بدم برم خزکوریون تشکیل بدم بیایم حزبتون رو خز کنیم!

من اینجا هستم هر کی میخواد آوادا بزنم بهش بیاد جلو

این پست هم فقط محض ارزشی زدن بود و هیچ ارزشی دیگری نداشت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: پایگاه مرکزی ارزشی های خودگردان دوستدار ماهی مرکب
ارسال شده در: پنجشنبه 5 شهریور 1388 16:17
نمایش جزئیات
آفلاین
شرمنده ام ریگولوس عزیز شما دست تنها نمیتونی جواب این همه متقاضی مشتاق رو بدی.

اول از همه باید اشاره ای داشته باشم و هشداری بدم به اون گروهک های منآفقی که قصد دارن از ارزشی سواستفاده کنن تا به اهداف شومشون برسن. ای کسانی که نقاب ماهی مرکب به صورت میزنید و میخواید باهاش با مدیرا دربیفتید! راه ما از شما جداست! از همین حالا عقب بکشید!

ای کسانی که میخواید نقاب ماهی مرکبی بذارید رو نقابای قبلیتون و به این وسیله آرمان های والای ارزشی ها رو زیر سوال ببرید! شما هم حواستون رو جمع کنید! من بیشتر عمرم رو در خدمت لرد سیاه بودم، پس بدونید من یکی با این دوز و کلک ها سیاه نمیشم!

آی ویزلی کک مکی. تو اینجا چه میکنی؟ ای جاه طلب! تو حتما هر جا میری باید نخود باشی؟ نخود نشی پشت سرت میگن ویزلی نخود نشد؟! خانواده ویزلی همتون همینجوری هستین. اون برادر کوچیکت چی بود اسمش؟ همونی که هی خودشو میچسبوند به پاتر کله زخمی تا شهرت کسب کنه. یا اون خواهر کوچولوتون رو که انداختید بهش تا خانوادتون از میراث سیریوس سهم داشته باشه!

آی من هشدار میدم نذارید پای خانواده ویزلی به گروه باز بشه که از اساس آبروی ما رو میبرن!


من به عنوان یک اصیل زاده ی اصیل پرست با ورود هر نوع مشنگ و مشنگ پرست و پاچه خوار و جاه طلب و پول دوست به حزب مخالفم و از موسس حزب تقاضا دارم مورد جدیدی در اساسنامه لحاظ کنند که طبق آن هر کسی از راه رسید نتواند عضو شود و حتما باید به نحوی وفاداری خودش رو به حزب ثابت کند!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارزشی محافظه کار
تصویر تغییر اندازه داده شده

یک ارزشی خوب، یک ارزشی مُرده س

[url=http://www.