جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

166 کاربر(ها) آنلاین هستند (124 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
164 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخابات وزارت

نشان ستاد برگزاری بیست‌ویکمین دورهٔ انتخابات وزارت سحر و جادو

انتخابات بیست‌ویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد

نام‌نویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آماده‌اید برنامه‌هایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.

مهلت ثبت‌نام: ۲ تا ۵ مهر
۰روز ۰۰ساعت ۰۰دقیقه ۰۰ثانیه
نام‌نویسی نامزدها

كلاس نجوم و ستاره‌شناسی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: امتحان نجوم و ستاره شناسی
ارسال شده در: شنبه 21 شهریور 1388 16:15
نمایش جزئیات
آفلاین
امتیازات امتحان نجوم و ستاره شناسی :

پرسی ویزلی : 50

ایول خیلی خوب بود ... آفرین واقعا ... احسنت ... هر سه تا تکلیف رو هم نوشته بودی ... فوق العاده بود ...

گریفندور : 0

هافلپاف : 0

اسلایترین : 0

ریونکلاو : 0


با تشکر از شرکت همه دانش آموزان ... جمعش کنید باب

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b] پس آیا ندیدی که از گِل شناسه ای ساختیم و از [url=http://www.
امتحان نجوم و ستاره شناسی
ارسال شده در: پنجشنبه 12 شهریور 1388 23:32
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام

از سه موضوع زیر یکی را انتخاب کرده و یک رول متناسب (حداکثر 40 خط) در مورد آن بنویسید :

1. سفر در زمان از طریق یک سیاهچاله

2. جادوگری که سعی داشت نظم کهکشان راه شیری را به هم بزند

3. ورود شما به همان اتاق تالار اسرار که درش همیشه بسته است و دیدن عنصر پنجم (جادوی خالص)


* دانش آموزان پاسخ امتحان را در همین تاپیک ارسال کنند .
* امتحانات تا بیست شهریور ادامه خواهند داشت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: پنجشنبه 12 شهریور 1388 14:44
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام


با تشکر از پروفسور پیوز بابتِ تدریس کلاس نجوم و همینطور تشکر از دانش آموزانی که در این کلاس شرکت کردند . بعد از اتمام ِ امتحانات تاپیک امتحانات با این کلاس ادغام میشود ... کلاس قفل شد !

پایان ترم هشتم هاگوارتز

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: چهارشنبه 11 شهریور 1388 19:11
نمایش جزئیات
آفلاین
امتیازات جلسه چهارم نجوم و ستاره شناسی :

مری باود : 20+5 = 25

هستیا جونز : 26

هافلپاف : 17 امتیاز

امتیازات جلسه پنجم نجوم و ستاره شناسی :

مری باود : 4+ 19 = 23

هافلپاف : 8 امتیاز





گریفندور : 0
اسلایترین : 0
ریونکلاو : 0

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 9 شهریور 1388 13:13
نمایش جزئیات
آفلاین
1- پایان جهان خارج از کره کیهان کجاست ؟ (10 امتیاز)

این مورد در ادبیات مذهبی و تاریخی به شدت مورد توجه قرار گرفته و اینکه خیلی هم توسط علم و جادو به اثبات رسیده و یا اینکه سعی شده که ازش به بهترین شکل استفاده بشه !
اینکه همگان عقیده دارند که کیهان و یا همان منظومه ها یک تکه جدا شده از یک حقیقت بینهایت است که از علم فراتر و از جادو بالاتر است و به هیمن شکل کل هستی در حال حرکت به سمت آن می باشد .
و در آخر روزی که این تکه جدا شده به قسمت اصلی خود برسد در واقع همان روز سرنوشت می باشد که خورشیدی از غرب طلوع میکند که در واقع همان گمشده ی بینهایت است و کلیه سرزمینها و هستیهای مخصوصا زمین به واسطه رسیدن به اصل خود به حرکت در می آیند و به دلیلی رسیدن به نقطه ی اکمل کلیه افراد بایستی کامل شوند . و برای همین است که به آن محشور نیز میگویند .


2- عنصر پنجم رو تعریف کنید و توضیح بدین چطور روی سرنوشت تاثیر میذاره ! (20 امتیاز)

البته این عنصر نیز توسط ماگلها کشف شده است استاد ، منتهی همونطور که شما گفتین با برای ما فرق داره ، آنها عنصر پنجم رو زمان میدونن و ما جادو .

اما جادو تعاریف مختلفی داره که من مهمترین آن رو ذکر میکنم و چیزی که به نظر خودم کاملترین میرسه ، در حقیقت هر گونه تاثیر گذاری بدون عادات اولیه و نیروهای قابل دسترسی برای ماگلیستها را جادو گویند که فقط و فقط با یک فرآیند تغییر عناصر یعنی تاثیر گذاری در همان 4 عنصری که ذکر شد رخ میدهد و با تغییری که در همه آنها می گذارد ، صورت می پذیرد .

نوع کارکرد آن بدین صورت است که همانطور که گفتم در همه 4 عنصر قبلی تاثیر میگذارد و ترکیبی از آنها را رقم میزند به طوری که همزمان چندین شکل از عناصر در لحظه تغییر میکند و یک حرکت ترکیبی از آنها صورت میگیرد که حرکتی شگرف است .
اما اینکه چطور روی سرنوشت تاثیر میزاره در حقیقت همگان حتی ماگل ها معتقد هستند که در اطراف انسانها انرژیهای مختلفی در حال حرکت است که هر لحظه ار انواع و اقسام چیز ها برخاسته و بر روی انسان تاثیر میگذارد و یا تاثیر میگیرد و برمیگردد ، حال اگر تغییری بر روی این انرژیها صورت بگیرد تاثیر پذیریها و در کل سرنوشت افراد هم تغییر میکند و جادو با قابلیت تغییر 4 عنصر هر گونه انرژی برخاسته از هر نوع وسیله ای را مورد تغییر قرار میدهد و سرنوشت را به کل تغییر !

البته این نکته فراموش نشود که همان زمان نیز یکی دیگر از تاثیرگذاری های جادو است ب طوری که وقتی همانن به طور مثال جادوی پیوز تغییری در زمان صورت میپذیرد سرنوشت نیز تغییر میکند ! برای همین مورد است که ماگلها عنصر پنجم را زمان میدانند ، در حالی که باطنی بس شگرف در آن پنهان است .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: شنبه 31 مرداد 1388 04:36
نمایش جزئیات
آفلاین
این رول در ادامه تدریس جلسه قبل زده شده اما محتوای اون مجزا میباشد ...
جلسه پنجم نجوم و ستاره شناسی :

حباب آرام از پنجره برج ستاره شناسی خارج شد و آرام آرام بالا رفت ، وقتی کمی از برج های قلعه فاصله گرفت ، ناگهان سرعتش بی اندازه تند شد و به سوی بیکران آسمان ها شتافت ...

لحظاتی بعد حباب صورتی رنگ در حالی که از جو خارج شده بود و همه دانش آموزان همراه پیوز در آن بودند ، از فشار سرعت پخ شده بود و شکل بیضی پیدا کرده بود اما به دلیل نیروی جادویی حباب این فشار بالا روی افراد تاثیر نمیگذاشت.

ستاره ها و سیارات به سرعت زیادی از کنارشان میگذشتند، ناگهان صدای وحشتناکی مانند انفجار یک بمب هیدروژنی شنیده شد که همراه با آن جیغ وحشتناک و شیطانی ای بود ...

- نگران نباشید ، صدای شکستن دیوار صوتیه ! سرعت ما الان از صوت بیشتره و داریم همینطور به نور نزدیکتر میشیم !

پیوز با گفتن این جمله پوزخند زد. دانش اموزان به حیرت سعی میکردند از میان اشکال رنگارنگی که از کنارشان با سرعت میگذشت اجرام فضایی را تشخیص دهند.

شاید حدود یکساعت بعد به وقت زمینی ، سرعت حباب کم کم کمتر شد و آرام آرام ایستاد. در مقابلشان لکه سیاه بزرگی بر آسمان بود که درخشش کور کننده از مرکز آن را روشن نگه میداشت ...

صدای پیوز سکوت بهت آمیز دانش آموزان کلاس نجوم را شکست : « حتی خودمم اولین باره که یک سیاهچاله رو از نزدیک میبینم ! ما میخوایم واردش بشیم ، و از طریق جادو هایی که من اختراع کردم، سفر طولانی از در مکان بکنیم ، داریم میریم به لامکان ! »

آه تعجب آمیز دانش آموزان به حرکت آرام آرام حباب به سمت سیاهچاله همراه شد و با نزدیک شدن شدت جاذبه بیشتر و سرعت حباب افزونتر میشد ...

سرانجام حباب کاملا اسیر جاذبه سیاهچاله شد و با با سرعت زیادی کشیده شد ، دانش آموزان احساس کشیدگی و دید شدید در عضلاتشان میکردند ، چند نفر از دختر ها جیغ کشیدند اما پیوز گفت : « نگران نباشید ، این حباب شدت جاذبه رو اونقدر کم میکنه که شما زنده بمونید ! »

ناگهان همه چیز به هیچ تبدیل شد، نور شدیدی درخشید و همه جا سفید شد ، دانش آموزان هیچ چیز حتی همدیگر و حباب را نمیدیدند و فقط نور شدید سفیدی دیده میشد، احساساتشان از دست رفته بود و همه بدنشان بی حس بود ، حتی بدن خودشان را نیز نمیدیدند تا اینکه ....

درخشش سفید پایان یافت و آنها خود را در بی کران تاریک و سیاهی یافتند. پیوز نوک چوبدستی اش را روشن کرد و گفت : « امروز میخوام جواب سوال جلسه اول رو بدم ! اینکه بیرون از کره کیهان دقیقا چیه ... ؟!»
و به به سمت پائین-راست اشاره کرد تا توجه همه ، به کره عظیمی که به علت دور بودن کوچک به نظر میرسید جلب شود، کیهانی که میدرخشید ، کره ای که از میلیارد ها کهکشان تشکیل شده بود که از هم دور میشدند ...

- دانشمندان معتقد بودند که جهان از چهارعنصر تشکیل شده : خاک، که زمین مرکزشه ! باد، که آسمان مرکزشه ، آب، که دریاها محلشه و آتش که خورشید مرکزشه ! اما ماگل ها همیشه سعی کردند وجود عنصر پنجمی رو انکار بکنند : جادو که کیهان و ماورای اون خاستگاهشه ... !!!

پیوز نگاهش را در بین چشمان مشتاق دانش آموزان چرخاند و ادامه داد : « خارج از کیهان، جادو آزاد وجود داره، نوعی از جادو که هیچکدوم از ما تا حالا لمسش نکردیم ، اونقدر قوی که هرکدوم از ما رو به راحتی نابود میکنه ! جادویی که همه تعاریف رو توش داره : زمان، مکان، زندگی ، مرگ و حتی عشق ! همون چیزی که توی اون اتاق دربسته در بخش اسرار وزارت خونه مخفیه ! »

همه با دهان باز و چشمان بهت زده به پیوز نگاه میکردند ...

- « این جادو از کنترل هر موجودی خارجه ! این خداست ! یا شاید بشه گفت وسیله کنترل جهان توسط خدا ... همه جهان توسط عنصر پنجم اداره میشه : جادو ! »

پیوز در حالی که به سیاهی بیکران اشاره میکرد گفت : «چیزی که جرم و تاثیرات فیزیکی داره ، اما دیده نمیشه ! همون چیزی که ماگل ها اسمش رو گذاشتن ماده تاریک (Dark Matter) ... به نظرم توضیحات بیشتر از این فقط خسته کننده میشه ... اما یادتون باشه علم درباره عنصر پنجم اونقدر وسیع و اینقدر مهمه، که دونستنش برای هرجادوگری ضروریه ! اینکه بدونی تمام رفتار هات و سرنوشتت، داره توسط چی اداره میشه ... جادو ...

تکلیف رول :

ادامه جلسه را بنویسید. بازگشت به زمین و چگونگی اون ! (30 امتیاز)

تکلیف رول2 :

سرنوشت شخصی رو بنویسید که سعی میکنه جادوی آزاد رو تحت کنترل بگیره ! (30 امتیاز)

تکلیف غیر رول :

1- پایان جهان خارج از کره کیهان کجاست ؟ (10 امتیاز)

2- عنصر پنجم رو تعریف کنید و توضیح بدین چطور روی سرنوشت تاثیر میذاره ! (20 امتیاز)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: چهارشنبه 28 مرداد 1388 19:13
نمایش جزئیات
آفلاین
- پس خیالم راحت باشه دیگه؟

-آره بابا ! این شصت و پنج ارسالی کنفدراسیون خیلی دقیق عمل می کنه . با وجود اون امکان نداره به مشکل بر بخوریم.

-پس قربانت ، من بروبچز هافل رو به تو سپردم! الان دیرم شده ، پروازم نیم ساعت دیگه می پره ، فعلا!

-رسیدی تهران سلام منو به فرید اینا برسون! خداحافظ!

پیوز و بهرام به سختی یکدیگر رو در آغوش کشیدن( منظور فشار وارده نیست ، غیرممکن بودن در آغوش کشیدن پیوز است ) و به گرمی با هم خداحافظی کردن . پیوز که خیلی عجله داشت فورا به سمت فرودگاه آپارات کرد(بیکاری ها! یه سر آپارات می کردی تهران خوب!والا ) و بهرام وارد سفینه شد که برای سومین بار باید هافلی ها را به فضا می برد .

-خوب جادوگرای مشنگ(!) قراره که وارد یه سیاهچاله بشیم . میدونین که سیاهچاله یعنی چی؟

- !

-خوب ظاهرا میدونید . به هر حال ، قراره که در مکان سفر کنیم . میدونین که چه جوری؟

-

بهرام پس کله ش رو خاروند و به هافلی ها نگاه کرد که کم کم مشغول کارهای دیگری از جمله تفریح سالم دوئل کردن شده بودن . باقی جمله اش رو برای خودش ادامه داد:
-پس میریم به سمت سیاره ما!

صدای نعره ناهید از اتاق فرمان همه رو از جا پروند:
-شهااااااب!

ستاره متذکر شد:
-سرهنگ ، اینجا که زمین نیس! همون شصت و پنج صداش کن . راحت باش!

-راست میگی! چقدر مونده تا برسیم به سیاره مون؟

شصت و پنج با یه بغل کاغذ و نقشه وارد اتاق فرمان شد و همه رو روی میز پهن کرد:
-اگه در مسیری کمانی شکل با زاویه سی و هفت و نیم درجه به راهمون ادامه بدیم و بعد از ده سال نوری در یه خط راست به راهمون ادامه بدیم، هفت ساعت و سی و پنج دقیقه و پنجاه و سه ثانیه ی دیگه می رسیم !

کینگز:
- خدا نکنه باز اشتباهی یه جای دیگه فرود بیایم . من که حوصله ارتیست بازی ندارم! بچه ها ، کی میاد کارت بازی انفجاری؟!

ملت با شنیدن اسم این بازی مهیج چونان تشنگان مانده در صحرا که چشمه آب یخی از آسمان بر سرشان نازل شده باشد به شکل به سمت کینگزلی هجوم بردن. حتی سرهنگ و ستاره فرمون رو ول کردن و با شور و شوق روی سر بقیه پریدن . هیچ کس حواسش به دنباله لباس فضای ناهید خانم نبود که به فرمون گیر کرد و اون رو کمی منحرف کرد!


هفت ساعت و سی و پنج دقیقه و پنجاه و سه ثانیه بعد

-شصــــت و پنج!!

-شارژش تموم شده زدیمش به برق سرهنگ!

- پس چرا نرسیدیم؟! کسی از محاسبات این شصت و پنج سر در میاره؟

قبل از اینکه لورا فرصت ابراز وجود پیدا کنه سفینه برای سومین بار در رول های بنده(اصولا من دست فرمونم تعریفی نداره . میدونید که؟!) به زمین اصابت می کنه و تصویر می پره!

چند لحظه بعد

وله ای که در حال پخش بود به پایان می رسه و تصویر برمیگرده . ناهید با سلاح فوق پیشرفته ش از سفینه بیرون می پره تا اطراف رو مورد بررسی قرار بده . بقیه با نگرانی منتظر نتیجه بررسی سرهنگ میمونن (سرهنگ میمون نه ، ناهید منظورمه ) . چند دقیقه میگذره ولی خبری نمیشه . بهرام که مدام دور سفینه قدم می زنه میگه:
-ستاره ، سرهنگ استیکانفارلینت شد انگار! چرا پس نمیاد؟

-اه، من از کجا بدونم؟! میخوای خودت برو بیرون رو تحت نظر بگیر ببینم چه بیسماتلیتی می بیلوتی!

آنتونین دیگه نمیتونه خودش رو کنترل کنه و به سبک مرگخوار ها کروشی حواله اونا می کنه:
-میشه فارسی حرف بزنین ما هم حالیمون شه؟!

بهرام رسم دوستی و مروت رو گرامی میداره و ترجمه میکنه:
-سرهنگ رفت گم و گور شد ما باید خودمون بریم بیرون ببینیم چه قزمیتی میتونیم تبخیر کنیم!

- ام، خوب پس میخوای شما به کارت برس، من و بچه ها همینجا هستیم!

هستی از زیر میز بیرون میاد:
-کی بود گفت هستیم؟!

بهرام و ستاره به پشتیبانی هم از سفینه بیرون میرن تا دنبال سرهنگ بگردن . چند ثانیه بعد صدای جیغی همه رو به سقف میکوبونه :
-جـــــــــــــیغ!قزمیــــــت!جیــــــــــغ!

شیشه های پنجره پس از این صوت دل انگیز با موجوداتی آفتاب پرست نما با دندون های نیش تیز و اب دهن آویزون و دم دراز و بدن لزج(ایییشش!چندشش!!)پوشونده میشه . هافلی ها وحشتزده وسط سفینه جمع می شن و خیلی مهربون به هم میچسبن . آسپ پس از مدتی تفکر و ور رفتن با لامپ بالای سرش موفق میشه روشنش کنه و اولین جمله مفیدش توی سال رو به زبون میاره:
-م...م...میگم که!می...میخواین....پاشیم...ب...بریم؟!کلا...ب...بیخیال تکلیف!

ملت بلافاصله موافقت می کنن ؛ سفینه رو با سرعتی محیر الوقوع سفینه رو راه میندازن و سه محقق کنفدراسیون راه شیری رو با قزمیت ها توی سیاره ول می کنن . چند مین بعد در اثر محاسبات دقیق سپتیما سفینه به شهاب سنگی در همون نزدیکی برخورد می کنه و با کربن دوازده یکسان میشه

و بدین ترتیب سرانجام کسانی که مروت و مردانگی را زیر پا میگذارند نیز مشخص گردید!***


***در تکلیف جلسه قبل گیاهشناسی سرانجام کسانی که با شوهر و پدرشوهر خودشان نمی سازند مشخص شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
گل می کند شقایق، دانه ی اسفند می رسد
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 27 مرداد 1388 09:59
نمایش جزئیات
آفلاین
یک مقاله با توضیحات کامل در مورد جادوی فضا-زمان و گره ها و ریسمان های اون بنویسید (20 امتیاز) (تخیل خیلی مهمه)


در رابطه با جادوی سفر زمانی همینطور که در درستون توضیح دادین احتیاج به بعد چهارمی هست که خب خیلی ها معتقد هستند که همین زمان بعد چهارم بشری هست ، به طوری که وقتی اختلالات بیش از حدی رو وارد آن میکنیم به شدت تغییر جهت میده و میشه ازش استفاده کرد ، اولین نفری که چنین نظریه ای رو مورد ارزیابی قرار داد "رابرت رودریگرز" بود که معتقد بود میشه زمان رو هم تحت کنترل در آورد ،او جادوهای مختلفی رو در این رابطه مخصوصا بر روی "انتقال مکانها" انجام داد که البته در ابتدا هیچ نتیجه ای را برای وی در پیش نداشت برای آنکه وی چنین فرض میکرد که زمان نیز دارای گره های می باشد که اگر آنها را همانند ریسمان به یکدیگر پیوند داد میتوان از آن بلا رفت و یا پایین ! اما این نکته که چطور ریسمان ها را در کنار هم قرار دهیم و گره هایی که بایستی برای اتصال آنها زده شود درچه جاهایی زده شود بسیار مهم است که از دید وی جا مانده بود . البته این اشکال بدین سبب بود که ولی فکر میکرد میتواند همانند مکان گره ها را بر روی زمانها نامگذاری کند ، اما بعدها دریافت نسبت دادن یک گره به موجودیتی که هیچ ذهنیتی از آن در دسترس نیست امکان پذیر نمی باشد .
بعد از وی و با توجه به نتایجی که این دانشمند به عرصه علم جادویی عرضه کرد "فرانسوا پرایت" کیهان شناسی که در رابط با گمشدن سفینه های فضایی که وارد سیاهچاله ها میشدند و از آنها خبری نمیشد تحقیق میکرد ، سعی کرد تا این تحقیقات را در این رابطه ادامه دهد ! وی که یک ماگل بود و این اطلاعات را از دفترچه خاطرات یکی از دوستانش دنبال میکرد ( که از قضا همان رودریگرز بود ) تلاشهای بسیاری کرد تا آنکه متوجه شد که وارد سیاهچاله شدن در حققت همان نیرویی را که همگان منتظرش هستند را برای جابجایی اعمال میکند به طوری که در این قسمت با بی جرمی بسیار یک اعمال نیرو بر روی اجسامی که وارد آن میشوند صورت میگیرد ، منتهی وی نیز بدان سبب که بسیاری از تحقیقات رو متوجه نمیشد در این راه شکست خورد .

اما سالها بعد با توجه به عرضه ی هر دو تحقیق در هر دو سوی دنیای ماگلی و جادوگری با یک تحقیق ساده بدین نتیجه دست یافتند که گره اصلی بایستی بر روی فردی که وارد سیاهچاله میشود نصب شود تا وی با ذهنیت خود وارد فضاهای مختلف و زمانهای مختلف شود که یعنی ریسمان سازی در فضایی پیچیده ازعقل فرد قرار میگیرد که این عمل با وردی به نام " فکسیوال " انجام میگیرد .
ماگل ها هم که از نعمت چنین جادویی محروم بودند توانستند بدین طریق دستگاههای را خلق کنند که به صورت تخیلی بر روی صورت شما قرار میگیرد و این احساس را به شما میدهد کهدر فضا و ماکن دیگری هستید و سفر میکنید !


اون حباب که استاد سرجلسه ایجاد کرد چی بود و چطوری کار میکرد ؟ (10 امتیاز)

فکر میکنم که این حباب در حقیقت یک نوع سیاهپاله بود که همونطور که میدونین در داخل آدامس هم یک نوع خلا به همرا اکسیژن ایجاد میشه که اگر کسی این گاز رو در این حباب زیاد کنه باعث ترکیدن آن میشه ولی در اینجا ما یک کترل خاصی توسط جادو بر روی این گاز دیدیم برای همین بود که هر کسی به راحیت میتونست وارد آن بشه بدون اینکه بترکه ! چنین چیزی در کارتون "نیوتن" ساخته شد که البته چون به روش ماگلی ساخته شده بود قابلیت پرواز و .. را نداشت !
اما همونطور که سیاهپاله ها کار میکنن من فکر میکنم که ایجاد خلا سبب بی جرمی میشد و باعث میشد که خیلی راحت این حباب کنترل بش و به راحتی بتونیم ازش استفاده کنیم !
البته این نکته هم یاد آور بشم که چگونگی ایجاد سرعت و .. برمیگرده به همان بی وزنی که فکر میکنم پیوز قبلا آن رو در رابطه با این حباب ایجاد کرده بوده !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مری فریز باود در 1388/5/27 10:07:27
خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: شنبه 17 مرداد 1388 02:20
نمایش جزئیات
آفلاین
امتیازات جلسه سوم نجوم و ستاره شناسی :

مری فریز باود : 21 + 6 = 27
تکلیف اولت خوب بود. دومی نه ! خلاقیتش کم بود

آرنولد : 18
همه اش دیالوگ بود و سوژه پردازی پستت هم در حد صفر بود. خیلی با ارفاق نمره بهت دادم !

هستیا جونز: 28
خیلی قشنگ بود ! واقعا فوق العاده بود ! آفرین

برتا جورکینز: 27
پستت متوسط بود. معلوم نبود طنزه یا جدی ! اما چون سوژه خیلی جالبی داشت امتیاز خوبی بهش دادم !

روونا راونکلاو : 22
سوژه رو خوب پرورش نداده بود. از دیالوگ زیاد و نابجا استفاده کرده بودی و فضاسازی قدرتمندی هم نداشتی !

لورا مدلی : 22
سوژه پستت خوب بود! اما اصلا خوب پرورش داده نشده بود. فضاسازی ها ضعیف بودن ! در ضمن این بار هزارمه که مساله پاراگراف بندی و ظاهر پست رو برات توضیح میدم ! با ارفاق بهت نمره دادم !

هافلپاف :
26

راونکلاو :
13

گریفندور :
9

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 13 مرداد 1388 23:57
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه چهارم نجوم و ستاره شناسی :


دانش آموزان در حالی که برگه های تکلیفشان را در دست داشتند وارد برج ستاره شناسی شدند و یکی یکی تکلیف هایشان را روی میز معلم برای پیوز گذاشتند. پیوز پشت میز ایستاده بود و به کلاس لبخند میزد. کم کم همه روی سکو های سنگی اطراف برج، بر سر جاهای همیشگیشان نشستند و به معلم چشم دوختند.

پیوز نگاهش را بین دانش آموزان چرخاند و گفت : « جلسه قبلی در مورد سیاهچاله ها توضیحاتی دادیم و گفتیم که دانشمندان معتقدن که میشه از طریق سیاهچاله در زمان و مکان سفر کرد ... امروز میخوایم در مورد سفر در مکان توسط سیاهچاله ها توضیح بدیم ! »

پیوز با چوبدستی اش اشاره ای کرد و نوشته هایی روی تخته نقش بست : نسبیت

سپس رویش را به سمت دانش آموزان برگرداند و گفت : « نسبیت نام یک نظریه ماگلیه که به صورت ناشیانه ای در مورد علت بعضی پدیده ها گفته شده ! پدیده ای که ما میدونیم دلیل اصلیش جادوی فضا-زمان هست ! بر طبق این نظریه زمان بعد چهارم و فضا و زمان مثل دو بعد یک مربع در اثر جرم اجسام خم میشه و جاذبه رو بوجود میاره ... اما خوب ما میدونیم که دلیل اصلی این پدیده جادوییه که باعث میشه فضا و زمان به صورت ریسمان هایی به هم گره بخورن و هرچه جرم بیشتر باشه جادو بیشتر اثر میکنه و گره محکم تر میشه ... »

پیوز گفت : « راز سفر در مکان ها از طریق سیاهچاله هم همینه ! سیاهچاله چون جرم خیلی زیادی داره و حجمش چیزی نزدیک به صفره، گره بسیار محکمی رو ایجاد میکنه که سفر در مکان رو معین میکنه ! اگر شما همینطوری وارد سیاهچاله بشین ممکنه در یک دنیای دیگه یا در یک نقطه کاملا متفاوت از همین دنیا سر در بیارین ! به ظهور ناگهانی مواد در یک نقطه از عالم سفیدچاله میگن و به اون ریسمان هایی که سیاهچاله رو به سفیدچاله مربوط میکنن هم میگن : کرمچاله ! »

پیوز به سمت پنجره های برج ستاره شناسی حرکت کرد ، از پنجره به بیرون خیره شد و گفت : « ما میتونیم این جادو ها رو تحت کنترل در بیاریم ... و میتونیم از طریق سیاهچاله ها در زمان و مکان سفر کنیم ، به عهد دایناسور ها بریم، به زمان تاسیس هاگوارتز ، یا به چند هزار سال دیگه ، به یک دنیای دیگه موازی با این دنیا بریم ، یا به یک منظومه شمسی دیگه و یا اصلا به خارج کیهان ... »

سپس پیوز چوبدستی اش را تکان داد. حباب نسبتا بزرگ صورتی رنگی در هوا پدید آمد. حباب شفافیت کمی داشت و رنگش درست مثل آدامس باد کرده بود. پیوز لبخندی زد و گفت : « ما به وسیله این میتونیم به هر جایی که میخوایم بریم ! اکسیژن ، فشار ها و و همه چیزای لازم توی این حباب وجود داره ! غذا هم هست ... حالا همه سریع برین توش ... زود باشین دیگه »

دانش آموزان با ترس و لرز بلند شدند و آرام پایشان را در حباب گذاشتند ، ابتدا انتظار داشستند بترکد اما خیلی راحت از دیواره حباب گذشتند و واردش شدند ، هر نفر که وارد میشد حباب کمی بزرگتر میگشت تا اینکه همه وارد آن شدند و پیوز هم آخر از همه وارد شد و گفت : « پیش به سوی فضا ... »

حباب آرام از پنجره برج ستاره شناسی خارج شد و آرام آرام بالا رفت ، وقتی کمی از برج های قلعه فاصله گرفت ، ناگهان سرعتش بی اندازه تند شد و به سوی بیکران آسمان ها شتافت ...



تکلیف رول :

شما وارد یک سیاهچاله میشین و در مکان سفر میکنید. میتونید به یک دنیای دیگه برین یا به یک کهکشان دیگه در همین دنیا ... (30 امتیاز)

تکلیف غیر رول :

یک مقاله با توضیحات کامل در مورد جادوی فضا-زمان و گره ها و ریسمان های اون بنویسید (20 امتیاز) (تخیل خیلی مهمه)

اون حباب که استاد سرجلسه ایجاد کرد چی بود و چطوری کار میکرد ؟ (10 امتیاز)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.