جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

23 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
21 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

كلاس نجوم و ستاره‌شناسی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: شنبه 12 تیر 1389 21:00
نمایش جزئیات
آفلاین
با توجه به تصوير زير با نوشتن شماره مشخص شده در زير هر شكل بگوييد كدام شماره مربوط به صورت فلكی ثور (گاو نر) است؟( 5 امتياز)

شماره 3 مربوط به صورت فلکی ثور یا گاو نر هست، من واقعا غیرت این صورت فلکی رو تحسین میکنم! یه جورایی اونجا بین هفت خواهر و جبار نقش گشت ارشاد رو بازی میکنه!

تصويری از خوشه پروين را يا پيدا كنيد و يا بر روی همين شكل مشخص كنيد و ارسال نماييد. [پاسخ به اين سوال دل بخواهی است و امتياز ان جنبه تشويقی دارد] (4 امتياز)

حسش نی هی فتوشاف کاری کنم! همینجوری میگم دیه تو همین عکسی که دادی خودت استاد، هفت خواهر احتمالا همونیه که زیر پای گاو نره س! البته مشخصا خیلی بیشتر از 7 تا خواهرن اینا! ولی خب قدر ظاهری هفتاشون بیشتره..اینم برا خالی نبودن عریضه حالا اگه تو شکل ِ شما اشتب مشخص کردم:
تصویر تغییر اندازه داده شده


شما و دوستتان از روی كنجكاوی زمان برگردان را بكار می اندازيد تا شايد بتوانيد اين دوئل را كنسل كنيد. ولی به جای رفتن به 2 ساعت قبل، سر از زمانی در حدود 50 سال* پيش در می آوريد...
با اين اطلاعات ماجرایی در اين زمينه بنويسيد.(25 امتياز)


زمانی در حدود 50 سال پیش! :

- خب الان ما دو ساعت برگشتیم عقب جیمز، یالا برو اسکورپیوس مالفوی رو پیدا کن و یه جوری کنسلش کن گندی که زدی رو!
- باوش!
- یه لحظه وایسا!

تدی یقه ی جیمز را از پشت گرفت و خیلی سریع او را عقب کشید و هر دو پشت تپه ای ساحلی پنهان شدند.
- اینجا یکم فرق نکرده؟! این ستون ها چیه اومده بالا؟ این همه ملت کنار دریاچه چی میخوان؟ چقد سر و صداس..هی! اون آلبوس سورسه، جیمز؟!

جیمز نیم نگاهی به جایی که تدی اشاره کرده بود انداخت. نه! آن پسرک عینکی با وجود شباهت بی حد و اندازه ای که به آل داشت، اما زخم صاعقه مانند پیشانی اش معرفش بود!

- سرتو بدزد تدی این که بابا عله س!
تدی آب دهانش را قورت داد و خیلی ارام سرش را میان یقه ی بالا کشیده ی شنلش فرو برد.
- زمان برگردون رو چند دور چرخوندی بوقی؟!
جیمز بی توجه به تدی بار دیگر به پدرش نگاه کرد.
- اه اه اه چه جواتم بوده! مایوشو نیگا تو رو خدا، نه نه نیگاش نکن من خجالت میکشم.

هری پاتر ِ 50 سال پیش نوجوانی بود 14 ساله و مایو پوشیده و آماده برای شیرجه زدن درون دریاچه! هنگامی که جیمز به پدرش چشم دوخته بود او سعی داشت علف لجنی رنگ و بدشکلی را درون دهانش بچپاند و دقایقی بعد هری پاتر مقابل چشمان ِ متعجب پسر ارشدش آبشش (!) درآورده، به درون آب پرید.

- جیـــــــــــــــــــــ....
تد ریموس لوپین که او هم شاهد این صحنه بود یکی از پنجه هایش را روی دهان خود و دیگری را روی دهان جیمز گذاشت.

****

نیازی به زحمت اسکورپیوس مالفوی نبود، هنگامیکه جیمز و تدی به زمان ِ حال برگشتند تدی بلافاصله جیمز شوک زده را که مدام هذیان میگفت به درمانگاه مدرسه منتقل کرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جیمز سیریوس پاتر در 1389/4/12 21:02:36
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: جمعه 11 تیر 1389 14:45
نمایش جزئیات
آفلاین
جواب سؤال 1- مربوط به تصوير، گمونم تصوير شماره 3 باشه. (با توجه به ستاره Aldebaran و شكل صورت فلكی جبار)


شما از روی عصبانيت قرار دوئلی با يكی ديگر از بچه ها (كه از قضا حرفه ای‌ در دوئل است) می گذاريد. اما شما تجربه و اطلاعات كافی در مورد دوئل نداريد. بنابراين برای تمرين و اماده كردن خودتان با يكی از دوستانتان به قسمت خلوتی از ساحل درياچه می رويد كه ناگهان چشمتان به زمان برگردانی می افتد. شما و دوستتان از روی كنجكاوی زمان برگردان را بكار می اندازيد تا شايد بتوانيد اين دوئل را كنسل كنيد. ولی به جای رفتن به 2 ساعت قبل، سر از زمانی در حدود 50 سال* پيش در می آوريد...

من زمان را 1000 سال قبل در تظر گرفتم.

آستوریا گرینگرس با خوشحالی زمان برگردان را در دست گرفت و مشغول بررسی ان شد. آگوستوس هم كه تا بحال يك زمانبرگردانی را از نزديك نديده بود با كنجكاوی به شی در دست آشا نگاه می كرد.

_ می گم بنظرت چرا اين وسيله به اين با ارزشی اينجا افتاده؟
_ نمی دونم بهتره اينو ببريم پيش مدير گروه.

آگوستوس با نظر آستوریا گرینگرس موافقت كرد و به هر دو بسوی مدرسه به راه افتادند.

هنوز چند قدمی نرفته بودند كه اگوستوس ايستاد و گفت:
_آستوریا ببينم با اين زمانبرگردون ميشه به دوساعت قبل برگشت ديگه مگه نه؟

گرینگس كه همچنان می رفت گفت معلومه ديگه مگه تو به درس پروفسور سينيسترا توجه نمی كردی!

اگوستوس جوابی نداد. ذهنش درگير مسئله ای شده بود. چرا كه نه او كه از دوئل چيز زيادی نمیدونست در حاليكه اون پسره سيريوس آخر هرچی دوئل بود. چرا از اين فرصت استفاده نكنه و به زمان گذشته نره تا از بروز دعوا و قرار دوئل ممانعت نكنه!

_ وايسا... آستوریا... صبركن!
آستوریا ايستاد و با تعجب به دوستش نگاه كردكه در حال دويدن به سوی او بود.

_ بدش به من!

_ برای چی؟ مگه می خوای چيكار كنی؟

اگوستوس انچكه به ذهنش رسيده بود را برای آستوریا شرح داد. آستوریا هم كه حس ماجراجويش گل كرده بود قبول كرد. بنابراين هر دو به گوشه ای رفتند و زمان برگردان را طی محاسبه ای كه كردند 4 دور چرخاندند. آسمان و زمين ناگهان به حركت در امد، حركت خورشيد سرعت گرفت و خلاف جهت شروع به حركت كرد. كم كم احساس تهوعی در وجودشان شكل گرفت. تا اينكه بالاخره حركات متوقف شد.

_ چرا هوا تاريك شده؟ ما بايستی به ساعت 10 صبح بر می گشتيم. پس چرا اينجوری شد؟

استوريا هم متعجب تر از او به اطراف نگاه می كرد.

_ بهتره برگرديم داخل هاگوارتز. اينجا يكم... چيزه...

آگوستوس ادامه داد:
_ می دونم، خيلی ترسناكه!

هر دو به سرعت به سمت هاگوارتز حركت كردند اما با شنيدن صدای سر و صدایی با وحشت سرجايشان خشكشان زد. صدای قدم های افرادی شنيده ميشد.

دو كودك وحشت زده، ناخوداگاه از ترس در گوشه ای پنهان شدند تا از ديد صاحبان صدا دور بمانند.

دقيقه ای نگذشت كه دو مرد و دو زن در حاليكه لباس های زيبا ولی بسيار دمُده بر تن داشتند، در ديد قرار گرفتند. ظاهرا دو مرد در حال بحث و جدل بودند و دو زن سعی در ارام كردن ان دو داشتند. بچه حدود يك ساعت به همين شكل در حال چمباتمه در زير بوته ها گذراندند تا اينكه با صحنه ترسناكی مواجه شدند.

_ گودريك تو حق نداری به من بگی كه چكار كنم. به تو هيچ ارتباطی نداره كه من اجازه نمی دم تو گروهم يك ماگل زاده وارد بشه چه برسه به هاگوارتز!

_ ولی تو هم حق نداری تو كار بقيه گروها دخالت كنی! ماگل زاده ها هم دارای قدرتی مثل ما هستند. چرا...

_ نـــــــــــــــه!... اونا از نژاد پست و دون مايه اند اونا جادوگر نيستن!

_ ...

رو مرد اونقدر عصبانی بودند كه كسی جلودارشان نبود. لحظه ای نگذشت كه چوبهايشان را در اوردند و به سوی هم نشانه رفتند و دوئلی بين انها اغاز شد.

_ آگوستوس .... من...من می ترسم

_ ســـــــــــــــيس. فقط ساكت بمون!

هر دو ارام روی زمين دراز كشيدند و به ان صحنه چشم دوختند. طلسمها با سرعت در ميانشان ردل و بدل می شد. سرانجام دو زن توانستند با ايجاد سپر های مدافع اندو را از هم دور كنند.

مردی كه انها او را نام سالازار شناختند. به سمت ان سه بر گشت تا چيزی بگويد.

اگوستوس حس كرد نمی تواند ديگر به وضوح صدای ان غريبه ها را بشنود. تنها حس كرد كه دستانش در دستان يخ كرده استوربا محكم فشار داده شد. دوباره احساس سر گيجه و تهوع به سراغش امد...

مدتی گذشت. گرمای خورشيد را بر گونه هايش حس كرد. ارام چشمانش را باز كرد. استوريا را ديد كه سك قدم انورتر روی زمين نشسته بود و اطرافش را با نگرانی نگاه می كرد. محيط نا اشنای قبل دوباره جای خودش را به مكانی اشنا داده بود. با اين حال اگوستوس برای اطمينان پرسيد.

_ ....ما كجاييم؟

_ فكر كنم در زمان خودمون.

هر دو به هم نگاه كردند. ايا اين حقيقت داشت؟ ايا انها موسسان هاگوارتز را ديده بودند؟

بله بنظر می رسيد كه ان دو مسافرت به زمان را تجربه كرده بودند.

پايان.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آگوستوس پای در 1389/4/11 14:58:19
ویرایش شده توسط آگوستوس پای در 1389/4/11 21:03:14
When the egg breaks by an external power, a life ends. When an egg breaks by an internal power, a life begins. Great changes always begin with that internal power
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: پنجشنبه 10 تیر 1389 21:47
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه اول

ساعت 12 شب بود. دانش آموزان از پله های فرسوده برج نجوم شناسی بالا رفتند تا در اولين جلسه حضور پيدا كنند. پس از مدتی پروفسور سينيسترا در كلاس حاضر شد و پس از تهيه ليستی از نام دانش اموزان درسش را اينگونه آغاز كرد:

سلام به شما كه در اين شب زيبا و پر ستاره ،در اين كلاس حضور پيدا كرديد. اميدوارم ترم خوبی پيش رو داشته باشيم و بتونيم تا پايان ترم با هم صميمی شويم. خوب وقتمون كمه بنابراين مستقيم می رم سر درس:

امشب با دو بخش در كنار شماها خواهم بود: 1- صورت فلكی ثور( گاو نر) و افسانه مربوط به آن
2- سفر در زمان


و اما صورت فلكی ثور:

صورت فلکی ثور یکی از زیباترین صورت های فلکی است كه در عهد بابل باستان هم شناخته شده بود . افسانه های بابلی حکایت از این دارند که ایشتار الهه عشق بابل به آسمان رفت تا گیلگمش قهرمان اسطوره بابلی، که به ندای عشق او پاسخ نداده بود را نابود كند.

اما افسانه های یونانی می گویند زئوس (زوس ) بزرگترین خدای یونان خود را به گاوی تبدیل کرد و دختر پادشاه را که اروپا نام داشت را ربود و به جزیره کرت در دریای مدیترانه برد. اروپا از زئوس صاحب پسری به نام مینوس شد که تمدن مینویی مدیون اوست.

در کنار قصر مینوس ساختمانی با راه پله های پیچ در پیچ بود. در این ساختمان از هیولایی بنام مینوتاروس نگهداری می شد که از گوشت انسان تغذيه می کرد كه البته بعدها به دست قهرمان بزرگ یونان تزوس به قتل رسید. صورت فلكی ثور یادآور این افسانه است.

هم چنین در صورت فلکی ثور می توان خوشه پروین را دید که به هفت خواهر نیز مشهور است. افسانه ها می گویند که آنان هفت دختر اطلس کبیر و پنه لوپه بودند ( اطلس خدایی بود که جهان را بر دوش خود داشت). جبار شهوت پرست هم که همواره دنبال این هفت دختر بود تا آنکه زئوس، همه این خواهران را به آسمان منتقل کرد.

_ اميدوارم با اين شنيدن اين افسانه نام صورت فلكی را بخاطر بسپاريد و موقعيت اونو در اسمان را نيز ياد بگيريد خوب می تونيد با اين مختصات به رصد اين صورت فلكی زيبا بپردازيد
ولا تكان عصايش موقعيت ان را بر روی تخته سياه حك كرد.


بخش دوم:

بعد از تهيه نقشه آسمان و به تصوير كشيدن صورت فلكی پروفسور سينسترا از دانش اموزان خواست تا تلسكوپ های های خودشون را جمع كنند و در صندلی های خودشون كه بصورت نيم دايره بدور كلاس چيده شده بود، بنشينند.
بسيار خب، اكنون ما به ظريف ترين شاخه دانش جادوگری يعنی انرژی سياه می پردازيم. انرژی سياه همان نيروی ضد جاذبه است كه ميتواند در طول زمان ضعيف يا تقويت شود. و اگر از كنترل خارج شود ميتواند جهان را از هم بپاشاند! خوبه كه بدونيد، تمام جادوگران و ساحره ها از اين نيروی فوق العاده طبيعت، مقدار بسيار ناچيزی در وجودشان دارند! بله تعجب نكنيد. مطمئنا بسياری از شما ديده ايد كه چطور والدين جادوگرتان ( البته اگر پدر و مادتان جادوگر بوده باشند) غيب و ظاهر می شوند، حتی با كمك اين ابزار _ وسيله ای شبيه انچكه هرميون در سال سوم تحصيلش از ان برای شركت در كلاس های همزمان استفاده می كرد، در دستش بود_ ميتوان در زمان تا حد محدودی جابجا شد.
قبل از اينكه به فرضيه سفر در زمان و امكان سفر در اينده بپردازيم می خوام بطور خلاصه انرژی سياه را توضيح بدم. تا اونجا كه دانشمندان دنيای ما فهميدن سياهچاله ها، كرم چاله ها و ريسمان های كيهانی جزئی از انرژی سياه هستند.

سياهچاله ها: دو نوع هستند 1- سياهچاله های غيردوار: دارای انتهای نقطه مانند هستند، يعنی هر جسمی كه به حفره ان مكش شود، نابود می گردد!

2- سياهچاله های دوار: دارای انتهایی قاعده دار به شكل حلقه هستند و مانند يك قيف واقعی انتهايشان باز است.
جالبه بدونيد تنها سياهچاله های دوار هستند كه می توان از انها بعنوان سكوی پرتاب به زمان آينده يا گذشته استفاده كرد.

انتهای قيف سياهچاله های دوار به انتهای قيف مانند ديگری بنام سفيدچاله می رسد كه درست عكس سياهچاله دوار عمل می كند و از همين جاست كه می توانيم پا به زمان ها و جهان های ديگر بگذاريم.
پروفسور سينسيترا مكثی كرد و به دانش آموزان نگاه كرد و گفت:
_ متاسفانه هنوز هيچ دانشمندی از دنيای جادویی نتوانسته از اين نيرو برای سفر به آينده استفاده كند و تنها موفق شده برای مدت بسيار كوتاهی (در حدود 2 روز ) به زمان گذشته سفر كند!
و دوباره به وسيله ای كه در دست داشت اشاره كرد.
_بسيار خب برای امشب ديگه كافيه برای تكليف اين جلسه به سوالات نوشته شده بروی تخته پاسخ دهيد. موفق باشيد.

-------------------------------------------------------------------------

تكليف مربوط به جلسه اول

1- با توجه به تصوير زير با نوشتن شماره مشخص شده در زير هر شكل بگوييد كدام شماره مربوط به صورت فلكی ثور (گاو نر) است؟( 5 امتياز)

2- تصويری از خوشه پروين را يا پيدا كنيد و يا بر روی همين شكل مشخص كنيد و ارسال نماييد. [پاسخ به اين سوال دل بخواهی است و امتياز ان جنبه تشويقی دارد] (4 امتياز)

3- رول زدن:
شما از روی عصبانيت قرار دوئلی با يكی ديگر از بچه ها (كه از قضا حرفه ای‌ در دوئل است) می گذاريد. اما شما تجربه و اطلاعات كافی در مورد دوئل نداريد. بنابراين برای تمرين و اماده كردن خودتان با يكی از دوستانتان به قسمت خلوتی از ساحل درياچه می رويد كه ناگهان چشمتان به زمان برگردانی می افتد. شما و دوستتان از روی كنجكاوی زمان برگردان را بكار می اندازيد تا شايد بتوانيد اين دوئل را كنسل كنيد. ولی به جای رفتن به 2 ساعت قبل، سر از زمانی در حدود 50 سال* پيش در می آوريد...
با اين اطلاعات ماجرایی در اين زمينه بنويسيد.(25 امتياز)
* توجه: می توانيد به دلخواه زمان را كمتر و يا بيشتر كنيد، اما توجه داشته باشيد كه شما زمان محدودی را در گذشته می توانيد بگذرانيد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

پیوند فایل:



jpg  (58.65 KB)
31366_4c2ccb464d54d.jpg 800X600 px


-------------------------------

تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 1 تیر 1389 21:55
نمایش جزئیات
آفلاین
تدریس جلسه اول نجوم و ستاره شناسی در 11 تیر ماه توسط استاد پروفسور سینیسترا

*تا قبل از تدریس جلسه اول از ارسال پست خودداری نمایید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: امتحان نجوم و ستاره شناسی
ارسال شده در: شنبه 21 شهریور 1388 16:15
نمایش جزئیات
آفلاین
امتیازات امتحان نجوم و ستاره شناسی :

پرسی ویزلی : 50

ایول خیلی خوب بود ... آفرین واقعا ... احسنت ... هر سه تا تکلیف رو هم نوشته بودی ... فوق العاده بود ...

گریفندور : 0

هافلپاف : 0

اسلایترین : 0

ریونکلاو : 0


با تشکر از شرکت همه دانش آموزان ... جمعش کنید باب

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b] پس آیا ندیدی که از گِل شناسه ای ساختیم و از [url=http://www.
امتحان نجوم و ستاره شناسی
ارسال شده در: پنجشنبه 12 شهریور 1388 23:32
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام

از سه موضوع زیر یکی را انتخاب کرده و یک رول متناسب (حداکثر 40 خط) در مورد آن بنویسید :

1. سفر در زمان از طریق یک سیاهچاله

2. جادوگری که سعی داشت نظم کهکشان راه شیری را به هم بزند

3. ورود شما به همان اتاق تالار اسرار که درش همیشه بسته است و دیدن عنصر پنجم (جادوی خالص)


* دانش آموزان پاسخ امتحان را در همین تاپیک ارسال کنند .
* امتحانات تا بیست شهریور ادامه خواهند داشت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: پنجشنبه 12 شهریور 1388 14:44
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام


با تشکر از پروفسور پیوز بابتِ تدریس کلاس نجوم و همینطور تشکر از دانش آموزانی که در این کلاس شرکت کردند . بعد از اتمام ِ امتحانات تاپیک امتحانات با این کلاس ادغام میشود ... کلاس قفل شد !

پایان ترم هشتم هاگوارتز

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: چهارشنبه 11 شهریور 1388 19:11
نمایش جزئیات
آفلاین
امتیازات جلسه چهارم نجوم و ستاره شناسی :

مری باود : 20+5 = 25

هستیا جونز : 26

هافلپاف : 17 امتیاز

امتیازات جلسه پنجم نجوم و ستاره شناسی :

مری باود : 4+ 19 = 23

هافلپاف : 8 امتیاز





گریفندور : 0
اسلایترین : 0
ریونکلاو : 0

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 9 شهریور 1388 13:13
نمایش جزئیات
آفلاین
1- پایان جهان خارج از کره کیهان کجاست ؟ (10 امتیاز)

این مورد در ادبیات مذهبی و تاریخی به شدت مورد توجه قرار گرفته و اینکه خیلی هم توسط علم و جادو به اثبات رسیده و یا اینکه سعی شده که ازش به بهترین شکل استفاده بشه !
اینکه همگان عقیده دارند که کیهان و یا همان منظومه ها یک تکه جدا شده از یک حقیقت بینهایت است که از علم فراتر و از جادو بالاتر است و به هیمن شکل کل هستی در حال حرکت به سمت آن می باشد .
و در آخر روزی که این تکه جدا شده به قسمت اصلی خود برسد در واقع همان روز سرنوشت می باشد که خورشیدی از غرب طلوع میکند که در واقع همان گمشده ی بینهایت است و کلیه سرزمینها و هستیهای مخصوصا زمین به واسطه رسیدن به اصل خود به حرکت در می آیند و به دلیلی رسیدن به نقطه ی اکمل کلیه افراد بایستی کامل شوند . و برای همین است که به آن محشور نیز میگویند .


2- عنصر پنجم رو تعریف کنید و توضیح بدین چطور روی سرنوشت تاثیر میذاره ! (20 امتیاز)

البته این عنصر نیز توسط ماگلها کشف شده است استاد ، منتهی همونطور که شما گفتین با برای ما فرق داره ، آنها عنصر پنجم رو زمان میدونن و ما جادو .

اما جادو تعاریف مختلفی داره که من مهمترین آن رو ذکر میکنم و چیزی که به نظر خودم کاملترین میرسه ، در حقیقت هر گونه تاثیر گذاری بدون عادات اولیه و نیروهای قابل دسترسی برای ماگلیستها را جادو گویند که فقط و فقط با یک فرآیند تغییر عناصر یعنی تاثیر گذاری در همان 4 عنصری که ذکر شد رخ میدهد و با تغییری که در همه آنها می گذارد ، صورت می پذیرد .

نوع کارکرد آن بدین صورت است که همانطور که گفتم در همه 4 عنصر قبلی تاثیر میگذارد و ترکیبی از آنها را رقم میزند به طوری که همزمان چندین شکل از عناصر در لحظه تغییر میکند و یک حرکت ترکیبی از آنها صورت میگیرد که حرکتی شگرف است .
اما اینکه چطور روی سرنوشت تاثیر میزاره در حقیقت همگان حتی ماگل ها معتقد هستند که در اطراف انسانها انرژیهای مختلفی در حال حرکت است که هر لحظه ار انواع و اقسام چیز ها برخاسته و بر روی انسان تاثیر میگذارد و یا تاثیر میگیرد و برمیگردد ، حال اگر تغییری بر روی این انرژیها صورت بگیرد تاثیر پذیریها و در کل سرنوشت افراد هم تغییر میکند و جادو با قابلیت تغییر 4 عنصر هر گونه انرژی برخاسته از هر نوع وسیله ای را مورد تغییر قرار میدهد و سرنوشت را به کل تغییر !

البته این نکته فراموش نشود که همان زمان نیز یکی دیگر از تاثیرگذاری های جادو است ب طوری که وقتی همانن به طور مثال جادوی پیوز تغییری در زمان صورت میپذیرد سرنوشت نیز تغییر میکند ! برای همین مورد است که ماگلها عنصر پنجم را زمان میدانند ، در حالی که باطنی بس شگرف در آن پنهان است .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: شنبه 31 مرداد 1388 04:36
نمایش جزئیات
آفلاین
این رول در ادامه تدریس جلسه قبل زده شده اما محتوای اون مجزا میباشد ...
جلسه پنجم نجوم و ستاره شناسی :

حباب آرام از پنجره برج ستاره شناسی خارج شد و آرام آرام بالا رفت ، وقتی کمی از برج های قلعه فاصله گرفت ، ناگهان سرعتش بی اندازه تند شد و به سوی بیکران آسمان ها شتافت ...

لحظاتی بعد حباب صورتی رنگ در حالی که از جو خارج شده بود و همه دانش آموزان همراه پیوز در آن بودند ، از فشار سرعت پخ شده بود و شکل بیضی پیدا کرده بود اما به دلیل نیروی جادویی حباب این فشار بالا روی افراد تاثیر نمیگذاشت.

ستاره ها و سیارات به سرعت زیادی از کنارشان میگذشتند، ناگهان صدای وحشتناکی مانند انفجار یک بمب هیدروژنی شنیده شد که همراه با آن جیغ وحشتناک و شیطانی ای بود ...

- نگران نباشید ، صدای شکستن دیوار صوتیه ! سرعت ما الان از صوت بیشتره و داریم همینطور به نور نزدیکتر میشیم !

پیوز با گفتن این جمله پوزخند زد. دانش اموزان به حیرت سعی میکردند از میان اشکال رنگارنگی که از کنارشان با سرعت میگذشت اجرام فضایی را تشخیص دهند.

شاید حدود یکساعت بعد به وقت زمینی ، سرعت حباب کم کم کمتر شد و آرام آرام ایستاد. در مقابلشان لکه سیاه بزرگی بر آسمان بود که درخشش کور کننده از مرکز آن را روشن نگه میداشت ...

صدای پیوز سکوت بهت آمیز دانش آموزان کلاس نجوم را شکست : « حتی خودمم اولین باره که یک سیاهچاله رو از نزدیک میبینم ! ما میخوایم واردش بشیم ، و از طریق جادو هایی که من اختراع کردم، سفر طولانی از در مکان بکنیم ، داریم میریم به لامکان ! »

آه تعجب آمیز دانش آموزان به حرکت آرام آرام حباب به سمت سیاهچاله همراه شد و با نزدیک شدن شدت جاذبه بیشتر و سرعت حباب افزونتر میشد ...

سرانجام حباب کاملا اسیر جاذبه سیاهچاله شد و با با سرعت زیادی کشیده شد ، دانش آموزان احساس کشیدگی و دید شدید در عضلاتشان میکردند ، چند نفر از دختر ها جیغ کشیدند اما پیوز گفت : « نگران نباشید ، این حباب شدت جاذبه رو اونقدر کم میکنه که شما زنده بمونید ! »

ناگهان همه چیز به هیچ تبدیل شد، نور شدیدی درخشید و همه جا سفید شد ، دانش آموزان هیچ چیز حتی همدیگر و حباب را نمیدیدند و فقط نور شدید سفیدی دیده میشد، احساساتشان از دست رفته بود و همه بدنشان بی حس بود ، حتی بدن خودشان را نیز نمیدیدند تا اینکه ....

درخشش سفید پایان یافت و آنها خود را در بی کران تاریک و سیاهی یافتند. پیوز نوک چوبدستی اش را روشن کرد و گفت : « امروز میخوام جواب سوال جلسه اول رو بدم ! اینکه بیرون از کره کیهان دقیقا چیه ... ؟!»
و به به سمت پائین-راست اشاره کرد تا توجه همه ، به کره عظیمی که به علت دور بودن کوچک به نظر میرسید جلب شود، کیهانی که میدرخشید ، کره ای که از میلیارد ها کهکشان تشکیل شده بود که از هم دور میشدند ...

- دانشمندان معتقد بودند که جهان از چهارعنصر تشکیل شده : خاک، که زمین مرکزشه ! باد، که آسمان مرکزشه ، آب، که دریاها محلشه و آتش که خورشید مرکزشه ! اما ماگل ها همیشه سعی کردند وجود عنصر پنجمی رو انکار بکنند : جادو که کیهان و ماورای اون خاستگاهشه ... !!!

پیوز نگاهش را در بین چشمان مشتاق دانش آموزان چرخاند و ادامه داد : « خارج از کیهان، جادو آزاد وجود داره، نوعی از جادو که هیچکدوم از ما تا حالا لمسش نکردیم ، اونقدر قوی که هرکدوم از ما رو به راحتی نابود میکنه ! جادویی که همه تعاریف رو توش داره : زمان، مکان، زندگی ، مرگ و حتی عشق ! همون چیزی که توی اون اتاق دربسته در بخش اسرار وزارت خونه مخفیه ! »

همه با دهان باز و چشمان بهت زده به پیوز نگاه میکردند ...

- « این جادو از کنترل هر موجودی خارجه ! این خداست ! یا شاید بشه گفت وسیله کنترل جهان توسط خدا ... همه جهان توسط عنصر پنجم اداره میشه : جادو ! »

پیوز در حالی که به سیاهی بیکران اشاره میکرد گفت : «چیزی که جرم و تاثیرات فیزیکی داره ، اما دیده نمیشه ! همون چیزی که ماگل ها اسمش رو گذاشتن ماده تاریک (Dark Matter) ... به نظرم توضیحات بیشتر از این فقط خسته کننده میشه ... اما یادتون باشه علم درباره عنصر پنجم اونقدر وسیع و اینقدر مهمه، که دونستنش برای هرجادوگری ضروریه ! اینکه بدونی تمام رفتار هات و سرنوشتت، داره توسط چی اداره میشه ... جادو ...

تکلیف رول :

ادامه جلسه را بنویسید. بازگشت به زمین و چگونگی اون ! (30 امتیاز)

تکلیف رول2 :

سرنوشت شخصی رو بنویسید که سعی میکنه جادوی آزاد رو تحت کنترل بگیره ! (30 امتیاز)

تکلیف غیر رول :

1- پایان جهان خارج از کره کیهان کجاست ؟ (10 امتیاز)

2- عنصر پنجم رو تعریف کنید و توضیح بدین چطور روی سرنوشت تاثیر میذاره ! (20 امتیاز)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...