جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

17 کاربر(ها) آنلاین هستند (11 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
14 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

كلاس مراقبت از موجودات جادویی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 22 بهمن 1388 12:57
نمایش جزئیات
آفلاین
رولی بنویسید که در آن جانور نمایی را با موجودی جادویی مقایسه کرده باشید .

- وایسا سرجات!

جیمز بار دیگر جیغ زنان این را تکرار کرد و دم تدی را بیشتر از قبل فشرد.

-هی! دردم میاد!

جیمز بی توجه به فریادهای تدی با تمرکز به عکسی که در دست داشت خیره شده بود و نوک زبانش نیز هر از گاهی از لای لب هایش بیرون میزد.
از درون قاب عکس، سانتوری به جیمز چشم غره میرفت.

- ببین جیمز اگه تو تکلیف داری به من ربطی نداره! من از هاگوارتز فارغ التحصیل شدم!
- ببین تدی اگه تو از هاگ فارغ التحصیل شدی به من ربطی نئاره! من تکلیف دارم!

تدی دوباره غرغر کرد و جیمز ادامه داد:

- خب! برطبق تاک، تو خودت میتونی تغییر کنی ولی این سانتور از کره گی دم نداشـ..یعنی همون سانتور بود! اسنان نمایی هم که داری، وقتی تبدیل به گرگ میشی بازم موهای سرت بنفش میزنه!

- واقعا؟! فک میکنی لیدی خوشش بیاد؟
-حالا که زن و بچه دار شدی هم دس از سر در و داف هات برنمیداری!؟ چشمم روشن!
- خب بابا!

جیمز ادامه داد:
- خب در مورد کنترل پذیری..این اشتباهه! تو اصنم کنترل نئاری رو اعصابت! آخرین بار که با هم رفتیم تا گرگینه شی منو قورت دادی!

تدی ابروهایش را بالا انداخت: ببینم! تو موضوع تکلیفت چیه؟
-یه رول بنویسم که توش یه جانورنما با یه جانور مقایسه شه!
- احمق من جانورنمام!؟
- پس چی!؟ منم که ماهی یه بار سگ...یعنی گرگ میشم!؟
- گرگینه با جانورنما فرق داره! کل تکلیفت غلطه! یه ساعته ما رو هم علاف(؟) کردی! دممو ول کن!

جیمز نیشخندی زد و دم عرق کرده ی توله گرگینه ی زشت را رها کرد. تکلیفش را اشتباه نوشته بود، اما نکته ی مهم و علمی که یاد گرفته بود تفاوت گرگینه ها با جانورنما ها بود! در ضمن! بعید میدونم استاد بخواد دوباره تکلیفمو بنویسم، چشاش به فنا میره! نه؟

دو جانور نما ( که آنها را می شناسید ) و سه موجود جادویی را فقط نام ببرید .


جفت باب بزرگام جانورنما بودن! هم باب بزرگ سیریوس هم باب بزرگ جیمزم. ما خانوادتا جونوریم!

ابوالهول-جن خانگی- غول

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جیمز سیریوس پاتر در 1388/11/22 13:02:53
Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: دوشنبه 19 بهمن 1388 19:38
نمایش جزئیات
آفلاین
_ بسه دیگه خودتو اینقد لوس نکن! بیا بغل دائی!



فرد ( چاکریم! ) وسط یه مزرعه واستاده بود و سعی میکرد با رفیق دوران طوفولیتش، لی جردن رو راضی کنه که تغییر شکل بده تا برن به باجامه! پارتیشون برسون!

_ ببین لی! درسته که تو خیلی گولاخی و الان هیکل بهم زدی در ابعاد گراوپی! ولی بسه دیگه! دیر شد! الان همه نوشدنی ها به فنا میرن!


لی همچنان داشت به فرد نگاه میکرد و چشم غره میرفت!!!


فرد پاشو به زمین کوبید و داد زد:

_ آخه اسکل! اینم قیافه شد؟؟!!؟ عین ادم نگاه کن! اه اه اه! گاوم شد جیوون آخه؟!! خودتو لوس نکن و الا یه شوخی ای روت انجام میدما!!!

لی دو قدم رفت و به موهای قرمز فرد نگاه کرد!

فرد دستی کشید تو موهاش:

_ ببین لی! تا سه می شمرم! و الا زودتر میرم و دیگه ....!! .... یک.... دو .... سه....



_ هییییییییی! فرد بوق شده! اونجا چیکا میکنی؟!! باب من سه ساعته منتظرتما!

فرد دوبار پلک زد! یه نگاه به گاو خشمگین روبروش کرد، و یه نگاه به جائی که صدا ازش می یومد!

_ لی؟! تو اونجائی؟!!

_ خب اره دیگه! گفته بودم خونمونو دادیم به یه ماگل! تو زمین اونا چیکا میکنی؟! ما خونه بغلی ایم!

_ لـــــی! احساس بدی دارم!

_ چیه؟! نکنه جرج توی غذات چیز میز ریخته باید بری اهم؟!!


_ لـــی ! وصیت نامم زیر تختمه! اونو بده به مامان مالی!!!!


فرد نگاهی به گاو خشمگین روبروش انداخت که داشت عقب گرد میکرد، و دستی به موهای قرمزش کشید و با خودش گفت:

_ کاش از گیر سربازی رفتن در نمیرفتم!!!



فوقع ما وقع!!!!



سوال دوم:

پروفسور مک گونگال
سیریش

---

هیپوگریف
اژدها!
سگ سه سر هاگرید!
تسترال
خانم نوریس! ygrin:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[url=http://www.jadoogaran.org/modules/profile/userinfo.php?
Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: دوشنبه 19 بهمن 1388 17:04
نمایش جزئیات
آفلاین
تکلیف اول : رولی بنویسید که در آن جانور نمایی را با موجودی جادویی مقایسه کرده باشید . ( حداقل 15 خط ) ( 25 امتیاز )

سوسک بلوطی رنگ زیبایی که بال هایش همچون جواهر زیر نور مشعل می درخشیدند ، جلوی آینه قدی خوابگاه دختران هافلپاف ایستاده بود و در حالی که تصویر خودش را در آینه بررسی می کرد شاخک های درازش را تکان می داد . قدش یک و نیم سانتی از سوسک های معمولی بلند تر بود و دور چشمانش عامت هایی شبیه به عینکی بزرگ دیده می شد . هیچ کس در خوابگاه نبود .

سوسک با خیال راحت دور خودش می چرخید ، اندام متناسبش را با رضایت خاطر نگاه می کرد و حظ می برد . آنقدر محو خودش شده بود که حرکت چیزی سیاه رنگ را از پشت سرش ندید .

-پیشت!!

سوسک قهوه ای از جا پرید و پشت سرش را نگاه کرد . یک جیمینی (سوسک حمام جادویی) صدایش کرده بود و داشت به او نزدیک می شد . از دید سوسک اول ، جیمینی خیــــــــــــلی معمولی بود . بال های درازش که دو برابر خود طرف طول داشتند درست همرنگ بال های خودش بودند . دو شاخکش هم خیلی دراز بودند و یک دور پیچ خورده بودند . با این حال، خود جیمینی جثه کوچکی داشت و حتی نصف سوسک قهوه ای هم نمیشد .

سوسک قهوه ای در دل آهی کشید . دوباره نتوانسته بود یک دقیقه تمام جمال سوسکی خودش را به تنهایی نگاه کند و لذت ببرد . همیشه یکی از سوسک های قلعه پیدا می شد و ایجاد مزاحمت می کرد . باید دوباره به شکل اولش برمیگشت ؛ قبل از اینکه این یکی هم مثل قبلی پیشنهاد ازدواج بدهد .

-شپلق!

ریتا کفشش را از روی جمینی له شده برداشت .با قدم های بلند از جلوی اینه دور شد و جسد سوسک بدبخت را به حال خود گذاشت .

تکلیف دوم : دو جانور نما ( که آنها را می شناسید ) و سه موجود جادویی را فقط نام ببرید . ( تکلیف از این راحت تر ؟ ) ( 5 امتیاز )

1-ریتا اسکیتر
2-سیریوس بلک

1-هیپوگریف
2-تسترال
3-تیغالو

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: جمعه 16 بهمن 1388 09:35
نمایش جزئیات
آفلاین
.: جلسه ی دوم درس مراقبت از موجودات جادویی :.

الکساندر – مثل همیشه – در کلاس را با لگد باز کرد و با لحن شاد و سرزنده ای رو به بچه ها کرد و گفت : « سلام به همگی ! »

بچه ها با بی حوصلگی زیر لب زمزمه کردند : « سلام . . . »

الکساندر با صدایی بلند گفت : « هی بچه ها ، چرا امروز یه کم بی حوصله این ؟ امروز می خوام یه درس باحال بهتون بدم ! »

ملت :

- ای بابا ، بخندین تا دنیا به روتون بخنده ! چرا امروز این جوری هستین ؟ مشکلی پیش اومده ؟

ملت :

الکساندر نصف زنگ را به کارهای جالب و خنده دار و هیجان انگیز پرداخت ، به امید این که دانش آموزان حوصله شون سر جاش بیاد و از حالت کسل بودن بیرون بیان . او کارهای زیادی را امتحان کرد ، ( از جمله در آوردن ادای قورباغه ، گورخر ، گوزن ، پنگوئن ، دلفین و جانوران دیگر ، غیبت کردن پشت سر معلمین و مدیر ، اجرای فن کشتی کج باتیستا از روی میز ( ) و . . . ) اما هیچ کدام از این کارها نتیجه نداد و بچه ها همان طور بی حوصله و بی حرکت در جای خود نشستند .

تا این که الکساندر خسته شد و گفت : « بابا من اصلا چی کار به شما دارم . من درسمو میدم . آقا من تسلیم . . . »

یهو همه ی کلاس زدن زیر خنده !

الکساندر که قیافش اینجوری ( ) شده بود داد زد :

- ای بابا ، من از صبح گلومو پاره کردم که شما رو سر ذوق بیارم اونوقت یهو شما عین خر شارژ می شین ! خدایی خیلی بی انصافیه !!!

جیمز که از شدت خنده داشت می مرد و اینجوری ( ) شده بود ، قهقهه زنان گفت : « داشتیم سر کارت می ذاشتیم ، می خواستیم وقت کلاس بیخودی بگذره . . . ! »

الکساندر تا اینو شنید گفت : « ای وای ! خیلی دیر شد . الآن درس می دم . اگر هم وقت کم اومد و زنگ خورد باید توی کلاس بشینین تا درسمون تموم شه ! با کسی شوخی هم ندارم ! »

سپس در حالی که غرغر دانش آموزان را نادیده می گرفت به سمت تخته سیاه برگشت و با چوبدستی خود همان حرکات همیشگی را انجام داد . مثل همیشه چکیده ای از درس آن روز به همراه تکالیف بر روی تخته نمایان شد :

تفاوت های جانورنما ها با موجودات جادویی و طرز تشخیص آن ها از یکدیگر :

1. تغییر پذیری .

2. انسان نمایی .

3. کنترل پذیری .


الکساندر رو به کلاس کرد و توضیحاتش را شروع کرد :

- « درس امروز به شما کمک می کنه که بتونین یک جانور نما ( انسانی که بتونه به یک جانور تبدیل بشه ) رو از یک موجود جادویی تشخیص بدین .

این دو گروه در سه مورد با هم تفاوت دارن که روی تخته اون سه مورد رو می بینین . مورد اول تغییر پذیریه که همون جور که از اسمش معلومه توانایی تغییر شکل دل به خواه جانور نماها به انسان یا حیوانه که صد البته موجودات جادویی فقط به صورت حیوانن .

مورد بعدی انسان نمایی هستش . انسان نمایی یعنی خصوصیات ظاهری انسان ها که ممکنه پس از تغییر شکل به یک جانور در اون ها باقی بمونه . مثلا همین مینروا مک گونگال ( مدیر سابقتون ) وقتی که تبدل به گربه می شه دور چشماش خطوطی مثل عینکش بر جای می مونه .

آخرین مورد کنترل پذیری هست . کنترل پذیری یعنی این که جانور نما ها می تونن بر رفتار خود کنترل داشته باشن . اما جانوران جادویی در بیشتر مواقع نمی تونن .

شما برای به یاد داشتن این سه مورد می تونین حروف اولشون رو به هم بچسبونین تا کلمه ی تاک ( درخت انگور ) به وجود بیاد . خداحافظ همگی ! »

سپس به سرعت از کلاس خارج شد .

____________________________

.: تکالیف جلسه ی دوم مراقبت از موجودات جادویی :.

تکلیف اول : رولی بنویسید که در آن جانور نمایی را با موجودی جادویی مقایسه کرده باشید . ( حداقل 15 خط ) ( 25 امتیاز )

تکلیف دوم : دو جانور نما ( که آنها را می شناسید ) و سه موجود جادویی را فقط نام ببرید . ( تکلیف از این راحت تر ؟ ) ( 5 امتیاز )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
"Only Raven"
Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: جمعه 16 بهمن 1388 08:42
نمایش جزئیات
آفلاین
.: امتیازات جلسه ی اول مراقبت از موجودات جادویی :.

گریفندور : 30

دابی : 25 + 5 = 30 عالی

تنها اشکالت این بود که تکلیف آخری رو به جای 5 خط ، 4 خط نوشته بودی که به خاطر رول زیبا و بدون نقصت نمرشو دادم .

رون ویزلی : 25 + 5 = 30 عالی

خیلی خوب بود .

ریونکلاو : 0

شرکت کننده نداشت

اسلیترین : 0

شرکت کننده نداشت

هافلپاف : 12

روفوس اسكريم جیور : 20 + 4 = 24 خوب

رولت به حد کافی خواسته شده نبود . همچنین تکلیف دومت هم یه خط کم داشت . ولی در کل بد نبود .

توجه : همون طوری که توی تابلوی اعلانات گفته ، امتیازا رو تقسیم بر 2 کردم . اگر مشکلی وجود داره در دفتر اساتید بگین .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط الکساندر پردفوت در 1388/11/16 12:07:48
"Only Raven"
Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: شنبه 10 بهمن 1388 20:26
نمایش جزئیات
آفلاین
1- رولی بنویسید که در آن توضیحاتی راجع به موجودی جادویی به دلخواه داده باشید . ( حداقل 14 خط باشد ) ( 25 امتیاز )


به آرامی از بین درختان انبوه جنگل می گذشت ، با نگاه گذرایی به نقشه ی کهنه ای که همراه داشت ، مطمئن شد در مسیر درستی گام بر می دارد .

چند ساعتی تا طلوع خورشید باقی مانده و امیدوار بود زمانی آنها را پیدا کند که خوابیده باشند ، می دانست که از تماس با انسان ها حذر می کنند و به سختی می شود آنها را گرفت .

آرام آرام به اعماق جنگل نزدیک می شد ، صدای رودخانه ای در آن اطراف ، خش خش له شدن برگ ها زیر پاهایش را می پوشاند .
ناگهان نور ِ تابناکی از میان درختان به چشمش خورد ، با گام های بلندی خود را پشت یکی از بوته ها پنهان کرد .

در کنار آبشار سنگی زیبای روبرویش ، 3 4 اسب تک شاخ ، بی خبر از اطراف به آرامی خفته بودند . منظره ای به آن زیبایی در عمرش ندیده بود !

تک شاخ سپید نقره فامی به تابناکی و روشنی ماه ، خاموش و آرام بروی زمین در کنار کره اسب های طلایی رنگ و کوچکی که زیباییشان زبان را بند می آورد ، به نرمی خفته بود .

نمی دانست چکار کند ، همان جا پشت بوته ای از گل های ارغوانی رنگ وحشی چمباتمه زده بود و غرق در تماشای این منظره زیبا و وصف ناپذیر ، دلیل آمدنش به آن نقطه از جنگل های شمالی را از یاد برده بود .

ناگهان تک شاخ دیگری از بین درختان سیاه و ظلمانی جنگل پدیدار شد و آرام به سمت آبشار حرکت کرد . تنومند تر و بلند تر از اسب های دیگر بود ، حدس می زد که باید تک شاخ نر و پدر خانواده باشد . خرامان خرامان بر روی زمین قدم بر میداشت و سر زیبایش را با آن چشم های درشت و شاخ بلند و درخشانش بالا نگه داشته بود .

شنیده بود شاخ و خون تک شاخ ها خواص جادویی حیرت انگیزی دارند و هرکسی که از خون تک شاخی بنوشد ، از لحظه ای که دهانش با خون پاک او تماس پیدا کند نفرین می شود و تمام عمر فلاکت بارش نفرین شده باقی می ماند .

کم کم هوا روشن می شد ، به سختی از جایش برخاست ، مه صبحگاهی کم کم همه جا را در بر می گرفت .
برای آخرین لحظه سرش را برگرداند و به کره اسب های طلایی رنگ و زیبایی نگاه کرد که کم کم در میان مه از نظر ناپدید می شدند .

آهی از سر رضایت کشید و با صدای " تق " خفیفی ناپدید شد .



2- یک جانور مشنگی را با یک جانور جادویی به دلخواه مقایسه کنید . ( حداقل 5 خط باشد ) ( 5 امتیاز )


مقایسه ی آکرومانتولا با عنکبوت :

آکرومانتولا عنکبوتی است غول آسا که می تواند به زبان انسان ها صحبت کند . هشت چشم و هشت پا دارد ، پاهای بلندش به پانزده فوت می رسد ، عنکبوت های معمولی اکثرا" جزو جانوران بی مهره طبقه بندی می شوند و حرف نمی زنند .

وقتیکه آکرومانتولا عصبانی و هیجان زده می شود ، چنگکهایش صدای تق تق خاصی می دهند و زهر خطرناکی تولید می کند ، در صورتی که عنکبوت های معمولی زهر آگین و خطرناک نیستند .

آکرومانتولا گوشتخوار است و شکار بزرگ را ترجیح می دهد ، عنکبوت های معمولی فاقد بخش های جونده ی دهان و بال اند و معمولا" شکارشان را از حشره های کوچک انتخاب می کنند .

علی رغم هوش سرشار آکرومانتولا که نزدیک به هوش انسان است ، تربیت ناپذیر بوده و در رابطه با ماگلها و جادوگران به طور مساوی خطرناک می باشد ، عنکبوت ها جزو حشرات طبقه بندی می شوند و هوش طبیعی آن ها در مقایسه با دیگر حشرات هم رده ی خود برتری ندارند و عموما" هم بی خطر می باشند .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=000066]نان و ستاره
نان در کنارم و ستاره ها دور،
آن دورها...
به ستاره ها نگاه می کنم و نان می خورم!
چنان غرق
Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: دوشنبه 5 بهمن 1388 14:21
نمایش جزئیات
آفلاین
1- رولی بنویسید که در آن توضیحاتی راجع به موجودی جادویی به دلخواه داده باشید . ( حداقل 14 خط باشد ) ( 25 امتیاز )


روزها یکی پس از دیگری سپری می شد اما دابی هیچ ایده ی
جالبی برای انجام تکالیفش نداشت.
غروب آفتاب نزدیک بود و دابی به این نتیجه رسید که پس از 4 ساعت مداوم فکر کردن ، نیاز به کمی استراحت دارد بنابراین از برج گریفندور خارج شد وتصمیم گرفت کمی در محوطه هاگوارتز قدم بزند ، پس از چند دقیقه گردش به کنار رودخانه رسید و کمی آنجا نشست و به رودخانه خیره شد و با خود فکر کرد :
وقت چندانی نمانده بود ، ثانیه ها یکی پس از دیگری می گذشتند و تبدیل به دقیقه وساعت می شدند در همین فکر ها بود که ناگهان دستی را بروی شانه هایش احساس کرد ، رون با چهره ایی کک مکی ، در حالی که به پهنای صورتش در حال لبخند زدن بود در کنار دابی نشست.

- هی رفیق چت شده ؟ به نظر گرفته میای؟

دابی در حالی که با چهره ایی غمگین به رون خیره شده بود گفت:

- دابی غمگین بود ، دابی هیچ موجود جادویی توصیف نکرد.

رون چند ضربه ملایم به پشت کمر دابی زد و گفت :

- این که نارحتی نداره رفیق ، من یه نفرو می شناسم که می تونه مشکل تو رو حل کنه.

دابی با خوشحالی از جایش بلند شد و در حالی که چشمان همچون تنیسش از خوشحالی می درخشید رو به رون کرد وگفت:

- ها گرید!

رون سرش را به نشانه تایید تکان داد و گفت:

- خودشه رفیق!


نزدیکی کلبه هاگرید

لحظه ایی بعد دابی ، چند ضربه ملایم به در کلبه هاگرید زد و پس از چند لحظه هگرید با چهر ایی ژولیده در چارچوب در نمایان شد و با خوشرویی دابی را به داخل راهنمایی کرد.

دابی در حالی که بسیار بی قرار بود رو به هاگرید کرد و گفت:

- هاگرید عزیز ، من اینجا اومد چون از تو کمک خواست ، راجع به یک موجود جادویی.

هاگرید در حالی که دستش را به ریش پرپشتش می کشید از جایش بلند شد و لحظه ایی بعد با صندوق چوبی کوچکی بازگشت سپس در جعبه را باز کرد ، موجود رقت انگیزی در جعبه در حال لولییدن بود.

دابی که با انزجار به موجود وحشتناک خیره شده بود گفت:

-این چی هست هاگرید!؟

هاگرید با خوشحالی رو به دابی کرد وگفت:

- اسم این موجود دم انفجاری جهنده است...


چند دقیقه بعد برج گریفیندور:


دابی پشت میز چوبی کوچکش نشسته بود و صدای کشیده شدن قلم پرش برروی کاغذ شنیده می شد...

امروز موجود عجیبی رو دید ، اسمش دم انفجاری جهنده بود ، این موجد شبیه خرچنگ دریایی بود ، پوسته ایی لزج و نازک داشت. به نظر می آمد اندام درونی اش از زیر پوست نازکش به خوبی قابل مشاهده است.
پاهای متعددی در اطراف بدنش داشت ، عجیب ترین چیزی که این موجود داشت انفجار دمش بود که چند دقیقه یک بار با صدای مهیبی منفجر می شد! واز بدنش جدا می شد و لحظه ایی بعد دم سالمی جای آن در می آمد!
همچنین من دریافت ، که این کار عجیب در زمان احساس خطرش در برابر دشمنان صورت گرفت.
یکی دیگر از خصوصایت او قدرت ردیابی بالایش بود که در عرض چند ثانیه همانند یک رادار(وسیله ایی مشنگی) قابلیت کشف دشمنان واشیاء را داشت ، همچنین از دهانش ماده عجیبی ترواش می شد که به گفته مادام پامفری خواص دارویی دارد.

2- یک جانور مشنگی را با یک جانور جادویی به دلخواه مقایسه کنید . ( حداقل 5 خط باشد ) ( 5 امتیاز )


مقایسه عنکبوت با دم انفجاری جهنده:


دم انفجاری جهنده همانند یک عنکبوت دارای پاهایی متعدد است. دم انفجاری جهنده با انفجار دمش دشمنان را فراری می دهد اما عنکبوت به وسیله ی پرزهای میکروسکوپیی که در انتهای بدنش دارد باعث حساسیت دشمنان وفرار آنها می شود .
ماده ایی که از دهان دم انفجاری خارج می شود خواص داروی دارد اما نیش عنکبوت سمی است همچنین بر خلاف پوسته نازکی که در اطراف بدن دم انفجاری وجود دارد پوست بدن عنکبون بسیار سخت وسفت است.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b] به یاد شناسه ی قبلیم:«د�
Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: جمعه 2 بهمن 1388 14:42
نمایش جزئیات
آفلاین
1- رولی بنویسید که در آن توضیحاتی راجع به موجودی جادویی به دلخواه داده باشید . ( حداقل 14 خط باشد ) ( 25 امتیاز )
سعي ميكردم در خود ترسي بروز ندهم و با مقاومت به راه خودم ادامه بدهم . آيا ديدن يك سانتور ، ارزش اين را داشت كه جان خود را به خطر بيندازم ؟ اما اين مهم نبود ... ديگر هيچ چيز مهم نبود ... من تصميم خود را گرفته بودم . همينطور در جنگل ممنوعه جلو رفتم . جلو ... جلو تر ...
يك لحظه خطر را حس كردم و تصميم گرفتم تا چوبدستي ام را از درون جيب ردايم در بياورم . در فكر اين بودم كه وقتي با يك سانتور روبه رو ميشوم چه كنم . كمي جلو تر رفتم كه ناگهان ... باور نميكردم ... من داشتم يك سانتور ميديدم . براي اولين بار بود كه يك سانتور از نزديك ميديدم . يك لحظه حس كردم كه او متوجه شده كه كسي دارد از دور به او نگاه ميكند . بلافاصله برگشت ولي من زود تر از او پشت يك درخت قايم شده بودم . از دور او را ديدم و سعي كردم هرچه را كه ميبينم ، تمام و كمال بر روي صفحه اي چرمي ، رسم كنم . بالا تنه ي بدن او انسان مانند بود ولي پايين تنه ي آن ،‌ مانند اسب ها ... صورتي همسان صورت انسان و البته سم هايي داشت كه با سم هاي اسب ، هيچ تفاوتي نداشت . شنيده بودم كه او قادر به حرف زدن است و حتي بعضي از آنها در هاگوارتز هم رفت و آمد ، دارند ! از بلا تنه ي او تنها يك چيز شبيه اسب ها بود و آن مو هايش بودند . موهاي او بيشتر شبيه به يال هاي يك اسب بود تا مو هاي يك آدميزاد ... تصميم خود را گرفته بودم . با تمام شجاعت از كنار درخت بيرون آمدم و مقابل او ايستادم . هم من و هم او با تعجب به هم نگاه ميكرديم و در حقيقت داشتيم همديگر را سبك و سنگين ميكرديم ! سعي كردم لبخند بزنم و موفق هم شدم ولي در كمال تعجب ، او هم لبخند زد !!!
من كه مقداري از ترسم ريخته بود ، گفتم : سلام !
او هم پاسخ داد ...
از نژادش ، از زندگي اش ، از اقوامش از او سوال كردم و او هم با مهرباني جواب ميداد . از خوشحالي در پوست خود نميگنجاندم كه با يك سانتور دوست شده بودم !

2- یک جانور مشنگی را با یک جانور جادویی به دلخواه مقایسه کنید . ( حداقل 5 خط باشد ) ( 5 امتیاز )
مقايسه ي يك سانتور و يك اسب !
همانطور كه ميدانيد ساتور يك موجود نيمه انسان است ولي در مقايسه با اسب ها بهتر است بگوييم يك موجود نيمه اسب ...
يال هاي سانتور بلندتر از يال هاي اسب ميباشند ...
دور چشم هاي سانتور ، حلقه اي سياه وجود دارد كه دور چشمان اسب اينگونه نيست ! از نظر سم يكسان هستند . بر كمر اسب ها مو وجود دارد ولي بر كمر سانتور ها مو وجود ندارد . سرعت اسب ها بيشتر از سانتور ها ميباشد !‌

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...
Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: جمعه 2 بهمن 1388 12:01
نمایش جزئیات
آفلاین
.: جلسه ی اول مراقبت از موجودات جادویی :.

کلاس شلوغ شده بود . بچه ها داشتند از در و دیوار و سر و کول یکدیگر بالا می رفتند ، که یکهو در کلاس با لگد باز شد و پیرمردی ژولیده با عصایی کوتاه وارد کلاس شد . یهو همه ی بچه ها پریدند سر جایشان و با قیافه های کنجکاو رفتند توی نخ معلم مراقبت از موجودات جادویی ترم جدیدشون .

پیرمرد رو به کلاس کرد و گفت : « سلام به همگی ! ترم جدید ، یعنی ترم زمستونی رو به همه تبریک عرض می کنیم ( البته به بعضی ها تسلیت عرض می کنیم ) . اسم من الکساندر پردفوته اما شما باید منو پروفسور پردفوت صدا بزنید . هرکی که منو الکساندر صدا بزنه باید شنبه شب ها به دفتر من بیاد تا از خجالتش دربیام . فکر نکنین که پیرم و زورم بهتون نمی رسه . من توی دوران جوونی بهترین جودو کار جهان بودم ! آهای پاتر ! آهای بلک ! با جفتتونم ! سر کلاس من نباید حرف بزنین ! »

جیمز که داشت با سیریوس - تقریبا - کشتی می گرفت عین بچه ی آدم سر جاش نشست .

- خوب ، داشتم می گفتم ، ای بابا چی داشتم می گفتم ؟ خوب ، حالا هر چی داشتم می گفتم مهم نیست ! بریم سراغ درسمون .

سپس عصاشو به سمت تخته سیاه گرفت و با حرکاتی موزون و باشکوه به سرعت آن را تکان داد . هیچ اتفاقی نیفتاد .

کلاس از خنده منفجر شد .

الکساندر گفت : « ای بابا ، اشتباهی به جای چوبدستی عصامو تکون دادم ! خفه خون بگیرین ! »

سپس چوبدستیش را از جیبش درآورد و همان حرکات را با آن انجام داد . ناگهان درس آن روز به همراه تکالیف بر روی تخته نمایان شد :

تفاوت های اساسی و عمده ی موجودات جادویی با موجودات مشنگی :

1- موجودات جادویی معمولا از برخی از توانایی های جادویی برخوردارند ، در حالی که موجودات مشنگی تنها توانایی امور کاملا غیر جادویی مانند شکار کردن با پنجه ها و دندان ها را دارند .

2- در بیشتر موارد خطر موجودات جادویی بیشتر از موجودات مشنگی است و گونه های خطرناک تری از حیوانات در میان آن ها یافت می شود .

3- در میان موجودات جادویی حیوانات سخن گویی یافت می شود در حالی که هیچ یک از جانوران مشنگی سخن نمی گویند .

4- موجودات مشنگی همیشه و به صورت طبیعی به یک شکل بوده اند اما ممکن است تغییراتی در جانوران جادویی به وجود آید و یا حتی آن ها شکل جهش یافته ی برخی از مردم جادوگر باشند ( مانند پنج پاها )

________________

تکالیف جلسه ی اول درس مراقبت از موجودات جادویی :

1- رولی بنویسید که در آن توضیحاتی راجع به موجودی جادویی به دلخواه داده باشید . ( حداقل 14 خط باشد ) ( 25 امتیاز )

2- یک جانور مشنگی را با یک جانور جادویی به دلخواه مقایسه کنید . ( حداقل 5 خط باشد ) ( 5 امتیاز )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
"Only Raven"
Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: جمعه 2 بهمن 1388 00:07
نمایش جزئیات
آفلاین
کلاس مراقبت از موجودات جادویی

با تدریس استاد الکساندر پردفوت

*جهت اطلاع از برنامه ی تدریس این کلاس به اینجا مراجعه نمایید.

موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1388/11/2 0:15:19
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده