- وایسا سرجات!
جیمز بار دیگر جیغ زنان این را تکرار کرد و دم تدی را بیشتر از قبل فشرد.
-هی! دردم میاد!
جیمز بی توجه به فریادهای تدی با تمرکز به عکسی که در دست داشت خیره شده بود و نوک زبانش نیز هر از گاهی از لای لب هایش بیرون میزد.
از درون قاب عکس، سانتوری به جیمز چشم غره میرفت.
- ببین جیمز اگه تو تکلیف داری به من ربطی نداره! من از هاگوارتز فارغ التحصیل شدم!
- ببین تدی اگه تو از هاگ فارغ التحصیل شدی به من ربطی نئاره! من تکلیف دارم!
تدی دوباره غرغر کرد و جیمز ادامه داد:
- خب! برطبق تاک، تو خودت میتونی تغییر کنی ولی این سانتور از کره گی دم نداشـ..یعنی همون سانتور بود! اسنان نمایی هم که داری، وقتی تبدیل به گرگ میشی بازم موهای سرت بنفش میزنه!
- واقعا؟!
فک میکنی لیدی خوشش بیاد؟ 
-حالا که زن و بچه دار شدی هم دس از سر در و داف هات برنمیداری!؟
چشمم روشن! 
- خب بابا!

جیمز ادامه داد:
- خب در مورد کنترل پذیری..این اشتباهه! تو اصنم کنترل نئاری رو اعصابت! آخرین بار که با هم رفتیم تا گرگینه شی منو قورت دادی!
تدی ابروهایش را بالا انداخت: ببینم! تو موضوع تکلیفت چیه؟
-یه رول بنویسم که توش یه جانورنما با یه جانور مقایسه شه!

- احمق من جانورنمام!؟
- پس چی!؟ منم که ماهی یه بار سگ...یعنی گرگ میشم!؟
- گرگینه با جانورنما فرق داره! کل تکلیفت غلطه! یه ساعته ما رو هم علاف(؟) کردی! دممو ول کن!

جیمز نیشخندی زد و دم عرق کرده ی توله گرگینه ی زشت را رها کرد. تکلیفش را اشتباه نوشته بود، اما نکته ی مهم و علمی که یاد گرفته بود تفاوت گرگینه ها با جانورنما ها بود! در ضمن! بعید میدونم استاد بخواد دوباره تکلیفمو بنویسم، چشاش به فنا میره! نه؟

دو جانور نما ( که آنها را می شناسید ) و سه موجود جادویی را فقط نام ببرید .
جفت باب بزرگام جانورنما بودن! هم باب بزرگ سیریوس هم باب بزرگ جیمزم. ما خانوادتا جونوریم!

ابوالهول-جن خانگی- غول
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

) وسط یه مزرعه واستاده بود و سعی میکرد با رفیق دوران طوفولیتش، لی جردن رو راضی کنه که تغییر شکل بده تا برن به باجامه! پارتیشون برسون!


) شده بود داد زد :
) شده بود ، قهقهه زنان گفت : « داشتیم سر کارت می ذاشتیم ، می خواستیم وقت کلاس بیخودی بگذره . . . ! »
»
