لودوی عزیز سلام .
باید بگم تایید شد.
به آغوش بسته ی گادفادر خوش آمدید.
قابل توجه دوستان
اگر دوست دارید هاگزمید را به آشوب بکشیم در دسته ی اوباش هاگزمید ثبت نام نمایید .
موفق باشید .
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
21 کاربر(ها) آنلاین هستند (12 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
20
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
[[chat]] دسته اوباش دهکده
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/05/26
تولد نقش: 1396/10/25
آخرین ورود: دوشنبه 22 دی 1404 12:16
از: در عقب، صندلی جلو!
پستها:
1316

نام: لودو
نام خانوادگی: بگمن
چرا دوست دارید اوباش گری کنید؟ اين يه علاقه ي ذاتيه! كلا ما اوباش گري تو خونمونه و از بچگي اوباش بوديم. قبل از اين كه شما بيايد هم ما اوباش گري ميكرديم اما خوب حالا كه قراره اوباش گري ها سازمندهي بشه مام گفتيم بيتر! مام پايه ايم.
فرض کن که قراره یه جا رو به هم بریزی چیکار می کنی؟ اين جور كارا اصولا حسيه! في البداهه است! بستگي داره چي پيش بياد يني يهو ما رو جو ميگيره مثلا ميزنيم وسط شلوغيه جمعيت يه انفجار منفجار راه ميندازيم يا شايد قسمت شد دور همي يه روز شلوغ كه هاگوارتزيا اومدن يهو يهحفاظ وسط هاگزميد درس كنيم همه بمونن توش ما بهشون بخنديم!
البت اينا كه تفريحيه كار كه جدي تر باشه به كروشيو هم شايستي رسيد.
در ضمن ما به شدت براي اوباش گري هاي بي ناموسانه پايه ميباشيم. از شرح بيشتر اين اعمال خودداري ميشود!
اگه یه روز بفهمی که قراره سر اسب دوستت رو ببری چه واکنی نشون میدی؟ با اشتياق فراوان اين كارو انجام ميديم!
و لینک اوباش گریت تو هاگزمید.
خوب ما مدت ها از عرصه هاگزميد دور بوديم و فعاليت هاي شريرانه و مرگخواري انجام ميداديم.
اگر غير رول قبوله اين باشه كه شايعه سازيه اما اگر نه يك رول قديمي هست كه البته مال گذشته و دوران جاهليته. بفرماييد: ايناهاش ديه!
بي تشكر!!!
نام خانوادگی: بگمن
چرا دوست دارید اوباش گری کنید؟ اين يه علاقه ي ذاتيه! كلا ما اوباش گري تو خونمونه و از بچگي اوباش بوديم. قبل از اين كه شما بيايد هم ما اوباش گري ميكرديم اما خوب حالا كه قراره اوباش گري ها سازمندهي بشه مام گفتيم بيتر! مام پايه ايم.
فرض کن که قراره یه جا رو به هم بریزی چیکار می کنی؟ اين جور كارا اصولا حسيه! في البداهه است! بستگي داره چي پيش بياد يني يهو ما رو جو ميگيره مثلا ميزنيم وسط شلوغيه جمعيت يه انفجار منفجار راه ميندازيم يا شايد قسمت شد دور همي يه روز شلوغ كه هاگوارتزيا اومدن يهو يهحفاظ وسط هاگزميد درس كنيم همه بمونن توش ما بهشون بخنديم!
البت اينا كه تفريحيه كار كه جدي تر باشه به كروشيو هم شايستي رسيد.
در ضمن ما به شدت براي اوباش گري هاي بي ناموسانه پايه ميباشيم. از شرح بيشتر اين اعمال خودداري ميشود!
اگه یه روز بفهمی که قراره سر اسب دوستت رو ببری چه واکنی نشون میدی؟ با اشتياق فراوان اين كارو انجام ميديم!
و لینک اوباش گریت تو هاگزمید.
خوب ما مدت ها از عرصه هاگزميد دور بوديم و فعاليت هاي شريرانه و مرگخواري انجام ميداديم.
اگر غير رول قبوله اين باشه كه شايعه سازيه اما اگر نه يك رول قديمي هست كه البته مال گذشته و دوران جاهليته. بفرماييد: ايناهاش ديه!
بي تشكر!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هیچی به هیچی!
جزئیات کاربر

سلام
اصلا از اسمش پیداس ، اوباش .
حالا اوباش یعنی چی؟ واسه اونایی می گم که نمی دونند.
اوباش : o[w] bas اشخاص ولگرد ، آشوبگر و عامی که با رفتارشان به دیگران آزار می رسانند . پدرخواندگی ن.ک به فرهنگ لغت
به عبارت دیگر خس و خاشاک . شک کردی به اینکه کارمون چیه؟ نه؟!
کار ما اوباش گری تو هاگزمید ، راه رو بر مردم ببندیم و پدرخوانده بازی در بیاریم .
اگه از اوباش و اوباش گری خوشت اومد فرم زیر رو پرمی کنی ، تنگ فرم به لینک اوباش گری تو هاگزمید هم می ذاری بعدش می یای تو گروه ، پیش من ، پیش ما ، یعنی پیش پدرخوانده
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نام :
نام خانوادگی :
چرا دوست دارید اوباش گری کنید ؟
فرض کن که قراره یه جا رو به هم بریزی چیکار می کنی ؟
اگه یه روز بفهمی که قراره سر اسب دوستت رو ببری چه واکنی نشون میدی؟
و لینک اوباش گریت تو هاگزمید .
موفق باشید .
اصلا از اسمش پیداس ، اوباش .
حالا اوباش یعنی چی؟ واسه اونایی می گم که نمی دونند.
اوباش : o[w] bas اشخاص ولگرد ، آشوبگر و عامی که با رفتارشان به دیگران آزار می رسانند . پدرخواندگی ن.ک به فرهنگ لغت
به عبارت دیگر خس و خاشاک . شک کردی به اینکه کارمون چیه؟ نه؟!
کار ما اوباش گری تو هاگزمید ، راه رو بر مردم ببندیم و پدرخوانده بازی در بیاریم .
اگه از اوباش و اوباش گری خوشت اومد فرم زیر رو پرمی کنی ، تنگ فرم به لینک اوباش گری تو هاگزمید هم می ذاری بعدش می یای تو گروه ، پیش من ، پیش ما ، یعنی پیش پدرخوانده

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نام :
نام خانوادگی :
چرا دوست دارید اوباش گری کنید ؟
فرض کن که قراره یه جا رو به هم بریزی چیکار می کنی ؟
اگه یه روز بفهمی که قراره سر اسب دوستت رو ببری چه واکنی نشون میدی؟
و لینک اوباش گریت تو هاگزمید .
موفق باشید .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سالازار اسلایتیرین در 1389/3/16 19:50:45
" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز
گابريل گارسيا ماركز
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/05/26
تولد نقش: 1396/10/25
آخرین ورود: دوشنبه 22 دی 1404 12:16
از: در عقب، صندلی جلو!
پستها:
1316

نام: لودو
نام خانوادگی: بگمن
وجه اوباشی مورد علاقه شما : ( شرخر ، محافظ پدرخوانده ، ارتش اوباش ) شرخر
ذهنیت خودتون رو در مورد این کلمات بیان کنید :
اوباش: آشوب به پا کردن، شر خریدن، دعوا راه انداختن
ریش: ایش
کتک زدن: خیلی حال میده
فرض کنید می خواهید برای گرفتن دست مزد آخر هفته به نزد من بیاید. چجوری درخواست طلب می کنین؟
25 تا قلچماق که هیکلی مساوی هاگرید دارن و 25 تا کار آگاه زبده مسلح به چوبدستی رو پشت سر خودم راه میندازم و بعد میام با مهربانی میگم: میشه لطف کنید و حقوق من رو بدید؟
نام خانوادگی: بگمن
وجه اوباشی مورد علاقه شما : ( شرخر ، محافظ پدرخوانده ، ارتش اوباش ) شرخر
ذهنیت خودتون رو در مورد این کلمات بیان کنید :
اوباش: آشوب به پا کردن، شر خریدن، دعوا راه انداختن
ریش: ایش
کتک زدن: خیلی حال میده

فرض کنید می خواهید برای گرفتن دست مزد آخر هفته به نزد من بیاید. چجوری درخواست طلب می کنین؟
25 تا قلچماق که هیکلی مساوی هاگرید دارن و 25 تا کار آگاه زبده مسلح به چوبدستی رو پشت سر خودم راه میندازم و بعد میام با مهربانی میگم: میشه لطف کنید و حقوق من رو بدید؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هیچی به هیچی!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/04/23
آخرین ورود: پنجشنبه 12 تیر 1393 18:14
از: دهکده شن ور دل گاارا سان
پستها:
90

یک فرم تلگرافی
نام و نام خانوادگی: با وجود اینکه این بغل نوشته ولی من مجبورم برای همه توضیح بدم که هستیا جونزم
وجه اوباشی مورد علاقه:ارتش
اوباش:اشی که شور است در کنار پارچی پر از دوغ که چند نخود توش شناورن (این کلمه تو ذهن من این تصویر رو ایجاد می کنه چون بچه که بودم فکر می کردم یه جور آشه!)
ریش:سریش ، نیش ، کیش
کتک زدن: بچه ها جمع وشید،دعوا بیده!
فرض کنیم که همون که ارن گفت!
ابتدا سلام می کنیم چون دوست داریم یک محفلی متمدن و حرف گوش کن باشیم . جوابی نمیشنویم . بوی سوختگی ضعیفی به مشام می رسه که نادیده ش می گیریم . درخواست حقوق می کنیم . جوابی نمیاد و بوی سوختگی شدید تر میشه . تکرار می کنیم و بو شدت پیدا می کنه چون هیچ نشانه ای از توجه در شخص مقابل ایجاد نمیشه . کمی به طرف نگاه می کنیم ، پول رو از توی دخل ورمیداریم و جیم می زنیم! بوی سوختگی هم کم کم ناپدید میشه.
نام و نام خانوادگی: با وجود اینکه این بغل نوشته ولی من مجبورم برای همه توضیح بدم که هستیا جونزم

وجه اوباشی مورد علاقه:ارتش
اوباش:اشی که شور است در کنار پارچی پر از دوغ که چند نخود توش شناورن (این کلمه تو ذهن من این تصویر رو ایجاد می کنه چون بچه که بودم فکر می کردم یه جور آشه!)
ریش:سریش ، نیش ، کیش
کتک زدن: بچه ها جمع وشید،دعوا بیده!
فرض کنیم که همون که ارن گفت!
ابتدا سلام می کنیم چون دوست داریم یک محفلی متمدن و حرف گوش کن باشیم . جوابی نمیشنویم . بوی سوختگی ضعیفی به مشام می رسه که نادیده ش می گیریم . درخواست حقوق می کنیم . جوابی نمیاد و بوی سوختگی شدید تر میشه . تکرار می کنیم و بو شدت پیدا می کنه چون هیچ نشانه ای از توجه در شخص مقابل ایجاد نمیشه . کمی به طرف نگاه می کنیم ، پول رو از توی دخل ورمیداریم و جیم می زنیم! بوی سوختگی هم کم کم ناپدید میشه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هستيا جونز در 1388/6/7 19:06:08
گل می کند شقایق، دانه ی اسفند می رسد
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/06/06
آخرین ورود: پنجشنبه 22 اسفند 1392 16:45
از: اون بالا اکبر می آید!!
پستها:
250

نام و نام خانوادگی :
ارنی مک میلان
وجه اوباشی مورد علاقه شما : ( شرخر ، محافظ پدرخوانده ، ارتش اوباش )
من با همش حال میکنم ولی با ارتش بیشتر
ذهنیت خودتون رو در مورد این کلمات بیان کنید :
اوباش : عشق است و آتش و اوباش
ریش : برادر بسیجی
کتک زدن : کِی،کی؟؟بریم منم میام
فرض کنید می خواهید برای گرفتن دست مزد آخر هفته به نزد من بیاید. چجوری درخواست طلب می کنین؟
-اوی یارو حقوق ما چی شد.چرا نیاوردی دم در خونم؟؟؟
-مگه من نوکرتم مرتیکه....
چند مین بعد
-بفرمایید این هم حقوق
ارنی مک میلان
وجه اوباشی مورد علاقه شما : ( شرخر ، محافظ پدرخوانده ، ارتش اوباش )
من با همش حال میکنم ولی با ارتش بیشتر
ذهنیت خودتون رو در مورد این کلمات بیان کنید :
اوباش : عشق است و آتش و اوباش
ریش : برادر بسیجی
کتک زدن : کِی،کی؟؟بریم منم میام
فرض کنید می خواهید برای گرفتن دست مزد آخر هفته به نزد من بیاید. چجوری درخواست طلب می کنین؟
-اوی یارو حقوق ما چی شد.چرا نیاوردی دم در خونم؟؟؟
-مگه من نوکرتم مرتیکه....
چند مین بعد
-بفرمایید این هم حقوق
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/05/05
آخرین ورود: چهارشنبه 16 تیر 1389 16:18
از: این سبیل ها خوف نمی کنی یابو !
پستها:
209

-عمه مارج؟!
مگونگال درهالی که فکش به زمین چسبیده بود از عمه مارج به بارتی نگاه میکرد.
بارتی با هالی نازار و در حالی که ارزوهایش را بر باد رفته میدید گفت: ببینید من می خاستم ه شما دوتا فقط شماها کمک کنم تا از مری جلو بزنید هالا هرکودوم پول بیشتر بدید شناسه بیشتری از اون1000 تا میگیرید ... اوکی؟
عمه مارج که تا همکنون در کف بود فیاد زد: این کارا تقلبه مینورا تو داشتی تقلب میکردی این ها دست های پشت پرده اندالا میرم به پرسی و عله می گم.
مینورا به سردی گفت: منم بعدش با پرسی و عله صحبت خواهم کرد که تو این جا چه میکردی.
بارتی گفت:در هر صورت حرف من درست میشه که شما نباید سوتی بدید و چیزی بگید چون هم من بی چاره میشم منی که به شما کمک کرد و هم شما رو من لو میدم وشما بدبخت میشید.
- فکر خوبیه و لی پس من باید شناسه بیشتر داشته باشم.
-زرنگی باقالی ...
در همین هنگام در باز شد و مری از در وارد شد و وضع را بدتر کرد.
1 ساعت بعد دفتر بارتی
وای خاک برسرم شد هرکودوم بیشترین شناسه رو میخوان و اونم مجانی این یعنی من بد بختم.
بادراد به صورت روح بر روی طاقچه نشسته بود و به هرف ها بارتی فک میکرد:ببین باو ما یه راه داریم نظرت چیه همه اسناد رو نابود کنیم؟
- نه نمی شه اونا حتما تماس های تلفنی رو ظبط کردند.
-خوب تو هم بگو لو شون میدی...
- نمی شه اونا سه تا کاندیدا هستن و بانفوذ و من یه نفرم و شناسی ندارم!
بادراد و بارتی دقایق زیلدی را به دون هیچ گفتگویی سپری کردند تا اینکه بادراد گفت:یه راه دیه داری ما باید از همشون شواهد و اسنادی بدست بیاریم که ثابتکنه اونا خراب کارن.
-چجوری خیلی سخته ...
- نه این کار خوراک ترورس ، گابریل ، مرلین ، مونتگومری و لینیه اونا به راحتی از طرف اتو میگیرن ... برای مثال باید پابت کنیم مینورا اون چیزی که تو چتر نوشت سوتی نبوده این خودش همه چیزو با مینورا تموم میکنه.
- دوتای دیگه چی؟!!
-همون هایی که گفتم می تونن ازشون سوتی گیر بیارن ... راستی میشه گفت مری خالی بسته واسه هگ همون جریان امتیازاتو اینا و عمه مارجم یه کاریش می کنیم وقتی هم از همه سوتی گیر اوردیم می شه نصف شناسو هارو به دو برابر قیمت بهشون فروخت دیه غصه نخور حذب باد پیروزه.
بارتی تلفونو بر میداره و به این افراد زنگ میزنه و ماجرارو براشون شرح میده و قرار میزاره که در صورتی که کار درست صورت گرفت
به هرکدوم 50 گالیون پول بده.

مگونگال درهالی که فکش به زمین چسبیده بود از عمه مارج به بارتی نگاه میکرد.
بارتی با هالی نازار و در حالی که ارزوهایش را بر باد رفته میدید گفت: ببینید من می خاستم ه شما دوتا فقط شماها کمک کنم تا از مری جلو بزنید هالا هرکودوم پول بیشتر بدید شناسه بیشتری از اون1000 تا میگیرید ... اوکی؟

عمه مارج که تا همکنون در کف بود فیاد زد: این کارا تقلبه مینورا تو داشتی تقلب میکردی این ها دست های پشت پرده اندالا میرم به پرسی و عله می گم.
مینورا به سردی گفت: منم بعدش با پرسی و عله صحبت خواهم کرد که تو این جا چه میکردی.

بارتی گفت:در هر صورت حرف من درست میشه که شما نباید سوتی بدید و چیزی بگید چون هم من بی چاره میشم منی که به شما کمک کرد و هم شما رو من لو میدم وشما بدبخت میشید.
- فکر خوبیه و لی پس من باید شناسه بیشتر داشته باشم.
-زرنگی باقالی ...
در همین هنگام در باز شد و مری از در وارد شد و وضع را بدتر کرد.
1 ساعت بعد دفتر بارتی
وای خاک برسرم شد هرکودوم بیشترین شناسه رو میخوان و اونم مجانی این یعنی من بد بختم.
بادراد به صورت روح بر روی طاقچه نشسته بود و به هرف ها بارتی فک میکرد:ببین باو ما یه راه داریم نظرت چیه همه اسناد رو نابود کنیم؟
- نه نمی شه اونا حتما تماس های تلفنی رو ظبط کردند.
-خوب تو هم بگو لو شون میدی...
- نمی شه اونا سه تا کاندیدا هستن و بانفوذ و من یه نفرم و شناسی ندارم!
بادراد و بارتی دقایق زیلدی را به دون هیچ گفتگویی سپری کردند تا اینکه بادراد گفت:یه راه دیه داری ما باید از همشون شواهد و اسنادی بدست بیاریم که ثابتکنه اونا خراب کارن.
-چجوری خیلی سخته ...
- نه این کار خوراک ترورس ، گابریل ، مرلین ، مونتگومری و لینیه اونا به راحتی از طرف اتو میگیرن ... برای مثال باید پابت کنیم مینورا اون چیزی که تو چتر نوشت سوتی نبوده این خودش همه چیزو با مینورا تموم میکنه.
- دوتای دیگه چی؟!!
-همون هایی که گفتم می تونن ازشون سوتی گیر بیارن ... راستی میشه گفت مری خالی بسته واسه هگ همون جریان امتیازاتو اینا و عمه مارجم یه کاریش می کنیم وقتی هم از همه سوتی گیر اوردیم می شه نصف شناسو هارو به دو برابر قیمت بهشون فروخت دیه غصه نخور حذب باد پیروزه.
بارتی تلفونو بر میداره و به این افراد زنگ میزنه و ماجرارو براشون شرح میده و قرار میزاره که در صورتی که کار درست صورت گرفت
به هرکدوم 50 گالیون پول بده.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
خدا يكي ؛ زن يكي ، يكي !
"تا دنیا دنیاست ابی مال ماست / ما قهرمانیم جام تو دست ماست"
"تا دنیا دنیاست ابی مال ماست / ما قهرمانیم جام تو دست ماست"
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/05/05
آخرین ورود: چهارشنبه 16 تیر 1389 16:18
از: این سبیل ها خوف نمی کنی یابو !
پستها:
209

نام و نام خانوادگی :
ترورس - معروف به ترورس تاس باز
وجه اوباشی مورد علاقه شما : ( شرخر ، محافظ پدرخوانده ، ارتش اوباش )
دسته اوباش کوچه در دار خبر دار ...
ذهنیت خودتون رو در مورد این کلمات بیان کنید :
اوباش : ویرانی ... اشوب ... دردسر
ریش : لانه شپش ها
کتک زدن : ابراز احساسات
فرض کنید می خواهید برای گرفتن دست مزد آخر هفته به نزد من بیاید. چجوری درخواست طلب می کنین؟
-حقوق ...
-باشه برای بعد
نکته: از اونجایی که من اعصاب درستی ندارم و حوصله کل کل هم ندارم با جف پا می یام تو فکتون
حقوقمو از جیب مبارک کش میرم اگر هم شما علاقه داشته باشی شخصا پولو با کمال میل بدی باز من قبول نمی کنم چون پول زور مزش بیشتر و من دوباره با جف پا تشیف میارم توفک شازده و تمام جیباتو جارو می کشم.
ترورس - معروف به ترورس تاس باز
وجه اوباشی مورد علاقه شما : ( شرخر ، محافظ پدرخوانده ، ارتش اوباش )
دسته اوباش کوچه در دار خبر دار ...
ذهنیت خودتون رو در مورد این کلمات بیان کنید :
اوباش : ویرانی ... اشوب ... دردسر
ریش : لانه شپش ها
کتک زدن : ابراز احساسات
فرض کنید می خواهید برای گرفتن دست مزد آخر هفته به نزد من بیاید. چجوری درخواست طلب می کنین؟
-حقوق ...

-باشه برای بعد

نکته: از اونجایی که من اعصاب درستی ندارم و حوصله کل کل هم ندارم با جف پا می یام تو فکتون
حقوقمو از جیب مبارک کش میرم اگر هم شما علاقه داشته باشی شخصا پولو با کمال میل بدی باز من قبول نمی کنم چون پول زور مزش بیشتر و من دوباره با جف پا تشیف میارم توفک شازده و تمام جیباتو جارو می کشم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
خدا يكي ؛ زن يكي ، يكي !
"تا دنیا دنیاست ابی مال ماست / ما قهرمانیم جام تو دست ماست"
"تا دنیا دنیاست ابی مال ماست / ما قهرمانیم جام تو دست ماست"
جزئیات کاربر

اطلاعیه!
بعد از صحبتهایی که با مدیر ایفای نقش شد، به این نتیجه رسیدیم که شناسه بادراد تا مدت نا معلومی بسته میماند و به همین دلیل، گروه اوباش به رهبر جدیدی نیاز مند است. در صورت تمایل برای رهبری این گروه، پیام شخصی به من بزنید.پس از تایید شدن توسط من، در خود تاپیک توسط گروه رئیس مشخص میشود(نظر سنجی).
* اگر شناسه بادراد مجددا باز شد و بادراد دوباره خواست رییس گروه بشه، رهبر گروه (مثل گذشته) بادراد میشه.
بعد از صحبتهایی که با مدیر ایفای نقش شد، به این نتیجه رسیدیم که شناسه بادراد تا مدت نا معلومی بسته میماند و به همین دلیل، گروه اوباش به رهبر جدیدی نیاز مند است. در صورت تمایل برای رهبری این گروه، پیام شخصی به من بزنید.پس از تایید شدن توسط من، در خود تاپیک توسط گروه رئیس مشخص میشود(نظر سنجی).
* اگر شناسه بادراد مجددا باز شد و بادراد دوباره خواست رییس گروه بشه، رهبر گروه (مثل گذشته) بادراد میشه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
تا زمانی که عشق دوستان هست، مونتی هرگز فراموش نخواهد شد!! 
[i][b][color=669933]"از این به بعد قبل از

[i][b][color=669933]"از این به بعد قبل از
جزئیات کاربر

همينجوري به فكر كردن ادامه مي داد كه...
-زيــــــــــــــــــــــــــــــنگ!
بارتي كه از اين همه مشتري هيجان زده شده بود،گوشي رو بلافاصله برمي داره.
-هي بوقي!چرا يه دفه گوشي رو گذاشتي؟
-ها؟من؟كي؟
-يادت نيس چطوري تلفنو قطع كردي؟
فلش بك
نقل قول:
پايان فلش بك
-اوه يس!ساري سِر!
-سر اور مَدم؟!
-اوه يه! دوشسزه منيره!
-دوشيزه!*
منيروا نفس عميقي كشيد و ادامه داد:
-خيله خوب...من كي بيام پول بدم و شناسه ها رو بگيرم؟
بارتي كمي فكر كرد و گفت:
-خوب...واستين با بادراد مشورت كنم(
)
بارتي گوشي رو گذاشت؛ولي قطع نشد!يعني صداي بادراد و بارتي از اونور ميومد!
-هي بوقي چرا اسم منو آوردي؟باو مگه...
-عشقي!ببين كي بياد به نظرت؟تو چند تا از شناسه هاي خودتو بش مي دي؟
-مسخره!
بگو همين امروز بياد!امروز خوفه،بقيه ي كانديداهام فردا!
-باوشه.
صداي خشخشي اومد،سپس بارتي گوشي رو برداشت و گفت:
-اوه ببخشيد منيرواي عزيز...خوب...همين امروز عصر بيا.
منيروا هم با كلي خوشحالي و هيجان زدگي و اينا،گفت:
-باوشه!واو!خيلي خوشحالم!يه دنيا ازتون ممنونم!
-خواهش مي كنم!
عصر همان روز،در شركت حزب باد!
منيروا با كيف خوشگلي در دستش ،با خوشحالي به طرف شركت قدم برداشت.كمي بعد وارد دفتر شركت شد.
-اوه ســـِر مك گونگال!
-
بارتي كه پشت ميزش نشسته بود،سرفه اي كرد و گفت:
-همون منيره خانوم!
در حالي كه به چشماي خشانت بار منيروا نگاه مي كرد ،ادامه داد:
-خوب...پول؟
-اول شناسه بعد پول.
بارتي مخالفت كرد و گفت:
-نچ! اول پول بعد شناسه!
-مي گم اول شناسه بعد پول!
-منيره جان منم مي گم اول پول بعد...
ويـــــــــــــژ(مثلا افكت باز شدن دره!)
منيروا پشتش به در بود و با خشم به بارتي نگاه مي كرد.اما رنگ چهره ي بارتي -كه روبروي در بود و از پشت سر منيروا شخصي كه وارد دفتر شده بود رو مي تونست ببينه- عوض شده بود.بنفش نيلي آبي سبز...زرد نارنجي قرمز! (آآآ ...چه قشــنگ شد!) و داشت با تعجب به كسي كه تازه وارد دفتر شده بود مي نگريست.
لبخند عجيبي زد و با سر و چشم و دست و پا و كلا هر چيزي كه دستش ميومد(!)،به طرف همون شخص(!) اشاره مي كرد كه از دفتر بيرون بره.منيروا از حركات مرموز بارتي متعجب شد و سرش رو به طرف در برگردوند و ...
-عمه مارج؟!
------
ادامه دهيد پليييز!
-زيــــــــــــــــــــــــــــــنگ!
بارتي كه از اين همه مشتري هيجان زده شده بود،گوشي رو بلافاصله برمي داره.
-هي بوقي!چرا يه دفه گوشي رو گذاشتي؟

-ها؟من؟كي؟
-يادت نيس چطوري تلفنو قطع كردي؟

فلش بك
نقل قول:
مینروا که از شنیدن این تعحب کرده بود، چینی به دماغ خود داد و گفت: 1000تا شناسه؟؟آووو. در مقابلش ازمون چی میخواید؟
- پول!هر چی پ.ل بیشتری بدین، ماهم شناسه هارو بیشتر میکنیم.با ما تماس بگیرید.
بارتی تلفن را گذاشت و لبخندی از خرسندی بر لبانش نقش بست
پايان فلش بك
-اوه يس!ساري سِر!
-سر اور مَدم؟!
-اوه يه! دوشسزه منيره!

-دوشيزه!*

منيروا نفس عميقي كشيد و ادامه داد:
-خيله خوب...من كي بيام پول بدم و شناسه ها رو بگيرم؟
بارتي كمي فكر كرد و گفت:
-خوب...واستين با بادراد مشورت كنم(
)بارتي گوشي رو گذاشت؛ولي قطع نشد!يعني صداي بادراد و بارتي از اونور ميومد!

-هي بوقي چرا اسم منو آوردي؟باو مگه...

-عشقي!ببين كي بياد به نظرت؟تو چند تا از شناسه هاي خودتو بش مي دي؟
-مسخره!
بگو همين امروز بياد!امروز خوفه،بقيه ي كانديداهام فردا!-باوشه.
صداي خشخشي اومد،سپس بارتي گوشي رو برداشت و گفت:
-اوه ببخشيد منيرواي عزيز...خوب...همين امروز عصر بيا.
منيروا هم با كلي خوشحالي و هيجان زدگي و اينا،گفت:
-باوشه!واو!خيلي خوشحالم!يه دنيا ازتون ممنونم!
-خواهش مي كنم!

عصر همان روز،در شركت حزب باد!

منيروا با كيف خوشگلي در دستش ،با خوشحالي به طرف شركت قدم برداشت.كمي بعد وارد دفتر شركت شد.
-اوه ســـِر مك گونگال!
-

بارتي كه پشت ميزش نشسته بود،سرفه اي كرد و گفت:
-همون منيره خانوم!

در حالي كه به چشماي خشانت بار منيروا نگاه مي كرد ،ادامه داد:
-خوب...پول؟
-اول شناسه بعد پول.
بارتي مخالفت كرد و گفت:
-نچ! اول پول بعد شناسه!

-مي گم اول شناسه بعد پول!
-منيره جان منم مي گم اول پول بعد...
ويـــــــــــــژ(مثلا افكت باز شدن دره!)
منيروا پشتش به در بود و با خشم به بارتي نگاه مي كرد.اما رنگ چهره ي بارتي -كه روبروي در بود و از پشت سر منيروا شخصي كه وارد دفتر شده بود رو مي تونست ببينه- عوض شده بود.بنفش نيلي آبي سبز...زرد نارنجي قرمز! (آآآ ...چه قشــنگ شد!) و داشت با تعجب به كسي كه تازه وارد دفتر شده بود مي نگريست.
لبخند عجيبي زد و با سر و چشم و دست و پا و كلا هر چيزي كه دستش ميومد(!)،به طرف همون شخص(!) اشاره مي كرد كه از دفتر بيرون بره.منيروا از حركات مرموز بارتي متعجب شد و سرش رو به طرف در برگردوند و ...
-عمه مارج؟!

------
ادامه دهيد پليييز!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ليسا تورپين در 1388/4/26 16:36:14
[b][color=0066FF] " تا دنیا دنیاست آبی مال ماست / ما قهرمانیم ج
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج