با سلام به لرد عزیز
همون طور که میدونید بنده همیشه قدرت رو تحسین میکنم(چه سیاه باشه چه سفید)
از نقد استادانتون متشکر
میخواستم اینم بنقدین...
ببخشید زحمت دادما !!
با تشکر
آرکوس الیواندر
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
[[educate]] بررسی پستهای انجمن مرگخواران
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/08/08
تولد نقش: 1387/08/11
آخرین ورود: چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405 17:15
از: ما گفتن...
پستها:
6961

بررسی پست شماره 321 کافه تفریحات سیاه، آقای الیواندر:
نقل قول:
معیار خاصی برای این مورد وجود نداره.یعنی اصولا نمیشه فقط با نگاه کردن به یه پست گفت که دیالوگش زیاده و فضاسازیش کم،یا برعکس.ممکنه یه پست خیلی خوب و کامل فقط از دیالوگ تشکیل شده باشه.نوع پست رو هم باید درنظر گرفت.مثلا پست طنز معمولا احتیاج به فضاسازی زیادی نداره.پست شما هم همین حالت رو داشت.میشه گفت اصلا به فضاسازی احتیاج نداشت.
پست قبلی با یه سوال تموم شده.گرچه من زیاد موافق این کار نیستم ولی به هرحال برای اینکه ارتباط خواننده با پست قبلی قطع نشه بهتربود به سوال جواب میدادین.حتی اگه شده یه جواب سرسری.مخصوصا با توجه به اینکه سوال از طرف لوسیوس مطرح شده بود و پست شما هم با همین شخصیت شروع میشه.
از دیالوگهای پشت سر هم استفاده کردین.این کارتون حالت سرگرم کننده ای به پست میده و باعث میشه خواننده از خوندنش خسته نشه.فقط مواظب باشین که زیاده روی نکنین که گوینده ها و مخاطب ها لابلای دیالوگهاتون گم نشن!
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
چه در حالت عصبانیت و چه شوخی و هر حالت دیگه ای، ویژگیهای اصلی شخصیتتونو حفظ کنین.شخصیت نارسیسا شخصیت نسبتا سنگینیه که همچین دیالوگهایی باهاش همخوانی نداره.خواننده در اوج طنز هم نمیتونه باور کنه که نارسیسا با این لحن حرف بزنه.اینجا سوژه ایجاب میکرد که نارسیسا از همسرش بد بگه...ولی میتونست این کارو به روش خودش و با لحن مخصوص خودش انجام بده.
نقل قول:
قسمت آخر پستتون خیلی خوب بود.تکلیف نفر بعدی رو به خوبی روشن کردین و هیچ نکته ای رو ابهام آمیز باقی نذاشتین.
نقل قول:
وقتی یک حالت رو در قالب کلمات بیان کردین دیگه لازم نیست ازشکلک استفاده کنین.شکلک جایی کاربرد داره که حالتها رو نتونین فقط با کلمات و جمله ها بیان کنین...یا نشون دادن اونا با شکلک جالبتر باشه.تعداد شکلکهای پست شما زیاده...ولی تا جایی که دیدم ازشون خوب و بجا استفاده کردین.مثلا این یکی:
نقل قول:
ظاهر پستتون بد نبود.علامتهای آخر جمله ها رو فراموش نکنین.
مدت زیادی نیست که عضو ایفای نقش شدین.با توجه به این موضوع ، خوب بود.
موفق باشید.
نقل قول:
***رلستی خودمم میدونم یه کم دیالوگ هام زیاد شده و فضا سازی کمه...با این حال این جزو پست های خوبم نبود ولی تنها پستی بود که تو انجمن مرگ خوار ها زدم)
معیار خاصی برای این مورد وجود نداره.یعنی اصولا نمیشه فقط با نگاه کردن به یه پست گفت که دیالوگش زیاده و فضاسازیش کم،یا برعکس.ممکنه یه پست خیلی خوب و کامل فقط از دیالوگ تشکیل شده باشه.نوع پست رو هم باید درنظر گرفت.مثلا پست طنز معمولا احتیاج به فضاسازی زیادی نداره.پست شما هم همین حالت رو داشت.میشه گفت اصلا به فضاسازی احتیاج نداشت.
پست قبلی با یه سوال تموم شده.گرچه من زیاد موافق این کار نیستم ولی به هرحال برای اینکه ارتباط خواننده با پست قبلی قطع نشه بهتربود به سوال جواب میدادین.حتی اگه شده یه جواب سرسری.مخصوصا با توجه به اینکه سوال از طرف لوسیوس مطرح شده بود و پست شما هم با همین شخصیت شروع میشه.
از دیالوگهای پشت سر هم استفاده کردین.این کارتون حالت سرگرم کننده ای به پست میده و باعث میشه خواننده از خوندنش خسته نشه.فقط مواظب باشین که زیاده روی نکنین که گوینده ها و مخاطب ها لابلای دیالوگهاتون گم نشن!
نقل قول:
-مثلا چی بگم؟؟؟ بگم خیلی کودنی؟ بگم تا کلاس دوم بیشتر.....
نقل قول:
نارسیا با خشم به خودش گفت : پیر باباته بی شعور!
نقل قول:
نه احمق...باید ادای شوهر های بد رو دراری. خنگ بازیم در نیاری. و البته زیاده رویم نکنی
چه در حالت عصبانیت و چه شوخی و هر حالت دیگه ای، ویژگیهای اصلی شخصیتتونو حفظ کنین.شخصیت نارسیسا شخصیت نسبتا سنگینیه که همچین دیالوگهایی باهاش همخوانی نداره.خواننده در اوج طنز هم نمیتونه باور کنه که نارسیسا با این لحن حرف بزنه.اینجا سوژه ایجاب میکرد که نارسیسا از همسرش بد بگه...ولی میتونست این کارو به روش خودش و با لحن مخصوص خودش انجام بده.
نقل قول:
نه احمق...باید ادای شوهر های بد رو دراری. خنگ بازیم در نیاری. و البته زیاده رویم نکنی
قسمت آخر پستتون خیلی خوب بود.تکلیف نفر بعدی رو به خوبی روشن کردین و هیچ نکته ای رو ابهام آمیز باقی نذاشتین.
نقل قول:
وقتی لوسیوس از اول تا آخر داستانو براش تعریف کرد داشت از خنده ریسه میرفتکه لوسیوس با عصبانی گفت:
وقتی یک حالت رو در قالب کلمات بیان کردین دیگه لازم نیست ازشکلک استفاده کنین.شکلک جایی کاربرد داره که حالتها رو نتونین فقط با کلمات و جمله ها بیان کنین...یا نشون دادن اونا با شکلک جالبتر باشه.تعداد شکلکهای پست شما زیاده...ولی تا جایی که دیدم ازشون خوب و بجا استفاده کردین.مثلا این یکی:
نقل قول:
- نه نه نه....اینا رو نگیا.... برو بگو که ...........
ظاهر پستتون بد نبود.علامتهای آخر جمله ها رو فراموش نکنین.
مدت زیادی نیست که عضو ایفای نقش شدین.با توجه به این موضوع ، خوب بود.
موفق باشید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

سلام لرد نازنین....سیاه ترین روی زمین
لطف کن یه نقدم رو این بزن.(شماره 321)
دستت هم درد نکنه
***رلستی خودمم میدونم یه کم دیالوگ هام زیاد شده و فضا سازی کمه...با این حال این جزو پست های خوبم نبود ولی تنها پستی بود که تو انجمن مرگ خوار ها زدم)
بازم ممنون
لطف کن یه نقدم رو این بزن.(شماره 321)
دستت هم درد نکنه
***رلستی خودمم میدونم یه کم دیالوگ هام زیاد شده و فضا سازی کمه...با این حال این جزو پست های خوبم نبود ولی تنها پستی بود که تو انجمن مرگ خوار ها زدم)
بازم ممنون
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/08/08
تولد نقش: 1387/08/11
آخرین ورود: چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405 17:15
از: ما گفتن...
پستها:
6961

بررسی پست شماره 615 دژ مرگ، پرسیوال دامبلدور:
نقل قول:
شروع خوبی داشتین.پست قبلی دو تکه شده بود.شما میتونستین هر کدوم از قسمتها رو که مایلین ادامه بدین.شما قسمت مربوط به بلاتریکس رو انتخاب کردین.و به نظر من انتخاب درستی بود.
نقل قول:
گاهی از جمله های زیبایی استفاده میکنین.وقتی اجازه نمیدین این جمله ها بیش از حد طولانی بشن به جذابیت پستتون کمک میکنن.مثل همین مورد.البته ما معمولا سعی میکنیم مطالب اساسی و پایه ای کتاب رو عوض نکنیم.مثلا اجرای طلسم بدون چوب دستی کمی اغراق آمیزه.حالا چون جادوگر مورد نظر گریندل والد بود میشه تا حدودی چشم پوشی کرد.ولی تا جاییکه ممکنه سعی کنین این مسائل رو رعایت کنین.
باز بعضی جاها آخر جمله هاتون علامت نداره.این نکته کوچیک ولی مهمیه.اینجوری جمله هاتون ناقص به نظر میرسه.
نقل قول:
دیالوگهای مغرورانه گریندل والد خوب بودن.گرچه باز کمی در این مورد هم اغراق شده بود.گریندل والد جادوگر بزرگی بود.ولی نه به بزرگی لرد سیاه یا آلبوس دامبلدور....با این همه دیالوگهای تمسخر آمیز گریندل والد جالب بودن.
گروگان گرفتن مرگخواران ایده خوبی برای ادامه سوژه بود.گرچه آخرش کمی مبهم بود.ویکتور یه مرگخوار بود.اگه اشتباه نکرده باشم در پست شما یکی از اعضای ارتش گریندل والد شده بود که زیاد منطقی نیست.جمع و جور کردن این سوژه به این صورت کمی سخت میشه.بهتر بود از اعضای ناشناخته برای ارتش گریندل والد استفاده میکردین.
فاصله های بی دلیل...چیزی که در پستهای قبلی شما شدیدا توی ذوق خواننده میزد.اینجا کمتر شده ولی هنوز وجود داره.جایی که لازم نیست برین سر خط این کارو نکنین.ظاهر پستو به هم میریزه.
از عکس العملهای غیر عادی و جمله های گیج کننده در این پستتون خبری نبود.
پیشرفت خوبی داشتین.
موفق باشید.
نقل قول:
اگر آن لحظه رنگی به صورت بلا مانده بود آن مقدار هم از چهره اش پا به فرار گذاشت.
شروع خوبی داشتین.پست قبلی دو تکه شده بود.شما میتونستین هر کدوم از قسمتها رو که مایلین ادامه بدین.شما قسمت مربوط به بلاتریکس رو انتخاب کردین.و به نظر من انتخاب درستی بود.
نقل قول:
طلسم بدون چوبدستی گریندل والد بدون هیچ تلاشی به آسانی مانع از غیب شدن او شد....
گاهی از جمله های زیبایی استفاده میکنین.وقتی اجازه نمیدین این جمله ها بیش از حد طولانی بشن به جذابیت پستتون کمک میکنن.مثل همین مورد.البته ما معمولا سعی میکنیم مطالب اساسی و پایه ای کتاب رو عوض نکنیم.مثلا اجرای طلسم بدون چوب دستی کمی اغراق آمیزه.حالا چون جادوگر مورد نظر گریندل والد بود میشه تا حدودی چشم پوشی کرد.ولی تا جاییکه ممکنه سعی کنین این مسائل رو رعایت کنین.
باز بعضی جاها آخر جمله هاتون علامت نداره.این نکته کوچیک ولی مهمیه.اینجوری جمله هاتون ناقص به نظر میرسه.
نقل قول:
به به به.....آفرین....آفرین....اون ارباب احمقتون هنوز چفت شدگی رو بهتون یاد نداده؟دختر نادون...فکر کردی میتونی بزرگترین جادوکار سیاه در تمام اعصار رو سر کار بذاری؟ شماها و اربابتون هنوز کوچیکید که بخواید در مقابل من بایستید سبک مغز ها!
دیالوگهای مغرورانه گریندل والد خوب بودن.گرچه باز کمی در این مورد هم اغراق شده بود.گریندل والد جادوگر بزرگی بود.ولی نه به بزرگی لرد سیاه یا آلبوس دامبلدور....با این همه دیالوگهای تمسخر آمیز گریندل والد جالب بودن.
گروگان گرفتن مرگخواران ایده خوبی برای ادامه سوژه بود.گرچه آخرش کمی مبهم بود.ویکتور یه مرگخوار بود.اگه اشتباه نکرده باشم در پست شما یکی از اعضای ارتش گریندل والد شده بود که زیاد منطقی نیست.جمع و جور کردن این سوژه به این صورت کمی سخت میشه.بهتر بود از اعضای ناشناخته برای ارتش گریندل والد استفاده میکردین.
فاصله های بی دلیل...چیزی که در پستهای قبلی شما شدیدا توی ذوق خواننده میزد.اینجا کمتر شده ولی هنوز وجود داره.جایی که لازم نیست برین سر خط این کارو نکنین.ظاهر پستو به هم میریزه.
از عکس العملهای غیر عادی و جمله های گیج کننده در این پستتون خبری نبود.
پیشرفت خوبی داشتین.
موفق باشید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/03/04
تولد نقش: 1396/09/23
آخرین ورود: دوشنبه 29 بهمن 1397 09:51
از: این همه ریش خسته شدم!
پستها:
317

اربابک
جدا از تمام تفاسیر
بامدادت بخیر
به یاد روزهای زندگی یاکسلی و به حرمت ریش سفید و قدرت بیشترم
زحمت بکش یه نقد روی دژ مرگ بیا !
جدا از تمام تفاسیر
بامدادت بخیر
به یاد روزهای زندگی یاکسلی و به حرمت ریش سفید و قدرت بیشترم
زحمت بکش یه نقد روی دژ مرگ بیا !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند....
تو روح هرکی بد برداشت کنه
دامبلدور
یک دامبلدور
یک دامبلدور دیگر
من یک دامبلدور دیگر هستم
پیر آزرده دلی در انتظار بوسه ای از اعماق ته قلب
تو روح هرکی بد برداشت کنه
دامبلدور
یک دامبلدور
یک دامبلدور دیگر
من یک دامبلدور دیگر هستم
پیر آزرده دلی در انتظار بوسه ای از اعماق ته قلب
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/08/08
تولد نقش: 1387/08/11
آخرین ورود: چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405 17:15
از: ما گفتن...
پستها:
6961

رز
ارباب تا حالا 9 پست شما رو نقد کرده:
یک بار در تاپیک نقد و بررسی و هشت بار در تاپیک بررسی پستهای خانه ریدل.تاپیکهایی که پستهای نقد شده تون در اونا زده شده بودن عبارتنداز:
1-خانه شماره 12 گریمالد
2-خانه ریدل
3-قصر خانواده مالفوی
4-خانه ریدل
5-گورستان ریدل ها
6-گورستان ریدل ها
7-خانه اصیل و باستانی گانت ها
8-خانه اصیل و باستانی گانت ها
9-گورستان ریدلها
حل شد مشکلتون؟اگه یه بار دیگه این بحثو پیش بکشین...
_____________________________
بررسی پست شماره 319 کافه تفریحات سیاه،رز ویزلی:
نقل قول:
آخر پست قبلی اختصاص به ایجاد رابطه دوستانه لوسیوس و گلرت داشت و به شکل واضحی ادامه داستان رو روشن کرده بود.شما ارتباطتونو با پست قبلی قطع کردین.هر طور مایل بودین میتونستین ادامه بدین.ولی در اون چارچوب.مثلا توضیح میدادین که لوسیوس دقیقا برای چی میخواد با گلرت به کافه بره.یا با دیالوگ و یا توضیح افکار لوسیوس.این اشکال رو قبلا هم در پستهای شما دیده بودم.
ایده گلرت هد جالب بود ولی شاید برای اینجا کمی نامناسب بود.توضیحاتتون درباره کافه میتونه خواننده رو از مسیر اصلی داستان کمی دور کنه.منم موقع خوندن احساس کردم دارین از مسیر داستان خارج میشین.خوشبختانه آخر پستتون برگشتین به خط اصلی.
نقل قول:
تصویری که برای خواننده ساختین کمی عجیبه...قسمت اول این پاراگراف کافه ای قدیمی و ترک شده و بدون مشتری رو برای خواننده تداعی میکنه که به دلیل خلوت و شاید متروکه بودن مملو از گرد و خاکه...ولی قسمت دومش...صدای خنده و شادی...زندگی و شور و نشاط رو تداعی میکنه.که این دو قسمت با هم همخوانی ندارن.بهتر بود فقط یکیشونو به عنوان تصویر کافه برای خواننده باز میکردین.
نقل قول:
پایان خوبی داشتین.ضربه لازم رو به خواننده وارد و اونو ترغیب به ادامه دادن میکنه.گره کوچکی در سوژه ایجاد کردین که به روند ادامه اون کمک میکنه.
پستتون کوتاه و خلاصه بود.
خوب بود.
موفق باشید.
ارباب تا حالا 9 پست شما رو نقد کرده:
یک بار در تاپیک نقد و بررسی و هشت بار در تاپیک بررسی پستهای خانه ریدل.تاپیکهایی که پستهای نقد شده تون در اونا زده شده بودن عبارتنداز:
1-خانه شماره 12 گریمالد
2-خانه ریدل
3-قصر خانواده مالفوی
4-خانه ریدل
5-گورستان ریدل ها
6-گورستان ریدل ها
7-خانه اصیل و باستانی گانت ها
8-خانه اصیل و باستانی گانت ها
9-گورستان ریدلها
حل شد مشکلتون؟اگه یه بار دیگه این بحثو پیش بکشین...

_____________________________
بررسی پست شماره 319 کافه تفریحات سیاه،رز ویزلی:
نقل قول:
- میگم گلرت میای بریم یه جایی؟
- کجا مثلا؟
- کافه ای.... سه دسته جارویی.... هاگزهدی...
- باشه بزن بریم کافه خصوصی من.
آخر پست قبلی اختصاص به ایجاد رابطه دوستانه لوسیوس و گلرت داشت و به شکل واضحی ادامه داستان رو روشن کرده بود.شما ارتباطتونو با پست قبلی قطع کردین.هر طور مایل بودین میتونستین ادامه بدین.ولی در اون چارچوب.مثلا توضیح میدادین که لوسیوس دقیقا برای چی میخواد با گلرت به کافه بره.یا با دیالوگ و یا توضیح افکار لوسیوس.این اشکال رو قبلا هم در پستهای شما دیده بودم.
ایده گلرت هد جالب بود ولی شاید برای اینجا کمی نامناسب بود.توضیحاتتون درباره کافه میتونه خواننده رو از مسیر اصلی داستان کمی دور کنه.منم موقع خوندن احساس کردم دارین از مسیر داستان خارج میشین.خوشبختانه آخر پستتون برگشتین به خط اصلی.
نقل قول:
کافه ای با چوب های قهوه ای از چوب کاج که در حدود 2 سانتیمتر خاک روی آنها نشسته بود پیش رویش قد علم کرده بود. از پس پنجره ای که از خاک و رطوبت هیچ چیزی از درون کافه را به نمایش نمی گذاشت صدای جلینگ جلینگ لیوان ها و گه گاه خنده ها و فریاد هایی می آمد. یک گروه ویولن نواز حرفه ای اهنگ زیبایی را می نواختند. بالای در کافه تابلویی آویزان بود:
تصویری که برای خواننده ساختین کمی عجیبه...قسمت اول این پاراگراف کافه ای قدیمی و ترک شده و بدون مشتری رو برای خواننده تداعی میکنه که به دلیل خلوت و شاید متروکه بودن مملو از گرد و خاکه...ولی قسمت دومش...صدای خنده و شادی...زندگی و شور و نشاط رو تداعی میکنه.که این دو قسمت با هم همخوانی ندارن.بهتر بود فقط یکیشونو به عنوان تصویر کافه برای خواننده باز میکردین.
نقل قول:
بی قراری لوسیوس در صدایش نمایان شده بود. گلرت به جلو خم شد و اعلام کرد:
- تو رو!
پایان خوبی داشتین.ضربه لازم رو به خواننده وارد و اونو ترغیب به ادامه دادن میکنه.گره کوچکی در سوژه ایجاد کردین که به روند ادامه اون کمک میکنه.
پستتون کوتاه و خلاصه بود.
خوب بود.
موفق باشید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

اربابا!
نمیخوام بگم میدونین چند بار پستای منو نقد کردین.
میشه لطف کنین یه کروشیو بزنید باش یه نقد هم رو این پسته پرت کنین تو سرم؟
نمیخوام بگم میدونین چند بار پستای منو نقد کردین.

میشه لطف کنین یه کروشیو بزنید باش یه نقد هم رو این پسته پرت کنین تو سرم؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/08/08
تولد نقش: 1387/08/11
آخرین ورود: چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405 17:15
از: ما گفتن...
پستها:
6961

بررسی پست شماره 38 آموزشگاه مرگخواری،جاگسن اون:
نقل قول:
شروع خوبی داشتین.در بهترین موقعیت و به بهترین شکل جاگسن رو وارد ماجرا کردین.
نقل قول:
در ادامه با تشریح خصوصیات ظاهری جاگسن اونو برای خواننده معرفی کردین.یه معرفی خلاصه و در عین حال کامل.خیلی خوب بود.
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
حالت جمله ها و فعلها در طول پستتون تغییر کرده.این حالت موقع خوندن اثر منفی روی خواننده میذاره.سعی کنین کل پست رو بصورت یکپارچه بنویسین.
نقل قول:
همونطور که میدونین ماجرا این بود که مرگخوارا نمیخواستن مرگخوارهای تازه وارد طلسمها رو درست یاد بگیرن ولی برخلاف خواسته شون جاگسن طلسم رو درست اجرا کرده بود.اصولا لرد باید از این اتفاق خوشحال میشد. اجرا شدن طلسم روی ایوان اصولا قضیه مهمی نبود که لرد به خاطرش عصبانی بشه.البته برای مواجه کردن لرد و جاگسن آوردن لرد به اونجا لازم بود.ولی شاید میشد بهانه بهتری براش پیدا کرد.مثلا لرد کنجکاو میشد و ابراز تمایل میکرد که شخصی رو که موفق شده در جلسه اول این طلسم رو اجرا کنه ببینه.
نقل قول:
ولدمورت...آواداکداورا...
نقل قول:
ورود جاگسن، عکس العمل لرد و توجیهات جاگسن...همه خوب بودن...ولی یه اشکالی این وسط وجود داشت.سوژه اصلی.نوشته شما سوژه رو منحرف کرده.داستان اصلی فراموش شده.اینو بدون توجه به پست بعدی میگم.در پست شما ماجرای کلاس و مرگخوارای تازه وارد که سوژه اصلی بوده فراموش شده و به ورود جاگسن و قدح اندیشه دامبلدور پرداخته شده.این جریان میتونست یه سوزه جدید خوب باشه.ولی نباید وسط یه سوژه یگه داده میشد.چون اونقدر جای کار داره که میتونه سوژه ای رو که در جریانه تحت تاثیر قرار بده.اصولا باید سعی کنین سوزه اصلی رو هر طور شده حفظ کنین.مثلا شما میتونستین ورود جاگسن و بقیه چیزها رو توضیح بدین و در آخر پستتون سوژه رو به مسیر اصلیش برگردونین و بگین که مثلا کلاس بعدی فلان کلاس بود... که شخصی که قصد ادامه دادن داره بتونه به ماجرای اصلی بپردازه.
ظاهر پستتون بد نیست.بی نظمی خاصی نداره.بعضی جاها یه فاصله کوتاه میتونه تاثیر گذار باشه...مثلا:
نقل قول:
ولدمورت و روزیه بلافاصله با دیدن چهره جاگسن چشمانشان گشاد شد...گویا او را می شناختند ولی ازکجا؟!
جاگسن ماسکش را در دستش می گیرد و تعظیم می کند: لرد به سلامت باشد.من رو به خاطر اجرای کروشیو ببخشید.
در حالت کلی و بدون در نظر گرفتن سوژه پستتون خوب بود.
موفق باشید.
_______________________________
لودو
اژدهای مخوف ارباب
شما دیگه چرا؟!
تو انجمن خانه ریدل درخواست نقد شهر لندن رو میکنین؟!
تو انجمن خصوصی مرگخوارا براتون نقد میکنم.
آتشین باشید!
نقل قول:
ملت با خوش حالی دور فردی که طلسم را اجرا کرده بود جمع شدند و در مورد چگونگی اجرای طلسم از او پرسیدند. و او کسی نبود جز جاگسن که ماسکی به صورتش بود.ماسکی با چهره اژدها.
شروع خوبی داشتین.در بهترین موقعیت و به بهترین شکل جاگسن رو وارد ماجرا کردین.
نقل قول:
پسری 17 ساله با موهای قهوه ای و کوتاه که تمام موهایش رو صورتش ریخته بود و چشمانی آبی که برق تنفر از آنها می بارید. بینی نسبتا کوچک و لبهای متوسطی داشت،روی صورتش هم دو خراش بسیار بزرگ به چشم میخورد که معلوم بود مدتها در میدانهای نبرد(از نوع ماگلی) جنگیده و همچنین با اینکه 17 سال بیشتر نداشت از بدن تنومندی هم بهره میبرد که مطمئنا هیچ با سنش متناسب نبود. رنگ بدنش اصلا با دیگران شباهتی نداشت. رنگ بدنش سرخابی بود.البته نوعی لباس پوشیده بود که تنها صورتش دیده می شد.
لباسش ردایی مشکی بود از پوست تسترال و بسیار زبر و خشن و شنل سیاهی هم پوشیده بود و دستکش سیاه هم به دست داشت.
در ادامه با تشریح خصوصیات ظاهری جاگسن اونو برای خواننده معرفی کردین.یه معرفی خلاصه و در عین حال کامل.خیلی خوب بود.
نقل قول:
جاگسن از میان جمعیت راهش را باز کرد و به سمت در کلاس رفت.
نقل قول:
جاگسن پس از 30 ثانیه راه رفتن در کلاس بالاخره به نزدیک در می رسه که....
نقل قول:
دستگیره در چرخانده می شود و لرد ولدمورت وارد می شود.
حالت جمله ها و فعلها در طول پستتون تغییر کرده.این حالت موقع خوندن اثر منفی روی خواننده میذاره.سعی کنین کل پست رو بصورت یکپارچه بنویسین.
نقل قول:
ولدمورت با حالتی بسیار عصبانی که چهره اش را از قبل هم زشتتر کرده بود:چه کسی بود که روی روزیه کروشیو رو اجرا کرد؟ در همین موقع جاگسن ماسکش را از روی صورتش برداشت و چهره اش نمایان شد.
همونطور که میدونین ماجرا این بود که مرگخوارا نمیخواستن مرگخوارهای تازه وارد طلسمها رو درست یاد بگیرن ولی برخلاف خواسته شون جاگسن طلسم رو درست اجرا کرده بود.اصولا لرد باید از این اتفاق خوشحال میشد. اجرا شدن طلسم روی ایوان اصولا قضیه مهمی نبود که لرد به خاطرش عصبانی بشه.البته برای مواجه کردن لرد و جاگسن آوردن لرد به اونجا لازم بود.ولی شاید میشد بهانه بهتری براش پیدا کرد.مثلا لرد کنجکاو میشد و ابراز تمایل میکرد که شخصی رو که موفق شده در جلسه اول این طلسم رو اجرا کنه ببینه.
نقل قول:
ولدومورت که عصبانی تر شده بود چوبش را بالا آورد: آواداکدارو
ولدمورت...آواداکداورا...
نقل قول:
درون صندوق چیزی نبود جز قدح اندیشه.
جاگسن : این قدح دامبل..
ولدمورت حرف جاگسن رو قطع می کند: خودم می دونم.
و همچنان به قدح و لوله های درون صندوق که مطمئنا خاطرات دامبلدور بودند نگاه می کند...
ورود جاگسن، عکس العمل لرد و توجیهات جاگسن...همه خوب بودن...ولی یه اشکالی این وسط وجود داشت.سوژه اصلی.نوشته شما سوژه رو منحرف کرده.داستان اصلی فراموش شده.اینو بدون توجه به پست بعدی میگم.در پست شما ماجرای کلاس و مرگخوارای تازه وارد که سوژه اصلی بوده فراموش شده و به ورود جاگسن و قدح اندیشه دامبلدور پرداخته شده.این جریان میتونست یه سوزه جدید خوب باشه.ولی نباید وسط یه سوژه یگه داده میشد.چون اونقدر جای کار داره که میتونه سوژه ای رو که در جریانه تحت تاثیر قرار بده.اصولا باید سعی کنین سوزه اصلی رو هر طور شده حفظ کنین.مثلا شما میتونستین ورود جاگسن و بقیه چیزها رو توضیح بدین و در آخر پستتون سوژه رو به مسیر اصلیش برگردونین و بگین که مثلا کلاس بعدی فلان کلاس بود... که شخصی که قصد ادامه دادن داره بتونه به ماجرای اصلی بپردازه.
ظاهر پستتون بد نیست.بی نظمی خاصی نداره.بعضی جاها یه فاصله کوتاه میتونه تاثیر گذار باشه...مثلا:
نقل قول:
ولدمورت و روزیه بلافاصله با دیدن چهره جاگسن چشمانشان گشاد شد.
گویا او را می شناختند ولی ازکجا؟!
جاگسن ماسکش را در دستش می گیرد و تعظیم می کند: لرد به سلامت باشد.من رو به خاطر اجرای کروشیو ببخشید.
ولدمورت و روزیه بلافاصله با دیدن چهره جاگسن چشمانشان گشاد شد...گویا او را می شناختند ولی ازکجا؟!
جاگسن ماسکش را در دستش می گیرد و تعظیم می کند: لرد به سلامت باشد.من رو به خاطر اجرای کروشیو ببخشید.
در حالت کلی و بدون در نظر گرفتن سوژه پستتون خوب بود.
موفق باشید.
_______________________________
لودو
اژدهای مخوف ارباب
شما دیگه چرا؟!
تو انجمن خانه ریدل درخواست نقد شهر لندن رو میکنین؟!

تو انجمن خصوصی مرگخوارا براتون نقد میکنم.
آتشین باشید!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/05/26
تولد نقش: 1396/10/25
آخرین ورود: دوشنبه 22 دی 1404 12:16
از: در عقب، صندلی جلو!
پستها:
1316

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
که لوسیوس با عصبانی گفت:
.... برو بگو که ...........