بعد از تمام شدن حرفهایش رز به کینگلزی گفت از امروز یک لیست درست میکنم و به برد تالار عمومی میزنم که هرکس بخواد بره و اسمش رو بنویسه برای امادگی واسه کار کردن و پول در اوردن ...
رز بعد از زدن لیست کارها به برد طبق معمول شروع به
زدن کرد و ملت هافل رو صدا کرد برای اعلام خبر کارکردن -ملت هافل همه بیاین پایین که باید بریم کار کنیم
با صدای بلند رز همه سراشونو از اتاقا بیرون اوردن و گفتند :
-چی؟کار کنیم؟واس چی؟
رز شروع به صحبت کرد و گفت:
-از بس میرین حمام نمیدونم توی حمام چیکار میکنیین مگه شپش دارین که انقد میرین حمام ... و این چراغا رو تا صبح روشن میزارین و درس میخونید از این به بعد دیگه شمع روشن میکنید
-نمیدونم چرا این وزیر بوقی ما مثله ماگلا واسه ما یارانه نمی پردازه ...یه ذره از اون گالیونهاش کم بشه که دنیا به اخر نمیرسه
اعضای هافل بلاخره قانع شدن و قبول کردن که برن کار کنن
همه به سمت برد رفتن تا اسمشون رو بنویسن ... رز اضافه کرد و گفت : پول هایی که در میارین رو به من تحویل میدین 2% رو به خودتون میدم واسه زحمتی که انجام دادین
-ملت هافل
-چــــــــی؟ فقــــــــط 2% مگه ما نوکرتیم که بریم کار کنیم ولی فقط 2% به خودمون برسه ؟
-رز گفت:
-چتونه اره دیگه فقط 2% این همه اب و برق مصرف کردین و پولشو ندادین حالا باید جبران کنیین و پول بدین بهم تا دوباره اب و برقمون وصل بشه
همه رفتن و اسم نوشتن بعد از تموم شدن کارشون لیست رو به رز دادن و رز با صدای بلند شروع به خوندن کرد
-خوب خوب خوب ..اینم لیست الان واستون میخونم دیگه نمیشه تغییرش بدین مجبورین همین کارا رو انجام بدین
1-خودم کلاس رقص باله میذارم و به همه مدرسه خبر میدم بیان اسم نویسی کنن :banana:
2-دابی :توی مغازه چوب دستی فروشی الیواندر کار میکنه
3- سدریک :توی مغازه وسایل کوییدیچ کار میکنه
4-ریتا اسکیتر: توی روزنامه فروشی
5-پیوز: توالت شوری
6-اسکورپیوس مالفوی: CDفروشی
7-لاکهارت: کلفتی
8-ماتیلدا: خیاطی
.
.
.
.
.
.
-بعد از به پایان رسیدن لیست رز رو به اعضا کرد و گفت از فردا برید دنبال کار کردن و پول در بیارین ...هر هفته پول ها رو جمع میکنیم و به هر کس 2% از پولی که بدست اورده رو میدیم ..
-همه به اتاق برگشتند تا برای کارهایشان برنامه ریزی کنن
فردای اون روز در تالار زرد رنگ هافل جنب و جوشی بسیار زیاد برپا بود و همه در حال رفتن سر کار بودن ..
همه با هم خداحافظی میکردن و برای هم ارزوی موفقیت میکردن
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

) کینگزلی در فضای تالار پیچیده بود.
از در حمام عمومی هافلپاف وارد تالار عمومی شد و رز را دید که به شدت مشغول بررسی کاغذ بلند بالایی بود.
و گفت:یعنی پیوز رو بکشیم!
و گفت:ادب داشته باش!می بریم اونجا و سحر روهش را نابود کن رو می خونیم.
)و چشمان بنفشش
)


