جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

11 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[continious]] حمام عمومی هافلپاف

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: حمام عمومي هافلپاف
ارسال شده در: پنجشنبه 6 تیر 1392 23:13
نمایش جزئیات
آفلاین
برتی و هوگو با شنیدن صدای در از جا میپرن ..برتی یواش در گوش هوگو میگه مگه صدای در نیومد؟؟ فکر کردم استاده!!

هنوز حرف رتی تموم نشده بود که میبینن کسی وارد کلاس شد..! واااااااااااا! گلرت: چقد قیافت اشناس!! اهان یادم اومد! توی البوم مامانم عکستو دیده بودم...!! هانا جان برو بگو استاد بیاد.

هانا: دوستان گلم من خودم استادم ...!!

گلرت و هوگو و برتی و رز و ویکی با دهان های باز به هانا خیره میشن...

هانا تو کی خواننده شدی که حالا هم شدی استاد؟؟

هانا: خب شما که بچه این و از گذشته ها خبر ندارین ولی چون همدیگه رو شناختیم یه کم واستون تعریف میکنم...

من وقتی که کلاس شیشم بودم ولدمورت و دارودسته اش مادرمو کشتن. منم یه مدت دچار افسردگی روحی شدم و خلاصه خیلی اوضاعم بیریخت بود و از همون موقع واسه خودم اهنگای غمگین رو میخوندم تا اینکه چندسال بعد با اکادمی گوگوش اشنا شدم و از همون جا بود که کم کم پیشرفت کردم و الانم به عنوان کمک استادی اینجا فعالیت میکنم!!!

در واقع اول من با بچه هایی که میخوان شروع کنن به خوانندگی کار میکنم و بعد که خوب راه افتادن اونا رو میفرستم پیش هومن خلعتبری که حسابی حالشون جا بیاد و خواننده های خوبی از توشون در بیاد!!

5دوست کم کم از شوک استادی هانا بیرون میان و بعد مدتی که هانا مشغول گشتن توی جزوه اش بوده تا ببینه که اموزش شماره 1 چیه برتی از اون میپرسه هانا جون حالا که ما رو میشناسی میشه یه پارتی بازی انجام بدی امروز کل جزوتو یادمون بدی که ما از فردا بریم پیش هومن جون؟؟؟

هانا: اول هانا جون و از این حرفا نداریم!
تا وقتی که من دارم چیزمیز یادتون میدم باید بهم بگین استاد!! حالا اگه بعد کلاسها و زنگ تفریح اسممو بگین اشکال نداره...
در مورد نظرت هم هم بگم که اصلا امکانش نیست! میخوای ابروی کمک استادی منو ببری؟؟!! تا وارد نشین اقای خلعتبری بی اقای خلعتبری!!

و حالا شروع میکنم به درس شماره 1.......

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هانا آبوت در 1392/4/6 23:26:18
پاسخ به: حمام عمومي هافلپاف
ارسال شده در: چهارشنبه 12 مهر 1391 22:56
نمایش جزئیات
آفلاین
گلرت به صفحه خیره میشه

اولش :

بعدش :

آخرش :

رز : جیه نیشت بازه ها بزنم لهت کنم

برتی : وا اعصاب نداریا مگه جیه ؟

گلرت از شو ک بیرون میاد و میگه : باید بریم آکادمی : 5نفری

هوگو : آکادمی گوگوش

گلرت : پ ن پ آکادمی علوم باکو


فردا

ملت هافل منتظرت استاد بیاد

فلش بک

رز دیشب بعد از کلی فکر میگه خب استادمونئ کی باشه

گلرت : خب من که هستم

هوگو : گفتیم استاد نگفتیم کلابی

گلرت گلابی خودتی

هوگو : بووووووووووووووووووووووووووووووووقی

گلرت : تو بو.قیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییهستی

ملت با جنبه ی هافل هم با ذوربین گوشی فیلم میگیرن که بلو تو ث کنن

آخرش قرار میشه از بیرون استاد بیارن

چایان فلش بک

ساعت 11اولین استاد میاد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: حمام عمومي هافلپاف
ارسال شده در: جمعه 6 آبان 1390 20:08
نمایش جزئیات
آفلاین
چند دقیقه بعد ، تالار عمومی

هافلیا در کنار برتی روی مبل نشستن و همه به روبرو، جایی که گلرت سعی داره وبکم لپ تاپ شو روی صورت برتی تنظیم کنه زل زدن..

- اَ.. برتی میشه اِنقد تکون نخوری تا این کادر رو صورتت فوکِس کنه؟!
- ..ام.. راستش دلم میخواد ولی اگه ملت بزارن! و همچنان به مبارزه با صورتهایی که سعی میکردند خوشونو توی کادر جا کنند ادامه داد.

- خب.. حالا تایمرشو رو 5 ثانیه میزارم.. اینم از .. ( کلیک! ) بریم

..5

..4

..3

..2

و در آخرین لحظه گلرت خودشو به لنز دوربین رسوند و ...

.. پلیکس ! ( افکت دوربین )

- حله! حالا اینو میفرستمش به آکادمی..

فرسنگها دورتر ، سرور!

...- بلیپ! یو هَو وان مالتی مدیا مِسیج!

مدیر سرور: مثه اینکه چندتا درخواست واسه آکادمی گوگوش داشتیم!
همکار مدیر سرور: کیا هستن ؟!

- امــم .. خب، بزار ببینم.. دو تا دختر .. سه تا پسر که یکیشون داره پرواز میکنه و علامت ویکتوری میده ( گلرت! ) + دو تا پا! (برتی!! )

- دو تا پا؟ منظورت چیه ؟
- خب من چیزیو که دارم می بینم میگم!

- حتما قرار نبوده عکسش بیوفته!
- کسی که قرار نبوده عکش بیوفته، چه دلیلی داره که وسط تصویر بشینه؟!!

- اینم حرفیه ! بیخیال، ایمیلو ریپلای کن بگو مشخصاتشونو بفرستن. یه نسخه هم بفرست به آکادمی.


چند لحظه بعد ایمیلی به اینباکس گلرت ارسال شد که حاوی دعوتنامه ای برای هر 5 صورت موجود در تصویر بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: حمام عمومي هافلپاف
ارسال شده در: سه‌شنبه 3 آبان 1390 22:09
نمایش جزئیات
آفلاین
گلرت در حالی که دو دستی تو سر خودش می کوبید سعی می کرد خونسردی خودش رو حفظ کنه و برتی رو تشویق کنه که دلسرد نشه.
ناگهان چیزی به یاد گلرت اومد.
روزی رو یادش اومد که توی حموم برتی داشت می خوند.

فلش بک


- از وقتی رفت یه روز خوش ندیدم... خواستم دلم یه گوشه ای بمیره ... خسته شدم چه انتظار سختی... یکی بیاد جون منو بگیره... قلب من از تپیدنش خسته شد... نبضم با ضربه های معکوس مرد... قلب من ازخستگی خوابش گرفت... این دل نا امید و مأیوس مرد.

آره. این همون سبکی بود که برتی می تونست بخونه. پاپ!

- برتی، یادته اون روز توی حموم می خوندی؟ یادته چی می خوندی؟
- خوب معلومه. من همیشه توی حموم آهنگ های رفیقم رو می خونم.
- رفیقت؟
-آره دیگه. محسن. محسن یگانه.
- مگه رفیقته؟
- پـــَ نــــَ پـــــَ رفیق آبجی توئه.
- خوب الان بخون ببینم.

برتی چشماش رو بست و شروع به خوندن کرد:
- روزای سخت نبودن با تو... خلأ امید تجربه کردم... داغ دلم که بی تو تازه میشه... هم نفسم شد سایه ی سردم... تو رو می دیدم از اون ور دنیا... که می خوای سرسری از من رد شی... آسمونو بی تو خط خط کردم... چطوری می تونی اینقده بد شی... چطوری می تونی اینقده بد شـــــی... سکوت قلبتو بشکن و برگرد... نذار این فاصله بیشتر از این شه... نمی خوام مثل گذشته که رفتی... دوباره آخر قصه همین شه.


گلرت:
برتی:

گلرت که هنوز در حال کف کردن بود گفت:
- بابا تو که اینقدر خوب می خونی. محسن یگانه هم که رفیقته، برو پیشش تمرین کن.

برتی گفت:
- نه بابا، دیگه اونقدر هم رفیق نیستیم. همین دورادور اسمش رو شنیدم.

گلرت:

گلرت که نا امید شده بود تلویزیون رو روشن کرد تا استراحتی بکنه.

اگه می خواین توی آکادمی موسیقی گوگوش ثبت نام کنید به آدرس gma2011@manototv.com ایمیل بزنید و تصویر خودتون رو بفرستید.

گلرت:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
میون یه مشت مرگخوار/ زیر علامتی شوم
توی خ�
Re: حمام عمومي هافلپاف
ارسال شده در: چهارشنبه 27 مهر 1390 15:36
نمایش جزئیات
آفلاین
- برتی... سبکو عوض میکنیم کلا! میزنیم تو خط رپ. رضایا شنیدی تاحالا؟

برتی لبش رو کج میکنه و فیگور فکر کردن میگیره.

- من بچه بودم بابام میگفت قبل از هرکاری بگم یا رضا. اگه همونه مقلوب شده مثل مرد پیر که تبدیل به پیرمرد شده بله شنیدم.

گلرت که سریع یادداشت برداری میکرد تا این نکات گرانبهای ادبیاتی از دست نره اصلا به روی خودش نیورد که جی کی رولینگ شخصیت های مسیحی خلق کرده.

- نه...نه... این اون نیست. این اونه که میگه من اینجا تو اونجا اون سر دنیا و اونی که تو میگی اینه که ای رضا. فهمیدی؟

برتی سرش رو مثل یه گربه که میخواد آب رو بپرونه از روی موهاش تکون داد.

- یه مفهوم کلی گرفتم ولی لطف کن یه توضیح کوچولو دیگه بده. امام رضا اون سر دنیا ما اینجا و ای رضا این اونه؟

-

چند فوتی اون طرف تر رز داره ویکتوریا رو دنبال خودش میکشه.

- وای چه اشتباهی کردم تو رو گفتم بیای این سایت. اندوخته ی آبروی چندین و چند ساله مو دود کردی.

- ببین رز، تو باید بفهمی که من واقعا آینده رو دیدم.

- چند بار به این استرجس بی لیاقت گفتم کلاس پیشگویی برگزار نکن. چند بار گفتم؟ نگا چه اثراتی داشته رو ملت. نه تو رو خدا نیگا کن!

ویکتوریا شانه هایش را بالا انداخت.

- خب دیگه توی دنیای جادوگری همه چی ممکنه. باور کن.

- دیگه حرف نباشه! وگرنه مجبور میشم معلقت کنم عین بادکنک دستم بگیرمت و ببرمت! تو بــ...

قبل از اینکه حرف رز کامل بشه، یه ندای ملکوتی که بی شباهت به کشیدن ناخن روی تخته سیاه نبوده به گوش میرسه.

- حالا من اینجا تک و تنها... تو هم اون سر دنیا!

رز:

ویکتوریا قیافه ی حق به جانب نفرت آوری به خودش میگیره.

- دیدی گفتم! نباید بذاری این طوری بشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

ارباب جان، جان جانان اند اصلا!




Re: حمام عمومي هافلپاف
ارسال شده در: چهارشنبه 27 مهر 1390 00:41
نمایش جزئیات
آفلاین
فلش فوروارد!

جمعیت عظیمی گرداگرد میدون بیناموسی (برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این میدون به هافلاویز مراجعه کنید یا با رز ویزلی تماس بگیرید و بازم اگه کارتون نشد بهم بگید تا توجیهتون کنم) جمع شدن که در میون اونا دانش آموزان گروه های دیگه هم دیده میشده و یکی نبود بگه مگه هاگوارتز صاب نداره که ملت گروه های دیگه اومدن تو هافل و در همین حین از پشت اشاره میکنن لابد صاب نداره که همچین چیزی شده ... خلاصه ملت دور میدون بیناموسی تجمع کردن که صدایی رسا تالارو فرا میگیره:

-دانش آموزان عزیز هافلپاف و مهمانان محترم ... گلرت گریندل والد با شما صحبت میکنه. در ادامه برنامه های امشب شاهد اجرای آهنگ خواننده معروف گروه هافلپاف هستیم. این شما و این هم برتی بات ...

به ناگاه تالار در تاریکی فرو میره، صدای چندین انفجار متوالی شنیده میشه، نورهای رنگارنگ همه جا تابونده میشه و در جهت هم خوانی پست با نام تاپیک صدای شر شر آب هم این وسط شنیده میشه.

برتی از غیب ظاهر میشه (چی؟ تو هاگوارتز نمیشه غیب و ظاهر شد؟! ای بابا! من که گفتم هاگ صاب نداره و هر کی هرکیه!) و در حالی که لباسی مثه کریس آنجل تنش کرده دور میدون شروع میکنه دور زدن و به سبک گیلدوری لاکهارت لبخند میزنه. ساحره ها جمیعا به وجد میان و شیرجه میزنن وسط میدون. گلرت که تلاش میکرده خوش برخورد باشه میاد وسط میدون و با کروشیو ساحره ها رو از میدون میندازه بیرون.

با این حال برتی همچنان به ساحره ها چشم دوخته بوده و آب از لب و لوچه ش سرازیر میشده، چشم هاش برق میزده و در ذهنش تصویرهای گوناگونی رو با اون ساحره ها تصور میکرده ...

پایان فلش فوروارد!

ویکی چرخشی میکنه و با وحشت از زیر دوش گرم خودشو میکشه کنار و با سر میره تو دیوار! دو طرف سرشو میگیره و هوار میکشه. در حموم باز میشه و رز میاد تو. ویکی عربده دیگه ای میکشه و با سر شیرجه میزنه کف زمین!‍

رز:

اما این پایان کار نیست. اصولا هیچ پایانی برای جو گیری های خاندان ویزلی ها وجود نداره. ویکی سنگ پا رو بر میداره که بکنه تو حلق خودش که رز دستاشو میگیره و یکی میخوابونه زیر گوشش!

-چته تو؟ چرا وحشی بازی در میاری؟ نمیگی من آبرو دارم؟! نمیگی ملت رو حساب من رو تو حساب باز کردن؟ بزنم دندوناتو خرد کنم؟

ویکی گیج و ویج کف حموم پهن میشه و زار میزنه:
-رز ... رز ... الان زیر آب گرم بودم که یک لحظه سرم گیج رفت و کابوسی دیدم ترسناک ... رز ما نباید بزاریم برتی خواننده بشه ... اصن دیگه نباید بزاریم اون بخونه ... اون ریتا رو فراموش میکنه، اون عوض میشه، اون آدم دیگه ای میشه!

رز ابلهانه به ویکی خیره شده بود:
-خواننده؟! کابوس؟!! برتی؟!! چی میگی تو؟ سرت تکون خورده ها!
-به حرفام گوش کن، من آینده رو دیدم!
-تو زده به سرت. تا بیشتر از این حیثیت منو به باد نبردی باید ببرمت درمونگاه!

چندین متر اون طرف تر گلرت و برتی در تلاش برای رسیدن به چیزی بودن که علی رغم بی استعداد بودن برتی دور از دسترس نبود ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: حمام عمومي هافلپاف
ارسال شده در: سه‌شنبه 26 مهر 1390 13:42
نمایش جزئیات
آفلاین
ساعت 10،خوابگاه

گلرت با اميد و افتخار وارد خوابگاه شد و برتي رو ديد كه با حالت روي مبل لم داده بود...
- سلام بر خواننده ي نسل جوان، ستاره ي پاپ، اميد همه برتي بات!

- زود باش كار دارما، ريتا منتظره بايد برم. بدو تمرينو شروع كنيم.
- خيلي خوب، بيا اينو بگير بخون. خيلي قشنگه...
- هان؟ اين ديگه چه عتيقه ايه؟
- خيليم قشنگه. زود باش بخون تا بذارم بري. مگه عجله نداري؟ ريتا... گوگولي... بزن بريم بوق بازي... يادت اومد؟
-

يك ساعت بعد

گلرت نيمه نا اميد كه فكر ميكرد صداي قار و قور شكمش بس دلنشين تر از صداي برتيه همچنان و براي بار سي و سوم تكرار كرد:
نه! اينجا بايد بري بالا و دراز بخوني..."من با چمدونـــــــــــــــــــم"
- من با چمدووووونم!
- من با چمدونـــــــــــــــــــــــم!
- حالا همون!

دوساعت بعد

- آفرين داري خوب پيش ميري.من با چمدونــــــــــــــــــــم، آخر اين جاده...
- من با چمدوووووونم، آخر اين جاده
-
گلرت بيچاره كه نميدونست كوبيدن ميخ در سنگ بسي راحت تر از اينكاره همچنان با بيچارگي تمام به كارش ادامه ميداد تا بلكه برتي فرق چمدونــــــــــم رو با چمدووووونم تشخيص بده...
بيدل: نه خودت نه بقيه ي اونايي كه الان دارن ميخونن هم نميتونن تشخيص بدن فرقشو! برتي بيچاره!
راوي: اونايي كه ميخونن سه چهار بار از روش بخونن ميفهمن اين برتي كه كلا شوته.( )

گلرت: بيدل، راوي، ميذارين من بدبخت كارمو ادامه بدم؟
بيدل:
راوي: كار؟ كدوم كار؟

همون وقت، حمام عمومي

- بعدي... گفتم بعدي... زود باش ديگه چقدر طولش ميدي!
- ويكتوريا يا رز؟
- رزم، بدو قبضا اومده بايد بري بدي! منم سرم ميخاره!
- اين كيه هي داد ميزنه چمدون چمدون؟
- نميدونم ريتا، هركي هست عجب صداي مزخرفي داره!
- واقعا هم مزخرفه...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ویکتوریا ویزلی در 1390/7/26 18:20:17
خدايا كيفيتو فداي كميت نكن
كمتر خلق كن ولي آدمخلق كن

we love hufflepuff
Re: حمام عمومي هافلپاف
ارسال شده در: پنجشنبه 21 مهر 1390 22:39
نمایش جزئیات
آفلاین
- واقعا گفته؟ دیدی من چقدر استعداد دارم گلرت؟

گلرت نیشخند نصفه نیمه ای زد.

- کاملا دیدم برتی... صدات خوبه... نت ها رو هم خوب میخونی. اصلا من میگم تو رو باید برد خواننده کرد. حس هنری هم داری.

برتی که دستش رو زیر گردنش گذاشته بود و توی چشماش دو تا قلب تپنده ظاهر شده بود با هیجان جواب داد:

- آره... دیدی من به جا رزرو شعر میزنم؟ دیدی چطوری با کلمات بازی میکنم؟ لحن صحبتمو دیدی؟

گلرت نیشخند نصفه نیمه اش را کامل کرد.

- آره تو خیلی استعداد داری برتی. اصلا تو مغز موسیقی و هنر هستی.

برتی که دیگه قلب قرمزا جای مردمکشو گرفته و دیگه کم مونده از چشمش بزنه بیرون و سه بعدی بشه دستاشو میندازه پایین.

- ولی حیف که کسی نیس منو پرورش بده! گلرت! تو میتونی منو پرورش بدی؟ تو رو خدا... لطفا!

گلرت دیگر نیشخند نزد. با لحن جدی گفت:

- برتی، فردا ساعت 10 شب توی خوابگاه باش تا تمرین کنیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

ارباب جان، جان جانان اند اصلا!




Re: حمام عمومي هافلپاف
ارسال شده در: شنبه 16 مهر 1390 16:06
نمایش جزئیات
آفلاین
افکار گلرت

تازه اگه بشه ازین یارو یه چیزی در بیارم، خودمم کلی معروف میشم و پول به جیب میزنم.
بیدل: عزیزم زور نزن، نرود میخ اهنین در سنگ. این یارو هیچی حالیش نیست.
- نه بیدل، باور کن میشه فقط باید از طریق ریتا یه کم رو مخش کار کنم بلکه از آکبندی در بیاد...()
گلرت با همین افکار مثبت اندیشانه و در عین حال بسی دست نیافتنی به سمت حمام عمومی برگشت تا اگه کسی تو صف نبود بره حموم.

نزدیک حمام عمومی

- بدو... نفر بعد برو داخل، هوی کم آب بریز مگه نمیبینی زاینده رود خشک شده؟

- مشکل تو با قبض آبه یا خشک شدن زاینده رود؟
- من ویکتوریام بوقی، اون رز بود.
گلرت همچنان که با خودش فکر میکرد با ورود اصفهانیا به تالار، بزودی تالار جزو خوشه 3 خواهد شد.

در این هنگام گلرت برتیو دید که شلنگ تخته وار در تالار راه میرفت و واسه خودش اواز میخوند:

مراقب گلدون اطلسی باش... یه وقتایی منتظر کسی باش... کسی که چشماش یه کمی روشنه... شاید یه قدری هم شبیه ریتای منه

گلرت: سلام خوشتیپ.
برتی:
- شنیدی ریتا چی گفته؟
- بقیه پرستو ها یه چیزایی میگفتن
- نه منظورم این نیست. ریتا گفته من از کسی خوشم میاد که استعداد خوانندگی داشته باشه...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خدايا كيفيتو فداي كميت نكن
كمتر خلق كن ولي آدمخلق كن

we love hufflepuff
Re: حمام عمومي هافلپاف
ارسال شده در: شنبه 16 مهر 1390 11:30
نمایش جزئیات
آفلاین
سوژه ی جدید

گلرت رفت توی خوابگاه مختلط تا حوله و شامپو و بقیه ی مخلفاتش رو برداره و بره حمام عمومی هافلپاف.
اما وقتی نزدیک حمام شد دید که صف دور و درازی پشت حمام عمومی تشکیل شده.
رفت جلو و از رز که آخرین نفر صف بود پرسید:
- چه خبره؟ چی شده؟ چرا اینجا صفه؟

رز که کلافه شده بود گفت:
- نمی دونم والا. این برتی بی شعور 2 ساعته تو حمومه و بیرون نمیاد. داره برای خودش آواز می خونه. حالا اون هیچی این آب رو هم نمیبنده که. حالا پس فردا پولش میاد من بدبخت اصفهانی باید پولش رو بدم، بعد از اونجایی که منم اصفهانیم و پولش رو نمی دم و ...

گلرت که دید فک رز تازه گرم شده و اگه اونجا وایسه مغزش جویده میشه سریعاً کاکوچ کرد و جیم شد.

از کنار صف یه کمی جلو رفت تا صدای برتی رو بشنوه.

- از وقتی رفت یه روز خوش ندیدم... خواستم دلم یه گوشه ای بمیره ... خسته شدم چه انتظار سختی... یکی بیاد جون منو بگیره... قلب من از تپیدنش خسته شد... نبضم با ضربه های معکوس مرد... قلب من ازخستگی خوابش گرفت... این دل نا امید و مأیوس مرد.

گلرت:

برتی از پشت در داد زد:
- این دیگه آخریش بود. دارم میام بیرون.

با این حرف برتی موجی از شور و شعف هافلیون رو فرا گرفت و عده ای هم با دست و سوت همراهی می کردن.

وقتی برتی بیرون اومد گلرت رفت جلو و با تعجب به برتی گفت:
- تو چقدر وقته داری می خونی؟
- والا من از بچگی هر وقت میومدم حموم می خوندم.
- سلفژ هم کار کردی؟
- ها؟!... هان... سلفه... آره بابا، بیا. اهم اهم.

افکار گلرت

وای اگه بتونم اینو پرورشش بدم یه ستاره ی پاپ میشه. حتی می تونم بفرستمش آکادمی موزیک گوگوش.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
میون یه مشت مرگخوار/ زیر علامتی شوم
توی خ�