۱) برگردان فارسی نام فیلم چه میشود؟ (۲ امتیاز)
فصل ساحره
۲) کتابی که از اول تا آخر فیلم هی از روی آن میخواندند، نامش چه بود؟ (۲ امتیاز)
کتاب سلیمان
۳ ) آیا با پخش چنین فیلم هایی موافق هستید؟ چرا؟ (۵ امتیاز)
خیر در صورتی که بزارید بچه ها برن فیلم مورد نظر رو خودشون دانلود کنن بهتره
۴) چند مورد از نحوه ی کشتن جادوگران در قرون وسطا را بنویسید. (۵ امتیاز)
گیوتین - دار - جزغاله نمودن - کشیدن - لهیدن - سوراخ سوراخ کردن - سقوط از ارتفاع
۵) یک رول جدی بنویسید و خودتون رو در حالیکه شما رو جادوگر یا ساحره شناسختند و دارن میبرن شما رو آتش بزنن و حتما هم بعد از آتش زده شدن خواهید مرد، را توضیح بدهید(۸ امتیاز)
- میشه بپرسم منو کجا دارید می برید؟
سربازان بی اعتنا به لی او را هل می دادند. برای لی شب سختی بود.مجبور بود مسافت بسیاری را از آن دهکده ی کوچک تا قلعه را پیاده بیاید. هرگز باورش نمی شد سربازان به خاطر دستگیری او به آن دهکده ی کوچک که حالا کمپ جادوگران پناهنده شده بود بیایند. هر چقدر به قلعه نزدیک تر می شدند، لی به پاسخ خود نزیک تر می شد.
بوی تعفن همه جا را فرا گرفته بود. اجساد نیمه سوخته اطراف قلعه اقتاده بودند. چقدر زیاد بودند. آن همه زیبایی قلعه که روزی جادوگران و مشنگ ها کنار هم زندگی می کردند حالا تبدیل به کشتار گاهی شده بود که هر سمت و سوی را نگاه می کردی آتشی برافروخته بودند تا به زندگی جادوگران پایان دهند. سربازی به لی نگاه کرد. وقتی ترس را از صورت لی خواند پوزخندی زد.
لی و بقیه گروه را به نزدیک ترین کشتارگاه بردند. از شانس لی او اولین نفر بود. گونی به سرش کردند و ناگهان برای لی همه چی تمام شد. برایش مهم نبود که در آش پرتابش کردند. برایش مهم نبود که شخصی از روی کتاب چیزی خواند. گریه های پدر و مادرش برایش دیگر مهم نبودند. چون او قبلا مرده بود. در آخرین لحظه دارویی را که مادربزرگش به داده بود را استفاده کرده بود. دارویی که مادربزگش به او گفته بود:
-وقتی دیگر هیچ امیدی نداشتی بنوش
۶) چه پیشنهاداتی برای بهتر شدن کلاس دارید؟ ( ۲ امتیاز)
متن تدریس طولانی تر باشه. کلاس بعد از افطار باشه.

۷) تدریس پرفسور دوج بهتر است یا پرفسور ویزلی؟(۳ امتیاز)
هرکی بیش تر نمره بده

۸) نام و نام خانوادگی واقعیتون رو بنویسید! (۳ امتیاز)
مش مملی سیریش صیحت
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج




